شخصیت

دسته بندی : آموزشی

تعریف واقعیت درمانی كه مبدع آن گلاسر ( 1986 ) است از بسیاری جهات به گشتالت درمانی و درمان مراجع – محوری شباهت دارد . در همه ی نظریه های یاد شده نحوه ی دریافت واقعیت از سوی مراجع و شیوه ی ارزشیابی درونی او از واقعیت مورد تاكید قرار می گیرد . به نظر گلاسر ، مراجع در دنیای بیرونی ( دنیای واقعی ) و درونی خود زندگی می كند و دنیای واقعی بر رفتار فرد تاثیر نمی گذارد ، بلكه دریافت و ادراك او از دنیای واقعی بر رفتار او تاثیر گذار است . انسان آزاد است و توان انتخاب دارد و باید مسئولیت پیامد انتخاب های خود را به عهده بگیرد .
در این روش درمانی ، مواجه شدن با واقعیت ، مسئولیت پذیری و ارزشیابی در مورد رفتار های درست و نادرست مورد تاكید قرار می گیرد . فرد نه تنها در مقابل اعمال خود ، بلكه در برابر تفكرات و احساسات خود نیز مسئول است . فرد قربانی گذشته و حال خود نیست ، مگر این كه خود بخواهد . رویكرد گلسر یك رویكرد نسبتا صریح است كه به توان مراجع برای پرداختن به نیازهایش از طریق یك روند منطقی یا واقع بینانه اعتماد دارد .
واقعیت درمانی که امروزه توسط درمانگران در سراسر دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد بر این فرض استوار است که ما در برابر رفتاری که انتخاب می‌کنیم، مسئولیم و به دلیل این که تمامی مشکلات ما در زمان حال وجود دارند، واقعیت درمانی زمان بسیار اندکی را به گذشته اختصاص می‌دهد. گلاسر معتقد است که تنها چیزی که ما قادریم آن را کنترل کنیم رفتار کنونی ماست. ممکن است که گذشته در آنچه هم اکنون هستیم تاثیرگذار بوده باشد اما ما قربانی گذشته نیستیم مگر این که خود اینگونه انتخاب کنیم.
واقعیت درمانی بر حل مشکلات و کنار آمدن با واقعیات جامعه از طریق انتخاب‌های موثر متمرکز بوده و درمانگران این مکتب توجه زیادی به تغییرات رفتاری مراجعین برای برآوردن نیازهای آنها دارند. انسانها می‌توانند از طریق به تجربه درآوردن نیازها و خواسته‌هایشان کیفیت زندگی خود را بهبود ببخشند.

تنها زمان حال اهمیت دارد
تمركز این نظریه بر زمان حال و تفهیم ( این نكته ) به اشخاص است كه آنها اساسا” كنشهای خود را در تلاش برای ارضای نیازهای اساسی انتخاب می كنند . اگر موفق به این كار نشوند ، رنج می برند و باعث رنج دیگران می شوند . وظیفه ی درمانگر آن است كه آنها را به سوی انتخاب های بهتر و مسئولانه تر كه تقریبا همیشه وجود دارد سوق می دهد .
واقعیت درمانی برآن است كه اشخاص دو نیاز اساسی دارند كه اگر ارضا ء نشود باعث درد می گردند . آن دو نیاز عبارتند از :

1- نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن.

2- نیاز به احساس ارزشمند بودن برای خود و برای دیگران .

نیاز به احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن شامل تمام اشكال محبت ، از دوستی تا عشق والدینی است . هر كسی نیازمند آن است كه محبت را در طول زندگی احساس كند . لازم است كسی را دوست بداریم و احساس كنیم مورد محبت هستیم . وقتی نتوانیم نیاز خود را به محبت یا عشق ارضاء كنیم ، از اضطراب ، ملامت خود ، افسردگی و خشم و احتمالا كناره گیری از جامعه رنج خواهیم برد . واقعیت درمانی بر این فرض مبتنی است كه در سراسر زندگی ، یك نیاز روانی وجود دارد : نیاز به هویت كه شامل نیاز به احساس منحصر به فرد بودن ، مجزا بودن و متمایز بودن است . نیاز به هویت به عنوان محرك رفتار ، در تمام فرهنگ ها عمومیت دارد .
نظریه ها و عقاید فلسفی اصلی واقعیت درمانی آن است که آدمی نهایتاً خود تعیین ساز (‌خود مختار ) است . ضمناً گفته می شود که :
(1) هرچند ممکن است فشارهای روانی درونی و برونی با عملکرد هیجانی فعلی مراجع رابطه مستقیم داشته باشد . اما در طولانی مدت ،‌مددجو خود پیرو و مسئول است ،‌

(2) هر چه را مدد جو انجام می دهد ،‌ در جهت ارضای نیازهای اساسی خود در زمینه بقا ، تعلق ،‌ قدرت ،‌شوخی ،‌ سرگرمی ، آزادی و در نهایت برای کنترل زندگی خویش می باشد .

واژهای کلیدی نظریه واقعیت درمانی

ارزش به خود : یعنی افراد رفتار خود را در صورتی که نباشد ارزیلبی کنند و کاری در جهت اصلاح آن انجام دهند .
استقلال : قدرت صرف نظر کردن از حمایتهای محیطی و جایگزینی آن با حمایتهای روانی درونی فرد ،‌در واقع قدرت روانی برای روی پای خود ایستادن .
تعهد : پس از قضاوت ارزشی مراجع درباره رفتارش و تصمیم به تغییر آن واقعیت درمانگرا از او تعهد می گیرد که برنامه را اجرا کند .
مسئولیت : یعنی شخص نیازهای خود را ارضا کند و آن را به گونه ای انجام دهد که دیگران را از توانایی برای ارضای نیازهایشان محروم نسازد .
رفتار کنونی : در واقعیت درمانی گفته می شود که چون رفتار گذشته فرد را نمی توان تغییر داد بنابراین رف تار فعلی او اهمیت دارد . به رفتار فرد بیشتر از هیجانات ،‌ نگرشها و احساساتش اهمیت داده می شود . تاکید بر آن است که کنترل رفتار فرد ساده تر و عملی تر از هیجان ،‌ احساس نگرش است .
هویت : منظور از هویت شیوه نگریستن به خود به عنوان یک اندازه و در ارتباط با دیگران است . تقریباً همه افراد بیشتر درگیر تلاش برای مورد پذیرش قرار گرفتن هستند . تا درگیر انجام دادن یک کار .
هویت موفق : یعنی خود را توانا ، لایق و با ارزش دانستن ،‌قدرت تغییر محیط ، نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن .
هویت شکست : عدم توانایی در ایجاد رابطه نزدیک و شخصی با دیگران ،‌عدم عملکرد مسئولانه ،‌احساس درماندگی ،‌ ناامیدی و بی ارزشی .
تعلق:یادگیری همکاری به صورت یک واحد مثل زندگی زناشویی،خانواده،تیم ورزشی
قدرت:به معنای بهره کشی از دیگران نیست بلکه به معنای پیشرفت و سازندگی و دستاورد است که منجر به حس کنترل می شود.
لذت:نیار به پیشرفت را متعادل می کند زندگی برای لذت بردن است نه به معنی رنج کشیدن.
آزادی:عمل کردن به شیوه انسانی مستلزم فرصت انتخاب و عملکرد به اراده خودمان

مطالب مشابــه :

نظرات (0)
2 بهمن 1396 - 14:29
بازدید ها: 31

نظرات شما

نظرتون در مورد پست شخصیت چی هست ؟

  • Captcha
لطفا به نکات زیر توجه نمایید :
نظرات شما بعد از بررسی توسط پزشک و تایید نمایش داده می شود.
لطفا از بکار بردن کلمات غیر اخلاقی و به دور از فرهنگ ایرانی - اسلامی خودداری فرمایید.