وسواس ترس از عملیکردن تکانههای ناخواسته، تجربهای است که در آن فرد نه صرفا از «اندیشهای مزاحم»، بلکه از امکان تبدیل آن اندیشه به کنش میهراسد. اندیشهای چون آسیبزدن به دیگری، فریادزدن در سکوت یک مجلس، پریدن از ارتفاع، یا ارتکاب رفتاری خلاف ارزشهای شخصی. آنچه هولناک است، خود تکانه نیست؛ بلکه شک فلجکنندهای است که میپرسد: «اگر کنترل را از دست بدهم چه؟ اگر این فکر، نشانهی میل واقعی من باشد چه؟»در این جستار، میکوشیم این پدیده را نه صرفا بهعنوان اختلالی بالینی، بلکه بهمثابه یک تجربهی وجودی فهم کنیم؛ و سپس نشان دهیم رواندرمانی اگزیستانسیال چگونه میتواند راهی برای مواجهه و رهایی بگشاید.