لیست تمامی بیماری ها به همراه علائم و نحوه درمان:

لیست بیماری ها به ترتیب الفبای فارسی
آميوتروفيک‌ لاترال‌ اسکلروز - Amyotrophic lateral sclerosis
نام های دیگر: ALS, amyotrophic lateral sclerosis,Lou Gehrig's disease،لو گهريگ
  • معرفی
  • علائم
  • درمان

معرفی

بيماري اسکلروز جانبي آميوتروفيک (به انگليسي: Amyotrophic lateral sclerosis) (به صورت مخفف: ALS) يا بيماري لو گهريگ (به انگليسي: Lou Gehrig's Disease) يک بيماري نورون‌هاي حرکتي يا (MND يا Motor Neuron Disease) است که موجب تخريب پيشرونده و غيرقابل ترميم در دستگاه عصبي مرکزي (مغز و نخاع) و دستگاه عصبي محيطي مي‌شود. اسکلروز جانبي آميوتروفيک شايعترين بيماري نورون‌هاي حرکتي (MND) مي‌باشد؛ بنابراين اين بيماري هم علايم نورون محرکه فوقاني و هم نشانه‌هاي نورون محرکه تحتاني را ايجاد مي‌کند. در حقيقت در ALS نشانه‌هاي فلج مرکزي و محيطي تواماً ايجاد مي‌شود.
اين بيماري منجر به از دست رفتن تدريجي عملکرد عضلات (به ويژه عضلات مخطط) مي‌گردد و با تضعيف ماهيچه‌ها بتدريج فرد به فلج عمومي مبتلا مي‌شود. به طوري که توانايي هرگونه حرکتي از شخص سلب خواهد شد. معمولاً مبتلايان به اين بيماري مدت زمان زيادي زنده نمي‌مانند. اگر چه اين مدت براي استيون هاوکينگ بين 2 تا 3 سال پيش‌بيني شده بود، اما او علي‌رغم همه مشکلات و ناراحتي‌ها همچنان به زندگي خود ادامه مي‌دهد و براي فرارسيدن مرگ لحظه‌شماري نمي‌کند. بيماران مبتلا به اين بيماري معمولاً دچار ناتواني‌هاي حرکتي شده و 3 تا 5 سال پس از ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست مي‌دهند. اگر چه 20 درصد اين بيماران تا 5 سال و 10 درصد آن‌ها تا 10 سال زنده خواهند ماند. در اين بيماري دستگاه عصبي مرکزي و ماهيچه‌ها بويژه ماهيچه‌هاي دست، پا، ساعد، سر و گردن به شدت صدمه مي‌بينند.

علائم

از جمله نشانه‌هاي شايع اين بيماري دشواري در گفتار و گرفتگي ماهيچه، پرش و ضعف ماهيچه‌ها که اغلب از اندام‌ها (دست، بازوها و پاها) آغاز شده و گسترش مي‌يابد و سرانجام ماهيچه‌هاي تنفسي و بلع را نيز درگير مي‌کند. ضعف و ناتواني ناشي از اين بيماري، راه رفتن و استفاده از دست‌ها براي انجام فعاليت‌هاي روزانه مانند شستن دست و صورت و لباس پوشيدن را غيرممکن مي‌سازد. با گسترش ناتواني حرکتي و ضعف ماهيچه‌ها در بدن فرد، بيمار در بلع، جويدن و تنفس نيز با مشکل روبه‌رو مي‌شود. هنگامي که ماهيچه‌هاي تنفسي مورد حمله قرار مي‌گيرند فرد براي ادامه زندگي خود به ناچار بايد از دستگاه‌هاي تنفس مصنوعي استفاده کند.
بروز بيماري دونفر در هر صد هزار نفر مي‌باشد و اغلب افراد بين چهل تا شصت سال را درگير مي‌سازد. بيماري ماهيت پيشرونده داردو اغلب بيماران بعد از دو تا پنج سال فوت مي‌کنند ولي گاه دوره‌هاي توقف بيماري وجود دارد؛ که باعث مي‌شود 10 درصد از بيماران تا 10 سال زنده بمانند. از آنجايي که اين بيماري تنها به اعصاب حرکتي آسيب مي‌رساند، بنابراين هيچ اختلالي در بينايي، بساوايي، شنوايي، چشايي و بويايي فرد به وجود نخواهد آمد و جالب اين که اعصاب حرکتي موثر در حرکت چشم‌ها و مثانه براي مدت‌هاي طولاني از حمله عامل بيماري مصون خواهند ماند.
بررسي يک نوع امضا يا اثر انگشت مولکولي مشترک با استفاده از فناوري نانو، تشخيص بيماري ALS را در دو حالت ارثي و غيرارثي امکان‌پذير مي‌سازد. بررسي‌هاي انجام شده توسط پژوهشگران نشان مي‌دهد که نوعي پپتيد در مايع نخاعي همه بيماران مبتلا وجود دارد.

درمان

بيماري ALS درمان خاصي به جز درمان علائم ندارد ولي به تازگي نيز استفاده از سلولهاي بنيادي پيشنهاد شده‌است.
دانشمندان هم اکنون در تلاش هستند با انجام آزمايش‌هاي باليني تأثير اين روش‌هاي درماني در بيماران مبتلا به ALS را مورد بررسي قرار دهند. آنها اميدوارند با استفاده از نتايج اين تحقيقات بتوانند به روشي براي درمان ديگر بيماري‌هاي دستگاه عصبي مانند پارکينسون، آلزايمر و زوال عقل دست يابند.
برخي از پروتئين‌ها مانند عوامل رشد به آساني جذب بافت عصبي مي‌شوند و به‌نظر مي‌رسد مي‌توانند از اعصاب حرکتي بدن نيز محافظت کنند. از آنجا که نمي‌توان مولکول‌هاي بزرگ را به‌آساني از طريق جريان خوني به دستگاه عصبي بدن منتقل کرد، براي استفاده از اين مولکول‌ها در فرايندهاي درماني بايد آنها را به‌طور مستقيم به عضلات تزريق کرد. علاوه بر اين برخي از مولکول‌هاي کوچک نيز نقش مهمي در تحريک دستگاه عصبي بدن دارند که مي‌توان آنها را براحتي به رگ‌هاي خوني منتهي به مغز منتقل کرد. استفاده از سلول‌هاي بنيادي نيز روش ديگري است که مانع از پيشرفت بيماري خواهد شد. سلول‌هاي بنيادي همانند پمپ‌هاي زيستي عمل کرده و عوامل حياتي مؤثر در رشد را به سلول‌هاي عصبي آسيب ديده انتقال مي‌دهند.
آزمايش‌هاي انجام شده در افراد مبتلا به اين بيماري نشان مي‌دهد که سلول‌هاي بنيادي مي‌توانند به‌طور دقيق خود را به محل سلول‌هاي عصبي آسيب ديده انتقال دهند. همچنين ايجاد رشته‌هاي RNA مصنوعي نيز مي‌تواند نقش موثري در توقف توليد پروتئين‌هاي سمي داشته باشد. اين نوع RNA خود را به RNA پيک که انتقال اطلاعات ژنتيکي را به‌عهده دارد متصل کرده و از ساخت پروتئين‌هايي که به سلول‌هاي عصبي آسيب مي‌رساند جلوگيري مي‌کند. گروهي ديگر از پژوهندگان نيز در تلاش براي دستيابي به روش درماني مؤثر براي اين بيماري دريافته‌اند که انجام فعاليت‌هاي ورزشي مانع از گسترش بيماري‌هاي اعصاب حرکتي بدن خواهد شد. در موش‌هاي تحت بررسي آزمايش‌هاي انجام شده، حرکت روي چرخ‌هاي گردان مانع از روند پيشرفت سريع بيماري شده‌است.
براين اساس درمان‌هاي ترکيبي مي‌تواند تأثير درمان انتخاب شده در بهبود وضعيت بيمار را به نحو چشمگيري تحت تأثير خود قرار دهد. اگر چه بهترين روش اين است که در مراحل اوليه بيماري از توسعه بيماري جلوگيري کنيم. دستيابي به اين هدف نيز بيش از اين‌که تحت تأثير عوامل ژنتيکي باشد مستلزم دستيابي به راهکارهايي براي ايجاد تغييرات مناسب در زندگي افراد است که با انجام تمرينات ورزشي و انتخاب برنامه غذايي مناسب مي‌توان به اصلاح شيوه زندگي بيماران و ايجاد شرايط مناسب براي زندگي آنها اميدوار بود.
اخيراً استفاده از دارويي به نام ريلوزول يا ريلوتک با بلوک گيرنده هاي گلوتامات مي‌تواند روند بيماري را کند نمايد و طول عمر بيماران را افزايش دهد.