انکار در سوگ چگونه با خودشیفتگی و بحران هویت گره می‌خورد؟  

نگاهی پدیدارشناسانه و اگزیستانسیال به فقدان، مرگ و مسیر پذیرش.  

انکار در سوگ چیست؟

انکار یکی از نخستین واکنش‌هایی است که در بسیاری از افراد سوگوار دیده می‌شود. گویی ذهن، در برابر واقعیتی که توان تحملش را ندارد، عقب می‌نشیند و می‌گوید: «نه، هنوز نه.»

در نگاه سطحی، انکار فقط یک دفاع روانی است؛ اما اگر از منظر **پدیدارشناسانه** به آن نزدیک شویم، انکار صرفاً نپذیرفتنِ یک خبر نیست. انکار، نحوه‌ای از تجربه‌کردنِ فقدان است؛ تلاشی انسانی برای حفظ پیوستگی جهان در لحظه‌ای که جهان در حال فروپاشی است.

فرد سوگوار در این وضعیت، نه فقط با نبودنِ عزیزش، بلکه با دگرگون‌شدنِ کل زیست‌جهان خود روبه‌رو می‌شود. نشانه‌ها، عادت‌ها، زمان، سکوت و حتی مکان‌ها معنا و رنگ پیشین خود را از دست می‌دهند. انکار، کوششی است برای نگه‌داشتنِ آن جهانِ آشنا، حتی اگر فقط برای مدتی کوتاه.

31 مرداد 1405 - 23:6
بازدید ها: 2

 افسردگی در سوگ پیچیده چگونه شکل می‌گیرد؟ با علائم سوگ طولانی، احساس گناه، انزوا و نقش روان‌درمانی در مسیر بهبود آشنا شوید.

سوگ پیچیده زمانی اهمیت بالینی پیدا می‌کند که اندوه، دلتنگی و اشتغال ذهنی با فرد ازدست‌رفته برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و به شکل جدی بر زندگی روزمره، روابط، کار، سلامت جسم و امید به آینده تأثیر بگذارد.

افسردگی در سوگ پیچیده چگونه تجربه می‌شود؟

در سوگ طبیعی، غم معمولاً با گذشت زمان تغییر شکل می‌دهد. فرد ممکن است همچنان دلتنگ باشد، اما به‌تدریج بتواند لحظاتی از آرامش، ارتباط و علاقه به زندگی را تجربه کند..

در سوگ پیچیده، غم گاهی در همان شکل اولیه باقی می‌ماند؛ گویی زمان متوقف شده است. خاطرات عزیز ازدست‌رفته به‌جای آنکه تنها بخشی از گذشته باشند، تمام فضای روانی فرد را اشغال می‌کنند. فرد ممکن است احساس کند هیچ آینده‌ای بدون آن عزیز وجود ندارد

افسردگی در این وضعیت می‌تواند با نشانه‌هایی مانند موارد زیر همراه باشد:

28 مرداد 1405 - 22:52
بازدید ها: 5

cancer-grief-existential-meaning

بررسی روانشناسی سرطان، افسردگی بهبودیافتگان، تجربه زیسته بیماران و نقش روان‌درمانی اگزیستانسیال در پذیرش سوگ، فقدان سلامتی و بازسازی معنای زندگی

سرطان، سوگ و امید: چگونه در دل تاریک‌ترین رنج‌ها معنا بسازیم؟

در روان‌درمانی اگزیستانسیال و پدیدارشناسانه، سرطان برای ما یک «کد بیماری» در سیستم پزشکی نیست. سرطان یک **گسست وجودی عمیق** است؛ زلزله‌ای است که تمام پیش‌فرض‌های مراجع درباره زمان، بدن، رابطه‌ها و معنای بودنش در جهان را آوار می‌کند. در این جستار، با تکیه بر تجربه‌های بالینی‌ام با مراجعانی که در میانه این تاریکی ایستاده‌اند، تلاش می‌کنم نوری بر این تجربه زیسته بتابانم.

17 مرداد 1405 - 20:19
بازدید ها: 8

هر مرگی برای هر بازمانده ای درد خاص و منحصر به فردی ایجاد می کند. با این حال، مرگی که بدون هشدار -آمادگی- اتفاق می افتد،می تواند غم و اندوه و سوگ بسیار وحشتناکی درمیان بازماندگان برجای بگذارد.
چنین از دست دادن ناگهانی و آنی یک عزیز تأثیر ویرانگری دارد. در ابتدا فقط شوک و بی حسی را احساس می کنید. این نمی تواند درست باشد!
تصور می کنید که از این کابوس بیدار می شوید و میبینی که هنوز دنیا پر از همه افرادی است که دوستشان داری؛ این احساس غیرواقعی می تواند حتی پس از مراسمات مربوط به مرگ نیز .ادامه یابد
به خصوص اگر عزیز شما با مرگ سختی مواجه شود، غم و خشم خود را از این بی عدالتی بی معنی آنقدر بزرگ می بینید که روانتان نمیتواند آن را پذیرش کند - برایتان باورپذیر نیست -. شما به شدت احساس گناه می کنید که نتوانسته اید از محبوب خود محافظت کنید، هر چند چنین افکاری غیرواقعی باشند. شما به شدت احساس آسیب پذیری وناتوانی می کنید. عمق و آشفتگی احساسات شما، حتی ممکن است شما را متقاعد کند که "دیوانه می شوید"
تجربه غم و اندوه پس از یک مرگ غیرمنتظره می تواند آنقدر دردناک باشد که در توقف کردن جریان آن احساس ناتوانی کنید. با این حال،اگرچه ممکن است در حال حاضر امکان پذیر به نظر نرسد، اما شما می توانید از غم و اندوه خود باوجود آسیب از دست دادن عزیز خود عبور کنید و .در عین حال پیوند بین خودتان را حفظ کنید

از احساسات خود نترسید در ادامه بخوانید

11 تیر 1405 - 1:2
بازدید ها: 10