اضطراب بازگشت به مدرسه در کودکان؛ از ترس جدایی  تا نرفتن

اضطراب بازگشت به مدرسه در کودکان؛ از ترس جدایی تا نرفتن

اضطراب مدرسه در کودکان می‌تواند با نشانه‌هایی مانند گریه، ترس از جدایی، مقاومت برای رفتن به مدرسه، دل‌درد، تهوع، بی‌قراری یا نگرانی درباره درس و همکلاسی‌ها بروز کند. این رفتارها همیشه به معنای لجبازی یا تنبلی نیستند و ممکن است ریشه در اضطراب جدایی، مشکلات تحصیلی، ترس از شکست، مشکلات ارتباطی با همسالان یا دشواری سازگاری با محیط مدرسه داشته باشند.

والدین می‌توانند با پذیرش احساس کودک، پرهیز از سرزنش و مقایسه، ایجاد روتین منظم خواب و صبحگاهی، خداحافظی کوتاه و آرام، تقویت استقلال و همکاری با مدرسه به کاهش اضطراب کمک کنند. اگر اضطراب شدید یا مداوم باشد و باعث غیبت از مدرسه یا اختلال در عملکرد تحصیلی، اجتماعی و روزمره کودک شود، ارزیابی تخصصی روان‌شناختی اهمیت پیدا می‌کند.

هدف، حذف کامل اضطراب نیست؛ بلکه کمک به کودک برای یادگیری مواجهه سالم و تدریجی با موقعیت‌های اضطراب‌آور است.

اضطراب مدرسه در کودکان؛ علت‌ها و راهکارها

نویسنده: دکتر نرگس آذرمی
روان‌شناس بالینی و درمانگر خانواده و زوج

شروع سال تحصیلی برای بسیاری از کودکان با هیجان، دیدن دوستان و تجربه‌های تازه همراه است؛ اما برای بعضی کودکان، نزدیک‌شدن به زمان مدرسه با نگرانی، گریه، دل‌درد، چسبیدن به والدین یا حتی مقاومت شدید برای رفتن به مدرسه همراه می‌شود.

گاهی والدین این رفتارها را «لجبازی»، «بهانه‌گیری» یا «وابستگی بیش از حد» تلقی می‌کنند؛ درحالی‌که پشت این رفتارها ممکن است اضطراب جدایی، نگرانی درباره عملکرد تحصیلی، ترس از محیط مدرسه، مشکلات ارتباط با همسالان یا دشواری در سازگارشدن با شرایط جدید وجود داشته باشد.

نکته مهم این است که اضطراب مدرسه یک تشخیص واحد و مستقل برای همه این کودکان نیست. «مدرسه‌نرفتن» می‌تواند علامتی باشد که دلایل متفاوتی دارد و برای کمک مؤثر، ابتدا باید بفهمیم کودک از چه چیزی می‌ترسد و چه عاملی باعث تداوم مشکل شده است.

اضطراب مدرسه چگونه خودش را نشان می‌دهد؟

کودکان همیشه نمی‌توانند مانند بزرگسالان بگویند: «من اضطراب دارم.» اضطراب در کودکی ممکن است خودش را از طریق رفتار یا حتی علائم جسمانی نشان دهد.

کودک ممکن است شب قبل از مدرسه بی‌قرار شود، صبح گریه کند، از مادر یا پدر جدا نشود، بارها درخواست کند در خانه بماند یا بگوید «مدرسه را دوست ندارم». بعضی کودکان نیز صبح مدرسه از دل‌درد، سردرد، تهوع، تپش قلب یا احساس ناخوشی شکایت می‌کنند.

نکته قابل‌توجه این است که علائم جسمانی اضطراب واقعی‌اند؛ یعنی کودک لزوماً در حال تظاهرکردن نیست. بااین‌حال، به‌خصوص در مورد علائم جدید، شدید یا مداوم، نباید بدون بررسی مناسب آنها را صرفاً به اضطراب نسبت داد و لازم است علل جسمانی نیز در نظر گرفته شوند.

چرا کودک از مدرسه رفتن می‌ترسد؟

علت در همه کودکان یکسان نیست. برای یک کودک، دشوارترین قسمت ممکن است جداشدن از مادر باشد؛ کودک دیگری از اشتباه‌کردن، درس یا امتحان می‌ترسد و کودک دیگری نگران پذیرفته‌نشدن توسط همکلاسی‌هاست.

از عوامل مهم می‌توان به اضطراب جدایی، تغییر مدرسه یا معلم، تجربه‌های ناخوشایند قبلی، ضعف در بعضی مهارت‌های تحصیلی، اضطراب اجتماعی، کمال‌گرایی، مشکلات دوستی، قلدری همسالان، فشار بیش از حد برای موفقیت، تغییرات خانوادگی و اضطراب خود والدین اشاره کرد.

بنابراین سؤال اصلی نباید فقط این باشد که:

«چطور بچه‌ام را مجبور کنم به مدرسه برود؟»

سؤال بالینی مهم‌تر این است:

«چه چیزی در مدرسه رفتن برای این کودک سخت یا تهدیدکننده شده است؟»

وقتی کودک از درس عقب افتاده است

یکی از نگرانی‌های مهم بعضی خانواده‌ها این است که کودک در خواندن، نوشتن، ریاضی یا انجام تکالیف از سطح مورد انتظار عقب‌تر است.

کودکی که احساس می‌کند نمی‌تواند مانند همکلاسی‌هایش بخواند یا بنویسد، ممکن است مدرسه را نه محل یادگیری، بلکه جایی برای شکست، مقایسه و شرمندگی تجربه کند. در چنین شرایطی، مقاومت برای رفتن به مدرسه ممکن است تنها قسمت قابل‌مشاهده مسئله باشد.

والدین بهتر است به‌جای جملاتی مانند «تو تنبلی»، «چرا بقیه می‌تونن ولی تو نمی‌تونی؟» یا «این که خیلی آسونه»، مشخص کنند کودک دقیقاً در کدام مهارت مشکل دارد.

ضعف تحصیلی نیز به‌تنهایی به معنای اختلال یادگیری نیست. اگر مشکل قابل‌توجه و پایدار باشد، ارزیابی دقیق‌تر مهارت‌های تحصیلی، توجه، رشد و سایر عوامل مؤثر می‌تواند ضروری باشد.

اضطراب جدایی در روزهای اول مدرسه

مقداری نگرانی هنگام ورود به یک محیط جدید، به‌خصوص برای کودکان کم‌سن‌تر، می‌تواند بخشی از فرایند سازگاری باشد.

اما اگر ترس از جدایی بسیار شدید باشد، برای مدت قابل‌توجه ادامه پیدا کند و عملکرد کودک یا خانواده را مختل کند، باید جدی‌تر بررسی شود.

یکی از اشتباهات والدین این است که برای جلوگیری از گریه کودک، بدون خداحافظی ناپدید می‌شوند. این کار ممکن است اعتماد کودک را کاهش دهد و باعث شود دفعه بعد بیشتر مراقب رفتن والد باشد.

خداحافظی بهتر است کوتاه، آرام، قابل‌پیش‌بینی و قاطع باشد:

«می‌دونم جداشدن الان برات سخته. تو می‌تونی از پسش بربیای و من بعد از مدرسه میام دنبالت.»

در این جمله هم احساس کودک پذیرفته شده و هم پیام توانمندی به او داده شده است.

چه کارهایی اضطراب کودک را بیشتر می‌کند؟

واکنش والدین نقش مهمی در تنظیم هیجان کودک دارد. بازجویی مکرر درباره مدرسه، تهدید، تحقیر، مقایسه با کودکان دیگر، طولانی‌کردن خداحافظی یا اجازه ماندن در خانه در هر بار افزایش اضطراب می‌تواند در برخی موارد ناخواسته مشکل را تقویت کند.

در مقابل، والد می‌تواند پیام متفاوتی منتقل کند:

«می‌فهمم که نگرانی؛ قرار نیست به خاطر نگرانی مسخره یا سرزنشت کنم. با هم یاد می‌گیریم چطور از پسش بربیای.»

هدف این نیست که تمام اضطراب کودک را حذف کنیم و سپس او را به مدرسه بفرستیم. کودک می‌تواند یاد بگیرد که با وجود مقدار قابل‌تحملی از اضطراب، قدم بعدی را بردارد.

روتین خانه را دوباره مدرسه‌ای کنید

خواب نامنظم، استفاده طولانی از تلفن همراه یا بازی، بیدارشدن دیرهنگام و عجله صبحگاهی می‌توانند سازگاری با مدرسه را دشوارتر کنند.

بهتر است ساعت خواب و بیداری به‌تدریج منظم شود، وسایل مدرسه از شب قبل آماده شوند و صبح زمان کافی برای لباس‌پوشیدن و صبحانه وجود داشته باشد.

یک صبح قابل‌پیش‌بینی معمولاً برای سیستم هیجانی کودک آرام‌تر از صبحی پر از دستور، عجله و درگیری است.

کودک مضطرب را مجبور کنیم یا در خانه نگه داریم؟

این سؤال پاسخ یکسانی برای همه کودکان ندارد.

در بسیاری از مشکلات اضطرابی، اجتناب مداوم می‌تواند اضطراب را حفظ کند؛ زیرا کودک فرصت تجربه این موضوع را پیدا نمی‌کند که می‌تواند موقعیت را تحمل و مدیریت کند. به همین دلیل، بازگشت برنامه‌ریزی‌شده و حمایت‌شده به مدرسه اغلب اهمیت دارد.

اما قبل از اینکه رفتار کودک صرفاً «اجتناب» تلقی شود باید بررسی کنیم آیا مسئله‌ای واقعی مانند قلدری، آزار، ترس از فرد خاص، مشکل آموزشی جدی یا شرایط ناامن مدرسه وجود دارد یا خیر.

پس نه «هر بار گریه کرد، خانه بماند» راه‌حل مناسبی است و نه «هر طور شده بفرستیدش» برای همه کودکان توصیه درستی محسوب می‌شود.

وقتی کودک می‌گوید «نمی‌خوام برم مدرسه»، چه بپرسیم؟

به‌جای سؤال کلی «چرا مدرسه نمی‌ری؟» که اغلب پاسخ «نمی‌دونم» دارد، می‌توان پرسید:

«سخت‌ترین قسمت مدرسه برای تو کدوم قسمته؟»

یا:

«اگر قرار بود فقط یک چیز در مدرسه تغییر کنه تا رفتن برات راحت‌تر بشه، دوست داشتی چی تغییر کنه؟»

و برای کودکان کوچک‌تر:

«از صفر تا ده، فردا رفتن به مدرسه چقدر نگرانت می‌کنه؟»

بعد می‌توان بررسی کرد چه چیزی آن عدد را مثلاً از ۸ به ۶ کاهش می‌دهد.

والدین چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟

در روزهای نخست، چند اقدام ساده می‌تواند کمک‌کننده باشد: احساس کودک را بپذیرید اما اضطراب او را فاجعه‌سازی نکنید؛ خداحافظی کوتاه و ثابت داشته باشید؛ روتین خواب و صبح را منظم کنید؛ کودک را با خواهر، برادر یا همکلاسی‌ها مقایسه نکنید؛ درباره مدرسه با لحن تهدیدآمیز صحبت نکنید؛ تلاش‌های کوچک او را ببینید؛ و در صورت وجود مشکل، با مدرسه برای یک برنامه هماهنگ همکاری کنید.

به‌جای:

«چیزی نیست که بخوای بترسی!»

بگویید:

«می‌بینم نگرانی. بیا ببینیم دقیقاً کدوم قسمت برات سخته و چطور می‌تونیم مدیریت کردنش رو یاد بگیریم.»

تفاوت این دو جمله مهم است. در اولی تجربه کودک انکار می‌شود؛ در دومی اضطراب پذیرفته می‌شود، اما کودک ناتوان فرض نمی‌شود.

چه زمانی باید اضطراب مدرسه را جدی‌تر بگیریم؟

اگر مقاومت یا اضطراب شدید ادامه پیدا کند، غیبت‌های مکرر ایجاد شود، عملکرد تحصیلی یا اجتماعی کودک افت قابل‌توجهی پیدا کند، علائم جسمانی مکرر وجود داشته باشد، کودک نتواند از والد جدا شود، ترس شدید از همسالان یا مدرسه مطرح کند، یا تغییر قابل‌توجهی در خواب، خلق یا رفتار او مشاهده شود، ارزیابی تخصصی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

در ارزیابی حرفه‌ای فقط از کودک سؤال نمی‌شود «چرا مدرسه نمی‌روی؟»؛ بلکه خلق و اضطراب، شرایط خانواده، روابط همسالان، تجربه مدرسه، عملکرد تحصیلی، توجه و یادگیری، عوامل جسمانی و الگوی رفتاری والدین و کودک در کنار یکدیگر بررسی می‌شوند.

سخن پایانی

کودکی که از مدرسه رفتن می‌ترسد لزوماً لجباز، تنبل یا وابسته نیست. رفتار او ممکن است زبان یک اضطراب یا دشواری باشد که هنوز نمی‌تواند آن را به‌خوبی توضیح دهد.

از طرف دیگر، حمایت از کودک به معنای حذف تمام موقعیت‌های اضطراب‌آور از زندگی او نیست. حمایت سالم یعنی:

«احساست را می‌بینم، مسئله‌ات را جدی می‌گیرم و در عین حال باور دارم که می‌توانی قدم‌به‌قدم مهارت روبه‌روشدن با آن را یاد بگیری.»

وقتی خانواده و مدرسه به‌جای سرزنش یا برچسب‌زدن، به دنبال کارکرد رفتار و علت اضطراب می‌گردند، شانس اینکه کودک دوباره مدرسه را محیطی قابل‌پیش‌بینی، امن و قابل‌مدیریت تجربه کند بیشتر می‌شود.

 

این مطلب مفید بود؟ (0)(0)
نظرات (0)
6 مهر 1405 - 14:40
بازدید ها: 1
مطالب پیشنهادی

نظرات شما

نظرتون در مورد پست اضطراب بازگشت به مدرسه در کودکان؛ از ترس جدایی تا نرفتن چی هست ؟

  • Captcha
لطفا به نکات زیر توجه نمایید :
نظرات شما بعد از بررسی توسط پزشک و تایید نمایش داده می شود.
لطفا از بکار بردن کلمات غیر اخلاقی و به دور از فرهنگ ایرانی - اسلامی خودداری فرمایید.