سن: ۳۰ وزن: ۶۵ جنسیت: خانم

گیر کردن در گذشته پارتنر و اذیت شدن هر دو نفر؟

سلام.نامزد من یک مشکلی ک داره اینه ک همون اول شروع اشنایی من تمام گذشتمو براش گفتم ک بعدا ب مشکل نخوریم.ولی تنها مشکلی ک الان داریم اینه ک گیر کرده تو گذشته و هر روز تقریبا ی جنگ اعصاب بابت گذشته ای ک اون اصلا وجود نداشته داریم.حمله های عصبی بهش دست میده و همش اون خاطرات جلو ذهنشه..میخاستم ببینم راه درمانش چیه؟با هیپنوتراپی میشه درمان شد؟
113 بازدید

پاسخ پزشکان

2 پاسخ
امیرمهدی یوسفی

امیرمهدی یوسفی

کانديداي دکتراي روانشناسي ؛ روان درمانگر و روانکاو ؛ زوج درماني ؛ شخصيت شناسي ؛ سکستراپي ؛ هيپنوتراپي ؛ توسعه فردي و کوچ ؛ رويکرد التقاطي


سلام و درود ابتدا گفتی که من تمام گذشتمو براش تعریف کردم . و بعد گفتی که ایشون گیر کرده در گذشته ای که اصلا وجود نداشته . یعنی ایشون از گذشته ای که براش تعریف کردی استنباط دیگری داشته و خاطراتی که میاد جلوی چشمش واقعی نیست؟ بهرحال اگر دچار تحریف شناختی شده باید حساسیت زدایی ازش کرد و اطمینان بهش داد که مسئله ای نبوده و دوم اینکه شما نیاز به اثبات براش نداری نمیخوام سرزنش کنم که نباید وقتی شخصیت حساسی داشته جزییات رو تعریف میکردی اما با همه اینها الان و امروز تو اهمیت داره و ما کسی رو بخاطر گذشته بازخواست یا سرزنش نمیکنیم . این حق شماست و گذشته چیزیست که تو زندگیش کردی با هر کیفیت و کمیتی که بوده .

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
دکتر زلیخا قمری داز

دکتر زلیخا قمری داز

دانشجوی دکتراي تخصصي PHDروانشناسي عمومي


ضمن سلام و عرض ادب،احتراماً از گذشته خود حرفی نمی‌زدید بهتر بود چون ایشان در گذشته شما حضور نداشتند که باورپذیری و پذیرش به خوبی در وی شکل بگیرد،همچنین به واسطه طرحواره‌های بنیادین که در هر شخص وجود دارد ممکن است نسبت به گذشته شما بدبین شود،همچنین ممکن است واسطه همین طرحواره‌ها نسبت به شما بی‌اعتماد شود،چون اعتماد دارد به دنبال شفاف سازی است پس شما نیز نسبت به وی بدبین نشوید،هر کسی گذشته‌ای دارد چون شما می‌پذیرید که گذشته ارتباطی به زمان حال و اشخاص جدید که وارد زندگی شما شده‌اند ندارد،لذا یقیناً به دنبال کنکاش در گذشته وی نیستید،وقتی طرحواره‌ای فعال می‌شود گاهی مجبوریم به واسطه فعال کردن یک طرحواره دیگر از شدت آن طرحواره‌ای که موجب آزار شده است بکاهیم،لذا پیشنهادی دارم،اگر به خود اطمینان دارید که شما نیز دچار تنش‌ها و حمله‌های عصبی نمی‌شوید،کمی در گذشته وی تحقیق کنید و موردی بیابید که تقریباً شبیه مورد شما باشد،اگرشبیه هم نبود عیب ندارد،هر موقع دچار حمله شد بدون بالا بردن صدای خود با آرامی وی را به آرامش دعوت کنید،راهنمای کنید تا تنفس عمیق و ریلکسیشن انجام دهد یعنی دم از بینی نفس را کمی نگه دارد و بازدم از دهان،سپس به او بگویید عزیزم تکیه‌گاهم،من نیز کمی از گذشته شما مثلاً این مورد با خبر هستم اما آیا شده هیچ وقت در موردش حرف بزنم،چون من در آن گذشته نبوده‌ام و نمی‌توانم شما را قضاوت کنم و نباید این کار را انجام دهم،نمی‌توانم نسبت به شما بی‌اعتماد و بدبین شوم چون در گذشته شما حضور نداشتم،لذا خواهشمندم اگر نمی‌توانید به عنوان یک تکیه‌گاه بهتر از من رفتار کنید اقلاً مانند خودم آرام باشید،و مانند خودم رفتار کنید.
بعد از این صحبت حق به جانب با وی حرف نزنید و همین جا به صحبت‌های خود خاتمه دهید و تنها وی را به آرامش دعوت کنید همین. نیاز به راهنمایی داشتید در خدمتتان هستم.

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روان درماني فردي و روانکاوي ؛ زوج درماني ؛ شخصيت شناسي ؛ سکستراپي ؛ هيپنوتراپي ؛ توسعه فردي و کوچينگ مهارتهاي تحصيلي شغلي و روابط اجتماعي به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه