11418 18

دکتر فاطمه رضا بخش

متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) در رشت

دکتر فاطمه رضا بخش
QR Code
55 رای که 76% موافق پزشک هستند.
تلفن : 33117493

آدرس مطب :

رشت
فلکه صابرین، اول نواب، روبروی کانون زبان کیش، طبقه دوم

آیا اطلاعات اشتباه یا قدیمی است! اینجا کلیک کنید

  • در صورت مطلع بودن از آدرس و شماره جدید آن را در کادر زیر وارد نمایید و در غیر این صورت تنها ارسال را بفشارید.
  • old_captcha
اگر دوست دارید اطلاعات این پزشک را با دوستانتان به اشتراک بزارید:
نظر و یا تجربه ای داری؟ خوب بگو !
نظرات و تجربیات
پیام های جدید پیام های قدیمی
  1. مازیار هستم1394/2/5
    سلام خانم دکتر،من در کودکی به دلیل اینکه درسم نمیخوندم
    به ضرب کشت،از خواهرم کتک میخوردم،بعد که از خواهرم که پرسیدم چرا منو میزنی،گفتم به دلیل اینکه خیلی دوست دارم
    بعد از چند سال که هر روز چوب میخوردم،دیگه نتونستم با هیچ خانمی ارتباط برقرار کنم،خیلی زود اعصبانی میشم،دیگه خسته شدم،
    اگه لازم حضورا خدمت شما میرسم،بچه رشت هستم
    ایا میتونم مثل قدیم مازیار خوب و دلسوز بشم
    0911********

  2. مریم هستم 26 / 3 / 94 04 : 161394/3/27
    سلام من از برخورد با جنس مخالف میترسم به صورتی که دچارترس و حالت تهوع میشوم میخواستم برای رهایی از این وضع مرا راهنمایی بفرمایید

  3. alireza1 آبان 1394 - 16:47
    سلام خانوم دکتر.من فوت فتیش دارم.البته اثرات فوت جاب رو هم دارم.تو رو خدا جواب بدین.

  4. تمنا13 آذر 1394 - 3:36
    Slm,man ye 5mahi mishe ba yeki ashena shodam kheyli besh vabaste shodam ama on hamash bem doroq mige o khiyant mikone ama bazam dosesh daram...chikar konam khaste shodam

  5. بیخوابی15 دی 1394 - 4:30
    چند ماهی طلاق گرفتم دچار افسردگی شدیدی شدم صبح تا شب خودمو تو خونه زندانی کردم چیکار کنم

  6. مهسا27 بهمن 1394 - 22:33
    سلام،من احساس میکنم بخاطر مشکلات زندگی دچار بحران شخصیتی شدم،احساس میکنم خودم نیستم و دارم واسه همه فیلم بازی میکنم و این من واقعیم نیست و این موضوع عذابم میده.
    مشاوره میخواستم،ممنون

  7. شیوا29 بهمن 1394 - 19:51
    سلام.من مشکل خیلی بزرگی دارم.اولین بارمه ک دارم اینکارو میکنمو به کسی میگم مشکلمو..من با نامزدم هر روز دعوا داریم...هر روز گریه و ناراحتی در من وجود داره...به من به دلیل خبر از رابطه گذشتم اعتماد نداره..هرچند قبل از اینکه خبردارم بشه اینجوری بود..به دامادم یا هر پسری دورمه شک داره...نمیزاره با کسی جایی برم.با خانوادم حتی...کسی میاد مهمونی خونمون شروع میکنه به فحش و دعوا...فحشایی ب منو خانوادم میده که به بدترین دخترا این فحشا رو نمیدن...خودش نمیززاره برم خودش میره هرجایی...تورو خدا کمکم کنین خانوم دکتر

  8. رحمان11 اسفند 1394 - 18:26
    سلام خانم دکترلکنت زبان دارم چیکار کنم. لطفا راهنمایی کنید.24سن دارم.

  9. مرضىه22 اردیبهشت 1395 - 13:41
    سلام 2ساله ازدواج کردم از مشهد اومدم اینجا زندگی کنم یه بچه دارم اما احساس میکنم روز بروز از شوهرم دورترو دورتر میشم. اصلا به احساسات من توجه نداره یعنی انگار اصلا سرش به خونه و زندگیش نیست خیلی شلخته و ولنگار. تقریبا با کسی رابطه نداریم کسی هم خونمون نمیاد. شوهرم هیچ دوستی هم نداره منم از خانوادم دورم و همیشه تو خونه. رفتارای شوهرم خیلی منو عصبی میکنه نمیدونم چکار کنم؟یه مدتی هم هست سرکار نمیره .اصلا به من کمک نمیکنه اگر حرفی بزنم به حرفم گوش نمیده و وسط حرفم حرف میزنه بارها شده راجع به رفتاراش خواستم باهم حرف بزنیم ولی دعوامون میشه هیچ نتیجه ای نمیگیریم. تو عقد که بودم متوجه یه سری رفتاراش شدم گفتم بریم پیش روانشناس اما قبول نکرد. وقتی رفتم مشهد دوباره اومدم دیدم خودش یواشکی رفته پیش روانشناس که ایشون خواسته بودن منو هم ببینن ولی دیگه شوهرم نرفت.الان هم بهش میگم بیا بریم میگه باشه ولی هیچ وقت انجامش نمیده. اصولا تو خیلی از کاراش همینجوریه میگه بعدا ولی رها میکنه. نمیدونم چیکار کنم تورو خدا کمکم کنید؟

  10. aradhz25 اردیبهشت 1395 - 4:52
    اووف چجوری بگم. من ترنس سکشوال هستم. نمیدونم کمکی میتونین بکنین یا . منم همینطور خواستم تیری در تاریکه زده باشم واسه خودم

  11. محمد29 خرداد 1395 - 18:28
    سلام خانوم دکتر مدتی هست که با دختری آشنا شدم ولی همش گند می زنم توی رابطه باهاش خیلی دوسش دارم.ازنطر مالی مشکلی ندارم ولی اون به مادیات زیاد اهمیت نمیده و میگه زیاد برام تعیین تکلیف می کنی وهمین باعث شده نخواد باهام ارتباط داشته باشه.دوس دارم حضوری صحبت کنم باهاتون چون رابطه مو توی خطر می بینم.ممنون

  12. فرشته30 خرداد 1395 - 18:1
    سلام من یه خواهر 15 ساله دارم که خیلی گوشی دستش میگیره وهمش تو تلگرام با پسرا چت میکنه میترسم چیکار کنم؟؟!

  13. امین14 مرداد 1395 - 10:56
    salam
    man feet fetish hastam
    lotfan komak konid

  14. آیدین31 مرداد 1395 - 16:44
    سلام خانوم دکتر من دایما شهوتی میشم و دوست دارم با یه خانم سکس داشته باشم چیکار باید کن؟ با تشکر

  15. ترمه15 آبان 1395 - 23:27
    من به صورت غیر قابل کنترلی از امپول و سرم و عمل جراحی و بیمارستان وحشت دارم و به همین دلیل بچه دارم نشدم از بوی الکلم وحشت به تنم می افته یعنی مشکل من چیه؟

  16. سمایی24 آبان 1395 - 12:12
    سلام -من دوران عقد میخواستم بخاطر رفتاربد همسرم وخانواده همسرم جداشم اولایل اینجوری نبودند خوب بودند اما ظاهرشونو یدفعه بعد اذواج رو کردن -من دختر آرومی بودم وسکوت کردم میگفتم احترامه وازاین حرفا تا اینکه پدرشوهرم وخواهرشوم ومادرش اومدن خونمون بین حرفاش همش توهین میکرد به خانوادم دیگه زدم به سیم آخر چاقورو برداشتم وزیر گلوم گذاشتم گفتم تا خودمو نکشتم برید بیرون -خانوادمم ترس آبروشون همش میخان ارومم کنن ادامه زندگیم برسم وبیخیال بشم من غرور دارم چقدر تحقیر وزندانی بشم -بعد سه سال که گذشت بازم حرف جدایی رو زدم اما موفق نشدم با اینکه شوهرم تابهش گفتم میخاست خفم کنه اگه در خونه ب صدا درنمی اومد ...من یه نویسندم درک میکنم همه چی رو اما زندگی که زوری نیست حالا که تصمیم گرفتم همه بامن علکی مهربون شدن اینقدر که ازشون میترسم ودوری میکنم من همه راه هارو رفتم همه راه هارو سوختم اما باز موندم دوسال شوهرم ور دلم بیکار نشست دم نزدم گفتم همه بیکارن و...برام مهم نبود چون ادم پولکی نبودم با نان خشکم سر میکردم اما تو خونه پدرم دستم تو جیب خودم بود اینقدر که دستمو دراز نمیکردم گفت نرو سرکار بهترین کارمو ازدست دادم تو وقتی که خودش بیکار بود خانوادش بهش یاد داده بودن خانوادش دارن زندگیی مارو خراب میکنن یعنی خراب کردن -سردشدم از همه چی چندباری خواستم خودکشی کنم من که ازاین بچه بازیا بدم می اومد این عاقلانه نیست اما اما من نمیخام زندگی کنم با همسرم چیکارکنم؟من محبت دروغی نمیخام نمیخام تا قضیه طلاق ازسرم میپره خونمو تو شیشه میکنن وازارم میدن

  17. پویان15 دی 1395 - 9:58
    سلام خسته نباشید خانم دکتر،میشه شماره مطلبتون رو کامل بزارین تا ما زنگ بزنیم ازتون وقت بگیریم،اون شماره اشتباه هستش...مشکل من خیلی جدی هستش،خواهش میکنم

  18. سارا8 اردیبهشت 1396 - 15:6
    سلام...من دختر 21 ساله ای هستم ک از جنس مرد جماعت متنفرم..اصلا نمیتونم یک دقیقه کنارم تحملشون کنم، حتا پدرمو.
    اما خیلی دوس دارم ک عاشق بشم.
    دوس دارم این حس رو توو خودم ازبین ببرم.
    اما نمیتونم...
    خیلی پیشنهادها داشتم اما بخاطر حس بدی ک ب جنس مرد جماعت دارم،قادر ب قبول کردنش نبودم.
    همکارام خیلی در رابطه با این موضوع بهم مشاوره دادن اما اصلا نتونستم قبول کنم ک میشه یه مردو تحمل کرد.
    من فقط با مردی ازدواج میکنم ک از دخترجماعت متنفر باشه و فقط ب اصرار خونوادش مجبور ب ازدواج با من بشه.
    این خصلت منو هرکی شنیده بهم خندیده.
    شاید واسه شما هم خنده دار باشه.
    اما کاریش نمیتونم بکنم.
    بخاطر حس بدی ک ب جنس مردجماعت دارم فکر میکنم این بهترترین گزینه هامه واسه ازدواج ک بعد ازدواج هرکی بره سی خودش و کاری ب هم نداشته باشیم.
    اما با مشاور هایی ک یکی از همکارام بهم میده و از عشق خودشو خانومش برام میگه،خیلی دوس دارم ک عشقو تجربه کنم.
    تورو خدا خانوم دکتر کمکم کنید ک بتونم این حسمو از بین ببرم تا بتونم عاشق بشم.

  19. +