دقت داشته باشید که مشاوره قبل از ازدواج به معنای تصمیم گیری روان شناس برای شما نیست

امری بسیار حیاتی قبل از تشکیل کانون خانواده است.
مشاوره پیش از ازدواج می بایست توسط مشاوران مجرب صورت گیرد!

هر چه آموزش ها و مهارت های پیش از ازدواج برای همسر شما کاملتر باشد میزان آرامش و تفاهم شما در زندگی زناشویی بیشتر خواهد شد.

یکی از آموزش های مهم قبل ازدواج مهارت های جنسی و روابط زناشویی است که باید بدرستی مورد بررسی قرار گیرد.

قد همسر، تحصیلات همسر، سن پسر یا دختر و احتمالا اختلاف سنی بین دختر و پسر، قهر و آشتی و خیلی از موضوعات داغ این روزهای ازدواج است.

اختلافات خانوادگی نیز در این میان نقش بسیار پررنگی در تضعیف رابطه دوستی به قصد ازدواج را ایفا می کند.

23 دی 1396 - 18:7
بازدید ها: 71
به سوالات جنسی کودکمان چگونه پاسخ دهیم؟
سکوت همه چیز را بدتر می کند و باعث می شود که این مسائل به شکل تابو درآمده و این پیام را به کودکتان منتقل کنید که در اینترنت و گروه های همسالان به دنبال جواب باشد منابعی که اطلاعات درستی دردست او قرار نمی دهد
هیچ وقت به کودکتان نگویید که اگر بزرگ بشی می فهمی یا این مسائل مربوط به بزرگترهاست این به نوعی پاک کردن صورت مسئله است کودکان کنجکاوند و به هر ترتیب به دنبال پاسخ سوالاتشان خواهند رفت فقدان آموزش جنسی اشتباه است
نیاز به پرحرفی و توضیحات جزئی نیست طبیعی است که شما در صحبت کردن راحت نخواهید بود و نیاز به تمرین دارید اما سعی کنید سوالات را به صورت کلی و علمی توضیح دهید
می توانید از کتابهای آموزش جنسی کودکان نیز استفاده کنید
13 دی 1396 - 18:8
بازدید ها: 168
روانشناس کودک محدوده پاسداران

بازی درمانی

 

انجمن کارشناسان بازی درمانی انگلستان (BAPT) درسال ۱۹۹۲ تاسیس شد تا برنامه‌هایی تنظیم کند و با هدایت کارشناسان بازی درمانی و کارفرمایان آن ها، به ثبت اطلاعات این کارشناسان و ساماندهی آموزش بازی ‌درمانی بپردازد.

آیا کودک من مشکلی  دارد؟    والدین و پرستاران کودکان هنگامی که کودک با مسئله‌ای روبه روست که سبب می شود غمگین، بی قرار، سرکش یا بی‌توجه شود و نتواند از عهده ی انجام کاری برآید، نگران می شوند. ممکن است شما نگران رشد کودک، درستی الگوهای تغذیه، استراحت یا چگونگی برخورد او با خانواده و دوستان یا مشکلات او در مدرسه باشید. هر کودکی، منحصر به فرد است و خلق و خوی ویژه ی خود را دارد. اما گاهی در احساسات و رفتار خود با مشکلاتی رو به رو می شود که زندگی خود و اطرافیانش را دچار اختلال می کند. بعضی از والدین و پرستاران، کمک و راهنمایی دیگران را دیر درخواست می کنند، چون نگران آن هستند که به خاطر رفتار نادرست کودک مورد سرزنش قرار گیرند. احساس مسئولیت نسبت به مشکلات و پریشانی‌های کودک، بخش طبیعی مراقبت از اوست. این واقعیت که شما تعهد دارید آغازگر روند یافتن مشکل و حل آن باشید، بخش مهمی از کمک به کودک تان است.

بازی درمانی چیست؟    بازی درمانی به کودکان کمک می کند تا احساسات منفی و رویدادهای ناراحت کننده‌ای را که نتوانسته‌اند با آن ها کنار بیایند، درک کنند. به جای استفاده از روش های درمانی رایج بزرگسالان مانند گفت و گو و توضیح درباره ی چیزی که سبب ناراحتی آن ها شده است، از بازی برای برقراری ارتباط به شیوه ی خود بهره می گیرند، بدون آنکه احساس کنند دارند بازجویی یا تهدید می شوند.

بازی درمانی چگونه می تواند به کودک من کمک کند؟  بازی برای رشد اجتماعی، احساسی، شناختی، فیزیکی، زبانی و پرورش خلاقیت همه ی کودکان حیاتی است. بازی سبب تحکیم آموخته‌ها در تمامی کودکان و نوجوانان حتی برای آن هایی که در برقراری ارتباط گفتاری مشکل دارند، می شود. بازی درمانی به روش‌های مختلف به کودکان کمک می کند. کودکان از راه بازی، پشتیبانی عاطفی دریافت می کنند و مطالب زیادی درباره ی احساسات و اندیشه‌های خود می آموزند. گاهی تجربه های سخت و آسیب‌زای گذشته را در بازی‌های خود دوباره به نمایش می گذارند تا درک درست تری از آن ها به دست آورند و بتوانند تسلط بیشتری بر آینده داشته باشند. همچنین می توانند بیاموزند که چگونه روابط و کشمکش‌های شان را با  شیوه های ‌بهتری مدیریت کنند. بازی درمانی می تواند نتایجی کلی، مانند کاهش اضطراب و افزایش اعتماد به نفس یا نتایج خاص، همچون تغییر رفتار و بهبود روابط با اعضای خانواده و دوستان داشته باشد.

در جلسات بازی درمانی کودک من چه اتفاقی روی می دهد؟     کارشناس بازی درمانی کودک شما، مجموعه ی بزرگی از اسباب‌بازی‌ها را در اختیار او می گذارد تا اسباب بازی مورد نظرش را از آن میان انتخاب کند. این مجموعه می تواند شامل ابزار نقاشی و کاردستی یا  بازی های نمایشی خلاق، شن و آب، گل، پیکره های کوچک انسانی یا جانوری، ابزارهای موسیقی، عروسک و کتاب باشد. کارشناس بازی درمانی به کودک شما کمک می کند با استفاده از این مجموعه و بدون ارائه ی توضیحات مستقیم گفتاری، به بیان احساسات خود بپردازد.

کارشناس بازی درمانی چه می کند؟     کارشناسان بازی درمانی، در زمینه‌های متفاوت رشد و وابستگی کودک آموزش های جامعی دیده اند. آن ها یاد گرفته اند که چگونه از بازی به عنوان وسیله ای برای درک کودک و برقراری ارتباط با او در زمینه ی احساسات، افکار و رفتارش استفاده کنند. آن ها نخست با دقت به نگرانی‌های شما در مورد کودک تان و خانواده گوش می سپارند. سپس با مراجعه به تجربه های خود، تنش‌های موجود در خانواده را درمی یابند و آن گاه به کودک کمک می کنند تا  به درک درستی از آن ها دست یابد. ممکن است کارشناسان نیاز داشته باشند اطلاعات بیشتری از مدرسه یا دیگر شخصیت‌های بزرگسال پیرامون کودک به دست آورند. توانایی‌ها و نقاط ضعف کودک تان از سوی این کار شناسان ارزیابی می‌شود. کارشناس بازی‌درمانی به شما خواهد گفت که به کودک تان در باره ی بازی درمانی چه بگویید و چگونه به پرسش های او پاسخ دهید. آن ها ممکن است به شکل انفرادی یا با همکاری مجموعه‌ای از کارشناسان به درمان بپردازند و امکان دارد به شما پیشنهاد کنند برای بخش هایی از روند درمان به کارشناسان دیگری مراجعه کنید. این بخش حتی ممکن است کارشناسی برای پشتیبانی از والدین را نیز شامل شود. گاهی‌، کارشناسان بازی درمانی در اتاق بازی کودک و در حضور او با والدین به گفت و گو می پردازند. بعضی ازکارشناسان بازی درمانی که آموزش‌های ویژه‌ای دریافت کرده‌اند، ممکن است به آموزش والدین بپردازند تا با به کارگیری روش های کودک محور، رابطه ای بهتر با کودک خود برقرار کنند.

بازی درمانی چه مدت  به طول می انجامد؟        دوره ی درمانی بعضی از کودکان کوتاه است (به عنوان مثال ۱۲ جلسه). اما در صورتی که مشکلات کودک پیچیده باشد یا مدتی طولانی دچار تنش باشد، به جلسات درمانی بیشتری نیاز خواهد بود. در چنین وضعیتی، بعضی کارشناسان به مدت دو سال یا بیشتر به درمان کودک می‌پردازند. بیشتر جلسات، هفته ای یکبار برگزار می شود و برگزاری منظم آن ها در یک روز ویژه و ساعت و مکان مشخص، در جلب اعتماد کودک بسیار مهم است. جلسات برنامه‌ریزی نشده و نا منظم می تواند پیشرفت درمان کودک را مختل کند.

چرا رابطه ی درمانگر با کودک  از اهمیت بسیار برخورداراست؟   چگونگی رابطه ی میان کودک و کارشناس بازی درمانی بسیار مهم است. کودک باید احساس راحتی و امنیت کند و اطمینان یابد که اورا درک می کنند. این اطمینان دوطرفه سبب می شود هم کودک ساده‌تر بتواند افکار و احساسات خود را بروز دهد وهم درمان کارآمدتر  باشد. ضروری است کودک شما بداندکه شما نیز با کل فرآیند درمان  موافق هستید.

آیا جلسات محرمانه خواهند ماند؟         بیشتر اطلاعاتی که در باره ی کودک و خانواده ارائه می شوند، محرمانه باقی می مانند. کارشناس بازی ‌درمانی ممکن است با اجازه  شما، این اطلاعات را به همکاران و افراد کارشناس دیگر ارائه کند و از آن ها مشاوره بگیرد. اگر او نگران آن باشد که کودک مورد آزار قرار گرفته است یا به دیگران یا خودش آسیب می رساند،  باید اطلاعات خود را باکارشناسان دیگر در میان بگذارد. آن ها در این زمینه نخست با والدین مشورت خواهند کرد. کارشناس بازی ‌درمانی به طور منظم به برگزاری جلسه با والدین می‌پردازد تا نتایج این نشست ها و جلسات بازی‌درمانی را ارائه کند و به بررسی تغییرات و بهبودهایی که آن ها در خانه مشاهده کرده‌اند، بپردازد. هر چند آن ها جزئیات بازی کودک تان را برای شما فاش نخواهند کرد. این کار برای جلب اعتماد کودک و ایجاد احساس امنیت در رابطه ی او با کارشناس بازی‌درمانی اهمیت زیادی دارد.

والدین چگونه می توانند کمک کنند؟

  • نقش شما در پشتیبانی از کودک تان در روند بازی ‌درمانی بسیار مهم است.
  • ثابت ‌قدم باشید و کودک تان را تشویق کنید در جلسات به طور منظم حضور یابد.
  • از کودک تان نپرسید در جلسات چه می گذرد. با این کار کودک را تحت فشار قرار می دهید تا مسائلی را توضیح دهد که خودش نیز در فهم آن ها مشکل  دارد.
  • از کودک خود نخواهید که مودب باشد و رفتار او را زیر ذره بین نگذارید.
  • درمان برای «خوب بودن» یا «بد بودن» نیست .کودک  شما باید در بیان احساسات "بد" خود بدون سانسور و آزاد باشد.
  • پافشاری نکنید که کودک مسئله ی خاصی را بیان کند. زمان بازی‌درمانی، زمان ویژه ی کودک و کارشناس بازی‌درمانی است و آن ها باید در بیان احساسات به شیوه ی خود آزاد باشند. دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را در جلسه ی جداگانه‌ برای کارشناس بازی‌درمانی مطرح کنید.
  • بازی ممکن است لباس‌های کودک را کثیف کند. بهتر است هنگام بازی لباس‌های کهنه ی کودک را  به او بپوشانید تا اضطرابش به حداقل برسد.
  • در هر جلسه ی درمان ممکن است رفتارهایی رخ دهد که اوضاع را بدتر از پیش کند. اگر در مورد خاصی نگرانی دارید، آن را با کارشناس بازی‌درمانی در میان بگذارید. می توانید هر سوالی که ذهن تان را مشغول می کند، در دوره ی اجرای بازی‌درمانی از کارشناس بپرسید.

 

10 دی 1396 - 14:18
بازدید ها: 70
ویژگی های درمان بین فردی درمان بین فردی یک درمان کوتاه مدت و اختصاصی درمان بین فردی متمرکز بر اینجا و اکنون درمان بین فردی متمرکز بر مشکلات میان فردی تمرکز درمان بین فردی بر روابط متقابل بین خلق و رویدادهای زندگی
9 دی 1396 - 18:29
بازدید ها: 35
دسته بندی : درمانی

دکتر الهام اسبقی

روانشناس بالینی

02122795703

به وجود آمدن اختلاف و تعارض بین زن و شوهر امری طبیعی است. به دلیل ماهیت تعامل زوج¬ها گاهی اوقات پیش می¬آید که اختلاف نظر روی می¬دهد و در نتیجه زوج¬ها نسبت به همدیگر احساس خشم، ناامیدی و نارضایتی کنند. بنبراین در ازدواج باید فرض را بر این گذاشت که بروز تعارض جزئی از رابطه¬ی زناشویی و زندگی مشترک است، بنابراین زن و شوهر باید یاد بگیرند که تعارض¬های خود را حل کنند تا خوشبخت شوند (الیس، 1995، ترجمه¬ی صالحی،1375)
تعارض بین¬فردی به عنوان، نوعی تعامل که در آن اشخاص تمایلات، دیدگاه¬ها و عقاید متضادی را بیان می-کنند، تعریف می¬شود که بعضی محققان آن را رخدادی عادی در زندگی زناشویی می¬دانند. تعارض همیشه منفی نیست بلکه روشی که زوج¬ها برای مدیریت تعارض خود به کار می¬برند، ممکن است بر رابطه تاثیر منفی داشته باشد.
زوجینی که می توانند تعارضات موجود در رابطه را با به کارگیری روش¬های مثبت و استفاده کمتر از تعاملات منفی مدیریت کنند، فضایی ایجاد می¬کنند ک در آن فرصت بیشتری برای خودافشایی و توافق در مورد مشکلات خانواده خواهند داشت
تحقیقات نشان داده است که روابط مشکل¬دار، منجر به مشکلاتی در سلامتی جسمی و روانی می¬شود. به علاوه بین مشکلات زناشویی و نشانه¬های افسردگی رابطه وجود دارد که هر یک از اینها عوامل خطرناکی برای بیماری محسوب می¬شوند، لذا کیفیت روابط زناشویی پیش بینی کننده¬ی مهمی برای سلامت به حساب می¬آید (تروکسل،2006)
دلیل مراجعه¬ی همسران برای درمان، اغلب تعارض است. ویژگی بارز چنین همسرانی آن است که وقتی طرف مقابلشان رفتاری نشان می¬دهد، آنها شروع به ذهن¬خوانی می¬کنند. وقتی درمانگر با چنین زوج¬هایی صحبت می-کند، روشن می¬شود که زوج¬ها میزانی از تعارض را تجربه می¬کنند. تعارض مقداری از انرژی رابطه¬شان را می-گیرد. در این موقع ممکن است لازم باشد زوج¬ها یاد بگیرند تا به جای اینکه ذهن همدیگر را بخوانند چیزهایی را در بیرون با یکدیگر وارسی کنند( پترسون، 2002)
نظریه “سیستم‌های خانواده” زمانی نظریه غالب در این حوزه بود و هنوز هم به عنوان یک راهنمای کلی برای زوج‌درمانگرها تاثیرگذار است. این نظریه بر الگوهای ارتباط، کنش و واکنش که محیط خانواده را ایجاد و تقویت می‌کنند، تاکید دارند. در یک زوج ناشاد، این سیستم در برابر تغییرات مقاومت می‌کند، زیرا به یک تعادل ناسازگارانه رسیده است، درست به همان صورتی که علائم شخصی ممکن است در برابر تغییرات مقاومت کنند، زیرا باعث می‌شوند تعادل عاطفی فرد حفظ شود. زوج ممکن است به طور ناآگاهانه قواعدی برای خودشان گذاشته باشند که درست عمل نمی‌کند. درمانگر به زوج کمک می‌کند که از وجود این قواعد و الگوها آشنا شوند تا بتوانند آنها را تغییر دهند.
هنگامی که دو نفر به خوبی چه به صورت کلامی و چه غیرکلامی، ارتباط برقرار نمی‌کنند، هر یک از آنها ممکن است فکر کند که طرف مقابلش اصول معینی را پذیرفته است، در حالی که این طور نیست. برای مثال شوهر فکر می‌کند زنش پذیرفته است که او تا هر زمانی که فکر می‌کند ضروری است، می‌تواند سر کار بماند، اما زن فکر می‌کند که شوهرش بدون اظهار این مسئله، پذیرفته است که در هنگام شام در خانه باشد. این وعده‌های اظهارنشده سوء‌تفاهم‌انگیز که ناشی از مشکل ارتباطی طرفین است، ممکن است امور جنسی، وضعیت مالی خانواده یا تعداد فرزندان را در برگیرد.
درمانگرانی که بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده عمل می‌کنند، اغلب از مفهومی به نام “پیوند دوسویه”استفاده می‌کنند، موقعیتی که هنگامی ایجاد می‌شود که طرفین یک زوج پیام‌های متناقض به هم می‌فرستند – پیامی که آن را بیان می‌کند و پیام متناقضی که از طریق ارتباط خاموش عاطفی اظهار می‌کنند. زوج اگر بخواهند تا رابطه خود را حفظ کنند،‌ نباید این تناقض را بپذیرند یا به مقاصد پنهانی آن پاسخ دهند. درمان بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده برای آشکار کردن و حل کردن مشکلاتی از این نوع طراحی شده‌ است.
در زوج درمانی عقلانی ـ هیجانی الیس عقیده بر آن است که هر یک از زوجین باید جداگانه درمان و مشاوره شوند، بنابراین برای مشاوره زناشویی نیازی نیست که آنها به طور همزمان و مشترک مراجعه کنند به نظر درمانگران با این رویکرد زن و شوهر ممکن است از اینکه اطلاعاتی را در درون خود دارند فاش کنند، واهمه داشته باشند و آن را مطرح نسازند. اگر زن و شوهرها فقط در جلسات مشترک کار کنند این احتمال وجود دارد که بسیاری از حقایق زندگی زناشویی مخفی بماند(الیس،1989)

