* «سکوت در دعوای زوجین؛ وقتی فاصله جای گفت‌وگو را می‌گیرد

* «سکوت در دعوای زوجین؛ وقتی فاصله جای گفت‌وگو را می‌گیرد

سکوت در تعارضات زوجین؛ نشانه بی‌علاقگی یا واکنش دفاعی؟

سکوت در هنگام اختلاف همیشه به معنای بی‌علاقگی نیست. گاهی فرد به دلیل ترس از تشدید تعارض، درماندگی، شرم یا احساس ناکافی‌بودن عقب‌نشینی می‌کند؛ اما همسر او ممکن است این رفتار را به معنای «من مهم نیستم» یا «دیگر دوستم ندارد» برداشت کند.

در چنین شرایطی، یک چرخه منفی اعتراض–کناره‌گیری شکل می‌گیرد: یک نفر برای دریافت توجه و ارتباط بیشتر اعتراض می‌کند، طرف مقابل تحت فشار قرار گرفته و بیشتر سکوت می‌کند؛ این سکوت احساس تنهایی و ناامنی نفر اول را افزایش می‌دهد و اعتراض شدیدتر می‌شود.

در زوج‌درمانی، هدف پیدا کردن مقصر نیست؛ بلکه شناسایی چرخه رابطه و هیجان‌ها و نیازهای عاطفی پنهان پشت خشم، اعتراض و سکوت است. وقتی زوجین بتوانند به‌جای سرزنش، احساس واقعی خود را بیان کنند، امکان شکل‌گیری ارتباطی امن‌تر فراهم می‌شود.

بنابراین گاهی مسئله این نیست که عشق تمام شده؛ دو نفر در چرخه‌ای گرفتار شده‌اند که آنها را از یکدیگر دور می‌کند. شناخت این چرخه، اولین قدم برای تغییر رابطه است

 

اعتراض بیشتر → سکوت و فاصله بیشتر → احساس تنهایی و ناامنی بیشتر → اعتراض شدیدتر 

در زوج‌درمانی هدف، مقصر دانستن یکی از طرفین نیست؛ بلکه شناسایی چرخه منفی رابطه، هیجان‌های پنهان و نیازهای عاطفی زوجین است.

گاهی مشکل، نبودن عشق نیست؛
مشکل چرخه‌ای است که راه رسیدن دو نفر به یکدیگر را بسته است.

گاهی دردناک‌ترین بخش یک اختلاف زناشویی، حرف‌های تند نیست؛ سکوتی است که بعد از آن شکل می‌گیرد.

یکی از زوجین تلاش می‌کند صحبت کند، سؤال می‌پرسد، اعتراض می‌کند یا توضیح می‌خواهد؛ اما طرف مقابل ساکت می‌شود، به گوشی پناه می‌برد، اتاق را ترک می‌کند یا می‌گوید: «دیگه نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم.»

در چنین لحظه‌ای، فرد مقابل ممکن است با خود فکر کند:

«اگر دوستم داشت، با من حرف می‌زد.»
«من دیگر برایش اهمیتی ندارم.»
«این رابطه برایش تمام شده است.»

اما از دیدگاه روان‌شناسی روابط، سکوت همیشه به معنای بی‌علاقگی نیست. گاهی سکوت یک واکنش دفاعی در برابر هیجان‌هایی است که فرد توانایی بیان یا تنظیم آنها را ندارد.

 

پشت سکوت چه احساسی پنهان شده است؟

رفتاری که ما در ظاهر مشاهده می‌کنیم، لزوماً تمام تجربه درونی فرد نیست.

فرد ساکت ممکن است در ظاهر سرد و بی‌تفاوت به نظر برسد، اما در درون خود با احساساتی مانند ترس، شرم، درماندگی، احساس شکست یا ناکافی‌بودن مواجه باشد.

ممکن است با خودش فکر کند:

«هر چیزی بگویم اوضاع بدتر می‌شود.»

یا:

«هر کاری می‌کنم باز هم کافی نیست.»

و گاهی:

«نمی‌دانم چه بگویم که دعوا تمام شود، پس بهتر است سکوت کنم.»

در زوج‌درمانی هیجان‌مدار، میان هیجان‌های آسیب‌پذیرتر مانند ترس، غم و شرم و واکنش‌های ثانویه و دفاعی تمایز گذاشته می‌شود. فرد ممکن است نتواند احساس آسیب‌پذیر خود را مستقیماً بیان کند و در نتیجه با خشم، دفاع یا کناره‌گیری پاسخ دهد.  

 

چرخه «اعتراض ـ سکوت» چگونه شکل می‌گیرد؟

یکی از الگوهای شناخته‌شده در پژوهش‌های زوجی، Demand–Withdraw یا «مطالبه/فشار ـ کناره‌گیری» است.

در این الگو، یک نفر برای صحبت، تغییر یا حل مسئله فشار بیشتری وارد می‌کند و دیگری تلاش می‌کند بحث را متوقف کند یا از آن فاصله بگیرد. نکته مهم این است که این نقش‌ها ذاتاً «زنانه» یا «مردانه» نیستند و بسته به زوج، موضوع اختلاف و کسی که خواهان تغییر است می‌توانند متفاوت باشند.  

برای مثال:

زن: «چرا با من حرف نمی‌زنی؟ اصلاً برات مهم نیستم؟»

مرد در درون خود این پیام را دریافت می‌کند:

«باز هم نتوانستم همسر خوبی باشم.»

احساس درماندگی می‌کند و بیشتر سکوت می‌کند.

اما زن سکوت او را می‌بیند و نتیجه می‌گیرد:

«دیدی؟ واقعاً برایش مهم نیستم.»

بنابراین اعتراضش شدیدتر می‌شود.

مرد فشار بیشتری احساس می‌کند و بیشتر عقب می‌کشد.

و چرخه شکل می‌گیرد:

احساس نادیده‌گرفته‌شدن → اعتراض → احساس ناکافی‌بودن → سکوت و فاصله‌گیری → احساس تنهایی بیشتر → اعتراض شدیدتر → کناره‌گیری بیشتر 🔄

مطالعات مشاهده‌ای نیز نشان داده‌اند رفتار مطالبه‌گر یک شریک می‌تواند با کناره‌گیری دیگری همراه شود و بالعکس؛ این الگو همچنین با هیجان‌های منفی‌تر و حل تعارض ضعیف‌تر ارتباط دارد.  

 

مسئله چه کسی است؛ فرد معترض یا فرد ساکت؟

این شاید مهم‌ترین تغییر نگاه در زوج‌درمانی باشد:

قرار نیست فوراً یکی را مقصر بدانیم.

فرد معترض ممکن است در واقع برای رسیدن به همسرش بجنگد.

پشت جمله:

«تو اصلاً به من اهمیت نمی‌دهی!»

ممکن است یک نیاز عمیق‌تر وجود داشته باشد:

«می‌ترسم دیگر برایت مهم نباشم؛ می‌خواهم مطمئن شوم هنوز کنارم هستی.»

از سوی دیگر، فردی که سکوت می‌کند ممکن است قصد طرد همسرش را نداشته باشد.

پشت سکوت او ممکن است این تجربه وجود داشته باشد:

«می‌ترسم هر چیزی بگویم بیشتر ناامیدت کنم؛ نمی‌دانم چطور این وضعیت را درست کنم.»

بنابراین گاهی هر دو نفر به دنبال حفظ رابطه‌اند، اما روش‌های دفاعی آنها دقیقاً همان ترسی را در دیگری فعال می‌کند که می‌خواهند از آن جلوگیری کنند.

سکوت سالم با سکوت آسیب‌زا چه تفاوتی دارد؟

هر توقفی در بحث ناسالم نیست.

گاهی شدت هیجان آن‌قدر بالا می‌رود که ادامه گفت‌وگو فقط باعث توهین، فریاد یا تشدید تعارض می‌شود. در چنین شرایطی، فاصله کوتاه و توافق‌شده برای تنظیم هیجان می‌تواند مفید باشد.

مثلاً:

«الان خیلی به‌هم‌ریخته‌ام. بیست دقیقه زمان می‌خوام آروم بشم و بعد برمی‌گردم صحبت کنیم.»

این با قطع ارتباط مبهم، تنبیه‌کردن، بی‌اعتنایی طولانی یا استفاده از سکوت برای کنترل طرف مقابل متفاوت است.

بنابراین در ارزیابی بالینی، زمینه، مدت، هدف و پیامد سکوت اهمیت دارد و نباید هر سکوتی را یکسان تفسیر کرد.

چگونه چرخه را تغییر دهیم؟

تغییر زمانی آغاز می‌شود که زوج از رفتار ظاهری عبور کنند و بتوانند هیجان و نیاز زیر رفتار خود را بیان کنند.

به‌جای:

«تو هیچ‌وقت به من اهمیت نمی‌دی.»

فرد می‌تواند بگوید:

«وقتی از من فاصله می‌گیری، احساس تنهایی می‌کنم و می‌ترسم دیگر برایت مهم نباشم.»

و به‌جای:

«ولم کن، حوصله بحث ندارم.»

همسر می‌تواند بگوید:

«وقتی بحث شدید می‌شود، احساس درماندگی می‌کنم و می‌ترسم هر حرفی بزنم شرایط بدتر شود؛ برای همین عقب می‌کشم.»

این تغییر کوچک در کلمات، تغییر بزرگی در پیام رابطه ایجاد می‌کند:

سرزنش → بیان احساس
دفاع → آسیب‌پذیری
مقابله → امکان ارتباط

در EFT نیز یکی از اهداف اولیه، شناسایی و کاهش چرخه منفی و سپس کمک به زوج برای بیان هیجان‌های اولیه و نیازهای دلبستگی به شیوه‌ای است که شریک زندگی بتواند به آنها پاسخ دهد.  

نقش زوج‌درمانی چیست؟

وقتی چرخه‌های اعتراض، خشم، سکوت و فاصله بارها تکرار شده‌اند، مسئله معمولاً با توصیه ساده‌ای مثل «بیشتر با هم صحبت کنید» حل نمی‌شود.

زوج‌درمانگر تلاش می‌کند به زوج کمک کند بفهمند:

چه چیزی چرخه را فعال می‌کند؟
هر فرد رفتار دیگری را چگونه معنا می‌کند؟
زیر خشم و سکوت چه هیجانی وجود دارد؟
هر یک واقعاً از دیگری چه نیازی دارد؟
و رفتار هر نفر چگونه ناخواسته واکنش دیگری را تشدید می‌کند؟

در این نگاه، درمانگر به‌جای قرارگرفتن در جایگاه قاضی، به زوج کمک می‌کند چرخه را به‌عنوان مسئله مشترک خود ببینند.

پژوهش‌های مربوط به الگوی مطالبه–کناره‌گیری نیز نشان می‌دهند که این الگو با پیامدهای ارتباطی و رابطه‌ای نامطلوب ارتباط قابل‌توجهی دارد؛ بنابراین شناسایی زودهنگام آن از نظر بالینی اهمیت دارد.  

سخن پایانی

گاهی پشت یک سکوت طولانی، بی‌علاقگی نیست؛ ترس است.

و گاهی پشت یک اعتراض شدید، خصومت نیست؛ نیاز به دیده‌شدن و اطمینان از رابطه است.

وقتی زوج فقط رفتار ظاهری یکدیگر را می‌بینند، یکی «غرغرو و عصبانی» و دیگری «سرد و بی‌تفاوت» به نظر می‌رسد.

اما وقتی چرخه آشکار می‌شود، تصویر متفاوتی دیده می‌شود:

دو انسانی که هرکدام به شیوه خود تلاش می‌کنند از آسیب عاطفی جلوگیری کنند، اما ناخواسته یکدیگر را بیشتر از خود دور می‌کنند.

شاید در بسیاری از روابط، سؤال اصلی این نباشد که:

«کدام‌یک از ما مقصر است؟»

بلکه این باشد:

«چه چرخه‌ای بین ما شکل گرفته و چگونه می‌توانیم با هم از آن خارج شویم؟»

این نسخه برای انتشار به‌عنوان مقاله تخصصی دکتریاب مناسب است؛ هم زبان عمومی و جذاب دارد و هم پشتوانه علمی و نگاه تخصصی زوج‌درمانی در آن مشخص است.

این مطلب مفید بود؟ (0)(0)
نظرات (0)
30 مرداد 1405 - 12:3
بازدید ها: 13
مطالب پیشنهادی

نظرات شما

نظرتون در مورد پست * «سکوت در دعوای زوجین؛ وقتی فاصله جای گفت‌وگو را می‌گیرد چی هست ؟

  • Captcha
لطفا به نکات زیر توجه نمایید :
نظرات شما بعد از بررسی توسط پزشک و تایید نمایش داده می شود.
لطفا از بکار بردن کلمات غیر اخلاقی و به دور از فرهنگ ایرانی - اسلامی خودداری فرمایید.