سن: 30 وزن: 57 جنسیت: خانم

آیا من افسردگی دارم؟

من یک مادر 30 ساله هستم و یه پسر 3/5 ساله دارم مشکل من برمیگرده به اتفاقات 18/19 دی ماه ما توی ی شهر خیلی کوچیک زندگی میکنیم که همه همدیگر رو میشناسن من شب 19 دی با همسرم با ماشین رفتیم بیرون پسرمم باهامون بود خیابون ها هنوز ساکت بودن و هیچ خبری نبود ی دور که زدیم قیامت شد یهو ماهم چون بچه باهامون بود و نمیخاستیم فاطی شلوغی بشیم رفتیم توی یک کوچه تاریک یهو صدا تیراندازی اومد و همه داشتین میدویدن و فرار میکردن یک عده هم یهو سمت ما هجوم آوردن که یک دختر تیر خورده سوارش کنید کا واقعا شک شده بودیم ترسیده بودیم و فقط گفتیم بچه همراه ماست تا من دختر رو‌دیدم که صورتش غرق خون اصلا مشخص نبود ک کیه بعدا فهمیدم دوستم که باز حمله کردن ک فرار کنید و ما دور زدیم و نتونستیم کمکی کنیم بهش و استرس و ترس وحشتناکی بهم وارد سد از دیدن اون صحنه ها و صدا تیراندازی و خون صورت دوستم ما خودمون رو ب زور رسوندیم خونه پسزمم مریض بود ولی باز حالمون خوب نبود همم مون ترسیده بودم فرداش یهو توی این شهر کوچیک پخش شد کسی که تیر زده دایی من بوده در صورتی که اصلا اینطور نبود یهو فشار سنگینی بهم وارد سد حرفا و نگاه های مردم و …
کسی که تیر خورده بود جلوی من دختر دایی دوستای 25 ساله من بود که 24 ساعته باهم بودیم از این که دایی من تیر زده شروع شد تا اینکه چرا من سوارش نکردم هرچقدر قسم خوردم من نشناختم هیچ فایده نداشت خانواده هاشون بهشون گفتن نباید با من در ارتباط باشن منم خیلی دوستشون دارم 25 ساله باهم بزرگ شدیم یهو ی شبه همه چیز تغییر کرد اونم واسه چیزی ک اصلا دست من نبوده و من تقصیری نداشتم و یهو من تنها شدم این چندنفر از دوستای من بهترین آدمای زندگی من بودن عملا من با کسی جز اینا رابطه نداشتم ی خواهرم دارم ک ازم دوره و بعد این اتفاق ها حس تنهایی کردم الان چندین ماه گذشته از اون شب ولی من ی لحظه از ذهنم نرفته و فهمیدم چندبار هم دیدن و خونه هم رفتن ولی به من نگفتن خیلی برام سخت خیییییلی اسممون تو شهر پیچیده هرچقدر هم میگیم دروغ بخدا ما نبودبم فایده نداره خیلی فشار روم
سابقه بیماری:
ندارم
داروهای مصرفی:
پروپرانولول

7 اردیبهشت 1405 - 4:0

44 بازدید

پاسخ پزشکان

5 پاسخ
معصومه شریعت ‌کیایی

معصومه شریعت ‌کیایی

روانشناس کودک ونوجوان -رابطه والد وکودک ونوجوان -انواع ترس-لجبازي-پرخاشگري-تربيت جنسي-کارشناس برنامه درراديو


سلام عزیزم متوجه شدم که در شرایط بدوناگهانی قرار گرفتی بهتره بری پیش روانشناس وتراپی بشی ویا آنلاین تماس بگیری تا ازین احساس بد که داری رهایی پیدا کنی .

7 اردیبهشت 1405 - 12:12

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
دکتر سیده یاسمن هاشمی

دکتر سیده یاسمن هاشمی

کاندیدای دکترای تخصصی روانشناس باليني و رواندرمانگر- مشاور


سلام و وقت بخیر. ناراحتی شما قابل درک است. دوستی های بلند مدت ارزش زیادی برای ما دارند . درباره این موضوع به صورت تلفنی و یا حضوری با یک روانشناس صحبت کنید تا بتوانید بهترین تصمیم و رفتار را درباره این موضوع داشته باشید.

7 اردیبهشت 1405 - 13:43

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
شاهین کریم پور

شاهین کریم پور

کارشناس ارشد روانشناس باليني ،روان درمانگر (فردي و زوجي)


با سلام.
استرس بیش ازحد شما تبدیل به ،ptsd شده که معمولا توام با افسردگی است در مرحله اول نیاز،به درمان داشته در مورد دوستان
میتوانید از روان شناس کمک بگیرید

7 اردیبهشت 1405 - 23:18

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
زهرا ابدوست

زهرا ابدوست

کارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي (مشاور فردي و زوج درمانگر)


وقتتون بخیر عزیزم 
اتفاقی كه توی اون شب براتون افتاده واقعا دردناك و شوك آوره و احساس اضطراب و ترسی كه بهتون دست داده كاملا قابل درك و طبیعیه. 
اما از دست دادن دوستان قدیمی از یك طرف و تلاش شما برای باور كردن بقیه فشار زیادی رو روی شما قرار داده . 
شما در حال حاضر ( با تعریف هایی كه كردین) دچار استرس پس از سانحه شدین در درجه اول باید بدونید این موضوع قابل حل هست و بعد توصیه میكنم اول با خودتون صلح داشته باشید و از سرزنش كردن و نشخوار ذهنی تا جایی كه میتونین دوری كنید و حتما از مشاور یا روانشناس كمك بگیرید

8 اردیبهشت 1405 - 1:38

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
محدثه امیریان

محدثه امیریان

کارشناس ارشد دانشجوي دکتري تخصصي روانشناسي


سلام اتفاقی ک براتون افتاده یک تروما هست و حق دارین پذیرشش براتون سخت باشه . حتما با یک روانشناس درموردش صحبت کن هم باید روی این تروما کار شه و هم باید حل مسئله و حل تعارض کنید . 

9 اردیبهشت 1405 - 17:42

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
هوش مصنوعی دکتریاب

پاسخ هوش مصنوعی دکتریاب

مادر گرامی، درک می‌کنم که تجربه ناگواری را پشت سر گذاشته‌اید و فشارهای روحی و روانی زیادی را متحمل شده‌اید. اتفاقی که برای شما و پسرتان رخ داده، با توجه به وقوع ناگهانی خشونت، دیدن صحنه‌های دلخراش و سپس فشارهای اجتماعی، قطعاً بسیار شوکه‌کننده و اضطراب‌آور بوده است. ترس و استرس شدید پس از چنین واقعه‌ای کاملاً طبیعی است و نیاز به زمان برای پردازش این تجربیات و بازگشت به حالت عادی دارد. اینکه پسرتان نیز در آن شرایط حضور داشته، می‌تواند بر شدت اضطراب شما بیفزاید. همچنین، شایعات و قضاوت‌های اطرافیان در یک محیط کوچک، می‌تواند بار روانی را دوچندان کند و احساس انزوا و تنهایی را تشدید نماید. در چنین شرایطی، حمایت روانی و اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است. راهنمایی: برای دریافت مشاوره تخصصی و دریافت راهکارهای مناسب جهت مدیریت این تجربیات و غلبه بر احساسات منفی، پیشنهاد می‌کنیم از خدمات پزشکان و روانشناسان در دکتریاب استفاده کنید. آن‌ها می‌توانند با ارائه مشاوره فردی، به شما در پردازش این خاطرات ناگوار و بازسازی روابط اجتماعی‌تان کمک کنند. ترس و استرس مادر پس از حادثه تیراندازی و شایعات شهری تجربه دلخراش تیراندازی و فشارهای اجتماعی پس از آن، اضطراب و تنهایی شدیدی را برای شما ایجاد کرده است. این وضعیت با توجه به سن پسرتان و محیط کوچک زندگی شما، کاملاً قابل درک است. راهنمایی: برای مدیریت بهتر این احساسات و دریافت کمک تخصصی، از خدمات مشاوره پزشکان در دکتریاب استفاده کنید. شوک، ترس، اضطراب و انزوا پس از حادثه تیراندازی و شایعات شهری

توجه: هوش مصنوعی کامل نیست و می‌تواند اشتباه کند. توصیه ما، توجه به راهنمایی پزشکان است.

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روانشناس به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه