قبل از ثبت سوال، می توانید در بین پرسش و پاسخ ها جستجو نمایید

فرشاد
30
50
آقــا

شخصی؟

سلام اقای دکتر.شبتون بخیر.خواهش میکنم همه ی حرفای منو بخونید.اقای دکتر پسری سی ساله و مجرد هستم.خیلی احساساتیم خیلی زود میشکنم خیلی زود خورد میشم.مثل بچه ها با صدای بلند گریه میکنم.یه صحنه ناراحت کننده ببینم زود به گریه می افتم.وسواس شدید دارم.کمی کینه ایم.خیلی مغرورم.نمی خوام از کسی نه بشنوم.خیلی بلند پروازم.خیلی درجا میزنم ولی به جایی نمیرسم بعدش مثل دیوانه ها دو دستی میزنم تو سر و صورت خودم.اقای دکتر خیلی خیلی خجالتیم یعنی میتونم بگم که نود درصد زندگی من سر همین موضوع نابود شد.خیلی سر به زیر و مودب هستم.تا حالا که به این سن رسیدم اجازه ندادم کسی پشت سرم نفس بکشه.اقای دکتر ببخشید شرمنده خود ارضایی شدیدی دارم طوری که حتی یک روز هم نمیتونم خودمو کنترل کنم قبلا میتونستم ولی الان نه بعدش احساس گناه و شرم میکنم و خیلی پشیمون میشم.نزدیک ده سال بود که دختری از فامیل رو میخواستم ولی هیچ وقت نتونستم اینو بهش بگم تا اینکه دو سال پیش عقد کرد و سه ماه پیش هم عروسی.وقتی شنیدم مثل دیونه ها شدم.کاملا مرگ رو جلوی چشمام میدیدم.از اون تاریخ به بعد بود که خود ارضایی من هم زیاد شد.همه جای بدنم میلرزه بخصوص دست و پاهام.استرس و اضطراب و دلهره خیلی شدیدی دارم.تپش قلب تندی دارم.اقای دکتر خیلی احساس تنهایی و بی کسی میکنم.خیلی تنهام.دوست و رفیق ندارم حتی یک نفر.ادم گوشه گیری هستم.تو جمع میرم ولی کاملا سکوت میکنم.نزدیک دوازده سال پیش وقتی که شانزده هفده سال بیشتر نداشتم پدرمو از دست دادیم.شوک بزرگی بود اقای دکتر.بخدا هممون داغون شدیم بخصوص من طوری که نزدیک دوازده ساله که خودمو از همه چیز تحریم و محروم کردم.فرزند بزرگ خانواده بودم یه بچه مدرسه ایی بودم هیچی بلد نبودم اقای دکتر.خیلی درجا زدم خیلی به این در و اون در زدم ولی نشد که نشد همش به بن بست میخوردم.افسردگی خیلی شدیدی گرفتم.اقای دکتر نزدیک دو ساله که میرم نزد پزشک روانشناس و روانپزشک و تا حالا سه بار رفتم ولی هیچ فایده ایی نداشت حتی الانم میرم و دارو هم مصرف میکنم.اقای دکتر تا حالا که به این سن رسیدم با هیچ خانمی بخدا در هیچ صورتی کوچکترین برخوردی نداشتم.از ارتباط با جنس مخالف خیلی خجالت میکشم.ته دلم خیلی میخواد ولی شرم و حیام اجازه نمیده.اهل هیچ کثافتی نیستم.سیگار,قلیان.مواد,مشروب اهل هیچ کدوم نیستم بخدا قسم.بخدا برای همه الگو بودم ولی حالا تبدیل شدم به یه سوژه برای خانواده و فامیل و اشنا.نیاز جنسی خیلی بالایی دارم.راستش ببخشید تنها چیزی هستش که دلمو بهش خوش میکنم.نشانه های عشق رو کاملا در خودم میبینم ولی متاسفانه کسی تو زندگیم نیست.خیلی حرص میخورم سر این موضوع.بخدا دیگه خسته شدم اقای دکتر.دیگه بریدم.دیگه توانی برام باقی نموده.خیلی وقتا به فکر خودکشی می افتم ولی بعدش پشیمون میشم و حتی الانم همین حسو دارم.اقای دکتر من سی سالمه همه ی زندگیمو سر هیچ و پوچ از دست دادم همه ی آرزوهام بر باد رفت.زن,ازدواج.خونه.کار خوب.در آمد خوب.زندگی خوب.ادامه تحصیل در دانشگاه.تفریح,خنده,مسافرت و خیلی چیزای دیگه رو از دست دادم حالا حسرتش دار کر و کورم میکنه بخدا.روانپزشک اخری که پیششون رفتم گفتن که حتما باید بستری بشید ولی خودم میدونم اگه هزار روزم بستری بشم هیچی درست نمیشه.اقای دکتر خلاصه بگم خدمتتون من دو راه بیشتر ندارم یا باید یک شب ره صد ساله رو بزنم یا خودکشی و مرگ.من نمیتونم اینطوری بی هیچ و پوچ زندگی کنم اقای دکتر.اقای دکتر من سی سال سکوت و آبرو داری کردم که به چیزها و آرزوهام برسم حالا همشو میخوام اقای دکتر.یک سر سوزن هم کوتاه نمیام.اگر بجایی نرسم به شرافتم قسم که خودکشی میکنم.اقای دکتر تو رو خدا کمکم کنید منو از این سیاهی و این زندان نجات بدید.بخدا به قران قیامت لطفتونو فراموش نمیکنم.بخدا خیرشو می بینید.اقای دکتر خواهش میکنم التماستون میکنم برادرانه کمکم کنید.شما رو به همه ی مقدسات قسم کمکم کنید.اقای دکتر اگر درمانی دارید خواهشمندم از هیچ کمکی دریغ نکنید.اگر درمانی باشه من شخصا حضوری خدمت میرسم.اگرم نه که دیگه هیچ وقت مزاحمتون نمیشم.اقای دکتر برادرانه کمکم کنید.این طلسمو بشکنید.

1 پـاسـخ


  • دکتر منصور آگاهي متخصص روانپزشک (اعصاب و روان)

    با توجه به مسائلي كه عنوان كرديد، شما نيازمند درمان دارويي به همراه روان درماني مي باشيد كه گرفتن پاسخ مناسب نيازمند صبوري و شكيبايي شما هست، و نميشه انتظار داشت كه به قول شما يك شبه ره صد ساله را رفت. در هر صورت توصيه ميشه كه روند درمان را جدي تر دنبال نماييد

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (1)(1)
بازدید : 48 مرتبه
پـرسـش جــدیــد
متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) خوب در تهران