جستار پدیدارشناسانه اگزیستانسیال | اضطراب و نشانههای جسمانیاضطراب و تپش قلب؛ وقتی قلب از چیزی میترسد که هنوز اتفاق نیفتاده است
آیا اضطراب باعث تپش قلب و ترس از ضربان شدید میشود؟ با تجربهی اضطراب، چرخهی ترس از تپش قلب و روشهای کمکگرفتن در رواندرمانی اگزیستانسیال آشنا شوید.
مقدمه: وقتی ضربان قلب به صدای اضطراب تبدیل میشود
گاهی در سکوت اتاق نشستهایم، هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است و بدنمان نیز در ظاهر مشغول استراحت است؛ اما ناگهان متوجه ضربان قلب خود میشویم. قلب محکمتر میزند، ضربانش در سینه احساس میشود و گاهی چنان شدت میگیرد که گویی میخواهد از قفسهی سینه بیرون بیاید.
در همان لحظه، پرسشهایی در ذهنمان شکل میگیرند: «چرا قلبم اینطور میزند؟ نکند اتفاق بدی در حال رخ دادن است؟ اگر کنترل خودم را از دست بدهم چه؟ اگر این بار نتوانم از پسش بربیایم چه؟»
آنچه در ابتدا فقط یک احساس جسمانی بود، ممکن است بهسرعت به تجربهای فراگیر از خطر تبدیل شود. توجه ما از جهان بیرون جدا میشود و به درون بدن بازمیگردد. دیگر صدای اطراف، گفتوگوی دیگران یا کاری که مشغول انجامش بودیم اهمیت سابق را ندارد؛ اکنون هر ضربان قلب به پیامی تبدیل شده است که باید معنای آن را کشف کنیم.
برای کسی که اضطراب و تپش قلب را تجربه میکند، مسئله فقط تند زدن قلب نیست؛ مسئله این است که بدن ناگهان به مکانی نامطمئن تبدیل میشود. بدنی که تا چند لحظه پیش بیدردسر با آن زندگی میکردیم، اکنون به چیزی تبدیل شده است که باید دائماً مراقبش باشیم.
اما آیا هر ضربان شدید قلب نشانهی خطر است؟ چرا بعضی افراد با احساس کوچکترین تغییر در ضربان قلبشان دچار ترس میشوند؟ و رواندرمانی اگزیستانسیال چگونه میتواند به آنها کمک کند؟
این جستار میکوشد به این پرسشها از منظر تجربهی زیستهی اضطراب پاسخ دهد
.۱. پدیدارشناسی تپش قلب؛ چگونه بدن به منبع ترس تبدیل میشود؟
تپش قلب احساسی است که ممکن است به شکل ضربان سریع، کوبنده، نامنظم یا آگاهی غیرمعمول از ضربان قلب تجربه شود. این احساس گاهی هنگام فعالیت بدنی، مصرف کافئین، کمخوابی یا فشار روانی ظاهر میشود و گاهی نیز بدون علت آشکار به سراغ فرد میآید.
از منظر پدیدارشناختی، مهم است که میان دو چیز تمایز بگذاریم: احساس جسمانی ضربان قلب و معنایی که فرد به آن میدهد.
دو نفر ممکن است افزایش مشابهی در ضربان قلب خود تجربه کنند. یکی آن را واکنشی گذرا به فشار روانی بداند و به کارش ادامه دهد؛ دیگری ممکن است همان احساس را نشانهی وقوع یک فاجعه تلقی کند. تفاوت در تجربهی آنها فقط به شدت ضربان مربوط نیست، بلکه به شیوهای نیز مربوط میشود که بدن و جهان را در آن لحظه تجربه میکنند.
در اضطراب، آینده گاهی به فضایی تهدیدآمیز تبدیل میشود. فرد هنوز نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد، اما بدنش چنان واکنش نشان میدهد که گویی خطری نزدیک است. ضربان قلب در این وضعیت ممکن است به نشانهای برای پیشبینی فاجعه تبدیل شود.
فرد ممکن است بارها نبض خود را بگیرد، ضربانش را با دفعات قبل مقایسه کند، در اینترنت دربارهی بیماریهای قلبی جستوجو کند یا از دیگران بپرسد: «به نظرت طبیعی است؟»
آرامش حاصل از اطمینانگرفتن ممکن است موقتی باشد. با بازگشت کوچکترین احساس جسمانی، پرسش و نگرانی دوباره آغاز میشود.
در این چرخه، توجه دائمی به بدن میتواند احساس ضربان را برجستهتر کند و ترس از آن، برانگیختگی جسمانی را افزایش دهد. به این ترتیب، اضطراب و تپش قلب ممکن است یکدیگر را تقویت کنند؛ هرچند این چرخه تنها توضیح ممکن برای تپش قلب نیست و نباید هر علامت جسمانی را به اضطراب نسبت داد.
۲. اضطراب و ترس از تپش قلب؛ وقتی از بدن خودمان میترسیم
یکی از تجربههای دشوار اضطراب این است که فرد نهتنها از اتفاقات بیرونی، بلکه از واکنشهای درونی خودش نیز میترسد. از تندشدن ضربان قلب، از لرزش دستها، از احساس گرما، از سرگیجه و حتی از احساس اضطرابی که ممکن است دوباره به سراغش بیاید.
در چنین وضعیتی، زندگی به مجموعهای از مراقبتها و محدودیتها تبدیل میشود. فرد ممکن است از ورزشکردن، تنهایی، حضور در مکانهای شلوغ، سفرکردن یا حتی خوابیدن بترسد؛ نه لزوماً به این دلیل که این موقعیتها ذاتاً خطرناکاند، بلکه به این دلیل که تصور میکند اگر تپش قلب آغاز شود، توانایی مدیریت آن را نخواهد داشت.
گاهی فرد از خودش میپرسد:
-
اگر بیرون از خانه قلبم بهشدت بزند، چه کسی به من کمک میکند؟
-
اگر در خواب دچار تپش قلب شوم و کسی متوجه نشود، چه؟
-
اگر این احساس هرگز از بین نرود، چگونه میتوانم زندگی کنم؟
-
اگر بدنم ناگهان از کنترل من خارج شود، چه اتفاقی میافتد؟
-
اگر این بار برخلاف دفعات قبل، واقعاً اتفاق بدی رخ دهد، چه؟
این پرسشها نشان میدهند که اضطراب صرفاً به یک علامت جسمانی محدود نمیشود. گاهی فرد از ناتوانی احتمالی خود در مواجهه با آینده میترسد؛ آیندهای که هنوز نیامده، اما در تجربهی فعلی او حضوری سنگین دارد.
از نگاه اگزیستانسیال، یکی از موضوعات مهم در این تجربه، رابطهی انسان با عدم قطعیت و محدودیت کنترل است. ما میتوانیم از خود مراقبت کنیم، برای مشکلات آماده شویم و در موقعیتهای دشوار کمک بگیریم؛ اما نمیتوانیم تمام اتفاقات آینده یا همهی واکنشهای بدنمان را بهطور کامل پیشبینی و کنترل کنیم.
پذیرفتن این محدودیت به معنای بیتوجهی به سلامت نیست. معنایش این است که میان مراقبت مسئولانه از بدن و تلاش فرساینده برای دستیابی به اطمینان صددرصدی تفاوت بگذاریم.
۳. چرا اضطراب میتواند باعث تپش قلب شود؟
هنگامی که انسان خطر یا تهدیدی را احساس میکند، دستگاه عصبی خودکار میتواند بدن را برای واکنش آماده کند. ترشح هورمونهای مرتبط با پاسخ استرس، از جمله آدرنالین، ممکن است ضربان قلب را افزایش دهد و با نشانههایی مانند تعریق، لرزش، احساس گرما یا تنگی نفس همراه شود. این واکنشها گاهی در اضطراب شدید یا حملهی پانیک رخ میدهند.
