سلام. من دوستي دارم که داروهاي اعصاب و روانش را چند ماه پيش خودسرانه قطع کرده و از آن زمان علائم شديدي مانند توهم (ديدن چيزهايي که ديگران نميبينن)، شک به واقعيت اطراف و اضطراب فلجکننده پيدا کرده. به خانواده اش دسترسي ندارم و او حالا مقاومت ميکند که به روانپزشک مراجعه کند. من به عنوان يک دوست، چه کار ميتوانم کنم؟ فکر ميکنه دچار اختلال اسکيزوفرني شده . يکسري علائم خونده ولي مطمئن نيست و الان دچار ترس و نگراني شده و فکر ميکنه ممکنه دنياي اطرافش توهم باشه حتي فکر ميکرد من هم توهم ذهن اونم. چندسري راجع به يسري موجودات صحبت ميکرد که فقط خودش ميبينه و باهاشون حرف ميزنه. ميگه صداهايي ميشنوه گاهي که انگار فقط خودش ميشنوه . و اين شخص قدرت تخيل و تجسم بالايي هم داره. ازش تست روانشناسي گرفتم و افسردگي و پارانويد و روان پريشاني بالايي داشت