سن: 14 وزن: 60 جنسیت: خانم

روانشناسی روابط عاطفی و اختلالات خلقی؟

سلام خانم/آقای دکتر💐
ازتون میخوام فقط روانشناسا جوابم و بدن نه دکترای دیگه،
**شما دارید خلاصه زندگی یه دختربیچاره رو میخونید لطفا جوابم و بدید**💔🙏من خیلی عاطفی و احساسی و زودرنجم کمبود محبتم زیاد کشیدم از پدر و برادر(چون سردی عاطفی دارن اونام) و بی فامیلی مقداری هم افسردگی دارم...یعنی فقط مادرم و دارم
من 1 سال و سه ماه پیش عاشق یه سلبریتی شدم
(3 دهه ازم بزرگتره).
من حقیقت تو این یک سال و سه ماه‌،سه ماه اول از افسردگی مزمنی که از کودکی داشتم‌،خارج شدم.
نمیدونستم ایشون چند سالشه و متاهله یا مجرد،
منم بخاطر خلع هایی که دارم(به دلایل احمقانه ای فعلا با فامیلامون هیچ ارتباطی نداریم البته ممکنه ی روز درست شه)
با اون آقا تو ذهنم رویا ساختم که شوهرمه و خیلی چیزای بیشتر🙈 خب.من که از کسی جز مامانم شانس نیاوردم گفتم حالا که هیچ مردی برام مایه زیاد نذاشته لااقل شده تو ذهنم یه پارتنر خوب داشته باشم🙂💔 که حدود سه ماه بعد فهمیدم ایشون زن داره و یه پسر 5 ساله خوشگل.بازم سعی کردم خودمو فریب بدم با خودم گفتم اون زن مورد علاقه اون مرده و بعد سعی کردم خودمو شبیه اون زن کنم و عاشق بچش بودم.اما بعد از حدود یک یا دو ماه، دیگه نتونستم افسردگیم حالا شدیدا برگشته و احساس نفر سومی و پوچ بودن میکنم چون تو رویاهام با اون آقا تا بی نهایت پیشرفته بودم و بعر فهمیدم اینا رو اون با یه زن دیگه گذرونده..💔انقدر اظطراب کشیدم مشکل هورمونی پیدا کردم.مامانم فهمید و خداروشکر راهنمایی کرد و بعضی روانشناسا و مامانم میگن یکی از این دو راه رو پیش بگیر:
1.منفی بافی نکن و به نیمه پر لیوان توجه کن توجه کن به ویژگی های مثبت اون آقا توجه کن به حس خوبی که ازش می‌گرفتی و سعی کن اون حسه رو برگردونی.
2.اصلا فکر به گذشته یا زندگی اون آقا فکر نکن که زن و بچه داشته(چون من میرفتم دل نوشته ها و عکس های دو تاییشونو میدیدم 🤦‍♀️فکر کن اون آقا تنهاست و تنها زندگیش کارشه(که عاشق کارشه که بازیگریه و منم بخاطرش علاقه و استعداد این شغل پیدا کردم)

حالا سوال من از شما:
1.کدوم یک از دو راه رو پیشنهاد میدین؟
2. هفت ماهه این آقا هیچ عکسی با همسرش منتشر نکرده خانمش هم فقط عکس خودشو با پسرش می ذاره تولد پسرشونم جشن نگرفتن انگار بچه دست خانومه ست.انگار طلاق گرفتن چون هیچ اکرانی با همسرش دیگه نمیاد.مامانمم چون یه مدتی روانشناسی خونده گفت رابطشون یا طلاق گرفتن یا سرده رابطشون بعد حالا شما روانشناس هستی
به نظرت طلاق گرفتن؟
این سوال برای من جوابش حیاتیه تروخدا بگید.
3.به نظرتون چطور طرز فکرمو تغییر بدم که اون حس شیرین برگرده؟مثلا اگه به همسرش فکر نکنم خوب میشم؟به بچش چی؟
فقط خواهش میکنم به هر سه سوالام جواب بدید زندگیم داره از دستم میره،دارم از افسردگی میمیرم نه خواب دارم نه زندگی تروخدا کمکم کنید🙏🙏💔💔
ببخشید مسدع اوقاتتون شدم😔
74 بازدید

