وقتی صحبت از افسردگی میشود، بیشتر ما تصویر یک فرد غمگین و گریان را در ذهن داریم که در اتاق تاریکی دراز کشیده و از رختخواب بیرون نمیآید. اما افسردگی چهرههای بسیار متنوعتری دارد. گاهی اوقات، فرد مبتلا به افسردگی خودش هم نمیداند که افسرده است.
وقتی صحبت از افسردگی میشود، بیشتر ما تصویر یک فرد غمگین و گریان را در ذهن داریم که در اتاق تاریکی دراز کشیده و از رختخواب بیرون نمیآید. اما افسردگی چهرههای بسیار متنوعتری دارد. گاهی اوقات، فرد مبتلا به افسردگی خودش هم نمیداند که افسرده است.
خیلی از ما کلمات "استرس" و "اضطراب" را به جای یکدیگر استفاده میکنیم. راستش را بخواهید، خودمان هم گاهی گیج میشویم که این حس عجیب دقیقاً چیست. اما آیا این دو واقعاً یکی هستند؟
آیا تا به حال پیش آمده که حرفی زده باشید و طرف مقابل کاملا برعکس برداشت کرده باشد؟ یا در خانه با همسر یا فرزندتان دچار سوءتفاهمی شده باشید که به یک دعوای بزرگ تبدیل شد؟ بیشتر مشکلات ارتباطی نه از بدخواهی، که از "نداشتن مهارت" ناشی میشوند. خبر خوب این است که ارتباط مؤثر را میتوان یاد گرفت و تمرین کرد.
آیا تا به حال پیش آمده که ذهنتان مانند تلویزیونی بماند که مدام در حال پخش اخبار ناگوار است و نتوانید آن را خاموش کنید؟ برای بسیاری از ما، نگرانیهای روزمره بخشی طبیعی از زندگی هستند. اما برای برخی افراد، این نگرانی هرگز خاموش نمیشود و به یک همراه همیشگی تبدیل میگردد. این همان چیزی است که به آن "اختلال اضطراب فراگیر" میگوییم.
نوجوانی را میتوان یکی از پیچیدهترین و در عین حال مهمترین مراحل زندگی دانست. در این دوره، فرد دیگر کودک نیست، اما هنوز به بزرگسالی کامل هم نرسیده است. یکی از مهمترین اتفاقات این مرحله، شکلگیری هویت است. اما هویت چیست و چرا این قدر مهم است؟
احتمالا برایتان پیش آمده که دوستی را ببینید که همیشه خندان و پرانرژی به نظر میرسد، اما بعدا متوجه شوید که او مدتهاست با افسردگی دست و پنجه نرم میکند. این پدیده همان چیزی است که به آن "افسردگی خندان" یا "افسردگی پنهان" میگوییم.