چگونه بهترین رواندرمانگر کودک را برای درمان اضطراب فرزندمان انتخاب کنیم؟
توانمندسازی شناختی چیست و چه کاربردهایی دارد؟
توانمندسازی شناختی به تازگی در دنیا ارایه می شود و باعث ارتقاء عملکرد ذهنی، تقویت حافظه افزایش توجه و ،تمرکز تقویت مهارت دیدن تقویت مهارت ،شنیدن افزایش سرعت پردازش ذهنی افزایش سرعت فراخوانی اطلاعات کنترل حرکات ناخواسته بهبود درک مطلب و تمامی عملکردهای مربوط به مغز است. در کل پایه توانمندسازی شناختی بر این اصل استوار است که همانگونه که میتوان یک عضله را تقویت کرد به مراتب راحت تر از آن میتوان مغزرا تقویت کرد.
با ظهور علوم شناختی علم مطالعه ی ذهن (مغز) و گسترش پژوهش در حوزه ی مغز این نتیجه به دست آمده است که مغز بر خلاف تصور گذشتگان انعطاف پذیر است و از قابلیت ترمیم پس از آسیب برخوردار است.
در این راستا توانمندسازی شناختی با استفاده از تکنیک های مطالعه ی مغز و تشخیص دقیق نواحی ساختاری و کارکردی آسیب دیده تمرینهایی را پیشنهاد میدهد که باعث موفقیتهای نسبی فرد در حوزه های نظیر تحصیل شغل و روابط اجتماعی میگردد.
امروزه بطور وسیع از روش های توانمندسازی
شناختی، برای ارتقاء سلامت استعدادیابی و افزایش عملکرد دانش آموزان، ورزشکاران ، مدیران و ... در حیطه ها و در سنین مختلف استفاده می شود. روش های توانمندسازی شناختی کمک کنند تا با استفاده از ابزارهای دقیق نرم افزاری با نقاط ضعف قوت مغز ، بطور جامع آشنا شویم و با استفاده از ابزارهای نوین به تقویت کارکرد مغز بپردازیم.
ترمیم مشکلات شناختی برای افرادی که مبتلا به یک اختلال شناختی یا رفتاری هستند ( مانند مبتلایان به بیش فعالی(ADHD) ،نقص توجه (ADD)،اختلالات یا مشکلات یادگیری(LD) ،اوتیسم و ...) و ارتقا و تقویت کارکردهای شناختی در افرادی که نیازهای تحصیلی یا حرفه ای خاص دارند مطرح است.
روش های توانمندسازی شناختی برای موارد زیر مورد استفاده قرار می گیرد؛
-افزایش عملکرد تحصیلی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان
- افزایش عملکرد ورزشکاران توانایی حفظ توجه عملکرد چند تکلیفی، انعطاف پذیری
ذهنی توانایی اداره موقعیت های جدید
- بازگرداندن ظرفیتهای ذهنی از دست رفته در اثر آسیبها
- ارتقاء و تقویت کارکردهای شناختی در افراد با نیازهای تحصیلی یا حرفه ای خاص
مجموعه اختلالاتی که میتوان با توانمندسازی شناختی به کنترل و درمان آنها پرداخت شامل موارد زیر میباشد؛
۱ -کودکان با نیازهای ویژه کم توان ذهنی .
۲- کودکان با اختلالات یادگیری و
مشکلات تحصیلی و درسی
٣-کودکان با اختلالات توجه و تمرکز ۴ -کودکان با اختلالات نقص توجه و بیش فعالی
۵ -کودکان دیرآموز
۶- کودکان با اختلالات نافذ رشد (اوتیسم
آسپرگر و ...
-٧. بیماریهای متابولیکی سندرم داون و سندرمهای ژنتیکی
٨-کودکان با اختلالات رفتاری و هیجانی
٩-بزرگسالان مبتلا به مشکلات تمرکز و توجه و حافظه
لازم به ذکر است کلیه خدمات فوق در " مانداکلینیک "با استفاده از جدیدترین نرم افزارهای روز دنیا و تسک (Task) و پکیج های قلم و کاغذی ،توسط نوروسایکوتراپیست ؛ " گلنار شهابی" آموزش دیده در مرکز توانمندسازی شناختی دانشگاه شهید بهشتی ارائه میشود.
تهیه وتنظیم؛نوروسایکوتراپیست و رواندرمانگر کودک و نوجوان،گلنار شهابی
چرا ناخودآگاه جذب آدمهای سرد و دستنیافتنی میشوم؟
وقتی پشت پردهٔ عشق، یک «زخم عاطفی آشنا» پنهان شده است
تا حالا برایتان پیش آمده وارد رابطهای شوید و از همان روزهای اول، حس کنید برای گرفتن ذرهای توجه، محبت یا حتی یک پیام کوتاه، باید بدوید؟
آدمهایی که دیر جواب میدهند، وقت ندارند، حرف زدن از احساسات کلافهشان میکند، یا همیشه یک قدم عقبتر از شما میایستند. عجیب اینجاست که آدمهای مهربان، امن و در دسترس برایتان کسلکننده به نظر میرسند، اما در برابر کسی که دستنیافتنی است، ضربان قلبتان بالا میرود و حاضر میشوید هر کاری بکنید تا شاید بالاخره شما را «ببیند».
اگر این سناریو بارها و بارها در زندگی عاطفیتان با آدمهای مختلف تکرار شده، احتمالا پای پدیدهای در میان است که در روانشناسی و بهویژه **طرحوارهدرمانی**، به آن اثر **طرحواره محرومیت هیجانی** میگوییم.
محرومیت هیجانی یعنی چه؟
محرومیت هیجانی به این معنا نیست که در کودکی به ما آب و غذا ندادهاند یا نیازهای مادیمان برآورده نشده؛ بلکه به این معناست که نیازهای روانی بنیادین ما بیپاسخ مانده است:
1. **محرومیت از محبت:** کمبود گرمای عاطفی، لمس شدن، در آغوش کشیده شدن یا شنیدن جملات دلگرمکننده.
2. **محرومیت از همدلی:** نبودن گوش شنوایی که دردها و ترسهای ما را بدون قضاوت و سرزنش بشنود و بگوید: «میفهمم چه حسی داری».
3. **محرومیت از حمایت و هدایت:** حس اینکه کسی نیست که در سختیها پناهگاه امن ما باشد و بتوانیم به او تکیه کنیم.
وقتی کودکی با این کمبود بزرگ میشود، ذهن او به یک نتیجهٔ دردناک میرسد: **«هیچکس قرار نیست واقعا من را دوست داشته باشد یا مرا بفهمد؛ من در نهایت تنها خواهم ماند.»**
چرا جذب آدمهای سرد میشویم؟ (تلهٔ «آشنا بودن»)
شاید بپرسید: *«اگر من تشنهٔ محبت هستم، چرا به سمت کسی میروم که خشک و بیمحبت است؟»*
پاسخ در یک کلمه نهفته است: **آشنایی.**
مغز ما تفاوت میان «امنیت» و «آشنا بودن» را به راحتی اشتباه میگیرد. رفتار یک آدم سرد و بیتوجه، ناخودآگاه خاطرهٔ فضای عاطفی دوران کودکی شما را زنده میکند. آن حس بلاتکلیفی، انتظار کشیدن برای توجه و تلاش برای اثبات دوستداشتنی بودن، حس آشنای خانهٔ قدیمی شماست.
شما ناخودآگاه با این افراد پیوند برقرار میکنید، با این امید ناهشیار که:
*«این بار موفق میشوم این آدم سرد را تغییر دهم و محبتی که در کودکی نگرفتم را از او پس بگیرم.»*
اما متأسفانه، نتیجه اغلب همان سناریوی تلخ تکراری است: خستگی، تنهایی عمیق و تایید دوبارهٔ این باور که «من مهم نیستم».
نشانههای این تله در رابطهٔ شما چیست؟
* **آزمونهای مداوم و سکوت:** بهجای اینکه نیازتان را به زبان بیاورید، قهر میکنید یا سکوت میکنید با این انتظار تلخ که «اگر دوستم داشت، خودش میفهمید».
* **نقش مراقبتکنندهٔ افراطی:** شما تمام نیازهای طرف مقابل را برآورده میکنید، اما از ابراز خواستههای خودتان شرم دارید مبادا مزاحم باشید.
* **احساس نامرئی بودن:** حتی در آغوش پارتنرتان حس میکنید کیلومترها از او دورید و او عمق وجود شما را نمیبیند.