در برخی افراد، چرخهی زیر شکل میگیرد:
۱. احساس ضربان قلب
توجه فرد به تپش یا تغییرات بدن جلب میشود.
۲. تفسیر فاجعهآمیز
«حتماً اتفاق خطرناکی در حال رخدادن است.»
۳. افزایش ترس و برانگیختگی
نگرانی میتواند ضربان قلب و سایر نشانههای جسمانی را تشدید کند.
۴. مراقبت و بررسی مداوم بدن
فرد بیشتر به ضربان قلب توجه میکند و چرخه ممکن است دوباره آغاز شود.
این چرخه توضیح میدهد که چرا بعضی افراد، با وجود بررسیهای پزشکی اطمینانبخش، همچنان از تپش قلب میترسند. البته ادامهی علائم نباید خودبهخود به اضطراب نسبت داده شود؛ علل جسمانی باید متناسب با وضعیت فرد بررسی شوند.
آیا تپش قلب همیشه ناشی از اضطراب است؟
خیر. تپش قلب میتواند با اضطراب، استرس، کمخوابی، مصرف کافئین و برخی داروها مرتبط باشد، اما گاهی به مشکلاتی مانند اختلال ریتم قلب، کمخونی یا پرکاری تیروئید نیز مربوط میشود. اگر تپش قلب برای نخستین بار رخ داده، مرتب تکرار میشود، بدتر شده یا چند دقیقه یا بیشتر ادامه دارد، ارزیابی پزشکی اهمیت دارد.
هشدار پزشکی: اگر تپش قلب با درد یا فشار قفسهی سینه، تنگی نفس شدید، سرگیجهی شدید یا غش همراه است، فوراً از خدمات اورژانس کمک بگیرید. در آلمان و بسیاری از کشورهای اروپایی شمارهی اورژانس پزشکی ۱۱۲در آمریکا 911 ودر ایران115 است. رواندرمانی جایگزین بررسی پزشکی علائم قلبی نیست.
۴. تپش قلب از منظر رواندرمانی اگزیستانسیال؛ چه چیزی در عمق اضطراب قرار دارد؟
رواندرمانی اگزیستانسیال به این پرسش علاقهمند است که انسان چگونه تجربهی خود را معنا میکند و این تجربه چه نسبتی با شیوهی زندگی، انتخابها، روابط و مواجههی او با محدودیتهای وجودی دارد.
در کار با فردی که از تپش قلب میترسد، هدف این نیست که از پیش فرض کنیم پشت هر علامت جسمانی یک تعارض پنهان یا ترس مشخص وجود دارد. هر فرد تاریخچه، شرایط و معنای شخصی خودش را دارد. درمانگر باید این معنا را در گفتوگو با مراجع کشف کند، نه اینکه آن را از قبل به او نسبت دهد.
الف) ترس از مرگ و آسیبپذیری بدن
برای بعضی افراد، تپش قلب فقط یک احساس جسمانی نیست؛ یادآور این واقعیت است که بدن انسان آسیبپذیر است و زندگی کاملاً تحت کنترل او نیست.
یک ضربان شدید میتواند پرسشی بزرگ را زنده کند: «آیا ممکن است زندگی من ناگهان تغییر کند؟»
در رویکرد اگزیستانسیال، امکان مرگ و محدودیت زندگی از موضوعاتی هستند که میتوانند در تجربهی اضطراب حضور داشته باشند. اما این به معنای آن نیست که هر فرد دارای تپش قلب، الزاماً از مرگ میترسد یا علت اضطرابش همین است.
درمانگر میتواند با کنجکاوی و بدون تحمیل معنا بررسی کند که این احساس برای فرد چه معنایی دارد: ترس از مردن، تنها ماندن، ازدستدادن فرصتهای زندگی، ناتوانی در مراقبت از خانواده یا مواجهه با آیندهای نامعلوم.
ب) نیاز به کنترل کامل
بعضی افراد احساس امنیت را به توانایی پیشبینی و کنترل همهچیز وابسته میکنند. آنها میخواهند بدانند چه زمانی مضطرب میشوند، ضربان قلبشان چگونه تغییر میکند و چگونه میتوانند مطمئن شوند که دیگر هرگز چنین احساسی را تجربه نخواهند کرد.
اما بدن همواره مطابق خواستهی ما عمل نمیکند. خستگی، هیجان، تغییرات طبیعی فیزیولوژیک و موقعیتهای غیرقابلپیشبینی بخشی از زندگیاند.
درمان اگزیستانسیال به فرد کمک میکند بررسی کند که تلاش برای کنترل کامل تا چه اندازه به زندگی او خدمت میکند و از کجا به محدودیتی فرساینده تبدیل میشود.
پرسش درمانی در اینجا میتواند چنین باشد:
«اگر نتوانی از وقوع هر احساس ناخوشایندی جلوگیری کنی، آیا همچنان میتوانی به زندگیکردن، انتخابکردن و ارتباطداشتن ادامه بدهی؟»
ج) فاصلهگرفتن از زندگی به دلیل ترس
گاهی فرد بهتدریج زندگیاش را کوچک میکند تا احتمال تجربهی اضطراب کاهش یابد. از سفر منصرف میشود، فعالیت بدنی را کنار میگذارد، کمتر از خانه خارج میشود یا در موقعیتهای اجتماعی فقط زمانی حاضر میشود که مطمئن باشد امکان دریافت کمک وجود دارد.
در چنین شرایطی، باید دید اضطراب چه هزینهای برای زندگی فرد ایجاد کرده است.
آیا او دیگر فعالیتهایی را که دوست دارد انجام نمیدهد؟ آیا روابطش محدود شدهاند؟ آیا فرصتهای شغلی یا عاطفی را از دست میدهد؟ آیا بیشتر وقتش صرف مراقبت از بدن شده است تا مشارکت در زندگی؟
از نگاه اگزیستانسیال، یکی از هدفهای مهم درمان این است که فرد بتواند در کنار توجه مسئولانه به سلامت خود، دوباره امکان انتخاب و مشارکت در زندگی را به دست آورد.
۵. روش درمان اضطراب و تپش قلب در رواندرمانی اگزیستانسیال
رواندرمانی اگزیستانسیال نسخهای یکسان برای تمام افراد ندارد. درمان بر اساس تجربهی شخصی مراجع، شدت علائم، وضعیت پزشکی، تاریخچهی زندگی و نیازهای او شکل میگیرد. پژوهشهای مربوط به درمانهای اگزیستانسیال نتایج امیدوارکنندهای برای برخی پیامدهای روانشناختی گزارش کردهاند، اما شواهد در این حوزه یکدست نیستند و اثربخشی همهی شکلهای این رویکرد به یک اندازه اثبات نشده است.
در درمان اضطراب همراه با تپش قلب، میتوان از محورهای زیر بهره گرفت.
۱. شناخت تجربهی زیستهی اضطراب
در آغاز، درمانگر و مراجع تجربهی اضطراب را با جزئیات بررسی میکنند:
-
تپش قلب معمولاً در چه موقعیتهایی آغاز میشود؟
-
اولین فکری که هنگام احساس ضربان به ذهن میرسد چیست؟
-
فرد در آن لحظه از چه چیزی بیش از همه میترسد؟
-
پس از شروع تپش، چه کارهایی برای کاهش ترس انجام میدهد؟
-
این تجربه چه تأثیری بر کار، خواب، روابط و فعالیتهای روزانه گذاشته است؟
هدف، صرفاً جمعآوری فهرستی از نشانهها نیست؛ هدف فهمیدن جهان تجربهشدهی فرد است. ممکن است دو مراجع هر دو از تپش قلب شکایت داشته باشند، اما یکی از مرگ بترسد، دیگری از ازدستدادن کنترل در جمع و فرد سوم از ناتوانی در مراقبت از فرزندانش.
