دکتر سیده یاسمن هاشمی
کاندیدای دکترای تخصصی روانشناس باليني و رواندرمانگر- مشاور
از شرایط پیش آمده بسیار متاسفم هستم .درد جسمی، بدهی، فشار صاحبخانه و حس شرمندگی میتونه آدم رو به نقطهای برسونه که فکر کنه هیچ راهی نیست. اما اینکه الان نوشتید و کمک خواستید یعنی هنوز بخشی از شما میخواد زنده بمونه و راه پیدا کنه
فکر مرگ معمولاً وقتی میاد که ذهن میخواد از «فشار» فرار کنه، نه اینکه واقعاً زندگی تموم بشه. الان شما خستهاید، نه بیارزش و نه بیچاره در آینده. بیماری و آسیب جسمی تقصیر شما نیست. کار کردن هم فقط معیار ارزش یک مرد یا همسر بودن نیست.
اگر حتی ذرهای احتمال میدید به خودتون آسیب بزنید، لطفاً همین امروز با یک نفر حضوری صحبت کنید یا به اورژانس مراجعه کنید. تنها نمانید. اگر در خطر فوری هستید با 115 یا 110 تماس بگیرید.
از یک پزشک دولتی یا بیمارستان آموزشی بخواهید نامه و مستندات پزشکی با حداقل هزینه بدهد تا برای کمیته امداد ارائه کنید.
از بهزیستی یا مراکز خدمات اجتماعی محل زندگیتان هم پیگیری کنید؛ گاهی چند مسیر حمایتی همزمان وجود دارد.
با یک فرد مورد اعتماد (خانواده یا دوست) صادقانه درباره فشار مالی صحبت کنید؛ پنهان کردنش فشار روانی را چند برابر میکند.
این وضعیت سخت است، اما «دائمی» نیست. تصمیمی که قابل برگشت نیست را در اوج فشار نگیرید.
خیلی مهم است که در این شرایط حتماً با یک روانشناس یا مشاور حضوری صحبت کنید تا تنها با این حجم از فشار نمانید. اگر احساس خطر دارید، لطفاً فوراً کمک فوری بگیرید. شما ارزشمندتر از این بحرانی هستید که الان در آن گیر کردهاید.