2 بهمن 1396 - 14:43
بازدید ها: 27

احتمالا درباره دعواهای دارو دسته نوجوانان،بزهكاری جوانان،رفتار تبهكارانه،ومصرف مواد مخدر مطالبی را خوانده یا شنیده اید.بسیاری از جوانان درگیر در این فعالیت های تبهكارانه به اختلال سلوك مبتلا هستند،اختلالی كه با تجاوز مكرر ومستمر به حقوق دیگران مشخص می شود.افراد مبتلا به اختلال سلوك،حقوق دیگران وهنجارها یا قوانین جامعه را نقض میكنند.از جمله رفتارهای بزهكارانه شامل:دزدی،مدرسه گریزی،فرار كردن از خانه،آتش افروزی،تجاوز جنسی و………..است
طبقه بندی

هرچند نه همه كودكان،ولی بسیاری از آن ها قواعد اجتماعی یا خانوادگی را شكسته اند یا نسبت به بزرگسالان قدرتمند،نافرمانی كرده اند.ولی مسلما هیچكس نمیتواند تمام كودكان را دارای اختلال سلوك بخواند.
براساس DSM_IV شكل های اساسی اختلال در سلوك شامل مواردی از تكرار و اصرار در الگویی از رفتار هستند كه تخطی از حقوق اساسی دیگران وهنجارهای اجتماعی متناسب با سن را شامل میشود.مشكل در موقعیت خاص نیست بلكه نوع رفتار با همسالان است.شكل كلی اختلال سلوك، پرخاشگری جسمانی،اعمال شكلی از ظلم،آسیب رساندن به اموال دیگران یا آتش افروزی است.
دزدیدن،دروغگویی واغوای دیگران مسایلی است كه كودكان با اختلال های سلوك بدان شناخته شده اند.

حداقل 3مورد از موارد زیر باید طی 12 ماه گذشته ارایه شده باشد یا حداقل یك بار در 6 ماه گذشته:
_پرخاشگری نسبت به مردم یا حیوانات
_غالبا زورگویی،تهدید كردن وترساندن دیگران
_غالبا آغاز كردن درگیری های فیزیكی
_انجام بی رحمی جسمانی نسبت به مردم و حیوانات
_تخریب دارایی و اموال
_آتش افروزی عمدی با هدف خسارت رسانی جدی
_تخریب عمدی اموال دیگران
_فریب یا دزدی
_شكستن و تخریب اتومبیل_ساختملن یا منزل شخصی
_دزدیدن چیزهای با ارزش بدون رویارویی
_نقض جدی قواعد
_غالبا شبها را بیرون ماندن علی رغم منع والدین(بیش از 13سالگی اغاز می شود)
_فرار از خانه به طور شبانه روزی حداقل دوبار در طول زندگی با خانوادگی
DSM بین كودكی بیش از ده سالگی وبعد از ده سالگی تفاوت میگذارد وسه سطح عمیق،میانه وعادی را تعیین می كند. بیان برون ریزی رفتار یك ضایعه جدی نیست زیرا به اختلال نافرمانی خودسرانه مربوط است.
اختلال نافرمانی خودسرانه در چندین شكل به اختلال در سلوك شباهت دارد.به هرحال ،از انجایی كه اختلال های سلوك اساسا با تخلفات جدی از حقوق اساسی دیگران سروكار دارد،اختلال نافرمانی خودسرانه شامل الگویی از منفی گرایی ،دشمنی ورفتار تؤام با بدگمانی است كه حداقل 6ماه دوام داشته باشد.
در مجموع نوجوانانی كه از نظر سلوك دارای اختلال هستند اغلب تكانشی بوده ودارای نیاز بالا برای تحریك، همدلی پایین و رشد اخلاقی كم ودارای مشكل در روابط بین فردی می باشند.
افراد مبتلا به اختلال سلوك چه كسانی هستند؟
مشكلات سلوك در جمعیت عمومی شایع است و مخصوصا در بین نمونه هایی كه در كلینیك های كودكان دیده میشوند. مشكلات سلوك غالبا در بین كودكان مبتلا به اختلال وجود دارد.با میزان گسترشی از 2% تا 9%برای كودكان مبتلا به اختلال سلوك وهنگامی كه از نوجوانان خواسته میشود تا از تجربیات خود گزارش دهند نتایج ان هشدار دهنده است.بیش از 50% سرقت را می پذیرند و45% نیز تخریب اموال را قبول دارند.در شیوع اختلال سلوك پسرها ودخترها متفاوت هستند.بیان دقیق سهم جنسیت در شیوع اختلال ها به منظور تصمیم گیری دشوار است زیرا شاخص های تشخیصی متنوع و انواع مختلف سنجش ها مورد استفاده قرار میگیرد.با وجود این تخمین زده میشود از 1/3 تا1/7 اختلال های سلوك در بین (مذكر ومؤنث) مشترك است.تفاوت های جنسی در سن شروع اختلال سلوك اشكار هستند.در صورتی كه بیشتر پسر ها شروعی قبل از 10سالگی دارند،شروع در دخترها در بین سالهای 13_16 سال قرار داشت.سن اولیه شروع به عنوان یك پیش اگهی ضعیف دیده شده است.اگرچه فرهنگ و اجتماعی شدن در رشد وتصریح اختلال های سلوك نقش ایفا میكنند ولی این اختلال در تمام دنیا یافت میشوند.به عنوان نمونه 9درصد از پسرها و6/4 درصد از دخترها در نیوزیلند الگوهای رفتاری ضداجتماعی مزمن دارند.

علت چیست؟
پردازش شناختی در اختلال های سلوك
عواملی كه غالبا همراه با خطر اختلال های سلوك هستند شامل خصیصه های فردی كودك،والدین كودك، الگوهای تعامل بین كودك و والدین او می باشد.پژوهشگران دریافتند كه مشكلات تحصیلی وذهنی ،اختلال سلوك را پیش بینی میكنند.نوجوانان پرخاشگر اغلب نقائص شناختی را نشان میدهند.آن ها فاقد مهارت های حل مسئله هستند.در توانایی ارایه حل مسائل چندگانه نمره پایین كسب میكنند.همچنین به نظر میرسد در زمینه تفكر درباره راه حلهایی كه دیگران به عنوان پرخاشگر از آن یاد میكنند میرسد بیشتر شبیه به كودكانی فاقد اختلال باشند اما در زمینه تفكر پیرامون راه حل های خاص اجتماعی ومشكلات میان فردی شباهت كمتری به یك دیگر دارند.
یافته های پژوهش منجر به این نتیجه شدكه كودكان پرخاشگر سوگیری كینه توزانه دارند:وقتی وضعیت مبهم است ان ها تمایل دارند انگیزه های منفی خود را به دیگران نسبت دهند.این تحریف ممكن است بعدا كودك را به سوی اعمال تلافی جویانه بكشاند ومنجر به چرخه معیوب گردد.
عوامل ژنتیكی
برای تعیین سهم عوامل ژنتیكی لازم است داده های طولی درباره مجموعه زیادی از دوقلوها ی یك تخمكی و دوتخمكی در اختیار داشت وان ها را تجزیه وتحلیل كرد. نتایج نشان داد كه زمینه زیست شناختی برای رفتار ضد اجتماعی پرخاشگری بزرگسالان و اختلال سلوك وجود دارد.همچنین مؤلفان نتیجه گرفتند محیط خانه ناسازگار همراه با زمینه زیست شناختی تعامت رفتار ضداجتماعی،پرخاشگری و اختلال سلوك افزایش یافته را پدید می اورد.مطالعاتی كه بر روی دوقلوها انجام میشود مخصوصا انهایی كه پرخاشگری را مورد بررسی قرار داده ،هیچ الگوی ژنتیكی استواری درباره پرخاشگری گزارش نداده است.در عوض سهم عوامل ژنتیكی در رفتار ضداجتماعی به شكل اشكاری وجود دارد وتعداد اندكی از بزرگسالان بزهكار به اثبات رسیده است.براساس مطالعات مختلف اخیر احتمالا عناصر ژنتیكی در اختلال های سلوك وجود دارند.

