افراد مبتلا به بیماریهای جسمی یا مزمن معمولا تجربه مشترکی دارند: نوسانات انرژی، افت تمرکز، وقفههای ناخواسته و دشواری در حفظ ریتم اجرای کارها. این شرایط، مسیر حرفهای و شغلی را برای بسیاری از این افراد، مبهم و گاهی ناامیدکننده میکند. اما در سالهای اخیر، مطالعات روانشناسی انگیزشی و تجربههای بالینی نشان میدهد که با ایجاد ساختارهای انعطافپذیر و شخصیسازیشده از جمله مدیریت انرژی ذهنی، عادتسازی هدفمند و کاهش بار تصمیمگیری، میتوانند حتی با وجود بیماری، ظرفیت اجرایی پایدار و قابلیت راهاندازی کسبوکاری ارزش آفرین داشته باشند.