پاسخ پزشکان

9 پاسخ
ماهرخ راستی

ماهرخ راستی

کارشناس ارشد روانشناس و مشاور


دوست عزیزم، با تمام وجود دردت رو حس میکنم و میدونم که این عشق برای تو فقط یک خیالپردازی نبوده، بلکه پناهگاهی برای فرار از تنهایی و کمبود محبتی بوده که سالها تحمل کردی. اینکه توانستی با این عشق از افسردگی مزمن خارج شی، نشان دهنده قدرت شگفت انگیز ذهن توست، اما حالا که این پناهگاه با واقعیت تلخ همسر و فرزندش شکسته، سردرگمی و افسردگی ات دوچندان شده و این طبیعی ترین واکنش به از دست دادن یک خیال امن است.
پاسخ به سوال اول (کدام راه را پیش بگیرم؟):
هر دو راهی که مادرت گفته، نقاط قوت دارند، اما من ترکیبی از هر دو رو پیشنهاد میکنم: از راه اول، ویژگیهای مثبت او و حس خوبی که بهت داده رو حفظ کن (مثل عشق به هنر، مهربانی، و انگیزه ای که برای بازیگری پیدا کردی)، اما از راه دوم، بر زندگی خودت متمرکز شو، نه زندگی او، یعنی به جای فکر کردن به تنها بودن یا نبودنش، به این فکر کن که این عشق چطور به تو کمک کرد تا خودت رو بهتر بشناسی، نه اینکه چه کسی در کنارشه. بهت پیشنهاد میکنم یک دفترچه برداری و هر روز سه ویژگی مثبتی که این عشق در تو کشف کرده رو بنویسی (مثل استعداد بازیگری، عشق به هنر، یا قدرت تخیل)، و بعد سعی کن این ویژگیها رو در زندگی واقعی خودت پرورش بدی، بدون اینکه به زندگی او گره ش بزنی.
پاسخ به سوال دوم (آیا طلاق گرفته؟):
دوست عزیز، این سوال برای من به عنوان یک روانشناس، یک «سوال زندگی» نیست، بلکه یک «سوالی» برای رویای توست. بر اساس رفتارهای اخیر (انتشار ندادن عکس مشترک و نبود جشن تولد)، احتمال جدایی یا سردی رابطه وجود داره، اما حتی اگر طلاق گرفته باشه، این اطلاعات نباید برای تو تغییری ایجاد کنه، چون هدف تو نباید پر کردن جای خالی او باشد، بلکه پر کردن جای خالی عشق در وجود خودته. اگر واقعاً به سلامت روانت اهمیت میدی، بهتره به جای جستجوی نشانه های طلاق، این سوال رو از خودت بپرسی: «اگر حتی فردا با او ازدواج کنم، آیا منِ امروز، با این میزان وابستگی و کمبود اعتمادبه نفس، میتونم یک رابطه سالم بسازم؟» پاسخ، تو را به مسیر درست هدایت خواهد کرد.
پاسخ به سوال سوم (چگونه طرز فکر را تغییر دهم؟):
برای برگرداندن حس شیرین، باید جایگاه این عشق رو در ذهنت تغییر بدی،از «شریک زندگی» به «منبع الهام». هر بار که به همسر یا فرزندش فکر کردی، این جمله رو به خودت بگو: «اینها بخشی از زندگی اون هستن، نه تهدیدی برای من. من عاشق تصویری هستم که ازش ساختم، و حالا میتونم اون تصویر رو به عنوان راهنما برای ساختن زندگی خودم استفاده کنم.» برای این کار، یک تمرین عملی انجام بده: یک صفحه سفید بردار و به دو قسمت تقسیم کن. سمت چپ بنویس «چیزی که از او دوست دارم» (مثل سادگی، عشق به هنر، مهربانی) و سمت راست بنویس «چگونه میتوانم این ویژگی را در خودم پرورش دهم» (مثلاً با شرکت در کلاس بازیگری، یا تمرین مهربانی با خودم). هر روز این صفحه رو بخون تا کم کم ذهن تو از «داشتن او» به «بودن مثل او» تغییر مسیر بده. و برای فراموش کردن همسر و فرزندش، هر بار که افکارت به سمت اونها رفت، با یه تکنیک ساده حواس پرتی (مثل شمردن معکوس از 100 تا 1 یا بلند شدن و نوشیدن یک لیوان آب) جلوی غرق شدنت رو بگیر.
و در نهایت، یک حقیقت تلخ اما نجات بخش: این عشق، هرچند شیرین و نجات بخش بود، اما یک پل بود برای عبور از افسردگی، نه مقصد نهایی. حالا وقتشه که از این پل عبور کنی و به سمت ساختن زندگی واقعی خودت بری—زندگی که در اون، نه تنها منتظر محبت دیگران نباشی، بلکه خودت منبع محبت برای خودت بشی. اگر این افکار تشدید شدن یا نتونستی از پسش بربیای، حتماً با یک روانشناس به صورت حضوری یا تلفنی صحبت کن، چون تو ارزش دیدن شدن و شنیده شدن رو داری، حتی اگه الان باورت نشه. 💙

