۱. چرا همیشه در رابطه‌ها درگیر می‌شوم؟

شاید مشکل فقط انتخاب آدم اشتباه نباشد؛ گاهی ما ناخودآگاه به سمت رابطه‌ای می‌رویم که با یک طرح‌واره قدیمی‌مان آشناست.

 

۲. آیا زیادی خوب بودن، آدم‌ها را فراری می‌دهد؟

گاهی «خوب بودن» از عشق نمی‌آید؛ از ترس طرد شدن می‌آید. وقتی مدام کوتاه می‌آییم، نیازهایمان را پنهان می‌کنیم و نه نمی‌گوییم، رابطه هم از تعادل خارج می‌شود.

 

۳. چرا با اینکه می‌دانم این آدم مناسب من نیست، باز نمی‌توانم رهایش کنم؟

چون وابستگی همیشه به «آدم» نیست؛ گاهی به احساسی است که این رابطه در ما زنده می‌کند؛ حتی اگر دردناک باشد.

 

۴. چرا آدم‌هایی را انتخاب می‌کنم که آخرش همان زخمی را می‌زنند که قبلا خورده‌ام؟

ذهن گاهی به جای انتخاب سالم، به دنبال چیزی آشنا می‌گردد؛ حتی اگر آن آشنایی دردناک باشد.

 

۵. چرا وقتی کسی دوستم دارد، جذابیتش برایم کمتر می‌شود؛ اما آدم‌های دور از دسترس برایم جذاب‌ترند؟

گاهی «عشق» را با اضطراب، انتظار و تلاش برای به‌دست‌آوردن اشتباه گرفته‌ایم.

 

۶. چرا همیشه من باید رابطه را نجات بدهم؟

اگر در کودکی یاد گرفته باشیم برای گرفتن محبت باید مراقبت کنیم، تحمل کنیم یا خودمان را ثابت کنیم، ممکن است همان نقش را در بزرگسالی هم تکرار کنیم.

 

۷. چرا وقتی می‌خواهم نه بگویم، احساس گناه می‌کنم؟

چون شاید درون ما هنوز کودکی وجود دارد که «نه گفتن» را مساوی با از دست دادن محبت می‌داند.

 

۸. چرا مدام می‌گویم «این بار فرق می‌کند» اما دوباره همان داستان تکرار می‌شود؟

چون تغییر فقط با شناختن رفتار اتفاق نمی‌افتد؛ باید ریشه‌ی هیجانی و طرح‌واره‌ای آن الگو هم دیده و تجربه شود.

 

۹. آیا ممکن است چیزی که فکر می‌کنیم «شخصیت من» است، فقط یک طرح‌واره قدیمی باشد؟

«من خیلی فداکارم»، «من نمی‌توانم اعتماد کنم»، «من همیشه باید قوی باشم»... شاید همه‌ی این‌ها خود واقعی ما نباشند؛ بلکه راه‌هایی باشند که زمانی برای زنده ماندن عاطفی یاد گرفته‌ایم.

 

۱۰. چرا با اینکه عقلا می‌دانم باید تغییر کنم، باز همان رفتار قبلی را انجام می‌دهم؟

چون خیلی از الگوهای ما فقط در سطح فکر نیستند؛ در لایه‌های عمیق‌تر ذهن و هیجان ریشه دارند. اینجاست که کار درمانی عمیق، از جمله طرح‌واره‌درمانی و هیپنوتیزم، می‌تواند به شناخت و بازپردازش این الگوها کمک کند.

«اگر می‌دانی چه چیزی برایت بد است، چرا باز هم به سمتش می‌روی؟»

شاید چون دانستن کافی نیست.

گاهی ذهن منطقی می‌داند، اما بخش هیجانی هنوز همان انتخاب قدیمی را امن‌تر می‌داند.

تغییر از جایی شروع می‌شود که بفهمیم دقیقا چه چیزی درون ما، این انتخاب را تکرار می‌کند.

29 مرداد 1405 - 12:3
بازدید ها: 5

گروه‌درمانی یکی از روش‌های مؤثر روان‌درمانی است که در آن چند نفر با دغدغه‌ها یا اهداف مشترک، زیر نظر روانشناس در جلسات منظم شرکت می‌کنند. در این جلسات، افراد در فضایی امن، محرمانه و بدون قضاوت درباره احساسات، افکار و تجربه‌های خود صحبت می‌کنند.

شنیدن تجربه‌های دیگران باعث می‌شود فرد احساس کند در مشکلاتش تنها نیست و راهکارهای جدیدی برای مقابله با چالش‌های زندگی پیدا کند. گروه‌درمانی علاوه بر افزایش خودآگاهی، به تقویت مهارت‌های ارتباطی، مدیریت هیجانات، افزایش اعتمادبه‌نفس و بهبود روابط بین‌فردی نیز کمک می‌کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از مشکلات روان‌شناختی، گروه‌درمانی می‌تواند اثربخشی قابل‌توجهی داشته باشد.

 

درباره جلسات گروه‌درمانی کلینیک ما👇 

در کلینیک ما، جلسات گروه‌درمانی به‌صورت هفتگی و با حضور ۴ تا ۶ نفر برگزار می‌شود تا هر عضو فرصت کافی برای مشارکت و دریافت بازخورد داشته باشد.

تعداد محدود اعضا باعث می‌شود کیفیت جلسات حفظ شود و هر فرد بتواند مانند جلسات فردی، توجه و همراهی درمانگر را دریافت کند. تمامی مطالب مطرح‌شده در جلسات کاملاً محرمانه است و محیطی امن، محترمانه و حمایتی برای رشد و یادگیری اعضا فراهم می‌شود.

29 مرداد 1405 - 12:2
بازدید ها: 5

وسواس فکری شامل افکار یا تصاویر ناخواسته و آزاردهنده‌ای است که بارها به ذهن فرد می‌آیند. وسواس عملی رفتارهای تکراری مانند شستن مکرر دست‌ها، چک کردن یا مرتب کردن بیش از حد است که فرد برای کاهش اضطراب انجام می‌دهد.

این رفتارها ممکن است موقتاً اضطراب را کم کنند، اما در بلندمدت مشکل را تشدید می‌کنند. وسواس می‌تواند زمان زیادی از فرد بگیرد و عملکرد روزانه او را مختل کند. خوشبختانه این اختلال با روان‌درمانی، به‌ویژه درمان شناختی-رفتاری، و در برخی موارد دارودرمانی قابل کنترل است.

29 مرداد 1405 - 11:59
بازدید ها: 4

چرا گاهی با اینکه می‌دانیم چه چیزی برایمان خوب است، باز هم همان رفتارها، ترس‌ها و انتخاب‌های قدیمی را تکرار می‌کنیم؟

شاید پاسخ، فقط در امروز ما نباشد.بخشی از شخصیت، باورها و الگوهای عاطفی ما در سال‌های نخست زندگی و در تجربه‌های مهم گذشته شکل گرفته‌اند. گاهی «من کافی نیستم»، «دوست‌داشتنی نیستم»، ترس از طرد شدن یا نیاز به تأیید آن‌قدر عمیق می‌شوند که بدون آنکه بدانیم، زندگی امروزمان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

طرحواره‌درمانی به ما کمک می‌کند این الگوهای عمیق را بشناسیم و تغییر دهیم؛ و هیپنوتیزم‌درمانی، در صورت مناسب بودن، می‌تواند به دسترسی عمیق‌تر به تجربه‌ها و هیجان‌های مرتبط و بازسازی آنها کمک کند.

هدف، پاک کردن گذشته نیست؛هدف این است که گذشته، آینده شما را تعیین نکند.

شاید لازم نباشد بیشتر خودتان را سرزنش کنید؛ شاید وقت آن رسیده که ریشه را ببینید و از آنجا تغییر را آغاز کنید.

من در کنار شما هستم تا پشتِ رفتارها، انتخاب‌ها و رابطه‌های تکرارشونده‌تان را ببینید؛ جایی که ریشه‌های تغییر آغاز می‌شوند.

29 مرداد 1405 - 11:58
بازدید ها: 5

مشاوره پیش از ازدواج فرصتی است برای اینکه پیش از آنکه «بله» بگویید، یکدیگر را عمیق‌تر ببینید؛ نه فقط آن‌گونه که امروز هستید، بلکه آن‌گونه که ممکن است در زندگی مشترک با یکدیگر تجربه کنید.

در این مسیر، هدف من تصمیم گرفتن به جای شما نیست؛ کمک می‌کنم با شناخت دقیق‌ترِ خود، طرف مقابل و الگوهای رابطه، آگاهانه‌تر انتخاب کنید.

در این مسیر تلاش می‌کنم فضای امنی فراهم کنم تا بدون قضاوت، آنچه در رابطه واقعاً وجود دارد دیده شود؛ حتی بخش‌هایی که ممکن است زیر لایه‌های عشق، ترس، وابستگی یا هیجان پنهان مانده باشند.

همچنین استفاده از آزمون‌های روان‌شناختی مانند تست شخصیت MBTI و تست نیازها می‌تواند به شناخت بهتر ویژگی‌های شخصیتی، ترجیحات فردی، نیازهای عاطفی و تفاوت‌های بین زوجین کمک کند. این ارزیابی‌ها در کنار مصاحبه تخصصی درمانگر، دید دقیق‌تری از نقاط قوت و چالش‌های رابطه ایجاد می‌کنند.

و بعلاوه هماهنگی جنسی بخشی از شناخت عمیق‌تر زوجین از یکدیگر است و مانند سایر بخش‌های رابطه، نیازمند توجه، یادگیری و همکاری دوطرفه است که در مشاوره ازدواج مورد بررسی قرار می‌گیرد. 

گاهی یک انتخاب آگاهانه می‌تواند سال‌ها آرامش به همراه داشته باشد.

29 مرداد 1405 - 11:53
بازدید ها: 5