نوروتراپی، به ویژه تکنیک‌هایی مانند نوروفیدبک و تحریک مغزی، به عنوان یک رویکرد مکمل و مؤثر در مدیریت افسردگی مورد توجه قرار گرفته است. این روش‌ها با هدف مستقیم تنظیم و تعدیل فعالیت‌های عصبی در نواحی مغزی مرتبط با خلق و خو، مانند سیستم لیمبیک و قشر پیش‌پیشانی، عمل می‌کنند. به‌طور مشخص، در افراد مبتلا به افسردگی، اغلب الگوهای نامتعادل در امواج مغزی (مانند افزایش امواج آهسته در ناحیه فرونتال چپ یا عدم تعادل نیمکره‌ای) مشاهده می‌شود. نوروفیدبک به فرد آموزش می‌دهد تا با بازخورد لحظه‌ای از امواج مغزی خود، این الگوها را به حالت بهینه و متعادل‌تر (مانند افزایش امواج آلفا در نیمکره راست یا تنظیم نسبت امواج آلفا/بتا) بازگرداند. از سوی دیگر، روش‌هایی مانند تحریک جریان مستقیم جمجمه‌ای (tDCS) یا تحریک مغناطیسی جمجمه‌ای (rTMS) با تحریک نواحی خاص، فعالیت عصبی را تعدیل می‌کنند. مطالعات نشان می‌دهند این مداخلات می‌توانند به کاهش معنادار علائم افسردگی مانند خلق پایین، بی‌انگیزگی و اختلالات خواب کمک کرده و با تقویت نوروپلاستیسیتی، اثرات پایداری ایجاد نمایند. بنابراین، نوروتراپی می‌تواند به‌ویژه برای موارد مقاوم به دارو، گزینه‌ای امیدبخش و مبتنی بر شواهد باشد.

تهیه و تدوین از دکتر الهام دهنوی

15 بهمن 1404 - 19:31
بازدید ها: 4

نوروتراپی به عنوان یک روش غیرتهاجمی و مبتنی بر اصول علوم اعصاب، با تمرکز بر تنظیم و بهینه‌سازی فعالیت امواج مغزی، نقش مؤثری در کاهش علائم اضطراب ایفا می‌کند. این روش عموماً از طریق تکنیک‌هایی مانند نوروفیدبک و بیوفیدبک، به افراد کمک می‌کند تا الگوهای نابهنجار امواج مغزی مرتبط با اضطراب (مانند افزایش امواج بتا در نواحی فرونتال) را شناسایی و با خودتنظیمی، آن‌ها را به سمت الگوهای متعادل‌تر (افزایش امواج آلفا یا تتا) سوق دهند. تحقیقات نشان می‌دهند که این تنظیم فعالیت عصبی نه تنها موجب کاهش احساس تنش، نگرانی و علائم جسمانی اضطراب می‌شود، بلکه با افزایش آرامش و بهبود عملکرد شناختی، به تقویت انعطاف‌پذیری عصبی در شبکه‌های مغزی دخیل در تنظیم هیجان مانند مدارهای مرتبط با آمیگدال و قشر پیش‌پیشانی منجر می‌گردد. بنابراین، نوروتراپی می‌تواند به عنوان یک مداخله مکمل و مؤثر در کنار سایر روش‌های درمانی برای مدیریت اختلالات اضطرابی مورد استفاده قرار گیرد.

تهیه و تدوین از دکتر الهام دهنوی

15 بهمن 1404 - 19:28
بازدید ها: 3