گاهی با فردی آشنا میشوی که تقریبا هر چیزی که برای یک رابطه سالم لازم داری در او میبینی.با تو محترمانه رفتار میکند.
مسئولیت پذیر است.
ارزش هایتان به هم نزدیک است.
از نظر عاطفی کنارت است.
با هم خوب حرف میزنید و اختلاف هایتان قابل مدیریت است.اما یک مسئله وجود دارد که نمیشود به راحتی نادیده اش گرفت:از نظر ظاهری جذبش نمیشوی...
گاهی با فردی آشنا میشوی که تقریبا هر چیزی که برای یک رابطه سالم لازم داری در او میبینی.با تو محترمانه رفتار میکند.
مسئولیت پذیر است.
ارزش هایتان به هم نزدیک است.
از نظر عاطفی کنارت است.
با هم خوب حرف میزنید و اختلاف هایتان قابل مدیریت است.اما یک مسئله وجود دارد که نمیشود به راحتی نادیده اش گرفت:از نظر ظاهری جذبش نمیشوی.نه اینکه فقط دقیقا شبیه تصویری که در ذهنت داشتی نباشد؛بلکه وقتی به این فکر میکنی که قرار است با او رابطه جنسی داشته باشی، کشش کافی را احساس نمیکنی.اینجاست که معمولا دو پاسخ ساده شنیده میشود:«ظاهر مهم نیست، اخلاقش رو ببین.»یا برعکس:«اگه الان جذبش نیستی، هیچ وقت نمیشی.»اما هیچ کدام پاسخ علمی دقیقی نیستند.جاذبه جنسی در انسان یک پدیده چندعاملی است و فقط به ظاهر فیزیکی محدود نمیشود. عوامل روانشناختی، هیجانی، بین فردی و حتی زمینه ای می توانند در تجربه کشش نقش داشته باشند.از طرف دیگر، این هم درست نیست که بگوییم اگر رابطه عاطفی خوب باشد، کشش جنسی حتما خودبه خود ایجاد میشود.ممکن است ایجاد شود؛ اما تضمینی نیست.و این تفاوت بسیار مهم است.«جذب نشدن» دقیقا یعنی چه؟قبل از تصمیم گیری، باید بفهمی درباره چه چیزی حرف میزنی.بین این دو وضعیت تفاوت زیادی وجود دارد:«اون دقیقا تیپ ظاهری مورد علاقه من نیست، ولی وقتی بهش نگاه میکنم، لمسش میکنم یا به رابطه جنسی باهاش فکر میکنم، یک کشش هرچند متوسط دارم.»و:«از نظر اخلاقی دوستش دارم و آدم فوق العاده ایه، اما هیچ میل جنسی نسبت بهش ندارم و تصور رابطه جنسی باهاش برایم ناخوشایند یا بی تفاوت است.»این دو مسئله را نمیشود با یک توصیه حل کرد.در حالت اول ممکن است فرد از «ایده آل ظاهری» فاصله داشته باشد، اما جاذبه واقعی وجود داشته باشد.در حالت دوم، مسئله عمیق تر است.یک اشتباه مهم: «خوب بودن» را با «مناسب بودن برای ازدواج» یکی نگیریمممکن است یک نفر واقعا انسان فوق العاده ای باشد و با این حال شریک مناسبی برای تو نباشد.این جمله شاید کمی تلخ باشد، اما مهم است:تو لازم نیست برای اینکه کسی آدم خوبی است، به او کشش جنسی هم داشته باشی.و برعکس، داشتن کشش جنسی هم به تنهایی دلیل کافی برای ازدواج نیست.رابطه بلندمدت معمولا از ترکیب چند حوزه شکل میگیرد؛ کیفیت ارتباط، صمیمیت، تعهد، سازگاری، امنیت و همینطور جاذبه و رضایت جنسی.بنابراین حذف کامل هر کدام از این حوزه ها با جمله هایی مثل «مهم اخلاقشه» یا «مهم عشقه» مسئله را ساده نمیکند.
اما آیا کشش میتواند با گذشت زمان ایجاد شود؟
در بعضی افراد ،بله
کشش همیشه یک واکنش ثابت و از پیش تعیین شده نیست. تجربه صمیمیت، شناخت بیشتر، احساس امنیت، کیفیت تعامل، بوی بدن، صدا، حرکات، لمس، شوخ طبعی و تجربه های مشترک می توانند بر جاذبه اثر بگذارند.
اما این با این جمله فرق دارد که:«اگر الان هیچ کششی نیست، بعدا حتما ایجاد میشود.»چنین تضمینی نداریم.به همین دلیل، اگر کسی با خودش صادقانه میگوید:«این آدم را خیلی دوست دارم، اما هیچ میل جنسی به او ندارم»
بهتر است به جای امید بستن به اینکه «بعدا درست میشود»، این فقدان کشش را به عنوان یک داده مهم در تصمیم گیری در نظر بگیرد،نه برای اینکه حتما رابطه را تمام کند؛
برای اینکه آن را نادیده نگیرد


نظرات شما
نظرتون در مورد پست وقتی کشش جنسی نیست آیا عشق بعدا ساخته میشه؟ چی هست ؟