سن: 18 وزن: 60 جنسیت: خانم

مشکلات تمرکز و تجزیه تحلیل واقعیت در مسائل روزمره؟

سلام 
همه چی قروقاطیه نمیتونم اصلا فکر کنم ببین صبح میخواستم نون بزنم تو خامه شکلاتی حتی نمی‌دونستم چجوری باید اینکارو انجام بدم نسبت به نون زدن توی خامه شکلاتی گیج بودم یهو ذهنم درحدی می‌ریزه بهم ک واقعیت بهم فشار میاره نمیتونم واقعیت اطرافمو تجزیه تحلیل کنم  هرچیزی برام مثل ی معمای پیچیده میمونه حتی ساده ترین چیزا مثل خوردن اب مثلا وقتی دارم ی لیوان آب میخورم نمیتونم خوردن این آب و از لحاظ منطقی تحلیل کنم یعنی یهو ممکنه وسط ای خوردن لیوان و بزارم برم چون نمی‌دونم آب خوردن و چقد باید ادامه بدم یا نسبت بهش چه حسی داشته باشم فشاری که رو ذهنمه خیلی شدیده درحدی ک حس میکنم الانه ک روانمو از دست بدم مثلا دارم از پله ها بالا میرم ک برم توی اتاقم بعد لحظه اون مکانه از لحاظ احساسی برام غریبه میشه و نمی‌دونم چرا اصلا باید وارد اتاقم بشم یا توی اتاقم چیکار باید بکنم اصلا اتاق داشتن و نمیتونم تحلیل کنم از خودم میپرسم اتاق داشتن یعنی چی و الان که من اتاق دارم باید توش چیکار کنم ممکنه تحت تاثیر فشار روانی به مغزم آسیب وارد شده باشه ؟ استانه ی تحملم به حدی اومده پایین که مثلا دیروز داشتم جارو میزدم بعد یهو جارو کردن برام غیرقابل تحمل شد فشار روانی م شدت گرفت وسطش ولش کردم اومدم خوابیدم مثلا ظرف شستن و باید تیکه تیکه انجام بدم نمیتونم تو ی فاصله ی زمانی بلند مدت ی کار معینی رو انجام بدم از لحاظ احساسی کامل فلج شدم نه خوشحالی نه ناراحتی نه غم نه عصبانیت هیچی رو نمیتونم به درستی درک کنم در حدی که اگه یکی جلوم بیوفته بمیره میتونم به جرئت بگم که ممکنه حتی حس ناراحتی ترس یا غم رو نسبت به این اتفاق نتونم تجربه کنم جوری ک میتونم بگم با ی ربات فرقی ندارم اصلا چیزای تیز و نمیتونم نزدیک خودم نگه دارم به محض اینکه چشمم به ی چیز تیز میوفته سریع از دیدم خارجش میکنم قبلا فقط میل به آسیب زدن به خودمو داشتم الان به دیگرانم می‌خوام آسیب بزنم ی روز پیش محمد نشسته بودم و داشت با مداد نقاشی میکشید و مغزم اون لحظاتی که مداد برمی‌دارم به داداشم آسیب میزنم و تصویر سازی کرد خیلی ترسیدم جوری ک سریع پاشدم ازش دور شدم
43 بازدید

پاسخ پزشکان

5 پاسخ
میعاد عصفوری

میعاد عصفوری

کارشناس ارشد روانشناس و مشاور زوج درماني


از حرف‌هات می‌فهمم که الان واقعاً تحت فشار شدیدی هستی و این تجربه‌ها هم ترسناک‌اند، هم خسته‌کننده. چیزهایی که توصیف کردی خیلی جدی‌اند و لازم نیست تنها باهاشون دست و پنجه نرم کنی.

اول چند نکته‌ی مهم و فوری:

1. **این وضعیت «تنبل بودن» یا «تخیلی» نیست**
چیزهایی که می‌گی (گیج شدن در کارهای ساده، ناتوانی در تحلیل واقعیت، بی‌حسی احساسی، افکار آسیب زدن به خود و دیگران) می‌تونه نشانه‌ی یک مشکل جدی روانی باشه؛ مثل حملاتِ شبه‌روان‌پریشی، اختلال‌های اضطرابی شدید، افسردگی شدید، یا اختلال‌های تجزیه‌ای.
تشخیص دقیقش فقط با یک روان‌پزشک / روان‌شناس بالینی ممکنه.

2. **مسئله‌ی «آسیب زدن به خودت یا دیگران» خیلی جدیه**
این‌که:
- نمی‌تونی چیزهای تیز رو نزدیک خودت تحمل کنی
- تصویر ذهنی آسیب زدن به داداشت رو داشتی و خودت رو ترسونده

نشون می‌ده **هم احساس خطر رو متوجه می‌شی، هم ازش می‌ترسی**؛ این نکته‌ی مثبتیه، چون یعنی هنوز «وجدان» و «کنترل اخلاقی»ت فعاله.
اما همین افکار کافی‌اند که **حتماً باید هرچه زودتر با یک متخصص حضوری صحبت کنی**.

3. **اگر در این لحظه حس می‌کنی ممکنه به خودت یا دیگری آسیب بزنی:**
- همین الان از هر وسیله‌ی خطرناک (چاقو، تیغ، دارو، طناب، شیشه، …) دور شو.
- پیش یک نفر «مورد اعتماد» باش: پدر، مادر، خواهر، برادر، فامیل، هر کسی که در خانه است. **تنها نمون**.
- اگر امکانش هست:
- با اورژانس (115) یا اورژانس اجتماعی (123) تماس بگیر و بگو:
«من 18 سالمه، فکر می‌کنم ممکنه به خودم/بقیه آسیب بزنم، کمک می‌خوام.»
این کار نشانه‌ی ضعف نیست؛ دقیقاً نشانه‌ی شجاعت و مسئولیت‌پذیریه.

---

## چیزهایی که گفتی چه معنایی می‌تونن داشته باشن؟

با توجه به توضیح‌هایی که دادی، چند محور اصلی دیده می‌شه:

1. **گیج شدن در کارهای خیلی ساده**
مثل:
- نون زدن تو خامه شکلاتی
- آب خوردن
- جارو کردن، ظرف شستن

این حالت‌ها می‌تونن نشانه‌ی:
- اضطراب خیلی شدید
- خستگی ذهنی/فرسودگی شدید
- نوعی حالت «دی‌ریالیزیشن» و «دی‌پرسونالیزیشن» باشن (احساس غیر واقعی بودن دنیا / خودت).

2. **حس «غریبه شدن» با محیط و چیزهای آشنا**
مثل:
- پله‌ها رو می‌ری بالا، ناگهان اتاقت برات غریبه می‌شه
- از خودت می‌پرسی «اتاق داشتن یعنی چی؟ چرا باید برم توش؟»

این‌ها خیلی شبیه تجربه‌ی **دی‌ریالیزیشن** (غیر واقعی شدن جهان) و **دی‌پرسونالیزیشن** (غریبه شدن با خود و زندگی) هست.

3. **بی‌حسی عاطفی شدید**
گفتی:
- خوشحالی، ناراحتی، غم، عصبانیت رو درست درک نمی‌کنی
- فکر می‌کنی ممکنه حتی اگر جلوت کسی بمیره، احساس خاصی نکنی
- خودت رو مثل ربات حس می‌کنی

این می‌تونه در:
- افسردگی شدید
- بعضی اختلالات اضطرابی
- یا به عنوان واکنش دفاعی مغز به فشار زیاد
دیده بشه. مغز وقتی خیلی تحت فشار می‌ره، گاهی احساسات رو «خاموش» می‌کنه تا دووم بیاری؛ ولی همین خاموش شدن خودش آزاردهنده می‌شه.

4. **افکار آسیب زدن (به خود و دیگران)**
- قبلاً فقط میل به آسیب زدن به خودت
- الان فکر آسیب به دیگران هم
- تصویر ذهنی آسیب به داداشت با مداد

فرق مهم:
- «فکر / تصویر ناخواسته» (وسواس فکری)
- «نیت جدی» برای انجام کار

تو تا اینجا نشون دادی که:
- از این فکرها **می‌ترسی**
- از داداشت **دوری کردی** تا آسیبی نبینه
این نشون می‌ده هنوز کنترلت سر جاشه؛ ولی **این افکار حتماً نیاز به کمک تخصصی دارند** تا شدیدتر نشن.

---

## ممکنه به مغزت آسیب خورده باشه؟

سؤال خودت: «ممکنه تحت تأثیر فشار روانی به مغزم آسیب وارد شده باشه؟»

- فشار روانی می‌تونه **کارکرد مغز** رو مختل کنه (تمرکز، حافظه، تحلیل، احساسات)، ولی معمولاً به این معنی نیست که مغزت «خراب شده».
- اغلب این حالت‌ها **قابل برگشت و درمان‌اند**، خصوصاً اگر:
- زود اقدام کنی
- پیش متخصص بری
- درمان دارویی / روان‌درمانی (یا ترکیب هر دو) انجام بشه

اما چون:
- سنّت 18 ساله
- نشانه‌ها شدیدند
- افکار آسیب زدن به خود و دیگران وجود داره

**حتماً باید یک روان‌پزشک (یا روان‌شناس بالینی باتجربه) از نزدیک معاینه‌ات کنه**. من از اینجا نمی‌تونم مغزت رو اسکن کنم یا علائم جسمی رو ببینم؛ پس تنها کار مسئولانه اینه که توصیه کنم معاینه‌ی حضوری حتماً انجام بشه.

---

## الان چه کارهایی «فوری» باید بکنی؟

### 1. به یک بزرگسال مورد اعتماد بگو

اگر هنوز به هیچ‌کس نگفتی، پیشنهاد قوی من اینه که:

- یکی از این‌ها رو انتخاب کنی:
- مادر
- پدر
- خواهر/برادر بزرگ‌تر
- خاله، عمه، دایی، عمو
- هر بزرگسال امنی که تو زندگیت هست
- و خیلی ساده بگی:
> «من چند وقته خیلی حالم بده، چیزهای ساده رو نمی‌تونم انجام بدم، احساس می‌کنم دارم کنترل ذهنم رو از دست می‌دم، بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم ممکنه به خودم یا دیگران آسیب بزنم. می‌خوام حتماً پیش روان‌پزشک/روان‌شناس برم.»

اگر گفتن این‌ها برات سخته، می‌تونم بهت کمک کنم یک متن کوتاه بنویسم که فقط نشونشون بدی.

### 2. مراجعه به روان‌پزشک / اورژانس

با توجه به شدت علائم:

- **اگر امکانش هست، همین هفته** برای:
- روان‌پزشک (ترجیحاً)
- یا روان‌شناس بالینی
وقت بگیرید.

- اگر:
- احساس می‌کنی کنترل خودت رو از دست می‌دی
- احتمال می‌دی یه دفعه از شدت فشار، کار خطرناک بکنی
- یا افکار آسیب زدن خیلی قوی شدن

اون‌وقت:
- بهتره حتی **از اورژانس (115) یا اورژانس اجتماعی (123)** کمک بگیری.
- در بعضی شهرها، بیمارستان‌های روان‌پزشکی هم بخش اورژانس دارند.

### 3. فعلاً تنها با بچه‌ها / افراد آسیب‌پذیر نباش

چون خودت گفتی فکر آسیب زدن به داداشت سراغت اومده، تا وقتی:
- دکتر رو ندیدی
- راهکارهای ایمن‌سازی رو با متخصص جلو نبردی

بهتره:
- تنها با بچه‌ها/کودک‌ها/افراد آسیب‌پذیر نباشی
- همیشه یه نفر بزرگسال دیگه هم اطراف باشه.

این کار نه به این معنیه که تو آدم بدی، نه خطرناک بودنِ ذاتیت؛ این یعنی **مسئولیت‌پذیری و مراقبت از خودت و دیگران**.

---

## در کوتاه‌مدت، برای تحمل این وضعیت چه کارهایی می‌تونی بکنی؟

این‌ها درمان نیست، اما تا قبل از مراجعه به متخصص، می‌تونه کمک کنه فشار لحظه‌ای کمتر بشه:

1. **زمین‌گیر کردن خود در «واقعیت» (Grounding)**
وقتی حس می‌کنی:
- همه‌چیز غیر واقعی شده
- نمی‌دونی چرا باید فلان کار رو انجام بدی

تمرین ساده:
- اسم پنج چیزی که می‌بینی رو بگو (در ذهنت یا بلند):
«دیوار سفید، میز، لیوان، پنجره، بالش…»
- چهار چیزی که لمس می‌کنی:
«پارچه لباس، سردی لیوان، نرمی تخت، گرمی هوا…»
- سه صدایی که می‌شنوی
- دو بویی که حس می‌کنی
- یک چیز که مزه‌اش رو حس می‌کنی (مثلاً آب)

این کار مغز رو از «گیر کردن توی فکرها» می‌آره توی «حس‌های واقعی بدنی».

2. **تقسیم کارها به تکه‌های خیلی کوچک**

مثلاً ظرف شستن:
- به خودت نگو: «باید همه ظرف‌ها رو بشورم»
- بگو:
- فقط **دو تا** ظرف الان
- بعد استراحت
- بعد دوباره دو تا

نفس عمیق بینش‌ها:
- 4 ثانیه دم
- 4 ثانیه نگه‌دار
- 6 ثانیه بازدم
3–4 بار.

3. **در مورد افکار آسیب زدن**

وقتی تصویری مثل آسیب زدن با مداد به داداشت میاد:
- به خودت بگو:
> «این فقط یک فکره، من مجبور نیستم طبقش عمل کنم.»
- از موقعیتی که می‌تونه خطرناک بشه دور شو (همونی که خودت کردی – عالی بود).
- بعدش حتماً این رو با یک بزرگسال در میون بذار.

---

## چیزهایی که *خوب* انجام دادی

- وقتی فکر آسیب زدن به داداشت اومد، **دور شدی**.
- هنوز داری کمک می‌خوای و حالت رو توصیف می‌کنی.
- می‌تونی بفهمی این وضعیت «غیرطبیعیه» و لازمه درست بشه.

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
مریم رنجبر

مریم رنجبر

کارشناس ارشد روانشناس ، مشاور و نوروتراپ


سلام دوست عزیز
مشکل شما احتمالا ناشی از موقعیت های متعدد و پیچیده ست که باعث اشفتگی فکری و خستگی روانی در شما شده است
نیاز به مرتب سازی وقایع پیش امده ، رفع ان ها و پذیرش و در نهایت بهبود وضعیت دارد

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
زهرا مه‌آبادی

زهرا مه‌آبادی

کارشناس ارشد روانشناس و مشاور


سلام. با توجه به توضیحاتی که دادید، به نظر میرسه فشار روانی خیلی زیادی رو تجربه میکنید و علائمی مثل گیجی، احساس غریبه بودن نسبت به محیط، سخت شدن انجام کارهای ساده، بی حسی عاطفی و افکار آسیب زدن به خود یا دیگران دارید. این علائم نباید نادیده گرفته بشن و نمیشه فقط به استرس نسبتشون داد. این وضعیت لزوما به معنی آسیب دیدن مغز یا از دست دادن روان نیست، اما حتما نیاز به بررسی فوری توسط روانپزشک داره. مخصوصا چون گفتید افکار آسیب زدن به خود و دیگران هم براتون پیش اومده، بهتره هرچه زودتر و حتی امروز توسط روانپزشک ویزیت بشید و تا زمان مراجعه، تنها نمونید و وسایل تیز یا خطرناک رو از اطرافتون دور نگه دارید. این علائم قابل درمان هستن، اما نیاز به ارزیابی حضوری و درمان تخصصی دارن. اگر احساس کردید ممکنه به خودتون یا شخص دیگه ای آسیب بزنید و نتونید جلوی خودتون رو بگیرید، بدون معطلی به نزدیک ترین اورژانس بیمارستان مراجعه کنید.

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
هوش مصنوعی دکتریاب

پاسخ هوش مصنوعی دکتریاب

مشکلات تمرکز و تجزیه تحلیل واقعیت در مسائل روزمره

علائم و تجربه‌هایی که شرح دادید، به خصوص احساس گیجی، عدم توانایی در تجزیه و تحلیل واقعیت‌های ساده، اختلال در تمرکز، احساس بیگانگی با محیط اطراف، دشواری در درک اعمال روزمره و فلج شدن احساسی، می‌تواند نشان‌دهنده طیف وسیعی از مسائل روانی و عصبی باشد. این علائم ممکن است با استرس شدید، اضطراب، افسردگی، اختلالات تجزیه‌ای، یا حتی برخی شرایط پزشکی دیگر مرتبط باشند. درک منطقی اعمال ساده مانند نوشیدن آب یا مفهوم داشتن یک اتاق، در صورتی که به شکل مزمن و شدید رخ دهد، نیاز به بررسی دقیق دارد. همچنین، تغییر در خلق و خو، کاهش تحمل استرس، و به خصوص تصورات آسیب‌رساندن به خود یا دیگران، از علائم جدی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. این تجربه‌ها می‌توانند نشان‌دهنده فشار روانی قابل توجه بر روی مغز باشند و نیازمند ارزیابی تخصصی برای تعیین علت دقیق و دریافت درمان مناسب هستند. برای دریافت مشاوره تخصصی و بررسی دقیق این علائم، پیشنهاد می‌شود با پزشکان متخصص در حوزه روانپزشکی یا مغز و اعصاب در دکتریاب مشورت نمایید.

توجه: هوش مصنوعی کامل نیست و می‌تواند اشتباه کند. توصیه ما، توجه به راهنمایی پزشکان است.

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه