سوگ پیش از آن‌که در کلمات بنشیند، در بدن فرود می‌آید. خبر فقدان غالباً هنوز در ذهن «فهم» نشده، اما بدن پیشاپیش واکنش نشان داده است: زانوها سست می‌شود، گلویی می‌سوزد، نفس کوتاه می‌گردد. از منظر پدیدارشناسی، این‌ها فقط «علائم» نیستند؛ شیوه‌های تازهٔ بودن‌در-جهان‌اند، جایی که ریتم عادی زندگی گسسته و معناها جابجا شده‌ان

26 مرداد 1404 - 9:50
بازدید ها: 48

ماندن در سوگ؛ روایت من و دیگران

مرگ عزیز، چیزی نیست که آدم به سادگی کنار بگذارد. وقتی می‌گویند «زمان همه چیز را حل می‌کند» گاهی در دل می‌گویم: اما برای من که نکرد... شش ماه، یک سال، دو سال گذشت، اما غم هنوز همان‌جا بود؛ انگار خانه‌ای که سقفش فرو ریخته باشد و هیچ‌کس سراغ بازسازی‌اش نیاید.

در روزهای اول، فکر می‌کردم این غم طبیعی است، باید صبور باشم و خودش می‌گذرد. اما بعد فهمیدم «ماندن در سوگ» فقط یک عبارت نیست، تجربه‌ای است که می‌تواند آدم را از درون تهی کند. با آدم‌هایی مثل خودم حرف زدم؛ هرکدام داستانی داشتند اما یک نخ نامرئی همه را به هم وصل می‌کرد: سوگ نابهنجار، سوگی که نمی‌رود.

23 مرداد 1404 - 20:18
بازدید ها: 47

سوگواری برای من همیشه تصویری از اشک‌ها، ناله‌ها، و مراسم خاکسپاری بود؛ تصاویری که بارها در زندگی خود یا اطرافیانم دیده‌ام. اما با تجربه‌ی شخصی، فهمیدم که سوگ تنها در مرگ عزیزان خلاصه نمی‌شود. گاهی فقدان سلامتی، پایان یک رابطه، از دست دادن فرصت شغلی، یا حتی گم کردن یک یادگار کوچک هم می‌تواند همان آتشفشان عاطفی را درون ما شعله‌ور کند.
این جستار روایتی است از سفر شخصی من با سوگ، در کنار نگاهی تحلیلی به تجلی‌ها، پیچیدگی‌ها و درمان‌های آن؛ مسیری که شاید برای شما هم آشنا باشد.

 

21 مرداد 1404 - 23:11
بازدید ها: 47

آیا همیشه بعد از انجام کاری، با خودت فکر می‌کنی:
🔸 «نکنه اشتباه کردم؟»
🔸 «مطمئن نیستم درست انجامش دادم!»
🔸 «ای کاش یه بار دیگه چک می‌کردم...»
اگر این جملات برایت آشناست، شاید با یکی از جنبه‌های پنهان وسواس دست به گریبان باشی: شک مزمن به کفایت خود.

29 اردیبهشت 1404 - 20:26
بازدید ها: 57

همه‌ی ما گاهی می‌ترسیم. اما بعضی از ترس‌ها آن‌قدر پررنگ، تکراری و غیرقابل کنترل‌اند که زندگی روزمره‌ را مختل می‌کنند.
اگر احساس می‌کنی ترس‌هایت نه فقط مقطعی، بلکه دائمی، ذهن‌گیر و خسته‌کننده شده‌اند، شاید با نوع خاصی از اختلال وسواس فکری روبه‌رو باشی: فوبیاهای وسواسی.

26 اردیبهشت 1404 - 15:43
بازدید ها: 57

بعضی آدم‌ها همیشه احساس می‌کنند چیزی را اشتباه انجام داده‌اند—حتی اگر هیچ‌کس چیزی نگفته باشد. گاهی این حس آن‌قدر قوی است که تبدیل می‌شود به یک سایه‌ی دائمی در زندگی‌شان.
اگر شما یا یکی از نزدیکانتان وسواس فکری-عملی (OCD) دارید، احتمالا با احساس گناه دائم، شدید و گاهی بی‌دلیل آشنا هستید. این مقاله، نگاهی روان‌شناسانه و پدیدارشناسانه به این نوع خاص از گناه دارد که به آن گناه اگزیستانسیال (وجودی) می‌گوییم.

25 اردیبهشت 1404 - 19:4
بازدید ها: 48

وقتی از «وسواس» حرف می‌زنیم، بیشتر افراد به افکاری تکرارشونده درباره تمیزی یا چک کردن فکر می‌کنند. اما وسواس، چهره‌های پنهان‌تری هم دارد. یکی از آن‌ها، وسواس در حفظ و انباشت منابع، خودداری از خرج کردن، و ترس از ارائه‌ی خود به جهان است.بعضی از افراد با این‌که توان مالی کافی دارند، از خرج کردن حتی برای نیازهای مهمی مثل سلامت روان خودداری می‌کنند. ممکن است ساعت‌ها در مورد یک خرید ساده دودوتا چهارتا کنند، یا با وجود رنج عمیق درونی، نتوانند خود را راضی کنند تا برای درمان روان‌شناختی هزینه کنند. این رفتارها می‌تواند نشانه‌هایی از نوع خاصی از وسواس باشد: وسواس در خرج کردن، انباشت و ناتوانی در ارائه‌ی خود.

23 اردیبهشت 1404 - 16:41
بازدید ها: 50

چرا برخی افراد نمی‌توانند از کنار هیچ چیزی بی‌تفاوت بگذرند؟

مقدمه

آیا تا به حال با کسی روبه‌رو شده‌اید که برای انجام یک کار ساده، آن‌قدر درگیر جزئیات شده که اصل موضوع را فراموش کرده باشد؟ یا شاید خودتان بارها تجربه کرده‌اید که برای نوشتن یک پیام، ساعت‌ها وقت صرف کرده‌اید تا همه چیز «دقیق و بی‌نقص» باشد. این پدیده چیزی فراتر از دقت معمولی است؛ جزئی‌نگری وسواسی، رفتاری است که هم در روان‌شناسی و هم در پدیدارشناسی (شاخه‌ای از فلسفه که به تجربه‌ی زیسته می‌پردازد) مورد توجه قرار گرفته است.

21 اردیبهشت 1404 - 13:48
بازدید ها: 47