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
محمدباقر سبط الشیخ

محمدباقر سبط الشیخ

روانشناس | نوروتراپيست داراي پروانه تخصصي اشتغال ۶۱۵۴ سازمان نظام روانشناسي عضو انجمن روانشناسي امريکا(APA) روانشناس نوروتراپيست زوج درمانگر مشاور پيش از ازدواج سکس تراپيست مشاورفردي و خانواده


«متوجه شدم این موضوع خیلی برات مهمه و از زوایای مختلف داری بهش فکر میکنی. این بهم میگه یه چیزی پشت این سوال‌هاست که هنوز بهش نرسیدیم — میخوای با هم پیداش کنیم؟»

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
فاطمه اکرمی

فاطمه اکرمی

کارشناس ارشد روانشناس و مشاور.


اول از همه، از اینکه با این صداقت نوشتی ممنونم. از لابه‌لای حرف‌هایت چیزی که بیشتر از همه به چشم می‌آید، شدت تنهایی، کمبود محبت و نیاز به یک رابطه امن است؛ نه اینکه صرفاً عاشق یک سلبریتی شده باشی.
 «می‌دانم خیلی تنهایی. می‌دانم دوست داشتی یک مرد امن کنارت باشد. حق داری این‌همه غم داشته باشی
تو عاشق یک مرد نشده‌ای؛ بخش بزرگی از وجودت عاشق احساسی شده که در کنار تصویر او برای اولین بار تجربه کرده بود: احساس امنیت، عشق و ارزشمند بودن. وقتی آن نیازهای عمیق کم‌کم در درمان ترمیم شوند، وابستگی به آن تصویر هم معمولاً به‌تدریج کمتر می‌شود، بدون اینکه مجبور باشی با خودت بجنگی یا واقعیت را انکار کنی