نقش خانواده
خانواده زمینه نخستین اجتماعی شدن كودكان است. چهار الگوی متقابل در خانواده های نوجوانان با اختلال های سلوك شایع است:انحراف والدین،عدم پذیرش والدین واجبار،فقدان نظم و نظارت بر كودكان و اختلافات زناشویی وطلاق.والدین كودكان با اختلال های سلوك اغلب خودشان غیر سالم،ناسازگار،عصبانی هستند وبرخی اوقات رفتار جنایت كارانه از خود نشان میدهند.اختلاف زناشویی آشكار میتواند سبب رفتار نافرمان در كودكان گردد.
در نهایت میزان بالای طلاق با اختلال های سلوك مرتبط است،ولی طلاق ممكن نیست خودش به تنهایی عاملی برای ایجاد مشكل باشد.
چگونه درمان كنیم؟؟
بسیاری از شیوه های مؤثر شامل برنامه های نظام_گسترده در مدرسه یا جامعه است. آموزش والدین با رویكرد شناختی _رفتاری در زمینه تعامل كودك_والد از جمله این روش هاست.آموزش دادن والدین از دیگر رویكردهای مورد استفاده برای درمان است.در درمان كنش محوری خانواده،والدین مستقیما مهارت هایی را برای اداره كردن كودكانشان می آموزند.
موفقیت درمان زمانی بیشتر است كه مشكل كودكان زود شناسایی شده واین احتمال برای خانواده هایی كه فشار روانی كمتری دارند واز وضعیت اجتماعی_اقتصادی خوبی بهره مند نیستند بهتر می باشد.در درمان شناختی_رفتاری هدف این است كه به كودكان توقف تفكر ودرگیر شدن منطقی در حل مساله را پیش از درگیرشدن در یك عمل به طور تكانشی اموزش دهد.درمانگر از تكالیف منزل نیز ارزیابی به عمل می آورد.برای كودكان فرصت هایی را در زمینه عمل به مهارتهای جدید در موقعیت های تحریك آمیز فراهم كرد وبه انها برای بهبودیشان پاداش داد.
كار trembley وهمكارانش در مونترال كانادا 1990 یك مثال در این زمینه است.این تیم پژوهشی یك برنامه دو ساله مداخله برای پسران پرخاشگر ودارای تناقض رفتاری در كودكستان كه از خانواده های كم درآمد بودند به اجرا گذاشتند.اقدام شامل آموزش والدین ورشد مهارتهای اجتماعی كودك بود.تغییرات اساسی پدید آمده بهد از سه سال شامل كاهش دعوا ورفتار بزهكارانه را نشان میداد وموازی با آن بازداشت ها میزان كمتری پیدا كرد

