محمدباقر سبط الشیخ
روانشناس | نوروتراپيست داراي پروانه تخصصي اشتغال ۶۱۵۴ سازمان نظام روانشناسي عضو انجمن روانشناسي امريکا(APA) روانشناس نوروتراپيست زوج درمانگر مشاور پيش از ازدواج سکس تراپيست مشاورفردي و خانواده
این رفتار میتونه چند تا ریشهی مختلف داشته باشه، و لزوماً به معنی «بدخواهی» نیست. چند تا احتمال رو باهم مرور کنیم:
**1. نیاز به دیده شدن و توجه**
گاهی آدمها یاد گرفتن که وقتی حرف غمگین یا جدی میزنن، توجه بقیه جلب میشه. تو شرایط عادی و شاد شاید احساس کنن دیده نمیشن، ولی وقتی فضا رو سنگین میکنن، همه نگاهشون به اون آدم برمیگرده. این یه الگوی ناخودآگاهه، نه یه تصمیم آگاهانه برای آزار دادن.
**2. سخت بودن تحمل شادی جمعی**
بعضی افراد وقتی میبینن اطرافیانشون خیلی سرحال و خندونن، ناخودآگاه معذب میشن؛ انگار شادی بقیه یه جور تضاد با حال درونی خودشونه. اینجا آوردن یه موضوع غمگین یه جور «همسطح کردن» فضاست، تا خودشون هم راحتتر باشن.
**3. الگوی یادگرفتهشده از دوران کودکی یا خانواده**
اگه تو خانوادهای بزرگ شده که همدلی و توجه فقط وقتی نشون داده میشد که مشکل یا غمی وجود داشت، ممکنه این فرد همچنان همون الگو رو تکرار کنه — یعنی یاد گرفته «فقط وقتی غصه دارم بهم توجه میشه».
**4. کنترل ناخودآگاه فضا**
بعضی وقتا این کار یه جور تلاش برای کنترل جو جمعیه؛ وقتی فرد احساس میکنه کنترلی روی فضا نداره، با آوردن یه موضوع سنگین، مسیر گفتگو رو به سمتی میبره که خودش راحتتره.
نکتهی مهم اینه که این رفتار معمولاً از سر ناراحتی درونی خود اون شخصه، نه لزوماً قصد آزار رسوندن به بقیه. اگه براتون مقدوره، میتونید یه وقت دیگه (نه وسط جمع) باهاش صادقانه صحبت کنید و بپرسید حالش چطوره، بدون قضاوت. خیلی وقتا خود آدم هم متوجه این الگو نیست تا وقتی کسی با مهربونی بهش اشاره کنه.
12 مرداد 1405 - 6:19