۲. بررسی معنای شخصی تپش قلب
درمانگر به مراجع کمک میکند میان احساس بدن و تفسیری که از آن میسازد تمایز بگذارد.
برای مثال:
-
تجربهی جسمانی: «قلبم محکم میزند.»
-
تفسیر ذهنی: «حتماً در آستانهی یک فاجعه هستم.»
-
واکنش: «باید فوراً نبضم را بررسی کنم یا از این موقعیت خارج شوم.»
این تمایز به معنای نادیدهگرفتن علائم نیست. پس از بررسی پزشکی متناسب با شرایط، میتوان روی برداشتهای ترسآلود، میزان قطعیت آنها و رفتارهایی که اضطراب را حفظ میکنند کار کرد.
۳. گفتوگو دربارهی عدم قطعیت و محدودیت کنترل
در جلسات رواندرمانی اگزیستانسیال، مراجع میتواند بررسی کند که چرا نامطمئنبودن تا این اندازه تحملناپذیر شده است.
آیا تجربهای در گذشته باعث شده است که همیشه انتظار اتفاق بدی را داشته باشد؟ آیا احساس میکند مسئول جلوگیری از هر حادثهای است؟ آیا اشتباهکردن یا ناتوانبودن برای او معنایی تحملناپذیر دارد؟
هدف درمان این نیست که مراجع را به پذیرش منفعلانهی خطر دعوت کند؛ بلکه کمک به تمایز میان اقدامهای معقول برای مراقبت از خود و کوشش بیپایان برای حذف هرگونه عدم قطعیت است.
۴. بازگشت تدریجی به زندگی
اگر اضطراب باعث اجتناب از فعالیتها شده باشد، درمانگر میتواند با توجه به شرایط فرد، برای بازگشت تدریجی به فعالیتهای معنادار برنامهریزی کند.
برای یک نفر، این فعالیت ممکن است حضور در یک جمع دوستانه باشد؛ برای دیگری، سفر کوتاه، بازگشت به محل کار یا انجام کاری که مدتها به دلیل ترس کنار گذاشته است.
در صورت وجود ترس از نشانههای بدنی یا حملات پانیک، ممکن است استفاده از مداخلات شناختیرفتاری و مواجههی تدریجی نیز مناسب باشد. هرگونه تمرین جسمانی یا مواجهه با احساسات بدنی باید با توجه به وضعیت پزشکی فرد و با راهنمایی متخصص انجام شود.
هدف این است که زندگی فرد بهتدریج کمتر تحت سلطهی ترس قرار بگیرد؛ نه اینکه او مجبور باشد علائم خود را تحمل کند یا مراقبت پزشکی را کنار بگذارد.
۵. بازسازی رابطه با خود و بدن
گاهی مراجع با بدن خود همچون دشمنی رفتار میکند که هر لحظه ممکن است به او خیانت کند. در این وضعیت، توجه به بدن بهجای آنکه بخشی طبیعی از زندگی باشد، به نظارت دائمی تبدیل میشود.
درمان میتواند به فرد کمک کند رابطهی خود با بدن را دوباره بررسی کند: چگونه به نشانههای آن توجه میکند؟ چه زمانی مراقبت به ترس تبدیل میشود؟ چگونه میتواند در کنار توجه مسئولانه به سلامت، از زندگی روزمره نیز لذت ببرد؟
در کنار گفتوگوی درمانی، تمرینهای آرامسازی، توجهآگاهی یا تنظیم تنفس ممکن است برای برخی افراد مفید باشند. این روشها ابزارهایی برای مدیریت برانگیختگیاند، نه تضمینی برای توقف فوری تپش قلب و نه جایگزینی برای ارزیابی علت جسمانی آن.
۶. هنگام شروع تپش قلب ناشی از اضطراب چه کار کنیم؟
اگر علائم شما قبلاً ارزیابی پزشکی شدهاند و میدانید که در موقعیتهای مشخصی با اضطراب همراه میشوند، اقدامات زیر ممکن است کمککننده باشند:
-
مکث کنید و موقعیت را نامگذاری کنید. میتوانید به خود بگویید: «الان تپش قلب را احساس میکنم و نگران شدهام.» لازم نیست بلافاصله بدترین سناریو را نتیجه بگیرید.
-
تنفس را بهآرامی و بدون زور تنظیم کنید. اگر برایتان راحت است، دم و بازدمی آرام و طبیعی داشته باشید. از نفسهای بسیار عمیق و سریع که ممکن است سرگیجه را تشدید کنند، پرهیز کنید.
-
توجه خود را از پایش دائمی بدن کمی گسترش دهید. اگر وضعیت ایمن است، به صداهای محیط، اشیای اطراف یا کاری که در حال انجامش بودید توجه کنید؛ نه برای انکار احساس، بلکه برای جلوگیری از محدودشدن تمام توجه به ضربان قلب.
-
از بررسی وسواسگونهی نبض و جستوجوی مکرر علائم در اینترنت فاصله بگیرید. اگر این رفتارها به چرخهای تکراری تبدیل شدهاند، آنها را در جلسهی درمان بررسی کنید. البته پایش پزشکیای که پزشک توصیه کرده است، موضوع متفاوتی است.
-
به عوامل تشدیدکننده توجه کنید. کمخوابی، کافئین، نوشیدنیهای انرژیزا، نیکوتین و بعضی داروها میتوانند در تپش قلب نقش داشته باشند. داروهای تجویزشده را بدون مشورت پزشک قطع نکنید.
NHS
+1
اگر علائم جدید، شدید یا متفاوتاند، یا با نشانههای هشدار همراه شدهاند، آنها را صرفاً به اضطراب نسبت ندهید و کمک پزشکی مناسب بگیرید.
۷. آیا رواندرمانی اگزیستانسیال برای همهی افراد مبتلا به تپش قلب مناسب است؟
خیر. انتخاب روش درمان به علت علائم و شرایط هر فرد بستگی دارد.
اگر تپش قلب ناشی از مشکل جسمانی باشد، درمان علت پزشکی اهمیت اصلی دارد. اگر اضطراب، حملات پانیک یا ترس مداوم از نشانههای جسمانی نقش مهمی داشته باشند، رواندرمانی میتواند بخشی از برنامهی کمکرسانی باشد.
در برخی موارد، درمان شناختیرفتاری برای اضطراب و پانیک پشتوانهی پژوهشی مشخصی دارد. رواندرمانی اگزیستانسیال نیز میتواند فضایی برای بررسی معنای ترس، رابطهی فرد با عدم قطعیت، محدودیتهای زندگی و انتخابهای شخصی فراهم کند. بسته به نیاز مراجع، بهرهگیری از مداخلات مکمل و همکاری با پزشک میتواند مناسب باشد.
مهم این است که درمانگر بدون تقلیلدادن همهی تجربهها به یک علت روانشناختی، به نشانههای جسمانی و تجربهی انسانی فرد هر دو توجه کند.
۸. پرسشهای متداول دربارهی اضطراب و تپش قلب
آیا اضطراب میتواند باعث احساس ضربان شدید قلب شود؟
بله. اضطراب و استرس میتوانند با افزایش ضربان قلب یا آگاهی بیشتر از آن همراه باشند. بااینحال، هر تپش قلبی ناشی از اضطراب نیست و در صورت تکرار یا بروز علائم هشدار، ارزیابی پزشکی اهمیت دارد.
چرا هنگام درازکشیدن یا شبها بیشتر متوجه ضربان قلب میشوم؟
در محیط آرام و هنگام استراحت، ممکن است توجه بیشتری به ضربان قلب پیدا کنیم. اضطراب، کافئین و برخی علل جسمانی نیز میتوانند نقش داشته باشند. اگر این حالت تازه ایجاد شده، مکرر است یا با علائم دیگری همراه است، با پزشک مشورت کنید.
آیا ترس از تپش قلب میتواند خودش اضطراب را بیشتر کند؟
بله. در بعضی افراد، تفسیر تهدیدآمیز ضربان قلب باعث افزایش ترس و برانگیختگی میشود و این وضعیت توجه به ضربان را بیشتر میکند. شناخت این چرخه میتواند یکی از محورهای درمان باشد.
آیا برای درمان اضطراب و تپش قلب حتماً به دارو نیاز است؟
نه در همهی موارد. تصمیم دربارهی دارو به تشخیص، شدت علائم، وضعیت جسمانی و نظر پزشک بستگی دارد. رواندرمانی میتواند بهتنهایی یا در کنار درمان پزشکی و دارویی مناسب به کار رود.
رواندرمانی اگزیستانسیال چگونه به ترس از تپش قلب کمک میکند؟
این رویکرد میتواند به بررسی معنای ترس، رابطهی فرد با عدم قطعیت، نیاز به کنترل، آسیبپذیری و تأثیر اضطراب بر انتخابهای زندگی کمک کند. هدف، کاهش سلطهی اضطراب بر زندگی و افزایش امکان انتخاب آگاهانه است؛ میزان سودمندی درمان به شرایط فرد بستگی دارد.
چه زمانی باید برای تپش قلب به پزشک مراجعه کنم؟
اگر تپش قلب مرتب تکرار میشود، بدتر شده یا بیش از چند دقیقه ادامه دارد، ارزیابی پزشکی مناسب است. همراهی آن با درد قفسهی سینه، تنگی نفس شدید، سرگیجهی شدید یا غش نیازمند کمک اورژانسی است.
سخن پایانی: بازگشت به زندگی، نه زندگیکردن در انتظار خطر
شاید دشوارترین بخش اضطراب، خودِ تپش قلب نباشد؛ شاید آن چیزی باشد که پس از احساس ضربان در ذهن ما آغاز میشود: پیشبینی فاجعه، ترس از آینده، تلاش برای اطمینانیافتن و نگرانی از اینکه مبادا دوباره همان تجربه تکرار شود.
انسان نمیتواند تمام اتفاقات آینده را پیشبینی کند یا بدن خود را در هر لحظه کاملاً تحت کنترل داشته باشد. اما میتواند بیاموزد که با نگرانیهایش رابطهای متفاوت برقرار کند، معنای ترسهایش را بشناسد و بهتدریج امکان بیشتری برای انتخاب و زندگیکردن پیدا کند.
در رواندرمانی اگزیستانسیال، هدف این نیست که انسان هرگز نترسد؛ بلکه این است که ترس، تمام جهان او را تصاحب نکند.
اگر اضطراب و ترس از تپش قلب، آرامش، روابط یا فعالیتهای روزمرهی شما را محدود کرده است، گفتوگوی درمانی میتواند فرصتی برای شناخت تجربهی شما و بررسی راههای مناسب کمکگرفتن باشد.
محمد جعفر ترکان | رواندرمانگر اگزیستانسیال
اگر میخواهید اضطراب خود را بهتر بشناسید و برای آغاز جلسات رواندرمانی اقدام کنید، برای دریافت اطلاعات و هماهنگی با من تماس بگیرید یا پیام بفرستید.
شماره تماس و پیام: 09338729993
سایت من Existcafe.com
-
اضطراب و تپش قلب
-
تپش قلب ناشی از اضطراب
-
احساس ضربان شدید قلب
-
ترس از تپش قلب
-
اضطراب و علائم جسمانی
-
ترس از حمله پانیک
-
درمان اضطراب با رواندرمانی
-
رواندرمانی اگزیستانسیال
-
محمد جعفر ترکان رواندرمانگر اگزیستانسیال
Google for Developers


نظرات شما
نظرتون در مورد پست اضطراب وتپش قلب؛ علت، ترس ازضربان شدید و درمان اگزیستانسیال چی هست ؟