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
لیلا عبادت پور

لیلا عبادت پور

روانشناس | مشاور خانواده و ازدواج | مشاوره فردي | درمان اعتياد


سلام دوست عزیز.
اول از همه می‌خوام ازت تشکر کنم که با این صداقت از احساساتت نوشتی. وقتی پیامت رو می‌خوندم، بیشتر از اینکه فقط داستان علاقه به یک سلبریتی باشه، درد و تنهایی یک دختر نوجوان رو دیدم که مدت‌هاست با کمبود محبت، دلتنگی و دیده نشدن زندگی کرده. از روی حرفات می‌شه حس کرد این روزا فشار خیلی زیادی رو تحمل می‌کنی و انگار دنیایی که باهاش احساس آرامش و امید می‌کردی، یک‌باره فرو ریخته. واقعاً می‌تونم درک کنم که چقدر این تجربه برات دردناک و سنگین بوده.
به نظرم این آقا برای تو فقط یک بازیگر یا یک چهره مشهور نبوده، انگار در ذهن و قلبت تبدیل شده به کسی که کنار او احساس امنیت، محبت، آرامش و فهمیده شدن می‌کردی. برای همین هم وقتی فهمیدی زندگی او با چیزی که در ذهنت ساخته بودی فرق داره، طبیعیه که احساس غم، ناامیدی و حتی خالی شدن رو تجربه کنی. احساساتت نه عجیبن، نه خنده‌دار و نه چیزی که بابتش خودت رو سرزنش کنی.
در مورد سؤال اولت، فکر می‌کنم قبل از اینکه بخوای بین این دو راه یکی رو انتخاب کنی، شاید ارزش داشته باشه کمی با کنجکاوی و مهربونی به احساست نگاه کنی. گاهی وقتی درد عاطفی خیلی زیاد می‌شه، ذهن ما تمام تلاشش رو می‌کنه که هر طور شده از این درد فاصله بگیره، اما شاید سؤال مهم‌تر این باشه که این آقا چه نیازایی رو در وجود تو زنده کرده، نیاز به محبت، امنیت، دیده شدن، یا اینکه کسی بدون قضاوت کنارت باشه. شناختن این نیازا، کم‌کم می‌تونه راه‌های واقعی‌تر و موندگارتری برای آروم شدن بهت نشون بده.
در مورد سؤال دومت هم واقعیت اینه که هیچ روانشناسی نمی‌تونه فقط از روی عکسا یا فعالیت افراد در فضای مجازی درباره زندگی مشترک یا احتمال طلاقشون نظر قطعی بده. ما اطلاعات کافی برای چنین قضاوتی نداریم و هر نتیجه‌ای بیشتر حدس و گمانه تا واقعیت.
و درباره اینکه چطور دوباره احساس بهتری پیدا کنی، تجربه نشون می‌ده هرچه بیشتر سعی کنیم خودمون رو مجبور کنیم به چیزی فکر نکنیم، معمولاً همون فکرها پررنگ‌تر برمی‌گردن. شاید مهربونانه‌تر این باشه که به جای جنگیدن با این فکرا، آروم‌آروم ببینی دارن از چه دلتنگی‌ها و نیازای مهمی درونت خبر می‌دن.
فقط یک بخش از پیامت برای من از همه مهم‌تر بود، جایی که نوشتی «نه خواب دارم، نه زندگی» و احساس می‌کنی افسردگی‌ات شدیدتر شده. این قسمت ارزش داره که جدی گرفته بشه. اگر این حال برای مدتی ادامه پیدا کرده و روی خواب، درس، انرژی یا زندگی روزمره‌ات اثر گذاشته، خیلی خوبه که در کنار حمایت مادرت، با یک روانشناس هم صحبت کنی. تو نباید این همه غم و فشار رو به تنهایی به دوش بکشی.
و در آخر می‌خوام یه چیز رو بهت یادآوری کنم. شاید الان باورش سخت باشه، اما همین احساساتی که امروز این‌قدر آزارت می‌دن، اگر با مهربونی و کمک مناسب بهشون نگاه بشه، می‌تونن کم‌کم به شناخت عمیق‌تری از خودت و نیازای عاطفیت تبدیل بشن. تو فقط این غم یا این علاقه نیستی، بخشای ارزشمند زیادی در وجودت هست که شاید هنوز فرصت دیده شدن پیدا نکرده باشن. امیدوارم روزی برسه که همون احساس امنیت، آرامش و ارزشمندی رو در رابطه‌های واقعی و سالم هم تجربه کنی.

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
محمدباقر سبط الشیخ

محمدباقر سبط الشیخ

روانشناس | نوروتراپيست داراي پروانه تخصصي اشتغال ۶۱۵۴ سازمان نظام روانشناسي عضو انجمن روانشناسي امريکا(APA) روانشناس نوروتراپيست زوج درمانگر مشاور پيش از ازدواج سکس تراپيست مشاورفردي و خانواده


«متوجه شدم این موضوع خیلی برات مهمه و از زوایای مختلف داری بهش فکر میکنی. این بهم میگه یه چیزی پشت این سوال‌هاست که هنوز بهش نرسیدیم — میخوای با هم پیداش کنیم؟»

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
دکتر حدیث السادات عدل

دکتر حدیث السادات عدل

دکترای تخصصی مشاوره


سوالتون را روزهای مختلف با ادبیات و ویرایش متفاوت عنوان کردید...همکاران با توجه یا بدونه توجه به تکراری بودن سوال پاسخ برای شما ثبت کردند که انگار برای شما راضی کننده نبوده است...

لطفا در شهرتون مراجع حضوری داشته باشید.

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
دکتر سیده یاسمن هاشمی

دکتر سیده یاسمن هاشمی

کاندیدای دکترای تخصصی روانشناس باليني و رواندرمانگر- مشاور


سلام. اول از همه، مشخص است که فشار عاطفی زیادی را تحمل می‌کنید و این احساسات برایتان بسیار واقعی و دردناک هستند.

1. از بین دو راهی که گفتید، هیچ‌کدام را توصیه نمی‌کنم. نه نادیده گرفتن واقعیت و نه ساختن یک واقعیت خیالی، در بلندمدت به بهبود حال شما کمک نمی‌کند. بهتر است به‌تدریج بپذیرید که این دلبستگی، پاسخی به نیازهای عاطفی برآورده‌نشده شما بوده، نه یک رابطه واقعی.

