امیر عباس رحیمی
کارشناس ارشد روانشناس |متخصص وروانشناس زوج درمانگر + مشاوره فردي و خانواده
سلام بر شما
آنچه شما تجربه میکنید، «عصبانیت از ناعادلانه بودن» است، نه یک تصمیم کاملاً منطقی.سلام بر شما
وقتی سال 1400 در آزمون بانک نفر اول کتبی شدید ولی در مصاحبه رد شدید، این فقط یک شکست عادی نبود. برای شما این اتفاق یک ضربه به هویت بود. چرا؟ چون شما طبق «قانون منصفانه» عمل کردید ،درس خواندید و بهترین نتیجه را گرفتید ، اما نتیجه نگرفتید. حس شما این است: حق مرا خورده اند.»
این حالت در روانشناسی براساس مدل 5 گانه سوگ قابل تبیین است، سوگ از دسترفته از دست دادن موقعیت بانک، مثل از دست دادن یک «فرصت بزرگ» برای شما است.
که انسان در برخورد با از دستدادن شغل و.. 5 حالت انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی و پذیرش را از خود نشان میدهد.
خشم شما کاملاً قابل فهم و مشروع است. اما مهم است که این خشم، زندگیتان را متوقف نکند. چون زندانی شدن در خشم و انتظار برای جبران، شما را از پیشرفت در سایر بخشهای زندگی (مانند ازدواج) باز میدارد.
- پیشنهاد می کنم این خشم را پردازش و هدایت کنید، نه اینکه آن را انکار یا نادیده بگیرید.
2.حقوق این که می گویید«تا حقوقم دو برابر نشود ازدواج نمیکنم» یک شرطگذاری مطلق است که زندگی شما را به تعلیق میاندازد. این ساختار ذهنی، نوعی تفکر همهیا هیچ است که زیر بنای افسردگی و اضطراب است.
3. مقایسهی اجتماعی : مقایسهی خود با دوستتان که «بدون تلاش بیشتر میگیرد» باعث خودارزشیپایین و خشم میشود. این مقایسهها عمیقاً به عزتنفس شما آسیب میزند.
ختم کلام من
- ازدواج و شغل دو متغیر مستقل اند، نه شرط و علت یکدیگر. شما میتوانید در جستوجوی شغل بهتر باشید و همزمان روابط سالم بسازید. زندگی را به «بعد از تحقق شرط» موکول نکنید.
- احساس لیاقت شما به حقوق شما وابسته نیست. ارزش شما به تلاش، دانش و شخصیت شماست. حقوق، معیار لیاقت شما نیست.
- روی افکار خودتان کار کنید
- مرز بین خشم از بیعدالتی و توقف زندگی را روشن کنید
موفق و سلامت باشید .
14 مهر 1405 - 16:27