فوبیا تنها ترس از یک شیء، موقعیت یا رویداد نیست؛ گاهی فوبیا، ترس از دیده‌شدن است. ترس از آن‌که دیگری لرزش صدا را ببیند، اضطراب را حس کند، سرخی صورت را تشخیص دهد یا آشفتگی درونی را بخواند. در اینجا، انسان نه فقط از جهان، بلکه از «قضاوت شدن» می‌ترسد. فوبیا و احساس شرم اجتماعی، تجربه‌ای هستند که در آن فرد، خود را در برابر نگاه دیگران عریان و بی‌پناه احساس می‌کند.

از منظر پدیدارشناسی اگزیستانسیال، شرم اجتماعی صرفا یک هیجان ساده نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که در آن «خود» در آینه‌ی نگاه دیگری فرو می‌ریزد. فرد دیگر جهان را فضایی امن برای حضور نمی‌بیند؛ جهان به صحنه‌ای تبدیل می‌شود که هر حرکت، هر کلمه و هر سکوت ممکن است به تحقیر ختم شود. در چنین وضعیتی، بدن نیز دیگر خانه‌ی امن انسان نیست؛ بدن می‌لرزد، عرق می‌کند، منقبض می‌شود و گویی علیه فرد وارد عمل می‌شود.

انسانی که دچار فوبیا و شرم اجتماعی است، اغلب پیش از ورود به موقعیت اجتماعی، سناریوی فاجعه را در ذهن خود می‌سازد:
«اگر اشتباه کنم چه؟»
«اگر مسخره شوم چه؟»
«اگر اضطرابم را ببینند چه؟»

این تجربه، نوعی «زیستن در انتظار فروپاشی اجتماعی» است. فرد نه در اکنون، بلکه در پیش‌بینی تحقیر آینده زندگی می‌کند. او به تدریج از جمع فاصله می‌گیرد، تماس چشمی را محدود می‌کند، سکوت را انتخاب می‌کند و حتی حضور فیزیکی خود را کوچک‌تر می‌کند تا کمتر دیده شود.

در روان‌درمانی اگزیستانسیال، درمان فوبیا و شرم اجتماعی تنها حذف علائم اضطرابی نیست؛ بلکه بازگرداندن فرد به تجربه‌ی اصیل بودن در جهان است. درمانگر تلاش می‌کند به فرد کمک کند تا دریابد ارزش وجودی او وابسته به تأیید دیگران نیست. فرد می‌آموزد که می‌تواند حتی در حضور اضطراب، همچنان در جهان حضور داشته باشد و از «نگاه دیگری» نگریزد.

در این رویکرد، مواجهه با شرم به معنای نابودی فرد نیست؛ بلکه فرصتی برای بازسازی رابطه‌ی انسان با خویشتن است. فرد کم‌کم کشف می‌کند که کامل نبودن، بخشی از وضعیت انسانی است و آسیب‌پذیری، نشانه‌ی ضعف نیست؛ بلکه بخشی از حقیقت وجود انسان است.

درمان فوبیا و شرم اجتماعی در روان‌درمانی اگزیستانسیال

 

1 تیر 1405 - 19:22
بازدید ها: 16