مواجهه با ترس و خرافه در تجربهٔ هستی
انسان در جهان خودآگاه خویش با وضعیت بیپایانی از عدم، اضطراب و مبهمبودن دست به گریبان است. ترسها و رفتارهای خرافی، آیینمندیهای ذهنی و نیاز به لمس کردن یا مالش دادن ــ هرچند گاهگاه بهنظر بیرونی خرافی میآیند ــ در سطحی عمیقتر، واکنشهایی انسانیاند به مواجهه با بیثباتی هستی و تهدید فقدان معنا.
این رفتارها نشانگر تلاش انسان برای یافتن **کنترل، انسجام و ثبات** در زندگیای هستند که اساسا فاقد تضمین است. در مواجهه با خطر ــ چه واقعی، چه نمادین ــ ذهن انسان با خلق ساختارها و مناسک، بهدنبال کاهش اضطراب و بهدست آوردن حس امنیت است