* **خستگی و خشم پنهان:** حس بدهکار بودن مداوم به رابطه، در حالی که دست خودتان همیشه خالی مانده است.
در پروسهٔ طرحوارهدرمانی دقیقا چه اتفاقی میافتد؟
خیلی از مراجعین میپرسند: *«آیا واقعا ممکن است بعد از اینهمه سال سلیقهٔ عاطفیام تغییر کند؟ آیا میتوانم آرامش را به جای هیجان مسموم انتخاب کنم؟»*
پاسخ مثبت است؛ اما این تغییر صرفا با پند و اندرز یا تصمیمهای موقتی اتفاق نمیافتد. در اتاق درمان، مسیر متفاوتی را در پیش میگیریم:
۱. نامگذاری و ریشهیابی زخم
اولین گام این است که بفهمیم این الگو از کجای گذشتهٔ شما آب میخورد. وقتی دست نوازشگر آگاهی روی کودک تنهای درونتان گذاشته میشود، دیگر خودتان را برای شکستهای عاطفی گذشته سرزنش نمیکنید.
۲. بازوالدگری در محیط امن درمان
در جلسات درمانی، رابطهای امن، پذیرنده و حرفهای میان شما و درمانگر شکل میگیرد. در این فضا، شما برای اولین بار تجربه میکنید که چگونه نیازها، احساسات و آسیبپذیریهایتان دیده، شنیده و اعتباربخشی میشود؛ بدون اینکه قضاوت شوید یا پس زده شوید. این تجربهٔ عینی، زیربنای اعتماد عاطفی شما را از نو میسازد.
۳. یادگیری زبان مستقیم نیازها
طرحواره به شما یاد داده است یا بجنگید یا کنارهگیری کنید. در روند درمان تمرین میکنیم که بدون باج دادن، بدون قهر و با شجاعت یک «بزرگسال سالم»، بگویید: «من به وقت باکیفیت تو نیاز دارم»، یا «این رفتار مرا غمگین میکند».
۴. شکستن چرخهٔ روابط آسیبرسان
کمکم یاد میگیرید پرچمهای قرمز (Red Flags) رفتارهای سرد را به موقع تشخیص دهید. جذابیت کاذب افراد غیرقابل دسترس برایتان رنگ میبازد و ظرفیت این را پیدا میکنید که به آدمهای صبور، امن و گرم، فرصت ورود به قلبتان را بدهید.
قدم اول برای بازگشت به خود
اگر حس میکنید سالهاست در روابطتان بیشتر از آنکه دریافت کنید، تحلیل رفتهاید، بدانید که این اجبار سرنوشت شما نیست. این فقط یک الگوی یادگرفتهشده است و هر الگویی قابل بازسازی است.
نیاز شما به عشق، توجه و دیدهشدن، زیادهخواهی نیست؛ یک نیاز انسانی، طبیعی و مقدس است.
**اگر مایلید این چرخهٔ تکراری را متوقف کنید و ریشههای تنهایی عاطفیتان را ترمیم کنید، میتوانیم در یک جلسه گفتوگو (آنلاین یا حضوری) قدم اول را برای شناخت و بازسازی این الگوها برداریم.**
صدایی در سرت که میگوید «کافی نیستی»؛ ریشه خودسرزنشگری کجاست؟
آیا تا به حال دقت کردهاید در طول روز چگونه با خودتان صحبت میکنید؟
تصور کنید دوستی پیش شما بیاید و از یک اشتباه کاری یا شکست عاطفی بگوید. احتمالا دست روی شانهاش میگذارید، او را درک میکنید و به او یادآوری میکنید که خطا بخشی از انسان بودن است. اما وقتی نوبت به خودتان میرسد چه؟
برای بسیاری از ما، گفتوگوی درونی نه با لحن یک دوست مهربان، بلکه با صدای یک قاضی سختگیر، بیرحم و همیشه شاکی پیش میرود:
«دوباره خراب کردی!»
«دیدیدی گفتم از پسش برنمیآیی؟»
«دیگران خیلی از تو موفقتر و شایستهترند.»
اگر این جملات برایتان آشناست، شما تنها نیستید. شما در اسارت پدیدهای هستید که در رواندرمانی به آن «انتقادگر سرزنشگر درونی» و «باور عمیق بیکفایتی» گفته میشود.