در بسیاری از روش های کمکی، گفته می شود که افکار منفی خود را شناسایی کنیم و با افکاری که بار معنایی مثبت تری دارد جایگزین کنیم. یا با دیدی مثبت به آینده بنگریم و جملات تاکیدی مثبت را مدام تکرار کنیم . گاهی نیز آموزش می دهند که افکار منفی باعث می شود زندگی فلاکت باری داشته باشیم، افکار منفی موجب احساسات منفی می شوند و تنها راه رهایی از احساسات منفی (گویی امری غیر طبیعی است)، تفکر مثبت است. اما درواقع ما خیلی کمتر از آنچه تصور می کنیم روی افکار و احساساتمان کنترل داریم. احساسات و افکار، اغلب خارج از کنترل ما هستند اما بر روی اقدامات و کارهایی که بر اساس آنها انجام می دهیم کنترل بسیار زیادی داریم. و از طریق همین اقدامات و کارها است که می توانیم زندگی غنی و با ارزش و پرمعنایی برای خود بسازیم.
در بسیاری از رویکردها و روش های کمکی، گفته می شود که افکار منفی خود را شناسایی کنیم و با افکاری که بار معنایی مثبت تری دارد جایگزین کنیم. یا با دیدی مثبت به آینده بنگریم و جملات تاکیدی مثبت را مدام تکرار کنیم . گاهی نیز آموزش می دهند که افکار منفی باعث می شود زندگی فلاکت باری داشته باشیم، افکار منفی موجب احساسات منفی می شوند و تنها راه رهایی از احساسات منفی (گویی امری غیر طبیعی است)، تفکر مثبت است. اما درواقع ما خیلی کمتر از آنچه تصور می کنیم روی افکار و احساساتمان کنترل داریم. احساسات و افکار، اغلب خارج از کنترل ما هستند اما بر روی اقدامات و کارهایی که بر اساس آنها انجام می دهیم کنترل بسیار زیادی داریم. و از طریق همین اقدامات و کارها است که می توانیم زندگی غنی و با ارزش و پرمعنایی برای خود بسازیم.
اشتباها تلاش می شود احساسات و افکار منفی کنترل گردد. و گاهی جدال با همین افکار و احساسات منفی به بهانه کنترل، موجب گیر افتادن بیشتر در آنها می شود. استیون هیز (مبدع رویکرد اکت) و همکارانش پرسشنامه ای را طراحی کردند به اسم "کنترل افکار و احساسات". بوسیله این پرسشنامه می توانیم دریابیم چقدر تحت تاثیر "باورهای نادرست کنترل کننده" قرار داریم. کافیست ببینیم گزینه یک بیشتر در موردمان صدق می کند یا دو. اگر تعداد یک ها بیشتر بود، به معنای اینست که "کنترل" احساسات و افکارمان بجای آنکه راهی برای مدیریت ثمربخش آنها و ایجاد زندگی غنی شود، رنج و درد بیشتری را حاصل می کند. اما جدای از امتیازی که می توانید به پرسشنامه بدهید و راهی برای شناسایی تله افکار و احساساتتان گردد، به نظرم آمد این پرسشناه می تواند الگویی از باورهای غلط راجع به کنترل احساسات و افکار را برایمان ترسیم کند و باور اصلاح شده را جایگزین نماید. در ادامه این 15 مورد را می خوانید. توصیه می کنم آنها را در جایی یادداشت کنید یا اسکرین شات بگیرید و وقتی به نبرد با احساسات و افکارتان برآمدید و آشفته شدید، بر اساس این موارد، رابطه ی خود را با افکار و احساساتتان تنظیم کنید.
- باید روی احساساتم کنترل کافی داشته باشم تا بتوانم در زندگی موفق باشم
برای موفقیت در زندگی کنترل بر احساسات ضروری نیست.
- اضطراب بد است.
اضطراب نه بد است نه خوب. فقط احساسی ناخوشایند است.
- باید از شر افکار و احساسات منفی خلاص شویم یا آنها را کنترل کنیم وگرنه آسیب میزنند.
افکار و احساسات منفی با وجودیکه ناخوشایند هستند امکان آسیب به ما را ندارند.
- از برخی از احساسات شدید می ترسم.
از هیچ احساسی حتی شدید هم نمی ترسم.
- قبل از انجام کارهای مهم باید اول هیچ شک و شبهه ای نماند.
با اینکه مبهم است ولی باز هم می توانم کارهای مهمم را انجام دهم.
- به محض آنکه افکار و احساسات منفی در من برانگیخته شود باید به سرع آن را از بین ببرم.
تلاش برای از بین بردن یا کاهش افکار و احساسات منفی معمولا مشکلات دیگری را به وجود می آورد. اگر به آنها اجازه دهم وجود داشته باشند، مثل همه بخشهای طبیعی زندگی تغییر می کنند.
- بهترین روش مدیریت افکار و احساسات منفی، تجزیه تحلیل آنهاست . این دانش می تواند بعنوان راهی برای خلاصی از شرشان استفاده گردد.
بهترین روش مدیریت افکار و احساسات منفی اینست که از حضورشان آگاه شویم بدون اینکه آنها را تجزیه تحلیل کنیم یا درموردشان قضاوت کنیم.
- تنها هنگامی به فردی شاد و سالم تبدیل می شوم که بتوانم از افکار و احساسات منفی اجتناب کنم، آنها را کاهش دهم یا نابود کنم.
اگر بتوانم به افکار و احساسات منفی خود اجازه تردد دهم تا به اختیازی خود بیایند و بروند و یاد بگیرم که با جود حضور آنها همچنان مثمرثمر باشم به انسانی شاد و سالم تبدیل می شوم.
- اگر نتوانم واکنش احساس منفی را سرکوب یا از بین ببرم، نشانه شکست با ضعف شخصیتی من است.
احساس نیاز به کنترل کردن یا نابود کردن احساسات منفی، خودش یک مشکل محسوب می گردد.
- افکارو احساسات منفی یعنی از نظر روانی سالمم نیستم یا مشکلی دارمو
داشتن افکار و احساسات منفی یعنی انسانی طبیعی هستمو
- کسانی که بر زندگی خود کنترل دارند، معمولا میتوانند احساساتشان را هم کنترل کنند.
کسانی که بر زندگی خود کنترل دارند، لزوما نیازی ندارند احساساتشان را نیز کنترل کنند.
- اضطراب، ابدا قابل قبول نیست و باید به شدت از آن اجتناب کنم.
مضطرب شدن را دوست ندارم اما مشکلی نیست اگر تجربه اش کنم.
- اگر افکار و احساسات منفی داشته باشم، یعنی اشتباهی در زندگی ام وجود دارد.
افکار و احساسات منفی بخش اجتناب ناپذیر زندگی انسان هستند.
- قبل از انجام چالش مهم، اول باید احساس خوبی داشته باشم.
با وجود احساس اضطراب یا افسردگی همچنان می توانم کارها و چالش های مهم را انجام دهم.
- با فکر نکردن به افکار و احساسات ناخوشایند، تلاش می کنم آنها را سرکوب کنم.
تلاشی برای سرکوب احساسات و افکار ناخوشایند نمیکنم و اجازه می دهم بیایند و بروند.
در آخر باید یادآور شوم که اگر بیشتر گزینه های انتخابی شما، گزینه الف بوده، به خودتان سخت نگیرید. در پی هر تغییر درونی، اولین اصل، داشتن شفقت به خود است. این باورهای کنترلی آسیب رسان، می تواند برگرفته از اصول تربیتی خانواده سیستم آموزشی یا حتی سیستم باورهای غالب جهانی باشد و در بین انسانهای زیادی مشترک است. با حفظ مهربانی با خود، سعی می کنیم با قدمهایی کوچک و پیوسته، از تله کنترل افکار و احساسات منفی بیرون بیاییم. قدمهایی اندازه خودمان. در حدی که برایمان راحت باشد. سختگیری با خود حتی برای رشد نیز ممنوع است.
خوب باشید.
برای دریافت مشاوره روانشناسی آنلاین و تلفنی بر مبنای رویکرد اکت می توانید از همین صفحه (دکتر یاب) اقدام کنید. منتظر شنیدن صدایتان هستم.
بشری صدقی 09201239987 02156953905
برای مطالعه مطالب بیشتر در زمینه مدیریت هیجانات و زندگی می توانید به سایت شادا کوشا مراجعه کنید: https://shadakousha.ir


نظرات شما
نظرتون در مورد پست کنترل افکار و احساسات منفی، می تواند آسیب بیشتری ایجاد کند چی هست ؟