صحبت راجع به مشکلات قدیم در جلسات تراپی برای بسیاری حیاتی است، اما برای برخی میتواند تبدیل به یک دایره ی تکرار شود. ما نمیخواهیم فقط بدانیم چرا حالمان بد است، بلکه میخواهیم بدانیم چطور با تکیه بر نقاط قوتمان، تابآوری خود را بالا ببریم. تمرکز بر توانمندیها است که مغز را از وضعیت بقا به وضعیت رشد میبرد. اینجاست که روانشناسی مثبت گرا قدرت خود را نشان می دهد.
بسیاری از مراجعان پس از ماهها یا حتی سالها شرکت در جلسات رواندرمانی کلاسیک، با این پرسش مواجه میشوند که چرا با وجود درک ریشهی مشکلاتم، هنوز حالم بهتر نشده ؟ واقعیت این است که بازگویی مکرر تروماها و رنجهای گذشته، اگر بدون ابزارهای تغییر ساختاری باشد، میتواند مغز را در وضعیت گوشبهزنگی و استرس مزمن نگه دارد. علوم اعصاب مدرن هشدار میدهند که تمرکز بیش از حد بر نقاط ضعف، گاهی به جای حل مسئله، باعث تثبیت الگوهای عصبی مخرب میشود.
در بسیاری از شیوههای رایج، تمرکز اصلی بر آسیبشناسی (Pathology) است. یعنی یافتن آنچه در گذشته فرد اشتباه پیش رفته. اما دانش امروز نشان میدهد که بینش به تنهایی معجزه نمیکند. برای عبور از نشخوار فکری و اضطراب، مغز به تجربههای جدید و عینی نیاز دارد. ما نیازمند رویکردی هستیم که به جای متوقف ماندن در تحلیل بنبستها، بر ظرفیتهای نادیده گرفته شدهی انسان تمرکز کند.
اینجاست که اهمیت روانشناسی مثبتگرا (Positive Psychology) مشخص میشود. برخلاف تصور اشتباهی که این علم را با مثبتاندیشی سادهلوحانه یکی میداند، این رویکرد یک متدولوژی علمی برای شناسایی و تقویت منابع درونی انسان است. هدف در اینجا، نه فقط کاهش علائم بیماری، بلکه ساختن یک زندگی غنی و بامعناست. به شخصه در بررسیهای تخصصی خود به این نتیجه رسیدهام که تمرکز بر توانمندیها، سریعترین راه برای خروج از وضعیت بقا و ورود به مرحله رشد است.
اما چرا تمرکز بر نقاط قوت تا این حد موثر است؟ چون وقتی ما بر روی توانمندیهای خود کار میکنیم، مغز از حالت تدافعی خارج شده و وارد وضعیت پلاستیسیته (انعطافپذیری عصبی) میشود. تغییر تمرکز از کمبودها به «داراییهای درونی»، به مراجع کمک میکند تا به جای حس قربانی بودن، عاملیت (Agency) خود را بازیابد. این دقیقاً همان نقطهای است که درمانهای مبتنی بر عمل، از درمانهای صرفا تحلیلی پیشی میگیرند.
اگر شما هم در مسیر بهبودی احساس درجا زدن میکنید، احتمالاً از مزایای رویکرد توانمندیمحور غافل ماندهاید. این نگاه که متاسفانه هنوز در بسیاری از پروتکلهای درمانی سنتی جدی گرفته نمیشود، میتواند همان قطعهی گمشدهی پازل سلامت روان شما باشد. برای مطالعه بیشتر درباره نحوه اثرگذاری این متد بر بهبود کیفیت زندگی، میتوانید به مقالات تخصصی در حوزه توانمندیهای فردی و تابآوری مراجعه کنید تا تفاوت میان زنده ماندن و شکوفا شدن را لمس کنید.
درصورت نیاز به مشاوره روانشناسی مثبت گرا، از همین پلتفرم (دکتریاب) در خدمتتان هستم.


نظرات شما
نظرتون در مورد پست چرا تحلیل به تنهایی درمان نمیکند؟ چی هست ؟