دکتر اسبقی

روانشناس بالینی

02122795703

2 بهمن 1396 - 14:36
بازدید ها: 17

اختلال اضطراب اجتماعی، که به فوبی اجتماعی هم معروف است. چهارمین اختلال شایع روانپزشکی پس از اختلال افسردگی اساسی، سوء مصرف الکل و فوبی اختصاصی می باشد. شیوع آن در سراسر ایالات متحده، براساس ارزیابی از بین 9000 تن از افراد غیر موسسه ای 1/12% ولی آمار محافظه کارانه تر شیوع آن را در 4% جامعه می داند (نرو، رائی، رابینز و ریجیر، 2002). وقتی که اختلال اضطراب اجتماعی برای نخستین بار به عنوان یک طبقه تشخیصی در سال 1980 در DSM-III وارد شد، تصور می شد که کمترین تداخل را با عملکرد روزانه افراد داشته باشد.
تحقیقات نشان داده است که اختلال اضطراب اجتماعی بر عملکرد تحصیلی، شغلی و روابط کلی اجتماعی افراد بخاطر ترسهایشان اثر نامطلوب می گذارد (اشنایر و همکاران، 1994؛ ترنر، بیدل، دانکو و کینر، 1986).
اختلال اضطراب اجتماعی اکثراً در اوایل کودکی یا نوجوانی شروع می شود (اشنایر، جانسون، هَرینگ، لی بوتیز و ویسمن، 1992) و یک دوره بدون وقفه را طی می کند.
در حدود 80-70 درصد افراد دارای اختلال اضطراب اجتماعی تشخیص های دیگر برای اختلالهای همایند مانند خوبی اختصاصی، اگورافوبیا، افسردگی اساسی و سوء مصرف و وابستگی به الکل دریافت می کنند (مگی و همکاران، 1996؛ اشنایر وهمکاران، 1992). در مقایسه با افراد دارای اختلال اضطراب اجتماعی ساده، افراد دارای اختلال اضطراب اجتماعی و اختلالهای همایند میزان بیشتر تلاش برای خودکشی دارند و اغلب از داروی بیشتری برای کنترل نشانه هایشان استفاده می کنند (مگی وهمکاران، 1996؛ اشنایر و همکاران ، 1992).
مدل شناختی رفتاری اختلال اضطراب اجتماعی
رپی و هیمبرگ (1997) یک مدل جامع شناختی رفتاری ارائه دادند که تبیین می کند چگونه افراد دارای اختلال اضطراب اجتماعی پردازش اطلاعات می کنند وقتی که با موقعیتی روبرو می شوند که بالقوه واحد ارزیابی منفی است. پردازش زمانی شروع می شود که فرد مضطرب در حضور عده ای می باشد. اشخاص مضطرب این عده را به عنوان منتقد (مثلاً، کیری، کواسکی و کمپل، 1988) و کسانی که معیارهای متفاوت دارند در نظر می گیرند (مثلاً، والاس و آلدن، 1991). تروئر و گیلبرت (1989؛ گیلبرت، 2001) همچنین پیشنهاد می کنند که افراد از نظر اجتماعی مضطرب حضار را به چشم رقیب می نگرند. بر طبق نظریه روانی زیستی / بوم شناختی آنها، دو سیستم در شکل گیری گروه های اجتماعی و حفظ نظم و ترتیب در آنها نقش داشته اند. سیستم دفاعی دارای نقش های بالا دست و زیردست در گروه های اجتماعی است. افراد به صورت سلسله مراتبی رتبه بندی شده اند و هدف نهایی داشتن حالت مسلط است زیرا سطوح بالاتر در سلسله مراتب با دسترسی بیشتر به منابع (مثلاً ، امکانات، غذا) مربوط می شوند. برعکس در سیستم ایمنی، تعاملات اجتماعی اعضاء گروه علامت های اطمینان تجلی و تقویت مثبت بجای تهدید برای حفظ ساختار نشان می دهند. در نتیجه، این کمتر باعث اضطراب اجتماعی بین اعضاء می شود، لزوم حفظ یک حالت فوری مقایسه اجتماعی را کاهش می دهد، در یک جوّ کمتر تهدید کننده و بیشتر مشارکتی را تشویق می کند.
تروئر و گیلبرت پیشنهاد می کنند که هرکس به هر دو این سیستم ها دسترسی دارد، امّا افراد از لحاظ اجتماعی مضطرب بیشتر مستعد استفاده از سیستم دفاعی هستند، حتی وقتی که جوّ اجتماعی تهدید کننده نباشد. بنابراین، افراد از لحاظ اجتماعی مضطرب سایرین را به چشم رقبای تهدید کننده ای می نگرند که قصد تسلط بر آنها را دارند. برای مثال، یک مراجع که از رقصیدن در جمع اجتناب می کرد، پس از پیشرفت و تغییر نگرش، رقصیدن را به عنوان یک فرصت برای مردم برای شادی و باهم بودن باز مفهوم سازی کرد بجای اینکه آن را رقابتی بداند که در آن هرکس قضاوت می کند و از مهارتهای دیگری انتقاد می نماید.
با وجود حضار، افراد از لحاظ اجتماعی مضطرب یک بازنمایی ذهن می سازند که به نظر این مردمان دیگر، آنها چطور بنظر می رسند. این بازنمایی ذهنی از خود موجب تشکیل تصاویر منفی و تحریف شده می گردد که در آن خود از دیدگاه یک ناظر دیده می شود (هاک من، سورای وکلارک، 1998).
اعتقاد به اینکه آنها برای سایر مردم غیر قابل پذیرش هستند، اینکه سایر مردم انتقاد آمیز هستند، و اینکه ارزیابی دیگران فوق العاده مهم است باعث می شود که افراد اختلال اضطراب اجتماعی گوش بزنگی بیش از حد برای عدم تأیید از طرف دیگران داشته باشند (مثلاً، اخم کردن، خمیازه کشیدن) و جنبه هایی از رفتار یا ظاهر خودشان ممکن است از طرف دیگران موجب ارزیابی منفی شود (مثلاً، تفسیر بی جا، لباس پوشیدن نامناسب، به وضوح تکان خوردن).
کلارک و ولز (1995) تأکید می کنند که در موقعیت های اجتماعی، افراد از لحاظ اجتماعی مضطرب ممکن است درگیر رفتارهای ایمنی شوند. رفتارهای ایمنی اساساً رفتارهایی هستند که شخص انجام می دهد تا تلاش کند از پیامدهای منفی که او می ترسد اجتناب کند. مثلاً شخصی که از لرزش دست هنگام نوشیدن قهوه می ترسد، ممکن است فنجان را محکم بگیرد، به امید اینکه از لرزش قابل مشاهده جلوگیری نماید. چنین اعمال جبرانی توسط افراد با اختلال اضطراب اجتماعی مفید در نظر گرفته می شود، امّا این رفتارها اغلب پیامد ـ در این مورد لرزش ـ را با احتمال بیشتری ایجاد می کند (کلارک و ولز، 1995).

دکتر اسبقی

روانشناس بالینی

02122795703

 

2 بهمن 1396 - 14:33
بازدید ها: 14