وسواسِ درست و غلط

وسواسِ درست و غلط

دسته بندی : وسواس

وسواس نگرانی افراطی درباره‌ی «درست و غلط» – آنچه در ادبیات بالینی گاه با عنوان وسواس اخلاقی یا scrupulosity شناخته می‌شود – صرفا اشتغالی ذهنی با قواعد اخلاقی نیست، بلکه نحوه‌ای از بودن-در-جهان است که در آن، فرد در برابر امکان خطا، گناه یا انحراف از معیار، دچار اضطرابی بنیادین می‌شود. این اضطراب، نه فقط ترس از پیامد بیرونی، بلکه لرزش هستی‌شناختی در برابر امکان «بد بودن» است.

در این جستار، نخست تجربه‌ی زیسته‌ی این وسواس را توصیف می‌کنیم و سپس نشان می‌دهیم که روان‌درمانی اگزیستانسیال چگونه می‌تواند افقی برای رهایی بگشاید.

۱. توصیف پدیدارشناسانه: جهان اخلاق مطلق

از منظر پدیدارشناسی، مهم آن است که به «چگونه پدیدار شدن» تجربه توجه کنیم، نه صرفا به نشانه‌ها.

در وسواس اخلاقی:

  • جهان به میدان داوری بدل می‌شود.
  • هر کنش، اندیشه یا حتی احساس، در محکمه‌ای درونی سنجیده می‌شود.
  • تردید جای یقین را می‌گیرد: «آیا واقعا نیت من پاک بود؟»
  • تصمیم‌ها به تعویق می‌افتند، زیرا امکان اشتباه همواره حاضر است.

زمان در این تجربه، ایستا می‌شود: فرد در گذشته می‌ماند («آیا آن حرفم اشتباه بود؟») یا آینده را می‌کاود («اگر این کار را بکنم، آیا خلاف اخلاق است؟»). اکنون، محل زیستن، از دست می‌رود.

بدن نیز بی‌طرف نمی‌ماند: تنش، فشردگی سینه، احساس گناه مبهم، نیاز به اعتراف یا اطمینان گرفتن، بخشی از این زیست-جهان‌اند.


۲. اضطراب اگزیستانسیال و مسئله‌ی آزادی

از منظر اگزیستانسیال، اخلاق نه صرفا مجموعه‌ای از قواعد، بلکه پاسخی به آزادی انسان است. آزادی یعنی ما ناگزیر از انتخابیم. و هر انتخاب، حذف امکان‌های دیگر است. این وضعیت، اضطراب می‌آفریند.

وسواس اخلاقی را می‌توان تلاشی برای فرار از اضطراب آزادی دانست:

  • اگر «درست مطلق» را بیابم، دیگر انتخاب نمی‌کنم؛ فقط اطاعت می‌کنم.
  • اگر معیار کاملا روشن باشد، مسئولیت خطا از دوش من برداشته می‌شود.

اما زندگی انسانی خاکستری است، نه سیاه و سفید. فرد وسواسی در پی قطعیت ناممکن است. او می‌خواهد اخلاق را از ساحت تراژیک و مبهمش بیرون بکشد و آن را به نظامی ریاضی‌وار بدل کند.


۳. وجدان اصیل و وجدان وسواسی

در اگزیستانسیالیسم، به‌ویژه نزد هایدگر، وجدان ندایی است که ما را به اصالت فرامی‌خواند؛ نه صدای محکوم‌کننده، بلکه دعوتی به مسئولیت‌پذیری.

اما در وسواس اخلاقی، وجدان به «ابر-داور» بدل می‌شود:

  • بی‌رحم
  • نامنعطف
  • فاقد بافت و زمینه
  • گسسته از واقعیت زیسته

این وجدان، بیشتر شبیه صدای «دیگری درونی‌شده» است تا ندای اصیل خویشتن. فرد به جای زیستن از درون، در برابر یک دادگاه خیالی زندگی می‌کند.


۴. ترس از شر درون

یکی از لایه‌های عمیق این وسواس، ترس از امکان شر در خویشتن است.
«اگر واقعا انسان بدی باشم چه؟»
«اگر نیت پنهانم آلوده باشد؟»

اگزیستانسیالیسم می‌پذیرد که انسان ظرفیت خیر و شر را توأمان دارد. انکار این دوگانگی، به اضطراب شدید می‌انجامد. وسواس اخلاقی تلاشی است برای پاک‌سازی کامل این امکان، برای حذف هر سایه‌ای از تاریکی.

اما انسان بی‌سایه، انسانی خیالی است.


درمان در روان‌درمانی اگزیستانسیال

رویکرد اگزیستانسیال به‌دنبال حذف اضطراب نیست، بلکه می‌کوشد رابطه‌ی فرد با اضطراب را دگرگون کند.

۱. بازگرداندن تجربه به زیست‌جهان

درمانگر کمک می‌کند فرد از سطح قاعده‌ها به سطح تجربه برگردد:

  • وقتی می‌گویی «این کار اشتباه است»، دقیقا چه احساسی در بدنت داری؟
  • این داوری از کجا می‌آید؟
  • آیا این صدای خودت است یا دیگری؟

هدف، فاصله گرفتن از «قانون انتزاعی» و نزدیک شدن به «زیستن ملموس» است.


۲. کار با اضطراب آزادی

درمانگر به فرد کمک می‌کند ببیند که:

  • قطعیت کامل ممکن نیست.
  • انتخاب همواره با ریسک همراه است.
  • مسئولیت، بخشی جدایی‌ناپذیر از انسان بودن است.

به‌جای جستجوی پاسخ کاملا درست، فرد می‌آموزد با «عدم‌قطعیت اخلاقی» زندگی کند.


۳. بازتعریف وجدان

درمان به سمت تمایز میان:

  • وجدان اصیل (دعوت به مسئولیت و معنا)
  • و وجدان وسواسی (محکومیت بی‌پایان)

حرکت می‌کند.

از فرد پرسیده می‌شود:

  • اگر به‌جای ترس، از دل ارزش‌هایت انتخاب کنی، چه می‌کنی؟
  • چه چیزی برایت واقعا معنا دارد، نه فقط «مجاز» است؟

۴. پذیرش تراژدی انسان بودن

یکی از نقاط عطف درمان، پذیرش این حقیقت است:

انسان می‌تواند اشتباه کند و همچنان ارزشمند باشد.

درمانگر کمک می‌کند فرد ظرفیت «تحمل خطا» را در خود پرورش دهد. این کار اغلب از طریق مواجهه‌ی تدریجی با تصمیم‌گیری‌های کوچک بدون طلب اطمینان انجام می‌شود.


۵. حرکت از اخلاق ترس‌محور به اخلاق معنا‌محور

وسواس اخلاقی بر محور اجتناب از گناه می‌چرخد.
اخلاق اگزیستانسیال بر محور تحقق معنا.

در درمان، پرسش مرکزی از «آیا این کار گناه است؟» به «این انتخاب چگونه به زندگی اصیل‌تر من کمک می‌کند؟» تغییر می‌کند.


جمع‌بندی

وسواس درست و غلط، تلاشی برای یافتن قطعیت در جهانی است که ذاتا مبهم است. این وسواس، اضطراب آزادی، مسئولیت و امکان خطا را در قالب سخت‌گیری اخلاقی پنهان می‌کند.

روان‌درمانی اگزیستانسیال نمی‌کوشد فرد را بی‌اخلاق کند، بلکه او را از اخلاق مبتنی بر ترس، به اخلاق مبتنی بر معنا و اصالت هدایت می‌کند.

رهایی در اینجا نه در یافتن پاسخ نهایی، بلکه در پذیرش این حقیقت است که:

  • زندگی اخلاقی همواره با خطر همراه است.
  • انتخاب همیشه کامل نیست.
  • و انسان، حتی در خطا، همچنان انسان می‌ماند.

برای بهبود حالتان و  آشنایی با جهانتان من محمد جعفر ترکان رواندرمانگر میتوانم همراهتان باشم

ارسال پیام 09338729993

این مطلب مفید بود؟ (0)(0)
نظرات (0)
25 بهمن 1404 - 18:1
بازدید ها: 5

نظرات شما

نظرتون در مورد پست وسواسِ درست و غلط چی هست ؟

  • Captcha
لطفا به نکات زیر توجه نمایید :
نظرات شما بعد از بررسی توسط پزشک و تایید نمایش داده می شود.
لطفا از بکار بردن کلمات غیر اخلاقی و به دور از فرهنگ ایرانی - اسلامی خودداری فرمایید.