سن: 32 وزن: 58 جنسیت: خانم

اختلال در رفتار ناشی از خیانت همسر ََ؟

با سلام من راستش یه بار دیگه سوال کردم و میدونم که باید به یه مشاور مراجعه کنم بنده بعداز خیانت همسرم الان ده سال میشه که نتونستم کنار بیام خیلی از لحاظ روحی روانی مشکل دارم خیلی بد جوری که کنترل اعصابم از بین رفته خودم و در مقابل اون زن ضعیف میبینم واز اونجا که نفر سوم بیوه بوده وبه صورت پنهانی از همسرم فرزندی داره اولش همسرم راضی بود بچش و بیاره پیشما و اون زن رو جوری متارکه کنه ولی با گذشت زمان همسرم به کل منکر شد به دلیل بچش بهانه بهانه خودم مدام باخودم حرف میزنم آدم بسار احساساتی هستم آنقدر که ذهنم از خودم خسته میشه همسرم بدون فکر میخواد همینجور به این طریق زندگی ادامه بده ولی خودم نمیتونم خودم رو ببخشم تا حقم و نگیرم آروم نمیگیرم سوالم اینه شوهرم که دست بردار نیست اولا چطور متقاعدش کنم احساساتش رو جریحه دار کنم راضی بشه بچشو بگیره بیاره و همه چی تمام شه واگر راهی نیست من بخوام از همسرم طلاق نگیرم ولی جدا زندگی کنم راه خوبیه چون حس میکنم لااقل آرامش دارم از بس گوشیش و چک کردم و خودشم میگه باهم ارتباط دارن خسته حس زنانه حالم رو خیلی بد میکنه میخوام منو بچه هام ازش دور زندگی کنیم و اون دیگه با ما زندگی نکنه شاید با دور شدن بتونه تغیری در زندگیش ایجاد بشه همسرم با موندن تو زندگیم فک میکنه من دیگه هیچ مشکل عاطفی و.. غیره ندارم وحق اعتراض به اون زن هم نباید داشته باشم.. آخه مگه میشه من زنش باشم بعد ببینم زنه دیگه ای به همسرم ابراز عشق و علاقه مندان میکنه خودشم در تمام مشکلات زندگی باهام حرف میزنه ولی درمورد زن دیگش هیچی نمیگه.. چند وقتی با پسرم که 14 سالش هست تصمیم گرفتم جدا زندگی کنیم پسرم خسته شده میگه تا بابا ازت سوع استفاده کنه تاکی آرامش و ازت بگیره.. چجوری بهش بفهمونم واقعا دارم عذاب میکشم چجوری باهاش حرف بزنم تا واقعا درکم کنه آخه نه با اون زن زندگی میکنه نه ولش میکنه ولی اگر با همسرم خوب باشم اونهم با خیال راحت به اون زن و بچش میرسه که ببخشید طولانی شد فقط راهنماییم کنین چطوری تصمیم بگیرم و بهش بفهمونم جدی میگم آخه همش بیخیال. خیلی حس غریبی و ضعیف بودن رو دارم بخصوص در مقابل اون زن که تا الان تونسته همسرم رو برای خودش نگه داره هر راهی بود رفتم نشد همشم همسرم مانع شده

24 آذر 1400 - 23:22

181 بازدید

پاسخ پزشکان

5 پاسخ
امیرعطا گرمسیری مهوار

امیرعطا گرمسیری مهوار

روان درماني و روانشناس باليني


با سلام و وقت بخیر....
در ده سال گذشته شرایط سخت داشتی و حق هم داری عصبانیت رو تجربه کرده باشی و همانطور که خودتان هم گفتی مراجعه به روانشناس نیاز شماست اما واقعیتی که پیش آمده و نیاز هست بررسی کنید و حل مساله کنید بدون پرخاشگری و روش های احساساتی و هیجانی اینکه چه نوع تصمیم و رفتاری در دراز مدت و از جهات مختلف به نفع و مفید به حال شماست با توجه به اینکه پسرتون دوره نوجوانی و ایشان فرزند دارد و در ده سال گذشته شما نتونستید با این موضوع کنار بیایید نیازمند بررسی حضوری است با یک مشاور که موضوع از جوانب مختلف سنجیده شود

27 آذر 1400 - 19:48

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
مژگان جعفری

مژگان جعفری

دکترای تخصصی روان درماني و روانشناسي باليني و تربيتي


با سلام
به دوش کشیدن این بار به مدت 10 سال می تونه خیلی رنج آور باشه. همانطور که گفتین نیاز به مشاوره دارین. از درددل کردن با فرزندتون نتیجه ای عایدتون نمی شه. بهتره در مورد احساسات، نیازها و خواسته هایتان با همسرتان صحبت کنید. آنچه که در ازدواجتان خوب پیش نمی رود را با همسرتان در میان بگذارید و راه حلی قطعی برای آن پیدا کنید. اگر نتوانستید حتماً به روانشناس مراجعه کنید.

27 آذر 1400 - 22:20

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه