بشری صدقی شامیر
کارشناس ارشد روانشناس باليني
سلام خوبی؟ میتونم تصور کنم که چقدر مسئله اذیت کننده ایه. همونطور که همکار گرامی گفتن بهتره با مشاور یا روانشناس صحبت کنید. اما اگه بخوام جواب کوتاه بدم، باید بگم که دنبال دلیلش نگردید. چون دیگه به اون آدم دسترسی ندارید بنابراین خودتون باید "حدس" بزنید که دلیلش چی بوده. البته میشه یه حدسهایی رو قوی تر از بقیه گفت. اما همش حدسه.. بینهایت حدس که هیچوقت هم نمیتونید مطمئن شید کدومش قطعیه. بنابراین نه تنها فایده ای نداره بلکه باعث میشه ذهنتون بیفته توی یه چرخه ی بی انتها و انرژیتونو بابت مسائل مهم یا قسمتهای دیگه زندگی از دست بدید. بنابراین به دلیلش فکر نکنید. البته گفتنش اسونتر از عمل کردنشه. چون ذهنمون دوست داره که به یه نتیجه ای برسه. ساز و کارش اینه که یه دلیلی برای مسائل پیدا کنه تا آروم بگیره. و اگه تجربشو نداشته باشه، واسش خیلی خیلی سخته اگه بخوایم یه موضوعی رو بدون نتیجه گیری قطعی و سرانجام رسوندن رها کنه. حتی حاضره دلایل غیر منطقی یا آسیب رسان بسازه ولی بی دلیل نمونه. مثلا حاضره بگه "من از نظر ظاهری جذاب نبودم واسه همینه که اون رفته."... بنابراین وضعیت ذهنتونو درک کنید. با این افکار میخواد شمارو آروم کنه و مسئله رو خاتمه بده. اما خب راهکارش خیلی جالب نیست. عیبی هم نداره. از ذهنتون بابت ساختن این فکر تشکر کنید و چیزی که گفتم رو براش توضیح بدید و آگاهانه مسئله رو رها کنید.
اما موضوع دیگه اینه که هممون اشتباه های مختلفی در زندگیمون انجام میدیم. انسانیم. ولی میتونیم از بعضی از اشتباهاتمون درس بگیریم. درس این داستانی که براتون پیش اومد چی میتونه باشه؟ بهش فکر کنید (بهتره در کنار روانشناس این کارو انجام بدید که نتیجه گیری افراطی نداشته باشید). ولی بهرحال با خودتون مهربون باشید. چند ماه پیش که با این اقا دوست شدید آگاهی الانو نداشتید و کم تجربه تر بودید. الان شرایط فرق داره و بهتر میتونید از خودتون مراقبت کنید.
خوب باشید :)
30 دی 1404 - 9:46