دکتر حدیث السادات عدل
دکترای تخصصی مشاوره
سلام دوست عزیز
چون چندماهی درگیر این موضوع شده اید شما به سنجش و ارزیابی دقیق تر و مصاحبه بالینی نیاز دارید...لطفا به روانشناس یا مشاور مراجعه داشته باشید.
دکترای تخصصی مشاوره
سلام دوست عزیز
چون چندماهی درگیر این موضوع شده اید شما به سنجش و ارزیابی دقیق تر و مصاحبه بالینی نیاز دارید...لطفا به روانشناس یا مشاور مراجعه داشته باشید.
کارشناس ارشد روانشناسي| درمانگر و متخصص در حيطه بزرگسال |مشاوره فردي و زوج درماني| اختلالات وسواس، اضطراب، افسردگي، تنظيم هيجان، مسائل زناشويي،...
سلام از چیزی که نوشتید، به نظر میرسه مشکل فقط این نیست که نمیتونید دوست پیدا کنید؛ بلکه ذهنتون قبل از اینکه به کسی فرصت شناختن بده، این پیشبینی رو میکنه که «آخرش بهم ضربه میزنه یا زیرآبم رو میزنه». وقتی ذهن چنین پیشبینیای میکنه، طبیعیه که نتونید رابطه صمیمی برقرار کنید.
فقط از خودتون این سؤال رو بپرسید: چند بار این اتفاق واقعاً افتاده و چند بار فقط ذهنت اون رو پیشبینی کرده؟ این دو همیشه یکی نیستن.
اگر این غم و بیاعتمادی چند ماهه ادامه داره و روی روابط و حال روزانه تون اثر گذاشته، پیشنهاد میکنم حتماً با یک روانشناس صحبت کنید. این الگوها قابل بررسی و قابل اصلاح هستن.
کارشناس ارشد روانشناس و مشاور
سلام دوست عزیز احساسی که توصیف کردی میتونه به بی اعتمادی یا اضطراب اجتماعی مربوط باشه و اگر چند ماهه ادامه داره، بهتره جدی گرفته بشه. سعی کن ارتباط با دیگران رو کم کم و با آدمهای قابل اعتماد شروع کنی و اگر این غم و نگرانی روی زندگیت اثر گذاشته، حتما با یه روانشناس هم صحبت کن تا ریشه این احساسات بررسی بشه
روانشناس | مشاور خانواده و ازدواج | مشاوره فردي | درمان اعتياد
سلام دوست عزیز.
از پیامتون حس کردم مدتیه این غم و احساس تنهایی همراهتونه و تحملش براتون آسون نبوده. اینکه آدم دلش بخواد با کسی دوست بشه، یک رابطه صمیمی داشته باشه و احساس نزدیکی کنه، اما همزمان نگران باشه که نکنه اگر به کسی نزدیک بشه، آخرش بهش نامردی بشه یا پشت سرش حرف بزنن، میتونه واقعاً سخت و خستهکننده باشه.
از حرفاتون اینطور به نظر میاد که انگار یه بخش از شما دوست داره با همسنوسالهاتون ارتباط نزدیکتری داشته باشه و یک دوستی صمیمی رو تجربه کنه، اما یه بخش دیگه از شما زود نگران میشه که نکنه نزدیک شدن به آدما آخرش باعث بشه پشیمون بشید، ناراحت بشید یا بهتون نامردی بشه. وقتی آدم بین این دو حس گیر میکنه، ممکنه هم از تنهایی خسته بشه و هم نزدیک شدن به دیگران براش سخت بشه.
اگر دوست داشتید، میتونید کمی بیشتر درباره این نگرانی و تجربههایی که باعث شده اعتماد کردن به دیگران براتون سخت بشه بنویسید. با توجه به اینکه این احساسها مدتیه همراهتون هستن و روی روابطتون هم اثر گذاشتن، صحبت با یک روانشناس میتونه فرصت خوبی باشه تا این الگوها رو بهتر بشناسید و کمکم راههای جدیدی برای ساختن رابطههای امنتر و صمیمیتر پیدا کنید. گاهی شناختن ریشه این نگرانیها، اولین قدم برای تجربه ارتباطهایی هست که در اون احساس آرامش و امنیت بیشتری داشته باشید.
احساس غم و ناراحتی مداوم، همراه با دشواری در برقراری روابط اجتماعی و صمیمیت، میتواند نشانههایی از مشکلات خلقی مانند افسردگی یا اضطراب باشد. این احساسات ممکن است ناشی از تجربیات گذشته، افکار منفی درباره خود و دیگران، یا عوامل محیطی باشد. تداوم این افکار و احساسات میتواند کیفیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد و منجر به انزوا شود. برای بهبود این شرایط، ابتدا مهم است که این احساسات را بپذیرید و با خودتان مهربان باشید. سعی کنید قدمهای کوچک برای ارتباط با دیگران بردارید، حتی اگر این ارتباطات در ابتدا سطحی باشند. فعالیتهایی که از آنها لذت میبرید را دوباره شروع کنید یا علایق جدیدی را کشف کنید. همچنین، یادگیری مهارتهای مقابله با افکار منفی و تقویت اعتماد به نفس میتواند بسیار کمککننده باشد. برای دریافت راهنمایی دقیقتر و بررسی وضعیت سلامتی خود، توصیه میشود با پزشکان متخصص در دکتریاب مشورت نمایید.
همین حالا با پزشکان متخصص روانشناس به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.
دریافت مشاوره تلفنیدوستی دارم که از تاریخ 7 مهر تا امروز 23 مهر فقط صبحونه می خوره و اصلا ناهار و ش ...
من آدم نسبتا مذهبی هستم ولی متاسفانه به دلیل کنجکاوی خودم زمانی که حتی نمیدونست ...
پارتنرم به شدت دچار مسئله خود اجتنابی هست، هر زمان که بهش نزدیک میشم، اون از من ...
با سلام فکرم فقط درگیر مرگ مردن فک نمیکنم دارم زندگی میکنم همش فک مرگ ...
سلام از شوهرم خستم واقعا از حرف زدنش عصبی میشم یک فردکاملا غیرمنطقی و انتقاد کن ...