فرشته
38
68
خانــم

سلامت روان و افسردگی پس از سوگ؟

بعد هفت سال سختي دو ماه بود که به هم رسيديم 18 دي همسرم کشته شد الان 4 ماهه هنوز چشم به راهم نپذيرفتم رفتنشو 
تمام وجودم هر روز درد ميگيره از دلتنگي زندگي برام بي معني شده انگيزه ندارم همه بهم ميگن پاشو به زندگي ادامه بده کار کن شاد باش اما وجودم توان زندگي نداره جديدا فکر خودکش به سرم ميزنه 
نميتونم از خونه برم بيرون خاطرات داره عذابم ميده احساس خفگي دارم 
زندگيم جلوي چشمم از دست رفت آرزوهام جلوي چشمم خاک شد 
داروهای مصرفی:
آلپرازولام و پوکساید 

6 پـاسـخ


  • سلام و احترام بنده صلواتي هستم روانشناس باليني با رويکرد طرحواره درماني کاملا قابل درک و ميفهمم از دست دادن عزيز سخته به نظر بنده شما بيشتر نياز به رواندرماني داريد البته دارو تا حدودي کمک کننده است اما چون از لحاظ روانشناختي کارکرد شناختي و هيجاني شما از تعادل خارج شده و روي رفتار شما تاثير گذاشته و مرگ همسر از ديدگاه بنده يک ماشه چکان بوده مشکل اصلي آسيب پذيري شماست که از طرحواره رهاشدگي شما نشات ميگيره و دچار اجتناب تجربي شديد سعي نکنيد از موقعيت ها دوري کنيد ، در ابتدا سوگواري کنيد عکس همسرتون رو جلوي خودتون بزاريد و باهاش حرف بزنيد حتي براش نامه بنويسيد و بعد اون موقعيت مرگ رو تعريف کنيد مشاهده کنيد اون احساستون رو اسم بگذاريد و بهش فضا بدين (با تنفس) حالتون بهتر ميشه هيجان غم مياد و گريه داريد خودتون رو تخليه کنيد .

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0) (0)
  • باسلام و احترام دوست عزيز🌸🌱
    تجربه تلخي که داشتيد مشخصه که تأثير بسيار بدي در روحيه تون گذاشته و باعث نااميدي از زندگي شده، دوره سوگ بايد طي بشه اما اين حال بد نشون دهنده شدت مشکلتون هست که ممکنه حتي بيشتر از حد يک سوگ معمولي ادامه پيدا کنه
    باتوجه به کاهش انگيزه و اميد و نبود انرژي ترجيحا توصيه ميشه با يک روانپزشک براي دارودرماني و يا تغيير دوز داروهاي مصرفي مشورت کنيد و سپس براي درمان تروماي تجربه شده با يک روانشناس متخصص صحبت کنيد تا به تدريج بتونيد به روال عادي زندگي برگرديد و در کنار اين فقدان معناي جديدي در زندگيتون پيدا کرده و زندگي رو از سر بگيريد🌸🌱
    با آرزوي سلامتي 🙏🏼

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0) (0)
  • با سلام
    از بابت همسرتان متاسفم فرد وقتي کسي از دست ميدهد هرچه دلبستگي بيشتر باشد اسيب بيشتر ميباشد و اينکه 5مرحله مي گذارند و يکي از مراحل انکار ميباشد تا بتدريج به پذيريش برسد که نيازمند درمان
    است درمان ان دارو و مداخلات روان
    شناختي است تا از رويکرد ،ACT استفاده
    نماييد

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0) (0)
  • سلام
    پيشنهاد ميکنم فضايي براي صحبت کردن داشته باشيد، شايد شرکت در جلسات و کمک گرفتن از درمانگر بتونه بار اين روزهارو براتون کم کنه.

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0) (0)
  • سلام عزيزم قاعدتا شرايط سختي رو ميگذرونيد، ميفهمم ،از دست دادن عزيزان بسيار دردناکه ، براي گذر از سوگ بايد اجازه سوگواري داشته باشيد ، در اينطور شرايط حضور کسي که همدلانه در کنار شما است خيلي کمک‌ کننده است ، طبيعي که در حال حاضر حالتون خوب نباشه، لطفا با روانشناس در ارتباط باشيد تا براي گذر از اين مرحله سخت در کنارتون باشيم و به روانپزشک هم مراجعه کنيد تا داروهاي مناسب با توجه به شرايط و در صورت صلاحديد متخصص براتون تجويز بشه

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0) (0)
  • درود
    متاسفم که چنين شرايط جانکاهي را تجربه مي‌کنيد. داغ عزيز، به‌ويژه در شرايطي که شما بيان کرديد، يک ضربه روحي عميق (تروما) است و اين حجم از درد، احساس پوچي و ناتواني در پذيرش، واکنش طبيعي بدن و روان شما به يک فقدان عظيم است.
    با توجه به اينکه اشاره کرديد «فکر خودکشي به سرتان مي‌زند»، **اين يک وضعيت اضطراري است.** از شما خواهش مي‌کنم همين امروز توسط روانپزشک ويزيت شويد.

    براي بررسي و حل اين مشکلِ عميق، بايد حتماً **به روانشناس متخصص تروما و CBT مراجعه کنيد تا باورهاتون تغيير کنه**؛ چرا که **در حقيقت در يک پيام مشکل شما حل نمي‌شود** و شما نياز به حمايت تخصصي و مستمر داريد تا بتوانيد اين سوگِ پيچيده را مديريت کنيد.

    خواهشمندم در اولين فرصت، فراتر از مصرف دارو، با يک روانپزشک براي تنظيم داروها و يک روان‌درمانگر براي پردازش اين سوگ صحبت کنيد. مراقب خودتان باشيد و لطفاً اجازه دهيد متخصصين در کنار شما باشند.

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0) (0)
بازدید : 129 مرتبه
پـرسـش جــدیــد

پاسخ هوش مصنوعی دکتریاب :

سلامت روان و افسردگی پس از سوگ

متن شما حاکی از تجربه بسیار دشوار و غم‌انگیز از دست دادن ناگهانی همسرتان است. این دوران سوگ، که با احساس درد، دلتنگی شدید، بی‌انگیزگی، و ناامیدی همراه است، کاملاً طبیعی است. تجربه احساس خفگی، ناتوانی در انجام فعالیت‌های روزمره، و مرور خاطرات، بخش‌هایی از فرایند سوگ هستند. در نظر داشته باشید که هر فردی چرخه سوگ را به شکل منحصر به فرد خود تجربه می‌کند و هیچ زمانی برای "عبور" از آن تعیین نشده است. تجربه افکار خودکشی در چنین شرایطی، نشان‌دهنده شدت درد و رنج روحی شماست. مصرف آلپرازولام و پوکساید نیز ممکن است برای کنترل اضطراب و افسردگی تجویز شده باشند. اما این داروها به تنهایی نمی‌توانند به طور کامل به شما در کنار آمدن با این فقدان عظیم کمک کنند. لازم است در این مرحله از حمایت‌های روانی و درمانی مناسب بهره‌مند شوید. برای دریافت راهنمایی و مشاوره تخصصی در خصوص مدیریت غم، سوگ، افسردگی و افکار خودکشی، می‌توانید از پزشکان متخصص روانپزشکی یا روانشناس در دکتریاب بهره‌مند شوید.


توجه: هوش مصنوعی کامل نیست و می‌تواند اشتباه کند. توصیه‌ی‌ ما، توجه به راهنمایی پزشکان است

همین حالا مشاوره بگیرید

برای دریافت راهنمایی تخصصی و سریع، با پزشک روانپزشک (اعصاب و روان) تماس بگیرید.

شروع مشاوره تلفنی

تخصص های پربازدید

دکتر گوارش در تهران
متخصص زنان و زایمان
متخصص ارتوپد
متخصص پوست، مو و زیبایی

سوالات مشابه