لیست تمامی بیماری ها به همراه علائم و نحوه درمان:

لیست بیماری ها به ترتیب الفبای فارسی
صرع - Epilepsy
نام های دیگر: seizure disorder،اپي‌لپسي
  • معرفی
  • علائم
  • درمان

معرفی

صَرع يا اپي‌لپسي(به انگليسي: epilepsy) (از زبان يوناني باستان ?πιλαμβ?νειν به معني "تصرف کردن، تملک داشتن، يا پريشان کردن") عبارت است از مجموعه‌اي از اختلالات عصبي مزمن پزشکي|بلند مدت که با حمله صرعي مشخص مي‌شود. اين حملات ممکن است بسيار خفيف و تقريبا غير قابل شناسايي بوده يا برعکس طولاني مدت و با لرزش شديد همراه باشد. در صرع حملات به طور مکرر روي مي‌دهد و هيچ دليل ثابت و مشخصي ندارد، در حاليکه حملاتي را که به دلايل خاص روي مي‌دهد، نبايد به عنوان حمله صرعي تلقي کرد.
در بيشتر موارد دليل نامشخص است، اما صرع در برخي افراد به دليل آسيب مغزي، سرطان مغز، و سوء مصرف دارو و الکل، و دلايل ديگر ايجاد مي‌شود. حملات صرعي نتيجه فعاليت سلولي بيش از حد و غيرعادي عصب کورتيکال يا غشايي در مغز است. فرايند تشخيص معمولا شامل حذف تمام شرايطي است که ممکن است علائم مشابهي نظير سنکوپ را ايجاد کند، و نيز بررسي اينکه آيا هيچ دليل لحظه‌اي ديگري وجود داشته است يا خير. صرع را مي‌توان با گرفتن نوار مغزي يا الکتروانسفالوگرافي نيز تاييد کرد.
صرع را نمي‌توان درمان کرد، اما حملات را مي‌توان با دارو تا حدود 70 درصد موارد کنترل کرد. در افرادي که حملات به دارو پاسخ نمي‌دهند،جراحي، تحريک عصبي يا تغيير در رژيم غذايي را مي‌توان در نظر گرفت. تمامي سندرم‌هاي صرع مادام العمر نيستند و اکثر افراد تا جايي بهبود مي‌يابند که ديگر نيازي به دارو ندارند.
حدود 1% درصد از جمعيت مردم جهان (65 ميليون نفر) صرع دارند، و تقريبا 80% موارد در کشورهاي در حال توسعه روي مي‌دهند. صرع در افراد مسن‌تر رايج‌تر است. در کشورهاي توسعه يافته، شيوع موارد جديد بيشتر در نوزادان و سالمندان است؛ در کشورهاي در حال توسعه اين بيماري در کودکان بزرگتر و بزرگسالان جوان‌تر ديده مي‌شود، که دليل آن تفاوت در فراواني دلايل اصلي است. حدود 5 تا 10% از تمامي افراد يک حمله بي دليل تا سن 80 سالگي دارند، و احتمال وقوع حمله دوم نيز بين 40 و 50% است. در بسياري از نقاط دنيا افراد مبتلا به صرع حق رانندگي مشروط داشته يا کلا حق رانندگي ندارند، اما بيشتر اين افراد بعد از يک مدت بدون حمله مي‌توانند رانندگي را مجددا آغاز کنند.
 
عوامل
صرع تنها يک بيماري نيست بلکه يک نشانه بيماري است که مي‌تواند بر اثر اختلالات متعددي به وجود آيد. تشنج‌ها خود به خود و بدون علت خاصي مانند بيماري شديد اتفاق مي‌افتند. علت اصلي رخ دادن صرع مي‌تواند عوامل ژنتيکي يا مشکلات ساختاري يا متابوليک باشد، اين در حالي است که در 60%موارد، علت آن نامشخص است. شرايط بيماري ژنتيکي، بيماري مادرزادي و اختلال رشد در افراد جوان شايع است، اين در حالي است که تومور مغزي و سکته مغزي در افراد مسن رايج است. تشنج‌ها همچنين مي‌توانند بر اثر مشکلات بهداشتي ديگر رخ دهند؛ اگر آن‌ها به علت خاصي مانند سکته، صدمه به سر، خوردن مواد سمي يا مشکلات متابوليک رخ دهند، به جاي صرع به آن‌ها تشنج علامتي حاد گفته مي‌شود و در دسته بندي بالاتر اختلالات مرتبط با تشنج قرار مي‌گيرند. اکثر عوامل تشنج علامتي حاد باعث به وجود آمدن تشنج‌هاي بعدي مي‌شوند که به آن‌ها صرع ثانويه گفته مي‌شود.
 
علائم ژنتيکي
محققان معتقدند ژنتيک، چه به طور مستقيم و چه غير مستقيم در اکثر موارد صرع نقش دارد. بعضي از موارد صرع به دليل بيماري تک ژني (1-2%) است، اکثر آن‌ها به دليل تعامل ژن‌هاي چندگانه و عوامل محيطي هستند. اين بيماري‌هاي تک ژني، با بيش از 200 مورد در تمام موارد صرع ذکر شده، بسيار نادر هستند. برخي از اين ژن‌ها بر کانال‌هاي يوني،آنزيم‌ها، گيرنده‌هاي گابا و گيرنده متصل به پروتئين جي تاثير مي‌گذارند. در دوقلوها، اگر يکي از آن‌ها دچار اين بيماري شود، احتمال آنکه نفر ديگر نيز به اين بيماري دچار شود 60-50درصد است. در دوقلوهاي ناهمسان اين احتمال 15درصد است. اين احتمال در اين افرادي بيشتر تشنج عمومي است تا تشنج موضعي. اگر هر دوي اين دوقلوها دچار اين بيماري باشند، در اکثر مواقع (90-70درصد) آن‌ها داراي سندرم‌هاي صرعي يکسان هستند. احتمال بروز صرع در اقوام درجه اول فردي که دچار اين بيماري است پنج برابر افراد ديگر است. بين 1 تا 10 درصد با نشانگان داون و 90 درصد سندروم آنجلمن داراي صرع هستند.
 
علائم ثانويه
صرع ممکن است بر اثر شرايط ديگر از جمله: تومور، سکته مغزي، تروما به سر، عفونت سيستم عصبي مرکزي، اختلالات ژنتيکي و نيز بر اثر آسيب به مغز در هنگام تولد رخ دهد. از بين افرادي که تومور مغزي دارند، تقريبا 30 درصد دچار صرع هستند که اين تعداد در حدود 4 درصد موارد صرع را شامل مي‌شود. احتمال بروز صرع در مواردي که تومور در لوب گيجگاهي قرار دارد و در افراد داراي سرعت رشد اندک تومور، بيشتر است. احتمال به وجود آمدن ضايعات توده‌اي ديگر نظير ضايعه شرياني مغزي و همانژيوم کاورنوي سيستم عصبي مرکزي 40-60 درصد در افرادي است که سکته مغزي داشته‌اند و 4-2 درصد موارد صرع را به خود اختصاص مي‌دهد. در انگليس، سکته مغزي 15 درصد موارد را به خود اختصاص مي‌دهد، اين در حالي است که اين رقم در سالمندان 30 درصد است. محققان بر اين باورند که 6 تا 20 درصد موارد صرع بر اثر تروما به سر است.آسيب ملايم به مغز باعث دوبرابر شدن احتمال به وجود آمدن صرع مي‌شود، اين در حالي است که آسيب شديد به مغز باعث هفت برابر شدن احتمال به وجود آمدن صرع مي‌شود. اين احتمال در افرادي که گلوله به سرشان اصابت کرده، در حدود 50 درصد است. احتمال به وجود آمدن صرع بعد از مننژيت کمتر از 10 درصد است؛ اين بيماري به طور معمول باعث به وجود آمدن تشنج در زمان ابتلا به اين بيماري مي‌شود. در التهاب تبخال مغزي، احتمال تشنج حدود 50 درصد است؛ و باعث افزايش احتمال صرع در آينده (تا 25 درصد) مي‌شود. ابتلا به تنيا سوليوم، که مي‌تواند به سيستي سرکوزيس منجر شود، عامل بيش از نيمي از موارد صرع در مناطقي است که در آن موارد انگل رايج است. صرع ممکن است بعد از عفونت‌هاي مغزي ديگر نظير مالاريا، توکسوپلاسموز و توکسوکاريازيس رخ دهد. مصرف هميشگي الکل باعث افزايش احتمال صرع مي‌شود: احتمال صرع در افرادي که روزانه شش واحد الکل مي‌نوشند دو برابر مي‌شود. خطرات ديگر شامل بيماري آلزايمر، فلج چندگانه، توبروز اسکلروزيس و اتهاب مغز خود ايمن مي‌باشد. واکسن زدن باعث افزايش احتمال ابتلا به صرع نمي‌شود. سوءتغذيه يک عامل ريسک است که اغلب در کشورهاي در حال توسعه مشاهده مي‌شود، اين در حالي است که مشخص نيست آيا اين عامل علت مستقيم صرع است يا با آن ارتباط دارد.
 
نشانه‌ها
چندين نشانه صرع وجود دارد که بر اساس سن شروع گروه بندي مي‌شوند: دوره نوزادي، کودکي، بزرگسالي و موارد بدون ارتباط سني چشمگير. علاوه بر اين، گروه‌هايي وجود دارد که داراي ترکيبي از اين نشانه‌ها هستند، برخي از اين نشانه‌ها بر اثر دلايل ساختاري با متابوليک خاص و برخي بدون هيچ دليل خاصي هستند. توانايي محققان در گروه بندي يک نوع صرع به سندروم‌هاي خاص بيشتر در رابطه با کودکان اتفاق مي‌افتد. برخي از انواع آن عبارت است از: صرع رولانديک خوش‌خيم (2,8 در هر 100000نفر)، صرع غائب دوران کودکي (0,8 در هر 100000 نفر) و صرع ميوکلونيک نوجواني (0,7 در هر 100000 نفر). تشنج ناشي از تب و تشنج‌هاي نوزادي خوش‌خيم صرع محسوب نمي‌شوند.

علائم

صرع با ريسک حملات متناوب بلند مدت شناخته مي‌شود.. اين حملات بسته به اينکه کدام بخش از مغز تحت تاثير قرار گرفته و بسته به سن فرد، ممکن است به شيوه‌هاي مختلفي ظاهر شود.
 
حملات

رايج‌ترين نوع حملات (60% موارد) تشنج است. از آنها، دو سوم به صورت حمله صرعي موضعي ظاهر مي‌شوند که بعداً به حمله عمومي تبديل مي‌شوند در حالي‌که يک سوم به صورت حمله عمومي ظاهر مي‌شود. 40% حملات باقيمانده غيرتشنجي هستند. يک نمونه از اين نوع حمله غايب که به صورت سطح پايين هوشياري روي مي‌دهد و معمولا 10 ثانيه طول مي‌کشد.
حملات موضعي اغلب بعد از برخي تجربيات مشخص روي مي‌دهد که با عنوان پيش درآمد شناخته مي‌شوند. اين تجربيات ممکن است شامل پديده‌هاي حسي (بصري، شنيداري يا بويايي)، رواني، ارادي، يا جنبشي باشد. پرش ممکن است در يک گروه ماهيچه‌اي خاص شروع شده و به گروه‌هاي ماهيچه‌اي اطراف گسترش يابد که در اين مورد با عنوان مارس جکسون شناخته مي‌شود. حرکت غيرارادي نيز ممکن است روي دهد؛ که منظور از آن فعاليت‌هاي غير ارادي و جنبش‌هاي اغلب ساده‌اي نظير ملچ ملوچ لب‌ها يا فعاليت‌هاي پيچيده تري نظير تلاش براي برداشتن چيزي است.
 
شش نوع مهم حمله عمومي وجود دارد: صرع همراه با تشنج و غش، تونيک، صرع تونيک، همراه با تشنج و غش، تنش ماهيچه‌اي، پريشاني، و حملات ضعيف. تمامي اين حملات شامل از دست رفتن هوشياري بوده و معمولا بدون هشدار روي مي‌دهند. حملات کششي-ارتجاعي همراه با انقباض اندام‌ها و سپس کشيدگي آنها و قوس همزمان کمر است که 10 تا 30   ثانيه طول مي‌کشد (فاز کششي). شايد در اثر انقباض ماهيچه‌هاي سينه صداي يک فرياد شنيده شود. سپس لرزش هماهنگ اندام‌ها روي مي‌دهد (فاز ارتجاعي). حملات کششي انقباضات يکنواخت ماهيچه‌ها را موجب مي‌شوند. فرد معمولا هنگامي که تنفسش قطع مي‌شود، کبود مي‌شود. در حملات ارتجاعي لرزش يکنواخت اندام روي مي‌دهد. پس از اينکه لرزش متوقف شد، 10 تا 30 دقيقه طول مي‌کشد تا فرد به حالت عادي برگردد. اين دوره فاز پس از تشنج نام دارد.
از دست دادن کنترل روده يا مثانه شايد در طول حمله روي دهد. نوک يا گوشه‌هاي زبان ممکن است در طول حمله گاز گرفته شود. در حمله کششي-ارتجاعي گاز گرفتن لبه‌هاي زبان رايج تر است. گاز گرفتن زبان همچنين در حمله‌هاي غير صرعي روان زاد نيز رايج است.
 
حملات ماهيچه‌اي شامل گرفتگي ماهيچه‌ها در برخي يا در همه نواحي است. حملات پريشاني مي‌توانند نامحسوس بوده و فقط شامل گردش ملايم سر يا چشمک زدن چشم‌ها باشند. فرد نمي‌افتد و پس از پايان اين دوره به حالت عادي باز مي‌گردد. حملات ضعيف شامل از دست دادن فعاليت ماهيچه براي مدت بيش از يک ثانيه است. اين مورد در هر دو طرف بدن روي مي‌دهد.
حدود 6% از افرادي که صرع دارند حملاتي دارند که با رويدادهاي خاصي تحريک مي‌شوند و به حمله انعکاسي معروف هستند. افراد مبتلا به صرع انعکاسي حملاتي دارند که تنها با محرک‌هاي خاصي تحريک مي‌شوند. محرک‌هاي معمول شامل درخشش چراغ و صداهاي ناگهاني است. در انواع خاصي از صرع، حملات اغلب در طول خواب روي مي‌دهند. و در ديگر انواع آن، حملات تنها در خواب روي مي‌دهند.
 
پس از تشنج

پس از بخش فعال حمله، معمولا دوره‌اي از گيجي وجود دارد که با عنوان دوره پس از حمله شناخته مي‌شود که پيش از بازگشت سطح هوشياري عادي است. اين دوره معمولا 3 تا 15 دقيقه طول مي‌کشد اما شايد تا چهار ساعت هم طول بکشد. ديگر علائم رايج عبارت است از: احساس خستگي،سردرد، صحبت کردن به سختي، و رفتار غير عادي. روان‌پريشي بعد از يک حمله معمولا رايج است، که در 6 تا 10% افراد روي مي‌دهد. افراد اغلب به خاطر نمي‌آورند در اين مدت زمان چه اتفاقي افتاده است. ضعف موضعي، که با نام فلج تاد شناخته مي‌شود، نيز ممکن است در يک حمله موضعي روي دهد. وقتي اين حمله روي مي‌دهد، معمولا از چند ثانيه تا چند دقيقه طول مي‌کشد، اما به ندرت يک يا دو روز طول ادامه دارد.
 
رواني-اجتماعي

صرع مي‌تواند اثرات مضري روي رفاه رواني-اجتماعي داشته باشد. اين اثرات احتمالا شامل انزواي اجتماعي، بدنام شدن، يا ناتواني است. اين اثرات ممکن است منجر به عملکرد تحصيلي ضعيف‌تر و مشکلات شغلي وخيم‌تر شود. سختي‌هاي يادگيري در آنهايي که چنين شرايطي دارند رايج است، مخصوصا ميان کودکان مبتلا به صرع. بدنامي صرع همچنين مي‌تواند خانواده‌هاي افراد مبتلا به صرع را نيز تحت تاثير قرار دهد.
اختلالات خاصي در افراد مبتلا به صرع بيشتر روي مي‌دهد، که تا حدودي به سندرم صرع موجود دارد. اين اختلالات شامل عبارتند از: اختلال افسردگي اساسي، اختلال اضطراب و ميگرن. اختلال کم‌توجهي - بيش‌فعالي کودکان مبتلا به صرع را سه تا پنج برابر بيشتر از کودکان عادي در جامعه عمومي تحت تاثير قرار مي‌دهد. ADHD و صرع پيامدهاي قابل توجهي روي رشد رفتاري، يادگيري و اجتماعي کودک دارند. صرع همچنين در افراد مبتلا به درخودماندگي رايج تر است.

درمان

صرع معمولا بعد از تشنج اول با داروي شيميايي روزانه درمان مي‌شود، اما در افرادي که داراي رسيک بالا هستند، درمان دارويي مي‌تواند بعد از تشنج اول آغاز شود. در برخي موارد ممکن است به يک رژيم غذايي خاص، استفاده از يک محرک عصبي، يا جراحي مغز و اعصاب نياز باشد. به نظر متخصصان بيماري صرع درمان پذير است و طول درمان صرع بستگي به نوع آن دارد که از دو تا پنج سال به طول مي انجامد.
 
کمک‌هاي اوليه
برپايه آمار اکنون 800 هزار نفر در ايران به صرع مبتلا هستند به همين دليل توصيه مي شود اگر بيماري را مشاهده کرديد که دچار حمله صرع شده، اولين اقدام اين است که خونسرد باشيد و سپس وسايل خطرناک چون عينک، کليد و ساير وسايل تيز و شکننده را از بيمار دور کنيد. چرخاندن بيمار داراي تشنج تونيک-کلونيک به پهلو و حالت احيا از رفتن مايعات به ريه‌ها جلوگيري مي‌کند. قرار دادن انگشت‌ها، بايت بلاک يا زبان بند درون دهان توصيه نمي‌شود زيرا انجام اين کارها ممکن است باعث استفراغ بيمار شود يا باعث شود بيمار ناخواسته فرد کمک دهنده را گاز بگيرد. بايد براي جلوگيري از صدمه به خود اقداماتي انجام داد. به طور کلي به ثابت نگه داشتن ستون فقرات نياز نيست. در صورتي که تشنج بيشتر از 5 دقيقه طول کشيد يا در عرض يک ساعت بيش از دو تشنج بدون برگشت به حالت طبيعي رخ داد، اين حالت به عنوان فوريت پزشکي در نظر گرفته مي‌شود که به آن بحران صرعي مي‌گويند. اين حالت ممکن است نيازمند کمک پزشکي براي محافظت و باز نگه داشتن مجاري تنفسي باشد؛ ممکن است استفاده از راه هوايي ناروفارنکس براي اين حالت مفيد باشد.ميدازولام درمان اوليه توصيه شده براي تشنج طولاني مدت در خانه است که در دهان قرار داده مي‌شود.ديازپام نيز مي‌تواند به صورت شياف استفاده شود. در بيمارستان، اکثرا از لورازپام درون سياهرگي استفاده مي‌شود. اگر دو دوز از بنزوديازپين‌ها موثر نبود، درمان‌هاي ديگر نظير فني توئين توصيه مي‌شود. صرع همراه با تشنج که به درمان اوليه پاسخ نداد به انتقال بيمار به بخش مراقبت‌هاي ويژه و درمان با داروهاي قوي تر نظير تيوپنتال يا پروپوفول نياز دارد.
 
درمان با دارو

ضد تشنج
ضد تشنج درمان اصلي صرع است و احتمالا براي هميشه بايد استفاده شود. انتخاب ضد تشنج بر اساس نوع تشنج، سندروم صرع، درمان‌هاي استفاده شده ديگر، مشکلات سلامت ديگر و سن و سبک زندگي فرد مي‌باشد. در مرحله اول يک درمان توصيه مي‌شود؛ اگر اين روش درماني تاثير نداشت، توصيه مي‌شود درمان ديگري آغاز شود. دو روش درماني در يک زمان تنها در صورتي که يک روش درماني موثر نباشد توصيه مي‌شود. در نيمي از موارد، عامل اول موثر واقع مي‌شود، عامل دوم حدود 13 درصد کمک مي‌کند وعامل سوم يا دو عامل در يک زمان ممکن است حدود 4 درصد بيشتر کمک کند. حدود 30 درصد افراد علي رغم مصرف ضد تشنج داراي تشنج هستند. تعدادي درمان براي تشنج وجود دارد. فني توئين، کاربامازپين و والپروات سديم براي درمان تشنج‌هاي فوکال و عمومي به طور يکسان موثر هستند. به نظر مي‌رسد دارورساني هدفمند کاربامازپين علاوه بر آزادسازي سريع کاربامازپين داراي اثرات جانبي کمتري باشد. در انگليس، کاربامازپين يا لاموتريژين به عنوان درمان اوليه براي تشنج‌هاي فوکال توصيه مي‌شوند؛ علاوه بر اين‌ها، لوتير استام و والپروئيک اسيد به دليل گراني و اثرات جانبي آن‌ها در رده دوم قرار مي‌گيرند. براي تشنج‌هاي عمومي، در مرحله اول والپروئيک اسيد و در مرحله دوم لاموتريژين توصيه مي‌شود. در افرادي که دچار تشنج‌هاي نهفته هستند، اتوسوکزومايد يا والپروئيک اسيد توصيه مي‌شود؛ والپروئيک اسيد در تشنج ميوکلونيک و تشنج‌هاي تونيک يا اتونيک موثر است. در صورتي که تشنج در يک روش درماني خاص به طور کامل درمان شد، معمولا به کنترل مداوم سطوح درمان در خون نياز نيست. ارزان ترين ضدتشنج فنوباربيتال نام دارد که هزينه آن 5 دلار در سال است. اين دارو توصيه سازمان بهداشت جهاني براي کشورهاي درحال توسعه است و به طور معمول در اين کشورها استفاده مي‌شود. در برخي از کشورها دسترسي به اين دارو دشوار است زيرا اين دارو در اين کشورها به عنوان داروي کنترل شده در نظر گرفته مي‌شود. در 10 تا 90 درصد افراد اثرات سوء اين دارو گزارش شده است، و اين موضوع به زمان، فرد يا سازمان گزارش گيرنده و تاريخ گزارش بستگي دارد. اکثر اين اثرات سوء به ميزان استفاده دارو بستگي دارد و شديد نيستند. به عنوان مثال تغيير در رفتار، خواب آلودگي يا ناهماهنگي در راه رفتن از اثرات سوء مصرف اين دارو مي‌باشند. بعضي از اثرات مانند جوش، عفونت کبد يا کم‌خوني آپلاستيک به ميزان استفاده بستگي ندارد. تا 25 درصد افراد به دليل اين اثرات سوء از ادامه درمان با اين دارو صرف نظر مي‌کنند. بعضي از روش‌هاي درماني در هنگام بارداري با بيماري مادرزادي در ارتباط است. والپرونيک اسيد نگراني اصلي است، به ويژه در طول سه‌ماهه اول بارداري. علي رغم اين، درمان هنگامي که موثر باشد ادامه پيدا مي‌کند، زيرا خطرات صرع درمان نشده بيشتر از خطرات روش‌هاي درماني است. توقف تدريجي روش‌هاي درماني در افرادي که براي دو تا چهار سال تشنج نداشته‌اند منطقي است، بازگشت تشنج در حدود يک سوم افراد مشاهده مي‌شود که اغلب در طول شش ماه اول اتفاق مي‌افتد. توقف در 70% کودکان و 60% افراد بالغ امکان‌پذير است.
 
جراحي
جراحي صرع مي‌تواند گزينه‌اي باشد براي کساني‌که به‌رغم انجام ساير درمان‌ها کماکان دچار حملات صرعي موضعي مي‌شوند. اين درمان‌ها حداقل شامل يک يا دو نوع درمان دارويي است. هدف جراحي کنترل کامل حمله‌ها است و اين هدف ممکن است در 60-70% موارد دست‌يافتني باشد. شيوه‌هاي رايج عبارتند از: جدا کردن اسبک مغز از طريق برش يک لوب گيجگاهي پيشين، خارج کردن تومورها، و برداشتن بخش‌هايي از نوقشر. برخي شيوه‌ها مانند کولوستومي بافت پنبه‌اي بيشتر به منظور کم کردن تعداد حمله‌ها استفاده مي‌شوند تا درمان بيماري. در بسياري از موارد مي‌توان پس از جراحي، استعمال دارو را به تدريج متوقف کرد. تحريک عصبي مي‌تواند گزينه ديگري باشد براي کساني‌که تمايل به جراحي ندارند. سه نوع آن براي کساني‌که به درمان دارويي واکنش نشان نداده‌اند، تأثيراتي داشته است: تحريک عصب واگوس، تحريک تالاموس پيشين و تحريک واکنشي حلقه بسته.
 
ساير روش‌ها
به نظر مي‌رسد يک رژيم کتون‌زا (پر چربي، کم کربوهيدرات، پروتئين مناسب) تعداد حمله‌ها را در کودکان حدود 30-40% کاهش مي‌دهد. حدود 10% چندسال به اين رژيم ادامه مي‌دهند، 30% يبوست داشتند، و همچنين عوارض مضر ديگري هم مشاهده شده است. رژيم‌هاي کمتر سختگيرانه را آسان‌تر مي‌توان تحمل کرد و ممکن است مؤثر هم باشند. مشخص نيست چرا اين رژيم مؤثر است.. ورزش کردن براي احتمال تأثير در پيشگيري از حمله‌ها توصيه شده است و داده‌هايي هم در تأييد اين ادعا وجود دارد. پرهيزدرماني شامل کمينه کردن يا از بين بردن محرک‌ها است. مثلاً کساني‌که به نور حساس هستند، استفاده از تلويزيون‌هاي کوچک، پرهيز از بازي‌هاي رايانه‌اي يا استفاده از عينک‌هاي تيره ممکن است مؤثر باشد. برخي ادعا مي‌کنند که سگ واکنش‌دهنده به حمله، گونه‌اي از سگ کمکي، مي‌توانند حمله‌ها را پيش‌بيني کنند. البته شواهد در اين زمينه ضعيف است.بازخورد زيستي مبتني بر کنشگر برمبناي امواج EEG به برخي که به درمان دارويي واکنش نشان نمي‌دهند کمک مي‌کند. البته نبايد روش‌هاي روان‌شناسانه را جايگزين درمان‌هاي دارويي کرد.
 
درمان‌هاي فرعي
براي درمان‌هاي فرعي شامل طب سوزني، مداخله‌هاي روان‌شناسي،ويتامين، و يوگا هيچ شاهد معتبري وجود ندارد که کاربرد آن‌ها را براي صرع تأييد کند. هيچ مدرکي براي استفاده از ماري‌جوانا وجود ندارد. شواهد کافي براي ملاتونين نيز موجود نيست.