سن: 20 وزن: 90 جنسیت: خانم

افکار خودکشی و افسردگی شدید راهنمای درمان؟

چند وقته افکار خودکشی تو سرمه‌. پیش روانپزشک میرم. یک ماه پیش . داروهام اریپیپرازول پنج میلی گرم صبح یکی شب یکی بود . و لیتیم کربنات صد که صبح یکی شب یکی . حدود چهار پنج ماهی هست پیش این دکتر میرم و یه هفته بعد از اخرین مراجعه بی قراری شدید بهم دست داد. صداهای خیلی زیادی تو سرم بوجود اومد که میگفتن لایق زندگی کردن نیستم . خودمو بکشم همه از دستم راحت میشن و خودمم راحت میشم. از زندگی کردن خسته شدم. دلشوره خیلی شدید داشتم انگار یه کار مهمی رو باید انجام میدادم ولی یادم رفته بوده انجام بدم . از حرف زدن با ادما زورم میومد و خسته شده بودم حال و حوصله هیچی رو نداشتم حتی انجام کارای روزمرمم انگار میخواستم کوه جا به جا کنم انقد برام سخت و طاقت فرسا بود و گریه میکردم حتی به خاطرش و تا همین الان هم همینطورم . پلک بالای چشم راستم شروع کرد به پریدن و تا الان هر روز خدا میپره و رو اعصابمه. چه عصبی بشم چه هیجانی بشم چه استرسی بشم چه بخندم میزنه . دو سه بار قصد کردم تو این مدت خودکشی کنم . هر چی قرص بود جمع میکردم تا یه موقعی که تنها شدم برای چند ساعت بخورم همشونو ولی تا میومد شرایطش فراهم شه از اون حال روحی بیرون میومدم و اون همه جرئت یهو ناپدید میشد و گریه میکردم و میترسم از اینکه میخواستم اینکار و کنم . هر روز خدا صداهای تو سرم که صدای خودمم هست دست از سرم بر نمیدارن و میگن خودمو بکشم به دکترمم سه هفته پیش گفتم و گفت یه اریپیپرازول پنج میلی دیگه برا شبام اضافه کنم ولی حالم همچنان خوب نشده. چیکار کنم؟ خسته شدم شبا خواب راحت ندارم . هر روز خدا کارم گریه شده و خوابیدن ولی همش کابوس میبینم تو خوابمم بی قراری میکنم همش دائم در حال تکون خوردنم و ناله میکنم حتی گریه ام میکنم. از حرف زدن با روانشناس بی زارم انقدری که اخرین باری که روانشناس خواست باهام حرف بزنه حمله عصبی بهم دست داد. فقط دلم میخواد از خونه ای که توشم از ادمای اطرافم فرار کنم نباشم اصلا میخوام تنها باشم جونم به لبم رسیده طاقت زندگی کردن و ندارم دیگه اونم تو شرایطی که دارم‌. عقد هستم و سه سال و شیش ماه از عقدم میگذره . خستم حتی از نفس کشیدنم . راهی رو میشناسین که خونوادم مجبور بشن منو به حال خودم بزارن ؟ که تو خودم باشم تنها باشم یه مدت نبینمشون دانشگاه نرم . تنها راهی که میشناسم اینه که خودمو بکشم‌. بعضی وقتا از مردن نمیترسم حتی حس ارامش می کنم ولی دلم برای خانواده ای که از بچگی به سرپرستی گرفتنم میسوزه . بزرگم کردند که باعث افتخارشون باشم نمیخوام مردنمم لکه ننگ بشه تو زندگیشونو ابروشون بره‌. کاش یکی بود که میومد منو میکشت.

8 مهر 1405 - 15:5

62 بازدید

پاسخ پزشکان

2 پاسخ
صالحه خانی

صالحه خانی

کارشناس ارشد روانشناس و مشاور


این شرح حال از نظر بالینی یک وضعیت اورژانسی روان‌پزشکی است، نه موردی که صرفاً با افزایش دوز دارو یا یک برنامه معمول روان‌درمانی در منزل مدیریت شود. وجود هم‌زمانِ افکار خودکشی مکرر، جمع‌کردن قرص‌ها و دو سه اقدام/آمادگی برای اقدام، وجود صداهای امرکننده به خودکشی، ناامیدی شدید و اختلال جدی خواب و عملکرد یعنی باید همین امروز سطح ایمنی بیمار دوباره ارزیابی شود.




1. اولویت اول: ایمنی، نه شروع درمان افسردگی
پس من به به عنوان درمانگر به تو میگویم : «با توجه به اینکه چند بار قرص‌ها را جمع کرده‌ای، صداهایی داری که به تو می‌گویند خودت را بکشی و مدتی است توان مقاومتت پایین آمده، من این وضعیت را اورژانسی در نظر می‌گیرم. لازم نیست امشب با این وضعیت تنها بمانی. هدف ما فعلاً این نیست که همه مشکلات زندگی را حل کنیم؛ هدف این است که تو را از این موج خطرناک عبور دهیم.»




تنها ماندن او در این شرایط توصیه نمی‌شود.
داروها، وسایل آسیب‌رسان و هر چیزی که قبلاً برای خودکشی در نظر گرفته، باید از دسترسش خارج شود و ترجیحاً یک فرد قابل‌اعتماد مسئول نگهداری داروها باشد.




2. همین امروز ارزیابی روان‌پزشکی فوری




من منتظر نوبت بعدی روان‌پزشک نمی‌ماندم.




به روان‌پزشک باید دقیقاً گفته شود:




* افکار خودکشی روزانه/مکرر دارد.
* دو سه بار برای خودکشی برنامه‌ریزی کرده.
* قرص‌ها را جمع کرده تا وقتی تنها شود مصرف کند.
* صداهای داخل سر به او می‌گویند «خودت را بکش».
* گاهی از مرگ نمی‌ترسد و آن را آرامش‌بخش می‌داند.
* با وجود افزایش آریپیپرازول، علائم ادامه دارد.
* خواب بسیار مختل و همراه با کابوس و بی‌قراری است.
* عملکرد روزمره به‌شدت افت کرده است.




با این مجموعه، ارزیابی حضوری و احتمالاً مراقبت بیمارستانی کوتاه‌مدت باید جدی بررسی شود. اینکه خودش گاهی در لحظه آخر منصرف شده، به‌تنهایی به معنی پایین بودن خطر نیست؛ اتفاقاً سابقه جمع‌آوری دارو و آماده‌شدن برای مصرف آنها اهمیت زیادی دارد.




با 115 تماس بگیرید یا بیمار را مستقیماً به نزدیک‌ترین اورژانس بیمارستان برسانید.




3. در مورد «صداها» خیلی دقیق بررسی کنید




این بخش برای فرمول‌بندی بسیار مهم است. صرفاً نپرسید «توهم داری؟»




بپرسید:




* «این صداها دقیقاً چه می‌گویند؟»
* «به تو دستور می‌دهند یا فقط افکار خودکشی را تکرار می‌کنند؟»
* «صدای خودت است یا مثل صدای فرد دیگری تجربه می‌شود؟»
* «می‌توانی در برابرش مقاومت کنی؟»
* «شدت اصرار صدا از صفر تا ده چقدر است؟»
* «تا حالا به خاطر همین صداها کاری انجام داده‌ای؟»
* «الان به خودکشی فکر می‌کنی؟»
* «الان قصد داری کاری انجام بدهی؟»
* «وسیله یا دارویی که برای این کار لازم داری در دسترست هست؟»
* «تصمیمت را گرفته‌ای که چه زمانی انجامش بدهی؟»




وجود دستور مستقیم برای خودکشی + قصد + دسترسی به وسیله + ناتوانی در مقاومت آستانه بستری/مراقبت محافظتی را بسیار پایین می‌آورد.




4. دارو را خودتان تغییر ندهید




با توجه به مصرف لیتیوم و آریپیپرازول، تغییر، قطع یا اضافه‌کردن دارو بدون روان‌پزشک کار درستی نیست.




اما این اطلاعات را باید سریعاً به روان‌پزشک منتقل کرد. روان‌پزشک باید دوباره تشخیص و دارودرمانی را بررسی کند؛ از جمله اینکه آیا علائم فعلی صرفاً یک اپیزود افسردگی است یا مؤلفه‌های دیگری مثل علائم روان‌پریشانه، اختلال خلقی، بی‌قراری دارویی/آکاتیزی یا وضعیت دیگری وجود دارد.




بی‌قراری شدید بعد از شروع/تغییر دارو هم باید حتماً به روان‌پزشک گفته شود؛ آکاتیزی می‌تواند به شکل بی‌قراری طاقت‌فرسا و ناتوانی در آرام نشستن ظاهر شود و از نظر مدیریت خطر خودکشی مهم است.




5. روان‌درمانی را فعلاً به شکل معمول و فشرده جلو نبرید




این جمله بیمار مهم است:




«از حرف زدن با روان‌شناس بیزارم و آخرین بار حمله عصبی گرفتم.»




در فاز حاد، هدف شما الزاماً بینش‌دادن، بررسی عمیق کودکی یا کار شناختی سنگین نیست.




جلسات را می‌توانید فعلاً به تماس‌های کوتاه، ساختاریافته و مبتنی بر ایمنی تبدیل کنید:




امنیت → کاهش تحریک → تنظیم هیجان → خواب → همکاری با روان‌پزشک → سپس درمان اصلی.




حتی اگر فعلاً فقط بتواند 10–15 دقیقه صحبت کند، کافی است. نباید احساس کند برای دریافت کمک مجبور است یک جلسه طولانی درباره تمام زندگی‌اش صحبت کند.




6. درباره خانواده، هدف «تنها ماندن» نیست؛ هدف «فاصله امن» است




درخواستش برای اینکه:




«خانواده مجبور شوند من را به حال خودم بگذارند»




را نباید مستقیماً به «تنها شدن» تبدیل کرد، چون در حال حاضر تنهایی می‌تواند خطر را بیشتر کند.




می‌توان به او گفت:




«می‌فهمم از آدم‌ها خسته‌ای و می‌خواهی مدتی هیچ‌کس با تو حرف نزند. می‌توانیم درباره کم‌کردن فشار و دخالت اطرافیان برنامه‌ریزی کنیم، اما در شرایط فعلی تنها ماندن کامل راه‌حل امنی نیست. می‌توانیم کاری کنیم یک نفر فقط از نظر ایمنی کنارت باشد و بقیه فعلاً فاصله بگیرند.»




یعنی کاهش محرک و تعارض، بدون حذف حمایت انسانی.




7. یک «برنامه ایمنی» خیلی ساده برای امشب




فعلاً فقط این پنج مورد:




1. تنها نباشد.
2. داروها دست خودش نباشد.
3. هیچ تصمیم مهمی درباره رابطه، دانشگاه، خانواده یا آینده نگیرد.
4. در صورت افزایش میل به خودکشی، تماس با اورژانس/مراجعه فوری به بیمارستان.
5. روان‌پزشک امروز در جریان شدت واقعی وضعیت قرار بگیرد.




و یک نکته بسیار مهم: از او قول «خودکشی نمی‌کنم» نگیرید و آن را جایگزین برنامه ایمنی نکنید. مهم‌تر از قول، کاهش دسترسی به وسایل، حضور فرد حمایتگر و ارزیابی تخصصی فوری است

8 مهر 1405 - 17:12

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
زهرا خبازیان

زهرا خبازیان

کارشناس ارشد روانشناس و مشاور


سلام. توضیحاتی که دادید نشان می‌دهد در حال حاضر فشار روانی بسیار شدیدی را تحمل می‌کنید و با توجه به اینکه چند بار برای خودکشی برنامه‌ریزی کرده‌اید، داروها را جمع کرده‌اید و صداهایی می‌شنوید که شما را به خودکشی تشویق می‌کنند، لازم است این وضعیت را یک شرایط اورژانسی در نظر بگیریم. لطفاً الان تنها نمانید و حتماً یک فرد مورد اعتماد را در جریان وضعیتتان قرار دهید و داروها و هر وسیله‌ای که ممکن است با آن به خودتان آسیب بزنید، از دسترستان خارج کنید.
منتظر نوبت بعدی روان‌پزشک نمانید؛ همین امروز با روان‌پزشکتان تماس بگیرید.
اینکه از روان‌شناس رفتن می‌ترسید یا فعلاً تحمل صحبت کردن ندارید، قابل درک است، اما در شرایط فعلی مهم‌ترین موضوع حفظ امنیت شماست. درباره داروها هم خودسرانه هیچ تغییری ایجاد نکنید و تصمیم درباره دوز یا تغییر درمان را به روان‌پزشک بسپارید. چیزی که الان تجربه می‌کنید قابل درمان و قابل مدیریت است و لازم نیست برای رهایی از این وضعیت به خودتان آسیب بزنید.

8 مهر 1405 - 17:48

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
هوش مصنوعی دکتریاب

پاسخ هوش مصنوعی دکتریاب

افکار خودکشی و افسردگی شدید راهنمای درمان

افکار خودکشی و احساس خستگی شدید از زندگی، همراه با بی‌قراری، صداهای آزاردهنده در سر، و عدم توانایی در انجام امور روزمره، نشانه‌های جدی از اختلال افسردگی اساسی یا یک دوره مانیک/هیپومانیک در کنار افسردگی (اختلال دوقطبی) است. پرش پلک چشم راست نیز می‌تواند ناشی از استرس و اضطراب شدید باشد. تغییرات در دوز داروها و عدم بهبود علائم، لزوم ارزیابی مجدد توسط پزشک معالج را ایجاب می‌کند. با توجه به شدت علائم و افکار خودکشی، مهمترین قدم در حال حاضر، حفظ ایمنی شماست. از مصرف خودسرانه هرگونه دارو جداً خودداری کنید. حتماً در اسرع وقت با پزشک روانپزشک خود تماس بگیرید یا در صورت عدم دسترسی، به اورژانس بیمارستان مراجعه کنید. برای دریافت مشاوره تخصصی و کمک فوری، می‌توانید با پزشکان متخصص در سامانه دکتریاب ارتباط برقرار کنید.

توجه: هوش مصنوعی کامل نیست و می‌تواند اشتباه کند. توصیه ما، توجه به راهنمایی پزشکان است.

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روانپزشک (اعصاب و روان) به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه