دکتر امیرمهدی یوسفی

دکتر امیرمهدی یوسفی

متخصص روان درمانی و روانشناس بالینی در تهران

شماره نظام : 23954
(372 رای)
پیشنهاد نـمی کنم

آدرس و تلفن دکتر امیرمهدی یوسفی

021-66021661
تهران

میدان انقلاب - ابتدای کارگر شمالی - خیابان فرصت شیرازی - پلاک 20 - طبقه سوم - واحد 6

نمایش آدرس بر روی نقشه
09021545407

زندگی گاهی سخت می شود اما همیشه راههایی وجود دارد

لطفاً با لبخند smiley وارد شوید

امیرمهدی یوسفی کیان ؛ روانشناس و روان درمانگر ؛ نویسنده و محقق ؛ دانش آموخته حوزه سکستراپی و هیپنوتراپیست و کاندیدای دکتری روانشناسی دانشگاه کلگری کانادا ؛ عضو انجمن روانشناسی ایران و آمریکا و انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران ؛ مدرس بین المللی در حوزه ان ال پی و کوچینگ و عضو انجمن ان ال پی (IN) واقع در کشور آلمان و انجمن جهانی کوچینگ اروپا (ICI) می باشد . وی همچنین دارای دکتری حرفه ای مهارتی کسب و کار (DBA) بوده و مدیرعامل شرکت تلاشگران سبز شفق و رئیس هیأت مدیره شرکت ناجیان سبز ابتکار می باشد و سالها در حوزه منابع انسانی و خدمات عمومی مشغول به فعالیت بوده است و اکنون به طور تخصصی در حوزه مربیگری زندگی و کسب و کار و پیاده سازی تکنیکهای ان ال پی بر روی این حوزه فعالیت می کند .

خدمات کلینیک :

1- رشد فردی و شخصیت شناسی بر مبنای هدف سازی و بازیابی انگیزه  (این مشاوره به همه افراد توصیه میشود)

2- مداخله موثر در خیانت های زناشوئی و بررسی دلایل و ارائه راهکارهای ویژه

3- مشاوره و بازیابی سلامت روانی پس از جدایی (خروج از روابط بی سرانجام)

4- زوج درمانی و خانواده درمانی

5- LGBT ( شناخت و پذیرش هویت جنسیتی ، روابط عاطفی ، بهبود سبک زندگی ، افزایش اعتماد به نفس فردی و اجتماعی)

6- سکستراپی و روابط جنسی (اختلالات جنسی ؛ افکار جنسی مختل کننده ، انحرافات جنسی و پارافیلیا به مانند فتیشیسم  و فوت فتیش و ... و گرایشات جنسی در خانمها و آقایان و انواع سادومازوخیسم )

7- مشاوره پیش از ازدواج و شناسایی رفتارها و خلق و خوی طرفین برای ارتباط گیری

8- درمان وسواس ، استرس ، اضطراب و عدم تمرکز و ورود به افسردگی های گوناگون در آسیبهای عاطفی و اخلاقی

9- نحوه ارتباط گیری با جنس مخالف و مداخله مؤثر در مهارتهای ارتباطی و افزایش اعتماد به نفس و خودباوری

10- درمان آسیبهای روانی ناشی از خاطرات سالهای گذشته زندگی

11- خدمات آموزشی حوزه روانشناسی ( کارگاههای ان ال پی ؛ کوچینگ ؛ تقویت مهارتهای فردی و رفع استرس و خجالت)

 

دارای مشاوره آنلاین با خطوط واتساپی در داخل و خارج کشور

0902-1545407

با ارسال پیام در واتساپ ظرف کمتر از یکساعت پاسخ شما داده خواهد شد

 

وبسایت

www.yousefikian.com

اینستاگرام :

khiyabane7

نظرات و تجربیات در مورد دکتر امیرمهدی یوسفی

میزان رضایت
captcha
نظرات در مورد دکتر امیرمهدی یوسفی
71دیدگاه
پیام های جدید پیام های قدیمی
  1. 8 خرداد 1400 - 17:44
  2. کاربر شماره 307514
    7 اردیبهشت 1400 - 17:12

    روزتون بخير
    اول بهتره خودم رو معرفي کنم . دختري هستم 22 ساله . پنج ساله با آقايي ازدواج کردم . ايشون 34 سالشونه . همش به من ميگه تو بچه اي . نميفهمي . اعتماد به نفس من رو خورد کرده . من بخاطر فرار از مشکلات خانه تن به اين ازدواج دادم . الان خانواده هم درست منو راهنمايي نميکنن . ميگن تو زياد سخت ميگيري . همه همينن . ميخوام از شما سوال کنم همه همسرشونو تحقير مي کنن؟ همه ميرن نصفه شب ميان ؟ همه دست بزن دارن؟ يا من دارم سخت ميگيرم؟

  3. کاربر شماره 253228
    13 اسفند 1399 - 16:53

    سلام من 15 سالمه و گرايش به همنوع دارم .آيا ميتونم ترک کنم اين رو ؟
    در ضمن من پسر هستم.

  4. کاربر شماره 211940
    10 بهمن 1399 - 0:40

    سلام وقت بخير
    خواهر من ساکن انگلستان هست . براي مشاوره چطور ميتونم با دکتر هماهنگ کنم و خواهرم آيا از انگلستان ميتونن وقت مشاوره بگيرن ؟

  5. کاربر شماره 190091
    20 دی 1399 - 19:20

    سلام آقاي دکتر
    من 19 سالمه و امسال کنکور دارم . منتهي افکار نياز جنسي به شدت به سرام مياد و بشدت دچار خودارضايي هستم . آيا راهي داره براي کمک به من؟

  6. کاربر شماره 185733
    16 دی 1399 - 19:19

    سلام .من 33 سال دارم . از همسرم جدا شدم . مدتي هست با آقايي آشنا شدم که متاهل هستن . چطور بايد اين رابه رو پيش ببرم؟

  7. کاربر شماره 176560
    8 دی 1399 - 16:51

    سلام . شما اختلال فوت فتيش هم درمان مي کنيد؟

  8. کاربر شماره 173945
    6 دی 1399 - 16:12

    سلام آقاي دکتر
    من دو سال قبل بدليل تشخيص اختلالات سايکوپات و شخصيت مرزي و پارانوييد از خدمت سربازي معاف شدم . الان مدتي هست داروهام رو قطع کردم. آيا روان درماني به من کمک مي کنه ؟

  9. کاربر شماره 170106
    2 دی 1399 - 19:53

    سلام . آقاي دکتر با کسي که سه بار خيانت کرده و ميگه ديگه تکرار نميشه چطور بايد رفتار کرد ؟

  10. کاربر شماره 158584
    19 آذر 1399 - 18:41

    سلام آقاي دکتر . احساس ميکنم بخاطر اينکه در کودکي شاهد دعواهاي پدر و مادر بودم علاقه به BDSM دارم . از آزار ديدن لذت ميبرم . آيا راهي براي درمان هست ؟ در ضمن من دختر 28 ساله هستم .

  11. کاربر شماره 158416
    19 آذر 1399 - 14:51

    سلام من از منطقه اي در غرب ايران هستم . به من گفته شده که گرايش من در اين منطقه زياد هست . ميخواستم ببينم چطور ميتونم بدليل راه دور ارتباط با آقاي دکتر داشته باشم؟

  12. کاربر شماره 151600
    12 آذر 1399 - 18:13

    سلام دکتر
    من درسم رو سوم راهنمايي رها کردم . الان 28 سالمه . بخاطر اينکه بچه ها هميشه منو اذيت مي کردن .الان بيکار هستم . هزينه آمدن پيش شما رو ندارم . کمکم ميکنين؟

  13. کاربر شماره 149728
    10 آذر 1399 - 16:27

    سلام . من 18 سالمه . سال ديگه ميخوام کنکور بدم اصلا تمرکز ندارم . خونه شلوغي داريم . چطور ميتونم درس بخونم با اين وضع؟

  14. کاربر شماره 149017
    9 آذر 1399 - 18:52

    سلام آقاي دکتر
    من از زندگي نا اميد هستم و ميخوام خودکشي کنم . فکر ميکنين ميتونين کمک کنين يا نه؟

  15. کاربر شماره 148146
    8 آذر 1399 - 19:1

    آقاي دکتر من گاهي وقتها خيلي حالم خوبه بعد مدتي اصلا حالم خوب نيست افسرده ميشم . در موردش خوندم که دو قطبي دارم . آيا همينطوره و درمانش آيا با دارو هست يا نه ؟

  16. کاربر شماره 145900
    4 آذر 1399 - 1:6

    سلام ميخواستم بپرسم آقاي دکتر کارگاه ان ال پي برگزار ميکنن؟

  17. کاربر شماره 145428
    2 آذر 1399 - 17:43

    جناب دکتر بيست و چهار ساله ازدواج کردم دو سال قبل متوجه شدم همسرم مواد مصرف مي کنه . الان که با شما صحبت مي کنم ترک کرده . اما دست بزن داره . از همان اول زندگي دست بزن داشت . حتي جلوي ديگران اينکار را کرده بود . الان من داراي دو فرزند هستم . در تمام اين سالها يک محبت از ايشان نديدم . يکبار براي من گل گرفت اون رو هم خودش انداخت دور . الان نميدونم در اين زندگي بمونم يا نه . کاش 23 سال قبل بود يک لحظه هم توي اين زندگي نمي موندم اما بخاطر ترس از پدرم ماندم و بعد هم بخاطر بچه ها . اما الان ديگه واقعا تحمل ندارم . بايد چکار کنم؟

  18. کاربر شماره 145046
    1 آذر 1399 - 20:30

    سلام ايام به کام
    من 24 سال دارم . مدتي هست احساس ميکنم بي انگيزه شدم . ميتونين راهنماييم کنين .؟

  19. کاربر شماره 143138
    26 آبان 1399 - 19:52

    آقاي دکتر من چندماه پيش در اينستاگرام نوعي از رابطه رو ديدم . احساس کردم که خوشم اومده . بيشتر از نوع رابطه شروع به ديدن کردم . اينطور بود که خانمي آقايي رو تحقير ميکرد . ازش ميخواست که جلوش زانو بزنه . پاهاش رو ببوسه . حتي اون آقا رو با شلاق تنبيه ميکرد . وقتي بيشتر فهميدم متوجه شدم که رابطه ارباب و برده هست . الان فکر ميکنم دوست دارم ارباب باشم . اما من پسر هستم و توي اين فيلما ارباب هميشه خانم بوده . آيا من دچار انحراف اخلاقي هستم ؟

  20. کاربر شماره 142277
    24 آبان 1399 - 19:31

    سلام آقاي دکتر
    من و همسرم سه ساله ازدواج کرديم . اختلاف نظرهاي زيادي داريم . اخيرا متوجه شدم ايشون با دوست دختر سابقش در ارتباطه . نرم افزاري روي گوشيش نصب کردم و ديدم پيامهاي عاشقانه رد و بدل مي کنن . الان تمام بدنم درد ميکنه و احساس خرد شدن احساسم و شکسته شدن قلبم رو ميشنوم . نميدونم چکار کنم . اگر ترکش کنم به نظرتون وضعيت خرابتر نميشه ؟!!

  21. کاربر شماره 141434
    22 آبان 1399 - 13:29

    سلام و درود بر شما بزرگوار
    بنده 54 سال دارم . در کودکي پدر رو از دست دادم . سالهاي کودکي من با مشقات زيادي همراه بوده و در دامان مادر بزرگ شده و پرورش يافتم . امروز که با شما حرف ميزنم همه آن سالهاي سخت تمام شده من همسر دارم دو فرزند دارم . آدم موفقي هستم . کارخانه بزرگي دارم . وضع مالي خوبي دارم اما نميدانم که چرا هيچ زماني حالم خوب نبوده . گويي داشتن مادر داشتن همسر داشتن فرزندان خوب داشتن ثروت هيچ کدام گره گشاي حال من نبوده . علت را نمي دانم . شايد شما بتوانيد کمک کنيد. اين را هم نميدانم . آرزوي موفقيت براي شما دارم . سربلند و سرافراز باشيد .

