بعضی آدم ها آنقدر دیر میرسند که آدمِ منتظر، دیگر همان آدمِ قبل نیست
همهی رابطه ها با خیانت، دروغ یا دعوا به پایان نمیرسند.
بعضی رابطه ها، خیلی آرام و بیصدا، با «دیر رسیدن» تمام میشوند.
شاید یکی از طرفین بارها گفته باشد: دلم میخواهد بیشتر کنارم باشی. احساس میکنم دیده نمیشوم. این رفتار تو مرا آزار میدهد.
اما هر بار، پاسخ چیزی شبیه این بوده است: الان وقتش نیست. بعداً درستش میکنم. داری زیادی حساسیت نشان میدهی.
بعضی آدم ها آنقدر دیر میرسند که آدمِ منتظر، دیگر همان آدمِ قبل نیست
همهی رابطه ها با خیانت، دروغ یا دعوا به پایان نمیرسند.
بعضی رابطه ها، خیلی آرام و بیصدا، با «دیر رسیدن» تمام میشوند.
شاید یکی از طرفین بارها گفته باشد: دلم میخواهد بیشتر کنارم باشی. احساس میکنم دیده نمیشوم. این رفتار تو مرا آزار میدهد.
اما هر بار، پاسخ چیزی شبیه این بوده است: الان وقتش نیست. بعداً درستش میکنم. داری زیادی حساسیت نشان میدهی.
در ابتدا، کسی که آسیب میبیند هنوز امیدوار است. دوباره توضیح میدهد، دوباره فرصت میدهد و دوباره منتظر میماند. چون باور دارد اگر طرف مقابل متوجه عمق ناراحتی او شود، شاید همه چیز تغییر کند.
اما همیشه اینطور پیش نمیرود.
رابطهها معمولاً در یک روز از هم نمیپاشند. آنچه رابطه را تهدید میکند، اغلب تجربهی مکررِ شنیده نشدن، دیده نشدن و جدی گرفته نشدن است.
وقتی فرد بارها احساس میکند که نیازها و احساساتش نادیده گرفته میشود، کمکم انرژی روانی خود را برای تلاش کردن از دست میدهد. به این وضعیت میتوان نوعی فرسودگی عاطفی گفت؛ حالتی که در آن فرد دیگر نه به این دلیل که عشقش تمام شده، بلکه چون امیدش فرسوده شده است، از نظر هیجانی فاصله میگیرد.
به همین دلیل است که گاهی اطرافیان از خود میپرسند: «اگر ناراضی بود، چرا ناگهان رفت؟»
در حالی که آن رفتن، معمولاً ناگهانی نیست؛ پایانِ مسیری طولانی از انتظار، ناامیدی و سکوت است.
چرا بعضی تغییرها دیگر دیر شدهاند؟
بسیاری از افراد زمانی تصمیم به تغییر میگیرند که احساس میکنند رابطه در آستانهی پایان است.
آنها محبت بیشتری نشان میدهند، عذرخواهی میکنند یا قول میدهند که این بار واقعاً تغییر خواهند کرد.
اما گاهی مشکل این نیست که تغییر واقعی نیست؛ مشکل این است که خیلی دیر اتفاق افتاده است.
اعتماد و امید، مانند هر بخش دیگری از رابطه، اگر بارها آسیب ببینند، برای ترمیم به زمان و تجربههای متفاوت نیاز دارند. در بعضی موارد، شدت فرسودگی آنقدر زیاد است که حتی تغییر هم نمیتواند رابطه را به نقطهی قبل برگرداند.
آیا همیشه میتوان رابطه را نجات داد؟
خوشبختانه نه همه ی رابطهها به این نقطه میرسند و نه همیشه دیر میشود.
اگر زوجها بتوانند قبل از انباشته شدن دلخوری ها دربارهی نیازها، احساسات و رنجش هایشان گفتوگو کنند و هر دو مسئولیت سهم خود را در رابطه بپذیرند، بسیاری از بحران ها قابل پیشگیری هستند.
درمان زوج، آموزش مهارتهای ارتباطی و یادگیری شنیدن بدون دفاع کردن، میتواند از فرسوده شدن رابطه جلوگیری کند.
سخن پایانی
رابطه ها همیشه با رفتن از بین نمیروند.
گاهی خیلی قبل تر، زمانی که یکی از دو نفر هنوز کنارمان نشسته اما دیگر امیدی به شنیده شدن ندارد، رابطه شروع به خاموش شدن میکند.
اگر کسی که دوستش دارید بارها از تنهایی، ناراحتی یا نیازهایش حرف زده است، منتظر نمانید تا روزی سکوت جای تمام آن حرفها را بگیرد.
گاهی بزرگترین اشتباه، دیر رسیدن است.


نظرات شما
نظرتون در مورد پست فرسودگی عاطفی،ترمیم رابطه چی هست ؟