مبینا
۳۰
۶۵
خانــم

گیر کردن در گذشته پارتنر و اذیت شدن هر دو نفر؟

سلام.نامزد من يک مشکلي ک داره اينه ک همون اول شروع اشنايي من تمام گذشتمو براش گفتم ک بعدا ب مشکل نخوريم.ولي تنها مشکلي ک الان داريم اينه ک گير کرده تو گذشته و هر روز تقريبا ي جنگ اعصاب بابت گذشته اي ک اون اصلا وجود نداشته داريم.حمله هاي عصبي بهش دست ميده و همش اون خاطرات جلو ذهنشه..ميخاستم ببينم راه درمانش چيه؟با هيپنوتراپي ميشه درمان شد؟

2 پـاسـخ


  • سلام و درود ابتدا گفتي که من تمام گذشتمو براش تعريف کردم . و بعد گفتي که ايشون گير کرده در گذشته اي که اصلا وجود نداشته . يعني ايشون از گذشته اي که براش تعريف کردي استنباط ديگري داشته و خاطراتي که مياد جلوي چشمش واقعي نيست؟ بهرحال اگر دچار تحريف شناختي شده بايد حساسيت زدايي ازش کرد و اطمينان بهش داد که مسئله اي نبوده و دوم اينکه شما نياز به اثبات براش نداري نميخوام سرزنش کنم که نبايد وقتي شخصيت حساسي داشته جزييات رو تعريف ميکردي اما با همه اينها الان و امروز تو اهميت داره و ما کسي رو بخاطر گذشته بازخواست يا سرزنش نميکنيم . اين حق شماست و گذشته چيزيست که تو زندگيش کردي با هر کيفيت و کميتي که بوده .

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (1)(0)
  • ضمن سلام و عرض ادب،احتراماً از گذشته خود حرفي نمي‌زديد بهتر بود چون ايشان در گذشته شما حضور نداشتند که باورپذيري و پذيرش به خوبي در وي شکل بگيرد،همچنين به واسطه طرحواره‌هاي بنيادين که در هر شخص وجود دارد ممکن است نسبت به گذشته شما بدبين شود،همچنين ممکن است واسطه همين طرحواره‌ها نسبت به شما بي‌اعتماد شود،چون اعتماد دارد به دنبال شفاف سازي است پس شما نيز نسبت به وي بدبين نشويد،هر کسي گذشته‌اي دارد چون شما مي‌پذيريد که گذشته ارتباطي به زمان حال و اشخاص جديد که وارد زندگي شما شده‌اند ندارد،لذا يقيناً به دنبال کنکاش در گذشته وي نيستيد،وقتي طرحواره‌اي فعال مي‌شود گاهي مجبوريم به واسطه فعال کردن يک طرحواره ديگر از شدت آن طرحواره‌اي که موجب آزار شده است بکاهيم،لذا پيشنهادي دارم،اگر به خود اطمينان داريد که شما نيز دچار تنش‌ها و حمله‌هاي عصبي نمي‌شويد،کمي در گذشته وي تحقيق کنيد و موردي بيابيد که تقريباً شبيه مورد شما باشد،اگرشبيه هم نبود عيب ندارد،هر موقع دچار حمله شد بدون بالا بردن صداي خود با آرامي وي را به آرامش دعوت کنيد،راهنماي کنيد تا تنفس عميق و ريلکسيشن انجام دهد يعني دم از بيني نفس را کمي نگه دارد و بازدم از دهان،سپس به او بگوييد عزيزم تکيه‌گاهم،من نيز کمي از گذشته شما مثلاً اين مورد با خبر هستم اما آيا شده هيچ وقت در موردش حرف بزنم،چون من در آن گذشته نبوده‌ام و نمي‌توانم شما را قضاوت کنم و نبايد اين کار را انجام دهم،نمي‌توانم نسبت به شما بي‌اعتماد و بدبين شوم چون در گذشته شما حضور نداشتم،لذا خواهشمندم اگر نمي‌توانيد به عنوان يک تکيه‌گاه بهتر از من رفتار کنيد اقلاً مانند خودم آرام باشيد،و مانند خودم رفتار کنيد.
    بعد از اين صحبت حق به جانب با وي حرف نزنيد و همين جا به صحبت‌هاي خود خاتمه دهيد و تنها وي را به آرامش دعوت کنيد همين. نياز به راهنمايي داشتيد در خدمتتان هستم.

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0)(0)
بازدید : 83 مرتبه
پـرسـش جــدیــد
مراکز روان درماني فردي و روانکاوي ؛ زوج درماني ؛ شخصيت شناسي ؛ سکستراپي ؛ هيپنوتراپي ؛ توسعه فردي و کوچينگ مهارتهاي تحصيلي شغلي و روابط اجتماعي در تهران

تخصص های پربازدید

دکتر گوارش در تهران
متخصص زنان و زایمان
متخصص ارتوپد
متخصص پوست، مو و زیبایی

سوالات مشابه