2. درباره اینکه آن فرد از همسرش جدا شده یا نه، از روی عکس‌ها، پست‌ها یا فعالیت در شبکه‌های اجتماعی اصلاً نمی‌توان نتیجه‌گیری کرد. هر برداشتی در این مورد صرفاً حدس است و بهتر است ذهن خود را درگیر این موضوع نکنید.

3. هدف این نیست که حس شیرین نسبت به آن فرد برگردد؛ هدف این است که احساس ارزشمندی، امنیت و آرامش را در زندگی واقعی خودتان تجربه کنید. این کار با پرداختن به ریشه‌های کمبود محبت، دلبستگی و افسردگی امکان‌پذیر است، نه با تمرکز بر زندگی آن شخص.

با توجه به شدت علائمی که توصیف کرده‌اید (افسردگی، بی‌خوابی و درگیری ذهنی طولانی‌مدت)، حتماً برای بررسی دقیق‌تر به روان‌شناس و در صورت نیاز روان‌پزشک مراجعه کنید.

دکتر یاسمن هاشمی | @psychotherapy_yas

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
شاهین کریم پور

شاهین کریم پور

کارشناس ارشد روانشناس باليني ،روان درمانگر (فردي و زوجي)


با سلام
دچار رابطه پاراسوشیا ل شدیداخنلالی ذهنی محسوب میشود و رابطه ی خیالی و یکطرفه گفته میشود که درآن فرد شیفته ی یک فرد مشهور می‌شود چنانکه این رابطه را واقعی میباشد که علتهای مختلفی داشته تنهایی و انزوا واضطراب اجتماعی ...میباشد
که همراه پیامدهای و اسیبهای زیادی بوده
1-رفتارهای سالم را متوقف می کند
2-سلامت روان شما را مختل می کند
3-منجر به وسواس و اعتیاد به رسانه و فضای مجازی میشود
4-روابط واقعی شما را ضعیف می کند
صلاح دراین است به روان شناس مراجعه کنید ودرمان ان را ادامه دهیدخلا و طرحواره های گذشته بسیار تاثیر در انتخاب این رابطه داشته است

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
هوش مصنوعی دکتریاب

پاسخ هوش مصنوعی دکتریاب

روانشناسی روابط عاطفی و اختلالات خلقی

درک می‌کنم که شما در شرایط بسیار دشواری قرار دارید و احساسات شدیدی را تجربه می‌کنید. آنچه توصیف می‌کنید، تجربه‌ای پیچیده از وابستگی عاطفی، خیال‌پردازی و درگیری با افسردگی و اضطراب است. این نوع دلبستگی به فردی که در دسترس نیست، به خصوص زمانی که با کمبود محبت و احساس پوچی همراه باشد، می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد. تمرکز بر جنبه‌های مثبت فرد مورد علاقه و یا سعی در بازسازی حس خوب گذشته، تنها در صورتی می‌تواند مفید باشد که واقع‌بینانه باشد و منجر به فریب بیشتر خود نشود. مهم است که بدانید این احساسات و تجربیات، با وجود دردناک بودن، قابل مدیریت هستند. اولین گام، پذیرش شرایط و احساسات خود بدون قضاوت است. سپس، تمرکز بر خود و نیازهای واقعی شما، که شامل عشق و محبت از سوی کسانی است که واقعاً در زندگی شما حضور دارند و شما را حمایت می‌کنند، بسیار حیاتی است. پرداختن به ریشه‌های کمبود محبت و افسردگی از دوران کودکی، می‌تواند به شما در درک بهتر و حل این مشکلات کمک کند. برای دریافت راهنمایی تخصصی و شخصی‌سازی شده، پیشنهاد می‌کنیم حتماً با روانشناسان متخصص در زمینه روابط عاطفی و اختلالات خلقی در پلتفرم دکتریاب مشورت کنید. آن‌ها می‌توانند با ارزیابی دقیق شرایط شما، بهترین راهکارها و تکنیک‌های درمانی را ارائه دهند.

توجه: هوش مصنوعی کامل نیست و می‌تواند اشتباه کند. توصیه ما، توجه به راهنمایی پزشکان است.

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روانشناس به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه