1097 2

دکتر قاسم خداکرمی

دکترا دندانپزشک در تهران

دکتر قاسم خداکرمی
QR Code
3 رای که 100% موافق پزشک هستند.
تلفن : ثبت نشده است

آدرس مطب :

تهران
لواسان، میدان گلندوک، نبش کوچه البرز، ساختمان پزشکان

آیا اطلاعات اشتباه یا قدیمی است! اینجا کلیک کنید

  • در صورت مطلع بودن از آدرس و شماره جدید آن را در کادر زیر وارد نمایید و در غیر این صورت تنها ارسال را بفشارید.
  • old_captcha
اگر دوست دارید اطلاعات این پزشک را با دوستانتان به اشتراک بزارید:
نظر و یا تجربه ای داری؟ خوب بگو !
نظرات و تجربیات
پیام های جدید پیام های قدیمی
  1. صبا16 آبان 1394 - 2:45
    گاهی نداشتن شهامت روبه رو شدن با یک ترس سالهای زیادی رنجی به مراتب بیشتر از رو به رو شدن با اون ترس را برای ما داره. کی باور میکنه که بیشتر از ده ساله یه دندون شیری لق توی دهانم داشتم؟ و ترس باعث میشد که با رنج لق بودنش کنار بیام، با سمت چپ دهانم چیزی نخورم و حتی شب ها به پهلوی چپ نخوابم و تا صبح از این بترسم که مبادا روی پهلوی چپ غلط بزنم و به دندونم فشار بیاد و صبح ببینم غورتش دادم یا کنده شده ? و هر بار اخبار ناخوش آیندی که از جامعه پزشکی میشندیم من را بیشتر مسر میکرد که مراقب همین دندان لق باشم تا پایم به قصاب خانه پزشکان کشیده نشود. توی این یکی دو سال آخر به اندازه خانوم مارپل تحقیق و بررسی کردم و توی دهان هر دوست و آشنایی سرک کشیدم تا بتونم پزشکی برای ایمپلنت پیدا کنم که ماجرای دایی بیچاره ام پیش نیاید که بعد ایمپلنت دندانش عفونت کرد و الان چند سال است بی دندانی را ترجیح داده به رفتن مطب دندانپزشکی و از آنجا که پزشکان غیور ایرانی نمیخواهند خدایی نکرده جایی کم بیاورند بعد از آمدن ایمپلنت به ایران همه شان این تخصص را هم ته تخصص هایشان اضافه کرده اند.
    مرکز ایمپلنت کرج چند دقیقه تا خانه فاصله داشت، سر کوچه توی ساختمان پزشکان دو سه تا دکتر دندان بود که توی تابلویشان ایمپلنت هم به چشم می آمد. هر جا تونستم اطلاعات جمع کردم و رفتم تا اینکه بالاخره پزشکی پیدا شد که نمره قبولی را در آزمون من گرفت و چند سالی هم از ایمپلنت هایی که در دهان دوست و آشنا گذاشته بود میگذشت و همه راضی بودند. قیمتش را که مقایسه کردم از دندانپزشک هایی که رفته بودم کمتر بود مریض ها هم که بعد چند سال از کارش راضی بودند گرچه مسیر تهران تا کرج کمی رفت و آمدش برایم سخت بود اما ارزشش را داشت.
    دندانم هم که داشت روزهای آخرش را میگذراند و دیگر عملا روی لثه با امداد ملائکه بند بود. سرتون را درد نیاروم بالاخره از این پزشک وقت گرفتم و رفتم البته قبل رفتن فریاد جستجوگرهای گوگل را در آوردم از بس که در مورد عمل ایمپلنت عکس و مطلب در آورم و دیدن آن عکسها و اسم عمل و آن پیچ و دلر و ماجراها حسابی روحیه ام را تضعیف کرد. توی مطب که حاظر شدم وقتی خانوم منشی توی لیوان یک بار مصرف دو تا کپسول ژلوفن و دو تا آموکسی سیلین را داد بخورم فهمیدم که قراره تا حد مرگ درد بکشم معده ام خالی بود، خانوم منشی که همه مریضها به اسم کوچک صدایش میزدند من را برد توی آشپزخانه نان سنگگ تازه و پنیر روی میز برایم گذاشت و یک چایی و خرما هم کنارش گذاشت، مانده بودم این الهه زمینی است یا آسمانی؟ من توی صلاخ خانه یک مطب هستم یا خانه یک دوست قدیمی؟
    داروها را خوردم و روی صندلی دندانپزشکی نشستم دکتر آمد بالای سرم و شروع کرد چپ و راست آمپول زدن اطراف دندانم، آمپولش که بر خلاف تصورم دردی نداشت اما میدانستم این تازه شروع ماجرا هست و نباید گول بخورم من داشتم عمل میشدم ? احساس میکردم قرار است زنده زنده پوستم را بکنند ?
    جراحی شروع شد و من از ترس از اول تا آخرش گریه کردم، خانوم منشی دستمال به دست اشکهای من را پاک میکرد، دکتر همش میپرسید: درد داری؟ من میگفتم: نه. دکتر بیچاره گیج مانده بود که من چه مرگم هست که گریه ام بند نمی آید اما ماجرا این بود که با اون همه سرو صدا که توی مغزم میپیچید چیزی مثل مته توی فکم غرغر میکرد و بالا میرفت سوزن و نخ را که میدیم توی آسمان و دهانم بالا و پایین میرود گرچه هیچ دردی را حس نمیکردم اما عقل میگفت که باید گریه کنم ? دکتر هر چند دقیقه یک بار حالم را میپرسید. کار که تمام شد یه برگه مراقبت های بعد عمل دادن به دستم و خانوم منشی یک کیسه یخ داد تا کرج بزارم روی لپم شماره موبایلش را هم داد بهم گفت فردا مطب تعطیل است کاری داشتی به من زنگ بزن. یک ساعت بعد از مطب آقایی زنگ زد و حالم را پرسید اونقد گریه کرده بودم و کولی بازی در آورده بودم که همه نگرانم شده بودند. دو ساعت بعد دوباره همون آقا زنگ زدو شماره موبایل دکتر را داد گفت منتظر شما هستند، من زنگ زدم دکتر حالم را پرسید، باورم نمیشد چند بار از مطب به من زنگ بزنند، دکتر موبایل خودش را بدهد و خانوم منشی هم همینطور، دکتر بگوید هر وقت احساس ناراحتی یا مشکلی کردی به من زنگ بزن.
    حالا احساس میکنم چقدردر مقابل جامعه پزشکی مدیون هستم در مقابل اینکه سالهاست همه پزشکان را به یک چشم دیده ام آدمهایی که فقط پول مریض برایشان مهم است و حتی از مرده مریض ها هم پول در می آورند. دست این دکتر را میبوسم، چیزی که توی ذهنم هست اینه که توی مرداب گل هم میروید. دوستان هر کس کار ایمپلنت داشت بهم بگه شماره مطب این دکتر را بهش بدم. منصف، خوش اخلاق، متخصص در کار.
    دکتر قاسم خداکرمی 22253759 و 22253726

  2. فروزان25 مرداد 1395 - 1:20
    سلام آ قای دکتر من حدود 6،7سال قبل خدمتتان رسیدن برای اینپلنت و خدای کارتان هم خوب بود ولی الان مشکلی برام پیش اومده بای روکشهایم ولی من مطب شما را نمیدانم کجاست میشود تلفن یا آ درس مطلب را برایم ارسال کنید تلفن من 09304315194

  3. +