از وقتی پا در اتاق درمان می گذاری
من به تو مبتلا می شوم
با تو تردید میکنم که آیا باید ادامه بدهم یا برگردم
با تو مضطرب می شوم و تحمل ابهام کلافه ام می کند
با تو کنجکاو می شوم و پر از سوالات بی جواب
با تو به آرامی و باتردید شروع می کنم
با تو مراقبم که اشک هایم سر و راز درونم را نگوید
با تو بغض می کنم اما برخلاف تو در دل می گریم
با تو قدم به قدم به سمت درب قدیمی خانه پدری ات می آیم
با تو باهزار دلهره و ترس با افراد مهم زندگی ات مواجه می شوم
با تو خشمگین می شوم
با تو جراتمند می شوم
با تو کودکی یتیم می شوم و برای والدین خوب نداشته سوگواری می کنم
با تو زخم هایم باز می شود
با تو نوازش می گیرم
با تو دلم قرص می شود
درون زخمی تو ، کودک زخمی ام را به چالش می کشد.
با هم تصویری امن میسازیم و امنیت را برای اولین بار مزه مزه می کنیم
تو از من جدا می شوی
از اتاق درمان خارج می شوی
اما همچنان به تو میبالم که مسیر رشد را برای خودت انتخاب کردی
من قیام میکنم و به پاس همه تلاش هایت برای آگاهی و توانمندی هایت بتو افتخار میکنم
و برای شکوفایی ات در قلبم رستاخیزی از انسانیت بپا میشود که بسیار دلانگیز است
دکتر سارا درویش
روانشناس درمانگر


نظرات شما
نظرتون در مورد پست روز روانشناس روز مدافعین سلامت روان مبارک 🤍 چی هست ؟