ناجی ها بیشتر از همه خسته اند اما…
بعضی آدمها آنقدر برای دیگران میدوند که خودشان را جا میگذارند. نه چون قهرماناند، بلکه چون از بچگی یاد گرفتهاند فقط وقتی حقِ بودن دارند که مفید باشند. برای همین کمککردن برایشان یک عادت ساده نیست؛ یک راهِ زندهماندن روانی است. هر بار که دیگری آشفتگی دارد، بدنشان بهسرعت وارد حالت آمادهباش میشود—انگار آرامش دیگران، کلیدِ امنیتِ درونی آنهاست. نجاتدادن برایشان یعنی فرار از اضطرابی که اگر یک لحظه دست از کمک بکشند، مثل موج بالا میزند: اضطرابِ طردشدن، ناکافیبودن، یا بیارزش دیدهشدن.
اما حقیقت تلخ اینجاست: ناجیها بیشتر از همه خستهاند، اما کمتر از همه حقِ خستهبودن دارند. آنها پشت قوی بودن قایم میشوند، چون اگر یک بار بایستند و به خودشان نگاه کنند، احساساتی را میبینند که سالهاست ازشان فرار کردهاند. این چرخه تا وقتی ادامه دارد که یک روز میفهمند** ارزشمندی یعنی بودن، نه نجاتدادن.
امیر اسکندریان درمانگر پویشی و دکتری روانشناسی بالینی|دانشگاه تهران


نظرات شما
نظرتون در مورد پست ناجی ها بیشتر از همه خسته اند اما… چی هست ؟