سلام خانم دکتر. وقتتون به خير من مدتي هست که مشکلي برام پيش اومده ما ساکن خوزستان هستيم آبان ماه شيراز نوبت دکتر داشتيم عصر حرکت کرديم و 12شب ميرسيديم شيراز توي مسير که براي خوردن شام توقف کرده بوديم ي ماشين ايستاد و ي آقايي اومد طرفمون خواست که بريم خونشون استراحت کنيم خيلي اصرار کرد بعد که ديد ما قبول نمي کنيم رفت سوار ماشينش شد اما حرکت نکرد تو همين فاصله که تو ماشينش بود من دلشوره خيلي بدي گرفتم و به شدت ترسيدم در حدي بلافاصله شروع کردم به بالا آوردن ما تنها بوديم، من و همسرم و دخترم بوديم تايمي که تو ماشين بود داشت براي ما آدرس مي نوشت بعد که حرکت کرديم من تمام راه حالت دلشوره عجيبي داشتم يعني 3 ساعت تمام تا برسيم شيراز به شدت حالم خراب بود در حدي که حس ميکردم رگ هاي شقيقه م دارن از سرم ميزنن بيرون و الان که بترکن روزي که خواستيم از شيراز برگرديم سمت شهرمون همين حال رو داشتم اما تقريبا خفيف تر بعدش حالم خوب شد چندين بار با ماشين اهواز و آبادان رفتيم اما خيلي خوب بودم اما از دو هفته پيش اين حالت دوباره برام برگشت البته نه به همون شدت درحدي که چند شب پيش تو شهرمون خواستيم تا داروخانه بريم و برگرديم که حتي ده دقيقه هم راه نيست دوباره همينطور شدم ميخواستم راهنماييم کنيد نميدونم چرا الان با اينکه محيط برام امنه اما اينطور شدم من به متخصص اغصاب و روان هم مراجعه کردم بهم دارو دادن اما متاسفانه دارو باعث شد تا تنش هام بيشتر بشه و تپش قلب بگيرم دوباره بهشون مراجعه کردم و بهم 4 تا داروي کمکي دادن من دوازده روز هر وعده اي که ميخوردم بالا مي آوردم امام الان دو روزع که خداروشکر بالا نياوردم ميخواستم نظر شما رو در اين مورد بدونم روان دروماني در مورد مشکل من جواب ميده؟