  22. کاربر شماره 141087
    21 آبان 1399 - 15:6

    سلام

    من 28 ساله هستم . از کودکي دچار بيش فعالي بودم و ريتالين مصرف مي کردم . تا کلاس هشتم تحصيل کردم و درس رو رها کردم . الان بشدت دچار وسواس فکري هستم . انگار هر چيزي رو بايد چندين بار چک کنم تا خيالم راحت بشه . آيا بايد دارو مصرف کنم يا با روان درماني ميشه وسواس رو کنار بگذارم ؟

  23. کاربر شماره 140762
    20 آبان 1399 - 19:5

    وقت بخير آقاي دکتر
    من پسري هستم 23 ساله . اصلا اعتماد به نفس ندارم . توي جمع حرف زدن که برام کابوسه . بشدت ترس و استرس سراسر وجودم رو ميگيره . راهي براي سخنراني در جمع هست يا دارويي که استرس رو کنترل کنه؟

  24. کاربر شماره 140338
    19 آبان 1399 - 22:54

    آقاي دکتر من 31 سالمه و پارتنرم هم 31 سال . دو سال قبل بهم گفت بعلت اعتياد جنسي وارد گروههايي شده براي درمان . کارهايي رو بايد انجام بدن که مثل اين افراد راهبه هيچ نيازي نداشته باشن يعني سرکوبش کنن نيازهاشون رو تا ترک کنن . من واقعا سوالم اينه که واقعا راست ميگه به من يا بهونه درمياره؟

  25. کاربر شماره 139894
    18 آبان 1399 - 17:39

    سلام آقاي دکتر
    من 18 سالمه و امسال کنکور داشتم . از صبح تاشب درس مي خوندم و فکر ميکردم بايد رتبه زير 100 بيارم تا پزشکي قبول بشم . اما خانواده خيلي بهم فشار مياوردن که درس بخون . من روزي 12 ساعت درس خوندم . ولي آخرش رتبم شد 60000
    الان خيلي نا اميدم . چطوري بايد دوباره شروع کنم؟

  26. کاربر شماره 139815
    18 آبان 1399 - 14:6

    سلام جناب اقاي دکتر من سالها در ايران و خارج از کشور با روانشناسان عالي رتبه و خوبي مشاوره شدم تا اين تنش و رد کنم در اخري گير افتادم دوراه بيشتر ندارم بين اموالم و روانم يکي و انتخاب کنم اينجا پايان راه منه و با يک جلسه حل نميشه الانم در شرايط emergency هستم واقعا به کمکتون نياز دارم وگرنه شايد فردا ديگه نباشم نميتونم صبر کنم خواهش ميکنم مشاوره غير حضوري به من بدين تا نوبتم

  27. کاربر شماره 139356
    17 آبان 1399 - 15:11

    سلام
    من 19 سال دارم و گرايش به همجنس دارم . نميدونم واقعا گرايش دارم يا نه . چون گاهي اين احساس در من هست و گاهي نيست . الان رابطه با پسر هم دارم اما لذتي نميبرم و علاقه دارم با دختر باشم . لطفا رانمهايي کنين . تشکر

  28. کاربر شماره 138620
    15 آبان 1399 - 21:32

    سلام دکتر
    ببين ميخوام دلي باهات حرف بزنم . فايلهاي آموزشيت رو گوش دادم چندبار . احساس ميکنم تو هم مثل من توي زندگي سختيهاي زيادي کشيدي . ميخوام بهت بگم منم همينطورم . سختيهاي زيادي توي زندگيم داشتم . با فقر بزرگ شدم . از کودکي مورد تمسخر بودم . والدينم دايم منو مقايسه ميکردن از فاميل گرفته تا حتي بچه همسايه يا بچه همکار بابام يا بچه کسي که مادرم ميرف آرايشگاه . در نوجوني هم که خودم خودمو مقايسه ميکردم . سرزنش ميکردم . الان 33 سالم شده . ليسانس دارم اما اصلا علاقه اي بهش نداشتم. ليسانس عمران دارم اما کارم توي کار فروش قطعات موبايله . نميدونم از زندگي چي ميخوام يعني ميدونما اما اميدي ندارم . به خودم باشه همه چي مي خوام . خونه خوب ماشين خوب ويلا . دوس دختر . پول دکتر . تا اونجايي که فک کني پول مي خوام . فقرو کشيدم ديگه فقر بسه فقط پول ميخوام . اما اينجاي لعنتي که زندگي مي کنيم هيجي نيست بخدا هيچي نيست . نه اميد نه پول نه کار درست نه شادي نه حوصله نه هيچي ديگه . خدا ميدونه چقدر اميد دادم به خودم و نا اميد شدم . چقدر اين حرفا رو گوش دادم که باور داشته باش که ميشه . باور داشتم اما کشکه همش . حرفه مفته . ببخشيد زر مفته . دکتر من نميدونم چي ميگم اما به کليپي که گفتي نميدونيم از زندگي چي ميخوايم گوش دادم حالم بهتر شد گفتم شايد راهي باشه چون بازم اميد دارم . سوال خصوصي رو نميدونم نتونستم بنويسم گزينهش براي شما فعال نبود براي بقيه بود اي شد اينجا نوشتم فقط خواستم بدوني که منم آدمي هستم که اميد دارم .

  29. کاربر شماره 138330
    14 آبان 1399 - 18:14

    دختري 23 ساله هستم . از 17 سالگي به پسري علاقه مند شدم . با او رابطه داشتم . الان اون پسر خواستگاري نمياد . ولي من عاشقش هستم . نميتونم ازش دل بکنم . هفته قبل با خانواده ام سر اين موضوع دعوا شد . وسايل خونه رو شکستم و از خونه زدم بيرون . الان برگشتم و نميدونم چطور ميتونم خانوادم رو راضي کنم ؟؟

  30. کاربر شماره 137561
    12 آبان 1399 - 17:57

    سلام جناب . دختري هستم که هنوز زمينه ازدواجم فراهم نشده است تا زماني که مجرد هستم نمي‌‌دانم چگونه با مسائل جنسي‌‌ام کنار بيايم، لطفاً مرا راهنمايي کنيد.

  31. کاربر شماره 137533
    12 آبان 1399 - 17:8

    سلام آقاي دکتر
    همسرم بهم خيانت کرده و حتي جلوي من با اون خانم صحبت ميکنه . ميگه بهت هيچ علاقه اي ندارم . ديگه چجوري بايد بهت بگم ازت بدم مياد . اما من دوستش دارم نميخوام زندگيم خراب بشه . لطفا بهم کمک کنيد تا بتونم منصرفش کنم .
    من 26 سالمه م همسرم 31 سالش و اون خانوم هم از همسرش جدا شده و يک بچه هم داره و 31 سالشه

  32. کاربر شماره 137139
    11 آبان 1399 - 22:10

    سلام اگر دختر پسر همديگر رو بخوان و خونواده دختر مخالفت کنه و دليل هاي الکي بياره و تهمت بزنه و دختر بخواد فرار کنه براي اينکه کمکش کنم چه کاري بايد انجام بدم؟

  33. کاربر شماره 134743
    5 آبان 1399 - 23:59

    آقاي دکتر سلام
    من بيست و سه سالمه و همزمان به دو آقا علاقه دارم . چطور بايد انتخاب کنم ؟

  34. کاربر شماره 126756
    17 مهر 1399 - 22:18

    سلام
    ازتون خواهش مي کنم وقت ويژه براي مراجعين اورژانسي در نظر بگيرين . امروز زنگ زدم خانم منشي گفتن دوهفته ديگه . يکي که حالش بده واقعا چطور بايد دو هفته صبر کنه ؟!

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و تشکر از شکيبايي شما
    اگر مورد خود را به مطب عنوان کنيد بهتر راهنمايي خواهيد شد و اگر در شرايط فوري باشيد حتما سريعترين وقت به شما داده خواهد شد .
  35. کاربر شماره 123317
    11 مهر 1399 - 15:36

    salam
    man sara hastam . az canada va be vasete khaharam baraye shoma pm midam , khoshhalam ke komakam kardin aghaye dr. omidvaram har rooz behtar o behtar besham .

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و تشکر از توجه شما
    مراجعين خارج از کشور هميشه لطف ويژه اي به بنده دارند . اميدوارم هر جاي اين دنيا که هستيد دنياي درونتان که همان حال رواني شماست در بهترين حالت باشد .
  36. کاربر شماره 122771
    8 مهر 1399 - 23:41

    سلام آقاي دکتر
    دختري هستم که گرايش به همجنس دارم . در محيطي بزرگ شدم که پسر خيلي کم بوده و من هم البته علاقه اي شايد از همون اول نداشتم . اوايل فکر مي کردم خجالت مي کشم اما بعد در دوران مدرسه بخصوص راهنمايي خيلي بيشتر علايقم مشخص شد يعني تقريبا ميفهميدم . الان هم مطمئنم هيچ علاقه اي به پسر ندارم . سوال که دارم مشخصا اينه که آيا من مشکلي دارم که درمان نداره يا اصلا مشکل هست يا نه .

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام وقت بخير
    نياز به مصاحبه تشخيصي داريد . قبل از مصاحبه پيش فرضهايي مطرح است که بهتر است بدون جهت دهي و سوگيري اول مصاحبه انجام شود .
  37. کاربر شماره 121588
    6 مهر 1399 - 23:7

    سلام جناب دکتر
    من 32 سالمه و حدود ده ساله دارو مصرف مي کنم . داروهام فلوکستين 20 پروپرانول 20 سديم والپروات
    من OCD دارم از مصرف دارو بيزار شدم آيا راهي داره روان درماني کمکم مي کنه ؟ روانپزشکم گفته به روانشناس مراجعه کن رفتاردرماني انجام بده . ايشون شما رو به من معرفي کردن و گفتند کار شما عاليه . لطفا اگر فايده اي داره بهم بگين ....

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام وقت بخير
    دارو درماني و روان درماني هر کدام تاثيرات خود را دارند . در مواردي مثل مورد شما بله کمک از روانشناس هم لازم هست .
  38. کاربر شماره 120832
    6 مهر 1399 - 11:20

    روزتون بخير و شادي
    آقاي دکتر استرس شديدي دارم . خواب خوبي ندارم . معمولا شبها از خواب مي پرم انگار وحشت منو ميگيره . اين رو هم بگم که من چند ساله پدرم رو از دست دادم و مدت 6 ساله ازدواج کردم . مادرم خيلي در زندگي ما دخالت ميکرد الان حدود سه ساله باهاش قطع رابطه کردم و اين مدت فقط دوبار ديدمش . عذاب وجدان دارم اما نميتونم رابطه مون رو خوب کنم . سوالي که دارم اينه که چطور ميتونم بين همسرم و مادرم انتخاب کنم ؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام وقت بخير
    در مورد استرس بايد بيشتر از شما بدانم . بنابراين نياز هست مصاحبه باليني داشته باشيم .
    موضوع روابط زوجين و دخالت خانواده ها از عمده مسائل زوجين جوان هست و بهتر هست يک مديريت رفتار را در پيش بگيريد . اگر رفتار متناسبي صورت گيرد کار به انتخاب يکي از مادر يا همسر نميرسد . هر دوي آنها بخشي از خانواده شما هستند و اين که يکي را کنار بگذاريد و يکي را برگزينيد راه حل مناسبي حداقل در ابتداي امر به نظر نميرسد .
  39. کاربر شماره 119653
    3 مهر 1399 - 13:25

    پسري 20 ساله هستم . ترس شديدي از بيماري دارم . مخصوصا از سرطان بشدت ميترسم . کرونا که اومد خيلي تشديد شده فکرهاي من . آيا کتابي در اين زمينه هست و اصلا اسم اين بيماري من چيه؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیوقت بخير
    ترسها به خودي خود خوب هستن در ير اينصورت ممکن بود شما بدون هيچ ترسي عرض اتوبان را راه برويد و خودرويي شما را زير بگيرد .
    ترسها وقتي از حالت منطقي خارج شوند ديگر ترس نيستند و فوبيا هستند .
    ترس وحشت گونه بعد از مدتي سواس فکري و اضطراب شديد به همراه مي آورد .
    به روانشناس مراجع فرماييد و درمان خود را آغاز کنيد .
  40. کاربر شماره 118795
    1 مهر 1399 - 20:44

    آقاي دکتر من جرات طلاق گرفتن ندارم و توي زندگي دارم روز به روز حقيرتر و تنها تر ميشم . چطور ميتونم جرات داشته باشم از اين زندگي خلاص بشم ؟؟؟؟؟؟؟؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و درود
    چطور جرات زندگي کردن و ماندن در زندگيي را داريد که تحقير ميشويد ؟
    موضوع جرات نيست . گاهي آدمها ترس دارند . ترس از دست دادن . ترس رها شدن . ترس تنهايي . ترس از شکستهاي زندگي
    بسته به شخصيت شما بايد راه درست را انتخاب کنيد . راهي که ده سال بعد از آن پشيمان نباشيد .
  41. کاربر شماره 118665
    1 مهر 1399 - 16:16

    سلام آقاي دکتر
    بشدت در انتخابهام مشکل دارم .نميدونم چه کاري ميتونم انجام بدم . نميدونم به رشته اي که دارم مي خونم علاقه دارم يا نه . نميدونم با کسي که باهاش در رابطه هستم ادامه بدم يا نه !!!
    کلا نميدونم . چطور بايد انتخاب کنم .

  42. کاربر شماره 117565
    30 شهریور 1399 - 17:55

    سلام من يک ترنس M to F هستم مشکلات زيادي دارم با خانواده با جامعه با زندگي با همه چي . مگه ميشه درست بشه اينا
    کاش يکي درک کنه

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام به شما
    راههاي مختلفي پيش روي شماست . عمل تغيير جنسيت هم يکي از آنهاست . بايد بررسي شويد تا بتوان به شما کمک کرد .
  43. کاربر شماره 115826
    27 شهریور 1399 - 13:28

    سلام دکتر
    در يک سردرگمي عجيبي هستم . سالهاي عمرم رفت و هيچ چيزي ندارم . نه موفقيتي نه شغلي نه مالي . کمک کن . حالم خوب نيست . واقعا حالم خوب نيست . تعريفتون رو شنيدم از دوستم که چقدر اميد رو در آدم زنده مي کنيد و حرفهاي شما آدم رو به خودش مياره . من رو به خودم بشناسين . کمک کنين

    دکتر امیرمهدی یوسفیپشيماني گاهي از دو چيز ناشي مي شود:
    کار هايي که کرده اي و آرزو مي کني اي کاش نمي کردي
    کارهايي که نکرده اي و آرزو مي کني اي کاش مي کردي

    از نظر روان شناسي مي توان پشيماني را به دو صورت تعريف کرد:

    پشيماني از انجام کار: مثل اي کاش هرگز ترک تحصيل نمي کردم.
    پشيماني از انجام ندادن کار: اي کاش در مدرسه مي ماندم. ادامه تحصيل ميدادم . به درجات عالي ميرسيدم .

    با اين که هر دو پشيماني در مورد يک موضوع هستند، اما پشيماني هاي که ناشي از انجام دادن کار هستند ماندگار تر از پشيماني هايي هستند که از انجام ندادن کار ناشي مي شوند.
    عشق، خانواده، تحصيل، شغل، مالي، فرزند پروري، سلامت، دوستان، معنويت، اجتماعي، تفريح، شخصي و ... عمده پشيماني ما را شامل ميشود .
    به مرور زمان اين حسرت و منفي گرايي شما به تک گويي دروني تبديل مي شود و بعد از مدتي به خود کمتر بيني مبتلا مي شويد. نهايتا خيلي از فرصت ها را از دست مي دهيد که بعدا حسرت شان را خواهيد خورد. نگاه به گذشته افسردگي مي آورد و دردي را درمان نميکند .
    قدم اول بپذيريد که گذشته شما تا به همين لحطه گذشته است و حتي 5 دقيقه از آن باز نميگردد .
    بعد از پذيرش متعهد به آينده زندگي خود باشيد .
    گاهي سبک کوچينگ به شما کمک شاياني ميکند .
  44. کاربر شماره 114918
    25 شهریور 1399 - 16:59

    سلام آقاي دکتر
    من بشدت دچار شک هستم نسبت به نامزدم . نميدونم شايد ريشه در کودکي من داشته باشه چون شاهد اتفاقاتي در زندگي پدر و مادرم بودم . لطفا کمکم کنيد از اين شرايط رها شم . چون خيلي دارم به کسي که دوستش دارم آسيب ميزنم.6506

    دکتر امیرمهدی یوسفیوقت بخير
    بدبيني سرچشمه همه ناراحتي هاي روحي و رواني و موجب اضطراب و نگراني است و شخص بدبين بيشتر از ديگران غمگين ، خودخور و ناراحت است و به علت گمان هاي بدي که درباره اشخاص و پديده ها دارد بسيار در رنج و عذاب دروني است و از شادي و نشاط روحي بي بهره است و شايد کار به جايي برسد که از همه کس و همه چيز هراس پيدا کند و هر تحرکي را از سوي هر کس به ضرر خود مي بيند .
    بعضي مواقع بدگماني ريشه در گذشته ما داشته و ممکن است ما در گذشته خود با افرادي رابطه داشته ايم که روابط آنها خارج از عرف بوده است يا شاهد چنين روابطي در خانواده خود بوده ايم .
    شما حتي اگر در زمان حال مسئله اي براي شک کردن پيدا نکنيد مشکلاتي را براي آينده فرض کرده و به عملکرد درست همسرتان در مقابل آن مسائل فرضي شک مي کنيد.
    بنابراين سعي کنيد مبناي زندگي را بر تعهد و سلامت بگذاريد و اگر از اين مسئله نمي توانيد رهايي پيدا کنيد با يک روانشناس جلسات درمان را پيش ببريد .
    در موارد حاد پارانوييد به روانپزشک ارجاع داده خواهيد شد .
  45. کاربر شماره 111591
    18 شهریور 1399 - 19:26

    مدتها قبل براي زوج درماني مراجعه داشتم و فوق العاده نتيجه خوبي گرفتيم با همسرم . با اينکه خود همسر من مشاور هست ولي نتيجه اي که گرفتم متفاوت بود . با اين پيام صرفا تشکر هر چند مختصري ميکنم از زحمات ايشون

    دکتر امیرمهدی یوسفیتشکر از حسن انتخاب شما
  46. کاربر شماره 110910
    17 شهریور 1399 - 18:16

    نکته جالب براي من هزينه ويزيت ايشون هست که با اين درجه تبحر هزينه ويزيت نسبت به جاهاي ديگه پايين تره . خوبه که هنوز بعضيا پول براشون اولويت نيست .

    دکتر امیرمهدی یوسفیتشکر از حسن انتخاب شما
  47. کاربر شماره 109745
    15 شهریور 1399 - 17:17

    سلام آقاي دکتر من دچار گرايش فانتزي فوت فتيش هستم .
    روم نميشه حضوري بيام . ممکنه بهم راهنمايي کنيد چطور کنار بگذارم اين رو . در ضمن من 17 سال دارم و تازه با اين اسم آشنا شدم . قبلش علاقه داشتم اما اسمش رو نميدونستم .

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما
    اول اينکه شما تنها فردي نيستيد که در دنيا اين حس را دارد . بنابراين اولين قدم اينست که براحتي با روانشناس خود در مورد آن حرف بزنيد . دوم اينکه گفتيد فانتزي . فانتزي جنسي به خودي خود بد نيست و با پارافيليا فرق دارد .
  48. کاربر شماره 108834
    13 شهریور 1399 - 11:3

    سلام آقاي دکتر . من بشدن دچار ترديد و دو دلي هستم در ازدواجم . موضضوع اينه که من از همسر اولم جدا شدم و با خانمي به تازگي آشنا شدم . الان چون جدايي من از همسر اولم به خواست من بود و ايشون اصرار بر زندگي داشتن من دچار عذاب وجدان شدم . چون به خودم ميگم نکنه اين يکي هم مثل قبلي بشه و من دوباره اين زندگي رو رها کنم و همين موضوع بعث استرس شديدي در من شده . لطفا بفرماييد چطور ميتونم اين ترديد رو از خودم دور کنم ؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما
    اول بايد از لحاظ وسواس فکري بررسي شويد .
    دوم اينکه مشخص نکرديد دليل جدايي يکسويه شما از همسر سابقتان چه بوده .
    سوم اينکه توصيه ميشود تا اين مسائل حل نشده دست به انتخاب جديدي نزنيد . چون شما آمادگي لازم را براي شريک کردن فرد ديگري در زندگي خود نداريد و به او آسيب خواهيد زد .
  49. کاربر شماره 108525
    12 شهریور 1399 - 17:47

    سلام شما در زمينه بيزينس کوچينگ هم کار مي کنيد؟ مدتها است نمي دونم براي آيندم چکاري کنم و شغلي داشته باشم ؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بله لايف کوچينگ و بيزينس کوچينگ
    براي اطلاعات بيشتر با مطب تماس بگيريد .
  50. کاربر شماره 108475
    12 شهریور 1399 - 16:51

    سلام . بيست و يکسال دارم . چندبار به خودکشي فکر کردم . يکبار انجام دادم با مصرف تعدادي قرص . در برقراري ارتباط بشدت مشکل دارم . لطفا راهنمايي کنين چکار کنم ؟؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام دوست عزيز
    احتياج به صحبت عميق با يک روانشناس حاذق داري . فرض کن در حال پوست کندن ميوه دست خود رو مي بري . آيا بجاي درمان زخم و پانسمان بايد خودکشي کرد؟
    مسائل زندگي زخم دارد . درد دارد . رنج دارد . سختي دارد .
    اما راه حل پانسمان زخمهاست تا التيام پيدا کند نه فرو بردن خنجر در شکم
  51. کاربر شماره 108004
    11 شهریور 1399 - 19:6

    سلام من يک رابطه نيمه تمام دارم . بارها تلاش کردم رهاش کنم اما نميشه که نميشه . اين رابطه ميدونم بي نتيجست ولي چطور رها کنم فراموش کنم به کمک شما نياز دارم .

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام
    مدت رابطه چقدر بوده ؟
    رابطه در چه حد و چه شکلي بوده ؟
    تلاش کردم يعني چه کردي ؟
    اينها اولين سوالاتي هست که بايد بداني و بگويي
  52. کاربر شماره 75212
    31 خرداد 1399 - 19:51

    سلام
    آقاي دکتر حرف ندارن ايشون خيلي خوب من را راهنمايي کردن و به من در زمينه مواجه با مشکلات جواني راهکار هاي طلايي ارائه کردند

  53. کاربر شماره 61745
    30 اردیبهشت 1399 - 13:27

    سلام خانمي هستم 33ساله متاهل و ازدواج دومم هست همسرم 41سالشه (ازدواج دوم/همسر سابقش رو به خاطر خيانت و رابطه هاي پنهاني طلاق داده) شوهرم خيلي شکاک و بدبين هست . ديگه واقعا تحمل رفتارهاي بدبينانه ش رو ندارم اما با توجه به اينکه ازدواج دومم است و طاقت شکست مجدد رو ندارم مي خواستم راهنمايي کنيد که چطور برخورد کنم با اين رفتاراش؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما


    . همسر شما نياز به تشخيص باليني دارد .
  54. کاربر شماره 54624
    12 اردیبهشت 1399 - 13:23

    سلام من 25 ساله هستم و همسرم 31 ساله.
    3سال است که ازدواج کرده ايم. جر و بحث هاي زيادي تا به حال داشتيم که عمدتا سر مسائل جنسي بوده… ايشون به من تمايل جنسي کمي دارن، اما ابرازات احساسي عالي و عاشقانه . ميتوانم بگويم شريک جنسي ايشون به حساب نميام اما شريک عاطفي چرا
    از ابتدا متوجه طبيعي نبودن رفتار جنسي شون شدم ولي خيلي جدي نگرفتم. اما متوجه شدم که دچار فتيش شديدي هستن و از رابطه جنسي بدشون مياد . ميخواستم ببينم با هيپنوتراپي درمان ميشن يا خير؟

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما . گرايش ايشون تا زماني که خودشون تصميم جدي نداشته باشند درمان نميشود .
  55. کاربر شماره 50746
    27 فروردین 1399 - 11:46

    من نزديک يک سال ميشه که عقد کردم هنوز رابطه جنسي با همسرم ندارم چکار کنم مي ترسم اين حرفو بهش بزنم که نميتونم ؟

  56. کاربر شماره 45886
    13 فروردین 1399 - 14:7

    سلام ممنونم .ازشما دکتر عزيز من خودم از امروز خودم را يک روانشناس ميدانم. و براي ان تلاش کوشش ميکنم که يک روانشناس خوب باشم. خواستن توانستن است. عيدتان مبارک .براي اينکه روانشناس خوب باشيم چه چيز هايي لازم است کتاب روانشناسي خوب است براي خواندن

    دکتر امیرمهدی یوسفیدوست و همکار آينده
    در زمينه روانشناسي تا مي توانيد کتاب تخصصي و غير تخصصي مطالعه کنيد و حتي فيلمهايي که مي بينيد را تحليل روانشناسي کنيد . رفتار اطرافيان را در درون ذهن خود تحليل روانشناسانه کنيد و ديد تخصصي خود را تقويت کنيد . همچنين اگر تهران هستيد مي توانيد يک جلسه کوچينگ حضوري داشته باشيد . پس از تعطيلات ميتوانيد با کلينيک هماهنگ نماييد .
  57. کاربر شماره 45886
    13 فروردین 1399 - 12:23

    سلام آقاي دکتر ممنونم. که جواب منو دادين واقعا عاشق روانشناسي هستم. موفق باشين، پس من سعي خودمو ميکنم که در کنکور قبول شم،

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما
    سعي خودم رو مي کنم که در کنکور قبول شم جمله خوبيست و بهتر است هدف به قدري براي شما شفاف و واضح باشد که دقيقا خود را يک روانشناس بدانيد و از همين امروز همانند يک متخصص روانشناسي نگاه به زندگي داشته باشيد . اين مسئله کمک مي کند که در قالب يک روانشناس قرار بگيريد و موفقيت شما تضمين شده باشد .
  58. کاربر شماره 45886
    13 فروردین 1399 - 3:28

    با عرض سلام، خسته نباشيد خدمت شما، دکتر عزيز، ميشه راهنماييم کنيد، من روانشناسي را دوست دارم ولي بعضي افراد نميدونم چرا ميگن اين رشته بديه ولي مهم عشق علاقه به هر شغلي هست اگه يه رشته رو انتخاب کني بدت از رشته بياد، ولي من اون رشته را دوس دارم مهم اينه که داخل دل خودت چي باشه علاقه داشته باشي يا نه، سال نو مبارک

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما دوست عزيز
    اولين نکته اينست که واقعا بدنبال چيزي باشي که عاشق آن هستي و نه صرفا بعنوان شغل بلکه بخشي از زندگي و لذت تو باشد . پس اگر واقعا عاشق رشته روانشناسي هستي فقط به موفقيتها و آينده روشن خودت در دنبال کردن علاقه خودت فکر کن و ديگران چه مي گويند را به گوشه اي بگذار . مهمترين فردي که تمام آينده با هدفها و آرزوهاي تو خواهد بود کسي نيست جز خودت . براي انگيزه بيشتر به شما توصيه ميکنم از کوچينگ تحصيلي و شغلي استفاده کنيد .
  59. کاربر شماره 45886
    12 فروردین 1399 - 19:53

    سلام آقاي دکتر. خسته نباشيد، من خيلي به رشته روانشناسي علاقه دارم. اميدوارم موفق باشين در زندگيتون، سال نو مبارک

  60. کاربر شماره 47099
    8 فروردین 1399 - 15:23

    سلام آقاي دکتر وقت شما به خير . ميدونم که سرتون شلوغ هست و مشغله زياد داريد ولي ممنون ميشم اگر جوابي به من بديد 
    من يه دختر 18 ساله هستم که حدودا دو سالي هست که فکر ميکنم بيماري دو قطبي با تناوب سريع دارم
    راجب اين مسعله کلي وقت گذاشتم مقاله خوندم چه ترجمه شده چه نشده تست هاي مختلفي رو هم انجام دادم و با خيلي از کساني که دچار اين بيماري بودن صحبت کردم
    متاسفانه امسال سال کنکورمه و به خاطر اين مشکل کلي اتفاق برام افتاده
    نميتونم هم با خانواده در ميون بذارم چون ريکشن اون ها برام مشخصه
    الان نميدونم واقعا بايد چيکار کنم چون امکان مشاوره حضوري رو ندارم 
    فقط يک سوال داشتم اينکه حتما بايد به دارو درماني رو بيارم ؟ هيچ راه ديگه اي براي کنترل کردنش وجود نداره ؟ چون دارو هايي مثل ليتيوم واقعا عوارض دارن  
     ممنون ميشم اگر جوابي بديد 

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام به شما دوست عزيز
    چرا فکر مي کنيد که دو قطبي داريد ؟
    همه ما آدمها بيوريتم زندگي رو داريم . يعني بعضي از روزها شاد هستيم و همه چيز بر وفق مراد ماست و بعضي روزها ممکن است به اصطلاح پکر و توي خود باشيم . شما کلي وقت گذاشتين و مقاله خودندين که اثبات کنيد مشکلي داريد . دليلي ندارد به خود آنرا ثابت کنيد و بعد تصميم بگيريد دارو مصرف کنيد و حتي نوع آن را هم براي خود مشخص کنيد .
    شرايطي رو فراهم کنيد که امکان مراجعه حضوري داشته باشيد . اگر تهران هستيد ميتوانيد به مطب تشريف بياوريد و اگر شهر ديگري هستيد به همکاران حاذق مراجعه کنيد . مهم تر از همه اينست که در وجود زيباي شما بدنبال مشکل نباشيد و هم صحبتي با يک روانشناس را در پيش بگيريد . مطمئن باشيد مسئله شما براحتي قابل حل شدن است و نگران هزينه آن هم نباشيد .
    علی5 آبان 1399 - 4:20
    سلام منم مثل خودت دوقطبي تناوب سريع يا رپيد سايکلينگ دارم و چون خيلي خودم از اين بيماري تو دوران کنکور لطمه خوردم ميخوام يه راهنمايي بهت بکنم.من خودم از دوران بلوغم که ميشه اول راهنمايي بيماريم شروع شد کم کم و به اوج خودش تو قبل و بعد کنکور رسيد بعد از کنکور ديگه جدي دنبالش رو گرفتم و مثه خودت يه هشت ماهي شد که تحقيق کردم و به خانواده هم نگفتم.مهم ترين چيز تو درمان دوقطبي صد در صد دارو درمانيه و روانشناسي فقط ميتونه مکملش باشه اينو شک نکن. يه موضوع جالبي که هستش اينه که اصن دوقطبي جز بيماري هاي فيزيکي هستش نه حوزه اعصاب و روان و به اشتباه و فقط به خاطر اعلائمش رفت به سمت بيماري هاي روان وجالب تر از اون اينه که نزديک ترين بيماري بهش ديابت هستش که از خيلي از لحاظ شبيه هم هستن.اگه حتي فکر ميکني که دو قطبي نه اينکه مطمئني حتما پيشه روانپزشک برو شک نکن. خودمم دارم دارو مصرف ميکنم و ببين هر دارويي خب عوارض داره ديگه ولي خب دوقطبي من و تو در حدي نيستش که عوارضش زياد باشه زير مجموعه دوقطبي هاي ضعيف قرار داره نگرانش نباش.برو روانپزشک.
  61. کاربر شماره 46789
    6 فروردین 1399 - 3:28

    سلام
    به اين نتيجه رسيدم که عزت نفس پاييني دارم و مي‌خوام براي مشاوره بيام پيشتون.
    آيا تو اين ايام حضور دارين؟! اگر خير چه مسيري در نظر گرفته ايد؟!

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام دوست عزيز
    با شماره مطب تماس بگيريد منشي وقت هماهنگ خواهند کرد و بعد از 15 فروردين در خدمت شما خواهم بود . مسيري که پيش خواهيم رفت کار بر روي توانايي هاي خاموش شده شما هست و ريشه يابي و برطرف کردن دلايل عزت نفسي که از ديدگاه شما پايين است . حتما با همراهي شما موفقيت در دستان شما خواهد بود . ايام خوبي داشته باشيد .
  62. کاربر شماره 46221
    2 فروردین 1399 - 19:32

    سلام در ايام تعطيلات آيا آقاي دکتر مشاوره تلفني ميدن ؟
    خيلي نياز دارم واقعا در قرنطينه دچار استرس شدم کلافه شدم کمک لازم دارم بخدا

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و تبريک سال نو به شما دوست عزيز
    راحت ترين راه جدا شدن از استرس فکر نکردن به اونهاست . لطفا به برنامه هاي عقب افتاده يا به تاخير افتاده اي که در منزل مي توانيد انجام بديد فکر کنيد و اونها رو يادداشت کنيد و ساعت مشخصي رو بهشون اختصاص بديد . علاوه بر اون ببينيد از چه راهي مي توانيد از اين فرصت قرنطينه استفاده کنيد . دقت کرديد اين يک نگاه مثبت است که قرنطينه را يک فرصت تلقي کند . براي راهنمايي و مشاوره هم ميتوانيد با همان شماره 66021661 تماس بگيريد و با منشي براي مشاوره تلفني هماهنگي بعمل آوريد . ايام خوبي را براي شما آرزومندم .
  63. کاربر شماره 46221
    2 فروردین 1399 - 19:21

    قبل از تعطيلات عيد مراجعه داشتم کار شما بسيار مناسب بود و براي موضوع تنهايي من پس از طلاق کمک خوبي بهم کردين . اميدوارم بتونم خودم رو پيدا کنم و بپذيرم گذشته خرابي رو که داشتم .

  64. کاربر شماره 39284
    16 اسفند 1398 - 19:1

    سلام و عصر بخير
    ديروز به مطب مراجعه داشتم . بهم بسيار کمک شد . اميدوارم که بتونم جلساتم رو ادامه بدم . تشکر از مجموعه شما

  65. کاربر شماره 38049
    13 اسفند 1398 - 22:17

    شبتون بخير
    امروز به دکتر مراجعه داشتم سه ماه و نيم هست که مادرم رو از دست دادم دنيا برام بي معني شده بود امروز احساس بهتري داشتم و به زندگي اميد پيدا کردم . ممنونم از کمکي که يه من کرديد .

  66. کاربر شماره 40360
    11 اسفند 1398 - 16:14

    امروز جلسه چهارم من بود . هر زمان احساس بهتري داشتم اينجا به اشتراک ميگذارم تا طبق برنامه ارتباط من قطع نشه و ازين بابت واقعا ممنونم . به همه آدمهايي که مثل من تو خودشون بودن و حالشون گرفته بود اين کلينيک رو پيشنهاد ميکنم .

  67. کاربر شماره 38048
    3 اسفند 1398 - 22:20

    سلام به دکتر محترم
    من صادقانه نظرم رو ميگذارم چون همين الان از مطب برگشتم و انرژي و روحيه من صدبرابر شده
    حالم اصلا خوب نبود و به قصد داشتم زاااار بزنم و يه بلايي سر خودم بيارم .
    لعنت به خيانت ...
    لعنت به خيانت ...
    لعنت به خيانت...


    دکتر فقط تو حالم رو درک کردي و کمکم کردي که روي پاي خودم بايستم وقتي کسي دستم رو نگرفت و نصفه نيمه رها کرد ....
    واقعا آروووم شدم
    واقعا حالم خوبه
    تصميم گرفتم بهترين زندگي رو داشته باشم ...
    بخدااا که مي تونم

    خدايا شکرت
    خدايا شکرت
    خدايا دوستت دارم

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و درود
    تو لايق بهترين زندگي هستي چون بنده شايسته خدا هستي و تا خدا هست اميد هم هست .
    با خدا باش و بهترين را داشته باش

    موفق باشي
  68. کاربر شماره 42205
    2 اسفند 1398 - 22:29

    سلام و عرض ادب
    هفته قبل به مطب شما مراجعه کردم . واقعا از همه چيز نا اميد بودم . صبح ها دوست داشتم اصلا از خواب بيدار نشم و انگار بعد از بيدار شدن همه غصه دنيا روي سرم خراب مي شد . با تمرين کنترل افکار و احساسات و اون جدولي که بهم گفتين واقعا حالم بهتره و منتظرم جلسه بعد رو زودتر بيام خدممتون . لطفا بهم تخفيف بديد که بتونم دائم بيا خدمت شما و انگيزه و انرژي خوبي که قولش رو دادين بگيرم . يک دنياااااا ممنون

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام بر شما
    خوشحالم که صورت زيباي زندگي هر روز صبح به شما لبخند مي زند . با انرژي فوق العاده به کمک هم جلسات رو به جلو خواهيم برد .
  69. کاربر شماره 41035
    25 بهمن 1398 - 20:27

    سلام آقاي دکتر . من چند جلسه بايد خدمت شما برسم؟ جلسه اول و دوم رو خيلي خوب مطابق برنامه پيش رفتم. منشي البته گفتن در اوردر شما دکتر نوشته هشت جلسه

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و درود
    اگر به مواردي که به کمک هم شناختيم عمل کنيد بنده همان 8 جلسه رو کافي ميدانم . با انرژي باشيد و روزتان پر اميد .
  70. 25 بهمن 1398 - 1:7

    واقعيتش من يکساله ازدواج کردم و در رابطه جنسي ناموفق بودم طوري که کم کم به جدايي فکر ميکردم اما دکتر متوجه کرد من رو که مشکل چيست اولش خيلي خجالت کشيدم اما وقتي تمرين کردم فهميدم که رابطه هم تمرين ميخواد خيلي کمک کرد به من . دستت درد نکنه دکتر که يک رابطه رو نجات دادي

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و درود
    عرض کردم که رابطه جنسي گاهي احتياج به تمرين داره و البته ترک کردن بعضي از عادتهايي که به آن لطمه ميزنه . شما دوران مجردي را پشت سر گذاشته ايد و خوشحال باشيد که مي توانيد يک رابطه زيبا و لذت بخش را با همسر خود تجربه کنيد . خوشحالم که کم کم بهتر خواهيد شد .
  71. کاربر شماره 40360
    21 بهمن 1398 - 15:22

    سلام و تشکر از سايت خوب دکتر ياب . متوجه شدم ايشان از درک بسيار بالايي برخوردا هستند و سريع دست روي نقطه مشکل من گذاشتند و بدون حاشيه راهنمايي فوق العاده اي کردند . ممنونم واقعا

  72. کاربر شماره 38049
    11 بهمن 1398 - 12:40

    ممنون از شما آقاي دکتر . تجربه فوق العاده اي داشتم در مورد هدفهايي که سردرگم شده بودم و نميدونستم چه راهي رو بايد برم و شما با تقويت اعتماد به نفس و عزت نفس من واقعا منو کمک کرديد .

    دکتر امیرمهدی یوسفیسلام و درود بر شما
    سردرگمي شما در بي هدفي شما بود و نا اميدي شما در نداشتن هدف
    گاهي کمي انگيزه دادن به آدمها کافيست براي يک اميد تازه
    اميدوارم تازه شويد

    چيست نشان آنکه هست جهان دگر
    نو خوشي و نو غناست

    هر نفس انديشه نو باشي عزيز دل ...

درخواست معرفی مطب

loading

لطفا کمی لبخــند بزنیــد 😉

دکتریاب، درحال پردازش درخواست شما 😍 است