جستاری پدیدارشناسانه درباره نگرانی مداوم، ترس از اتفاقات پیش‌بینی‌نشده و درمان اضطراب در روان‌درمانی اگزیستانسیال 

گاهی اضطراب با یک اتفاق واقعی آغاز نمی‌شود؛ با یک سؤال آغاز می‌شود: «اگر اتفاق بدی بیفتد چه؟»

اگر بیمار شوم چه؟ اگر شغلم را از دست بدهم چه؟ اگر رابطه‌ام به پایان برسد چه؟ اگر تصمیم اشتباهی بگیرم و دیگر نتوانم پیامدهای آن را جبران کنم چه؟ اگر یکی از عزیزانم را از دست بدهم چه؟ اگر در آینده تنها بمانم چه؟

این پرسش‌ها ممکن است در ظاهر منطقی و حتی نشانه آینده‌نگری باشند؛ اما وقتی ذهن پیوسته آن‌ها را تولید می‌کند، زندگی از تجربه اکنون به صحنه‌ای برای پیش‌بینی خطرهای احتمالی تبدیل می‌شود.

فرد هنوز در موقعیتی خطرناک قرار نگرفته است، اما بدنش آماده دفاع است؛ هنوز اتفاقی نیفتاده، اما ذهنش پیامدهای آن را زندگی کرده است. گویی آینده‌ای که هنوز وجود ندارد، تمام فضای روانی اکنون را اشغال کرده است.

در چنین وضعیتی، مسئله فقط نگرانی درباره آینده نیست؛ مسئله این است که آیا می‌توانیم بدون اطمینان کامل به آینده، زندگی کنیم؟

29 مهر 1405 - 16:56
بازدید ها: 19