سلام وقت تون بخیر . من پسری 20 ساله هستم که به خاطر ترک رابطه عاطفی که داشتم آلان دچار یه بی حالی بی قراری خاصی شدم که نمیتونم بگم چطور حسیه هست . حس تنهایی ..... من تقریبا در طول دوران کنکور یه رابطه عاطفی رو شروع گردم و تقریبا از 8 ماه میشه که تو رابطه بودیم و به طور رقابتی با هم درس میخوندیم . و روز ها همین طور میگذشت تا اینکه روز کنکور رسید و ما کنکور دادیم و تموم شد بعد پارتنر من یکم بی حال بود و من یکم بهش دلداری به خاطر اینکه کنکور رو مطابق میلش نداده نه اینکه بد داده باشه . بعد یکی دو روز بعد از روز کنکور من به ایشون پیام دادم و ایشون پیامم رو یکم دیر از همیشه و تقریبا شب ساعت 3 صبح بوده جوابم رو دادن و علتش رو پرسیدم گفتن که به خاطر اینکه تو عروسی بوده نتونسته جواب بده و منم از قصدم پیامش رو جواب نمیدادم تا یکم عوضش رو بدم 🙃 ولی بعد چند روز دیوونه ام کردی ؟! کجا بودی و چرا دیر جواب دادی و .... آخرش بهم گفت علی من نمیتونم این رابطه رو ادامه بدم و اینا و من کلی گریه و زاری میگردم براش که این کار رو نکنه (دلیلیش این بوده که خانواده اش از رابطه اش خبر دار شده بود) ولی قبول نکرد و گفتیم باشه دیگه تموم . و حالا ایشون بعد از گذشت تقریبا 2 هفته بهم پیام داده گفته که این چه پروفایلی واسه خودت گذاشتی (من پروفایل غمگینن گذاشته بودم تو تلگرام ) و دائم پیگیرم هست چکم میکنه و ... و هرگاهی بهم پیام میده میگه چیکار میکنی بدون من ؟! و میگه که از فکر و ذهنش نمیرم و این داستان هااا..... و گفته به خاطر اینکه بابام اینا باز حساس نشن هفته ای یکبار میحرفیم و ... و من الان موندم واقعا ! یه حس بدی وجودم رو برداشته و دیگه نمیتونم تمرکز کنم رو خودم . دائم این فکر تو ذهنم میاد برم ازدواج کنم ؟! یا یکی رو پیدا کنم که قربون صدقه اش برم و ... هرزگاهی که میرم پارک واسه آزاد شدن ذهنم ؛ هم سن های خودم رو میبینم که دارم با دوست دخترشون همو بغل میکنن و .... و پن دیگه دارم دیووانه میشم . چرا که اون رو ندارم . چیکار کنم به نظر تون ؟! چطور فراموشش کنم ؟! اصلا فراموش کنم یا نه ؟! حس میکنم دوسم داره اینو مطمئنم ولی ... و دائم هم تو ذهنم هست و بیرون نمیره .