سن: 14 وزن: 60 جنسیت: خانم

مدیریت دلبستگی افراطی و سلامت روان در جوانی؟

با سلام و خسته نباشید خدمت همه پزشکان محترم روانشناس سایت. 🌹
از همتون بابت اینکه سوالامو پاسخ میدید متشکرم. ازتون میخوام فقط روانشناسا پاسخمو بدن. راستش یه عذر خواهی جانانه به خانم راستی عزیز بدهکارم چون ایشون از همه بیشتر منو درک کردن ممنونم🌸🎀وقتی با راهکار شما پیش رفتم الان خیلی بهترم.
حقیقت، این سوالم ی چیز تقریبا متفاوتیه. یک سال و 4 ماهه که من عاشق یه بازیگر معروف ایرانی شدم ایشون از خودم 38 سال بزرگترن همتون میشناسیدش آقای احمد مهرانفر. 🙈
خیلی با خودم کلنجار رفتم که بگم کیه اما مامانم از اونجا که تا به حال تو مشکلات روحیم کمک حالم بوده(دانشجوی انصرافی روانشناسی هستش) گفت حتما بهشون بگو کیه شاید بیشتر بتونن کمکت کنن.
میدونید من گفتم کیه چون خواستم بدونید عشق من از سر هوس یا پول و شهرت اون آقا نیست، من عاشق روحش شدم و یه ویژگی هم دارم که به مامانِ مامانم رفته. اینکه از روابط زناشویی خوشم نمیاد و هیچ وقت قصد ازدواج کردن ندارم حتی اگه اون آقا با من 5-6 سال اختلاف داشت و خودش خواستگارم بود. دوستی رو ترجیح میدم چون رابطه ای با چارچوبه نه روابط نزدیک همسری...🥴
پس آرزوم فقط اینه که هم آدم قوی بشم و هم به جایی برسم که با ایشون همکار بشم باهاشون کار کنم و (چون علاقه و استعداد شدید به بازیگری دارم و همچنین عاشق روانشناسیم میخوام این دو شغل رو داشته باشم عاشقشونم.) و توی این آرزو اختلاف سنی معنایی نداره درسته؟
چون ی عده آدم بی سواد به من میگفتن خجالت بکش همسال باباته! گفتن تو خوشگلی واسش حیفی...
حالا من یه اشتباهی کردم یه مدت چون تو خونمون مامان و بابام سر یه موضوعی دعوا میکردن من پانیک میشدم تمام بدنم میلرزید(کلا دعوا میبینم اینطوری میشم حتی بیرون از خونه) رفتم سراغ دوست پ*سر مجازی و کارایی مجازی که در شأن شنیده شدن توسط شما نیست😭چه رویاهایی که با اون آقا تو ذهنم نساختم حتی اسم بچه هامونم انتخاب کرده بودم خیلی نادون بودم الانم خیلی پشیمونم، پاکی حسمو خراب کردم😭🥺حتی اون موقع وجود همسر اون آقا آزارم میداد!
حالا سوال دارم لطفا پاسخ بدید (حالا مسدع اوقات شریفتون نمیشم ببخشید اگه هی مزاحم میشم. حلالم کنید.)
1.اما الان در حد یه همکار میخوامش نهایتا دیگه دستمو بگیره نه چیز بیشتر واقعا بیشترشو نمیخوام پس سن آیا معنا داره؟
2.شاید براتون سوال شه چرا عاشقش شدم اول اینکه اون آقا خیلی صادقه خیلی حتی تو مصاحبه اش گفت من قبلا ها اهل شوخی بودم اما الان که عبوس شدم اطرافیانم نزدیکانم بهم میگن مشگل داری و حتی گریه کرد آروم🥺و خیلی ساده و احساسیه مثل خودم خجالتیه🫣ازش تعریف میکنن آب میشه. اصلا نمیدونم عشقه یا چی اما هر کسی رو میبینم یادش میفتم و قلبم تند تند میزنه دستام یخ میشه و میلرزه...بعد ایشون مثل خودم infj هست. مصاحبه هاش رو خوندم و از حرفای مامانمم فهمیدم خیلی سادست حتی همسرش هم ازش ناراحته میگه خیلی احساسیه و زندگیشون انگار زیاد گرم نیست چون میگه شوهرم اصلا پیشم نیست همش برای ضبط فیلم تنهام میذاره....
منم الان حس بدی به خانمش ندارم بهش بی تفاوتم مخصوصا که فهمیدم اون آقا مثل خودم بیشتر کاریه تا اهل خانواده.
و به نظرم خانمش لیافتش نداره... مامانمم وقتی مصاحبه هاش رو دید گفت خیلی ساده و دل پاکه مثلا وفتی باهاش شوخی میکنن و یه دلخوری براش تعریف میکنن که ازت دلخوریم به شوخی، ایشون جدی میگیره و هی عذرخواهی میکنه و احساس مسئولیت میکنه... آدمای معلول رو بغل میکنه و برای شهرت نیست چون خودش ویدیوش رو نمیزاره، خانواده اون معلوله میذارن.
من جوری عاشقشون شدم که کچل بشن پیر بشن هر اتفاقی هم که بیفته از دلم بیرون نمیرن مگر اینکه خودش بیاد بهم بگه من اونی که تو فکر میکنی نیستم و به خیلی ها آسیب زدم من آدم مهربونی نیستم.
حالا من با این حس حالم خوبه اما بخاطر اون اشتباهی که تو ذهنم کردم و تا بینهایت جلو رفتم یکم آسیب دیدم و. از خودم بدم میاد احساس میکنم حسمو بهش لکه دار و کثیف کردم😭چیکار کنم که دوباره اون حسه برگرده؟ میخوام انرژی بگیرم بتونم درسامو بخونم روانشناس شم به آدما کمک کنم بازیگر شم به آدما چیزی یاد بدم و بخندونمشون... و من مشکل هورمونی و کمی افسردگی مزمن خفیف هم دارم به نظرتون به چی فکر کنم اثرات گذشته بره و دوباره حس خوب برگرده؟ به نظرتون تا جسمم درمان نشه کاریش نمیشه کرد؟ اصلا انرژی ندارم یه صفحه زبان بخونم😭🥺
3.به نظرتون کلا با همه این توضیحات این عشق برام خوبه یا ید؟ تروخدا نگید از بین ببرش، نمیتونم اصلا فکر میکنم که نکنه بگید انگار یه تیکه از قلبم کنده میشه.
4.مامانم بهم گفت وقتی همکار شدید حداقل لیسانستو از دانشگاه گرفتی، یه جا مثل کافه کمکت میکنم دعوتش کنی باهاش صحبت کنی بهش بگی که علاقه داری بهش، و ازش بخوای مثل بقیه همکاراش باهات یه ارتباط دوستانه/همکارانه داشته باشه. و مشوق کاریت باشه. به نظرتون اینکار بکنم؟
اونوقت ایشون مسخرم نمیکنن؟ مامانم گفت اون اصلا همچین آدمی نیست چون مامانم از رو ی عکس سه در چهار فهمید خواستگار خالم معتاده... و شناختش از آدما خیلی بالاست... تروخدا بهم بگید واکنش احتمالی اون آقا چیه؟
5.راه شغلی که انتخاب کردم اشتباه نیست؟ میخوام برم دانشگاه روانشناسی وقتی فوق لیسانسم رو گرفتم برم دانشگاه بازیگری.
6.چرا یه مدته وقتی رنگای ملایم مثل صورتی ملایم میپوشم یا وقتی دختر بچه کیوت میبینم یا عروسک میبینم دلم میگیره؟ انگار وقتی هر چیزی که مظهر ظرافته میبینم اذیت میشم عوضش قدرت میبینم شاد میشم. مامانم میگه از افسردگیته و باید کاری کنی خودت شخصیتی قوی و مستقل و موفق داشته باشی تا این حس نگیری. موافقید با حرفش؟
7.به نظرتون من دارم با این عشق به خودم آسیب میزنم؟ مامانم میگه بیشتر از اینکه علاقت به ایشون بهت آسیب بزنه بی اعتماد به نفسی،خجالت و افسردگیت بده.
حالا با حرف مامانم موافقین؟ عشق من در چه صورت آسیبه؟ هشدار های این آسیب چیه؟
با تشکر از پاسخگویی تمامی روانشناسان سایت 🌸
بازم وقتتون گرفتم حلالم کنید. 🙏
سابقه بیماری:
افسردگی مزمن خفیف بد بینی محافظتی خود کم بینی خودمو اصلا دوست ندارم منفی نگر هستم خجالتی و به شدت خیال پرداز ک نمیدونم خوب یا بد.
23 بازدید

پاسخ پزشکان

1 پاسخ
دکتر سیده یاسمن هاشمی

دکتر سیده یاسمن هاشمی

کاندیدای دکترای تخصصی روانشناس باليني و رواندرمانگر- مشاور


سلام و وقت بخیر دوست عزیز.ز اینکه با صداقت احساساتت را مطرح کردی ممنونم. آنچه تجربه می‌کنی لزوماً غیرطبیعی نیست، اما مهم است که این علاقه مانع رشد، تحصیل و زندگی شخصی‌ات نشود. احساس گناه بابت خیال‌پردازی‌های گذشته نیز کمکی به تو نمی‌کند؛ بهتر است انرژی‌ات را صرف ساختن آینده و اهداف خودت کنی. مسیر روانشناسی و بازیگری، اگر با برنامه‌ریزی و تلاش همراه باشد، می‌تواند انتخاب مناسبی باشد.
با توجه به اینکه در کنار این موضوع از اضطراب، افسردگی، کاهش انرژی و اعتمادبه‌نفس پایین هم صحبت کردی، پیشنهاد می‌کنم برای بررسی دقیق‌تر و کمک مؤثرتر، حتماً جلسات روان‌درمانی را با یک روانشناس مجرب آغاز کنی.

آیا پاسخ پزشک مناسب بود؟
هوش مصنوعی دکتریاب

پاسخ هوش مصنوعی دکتریاب

مدیریت دلبستگی افراطی و سلامت روان در جوانی

تجربه دلبستگی شدید به یک شخصیت مشهور که در روانشناسی با عنوان «شبه‌رابطه» (Parasocial Relationship) شناخته می‌شود، در سنین جوانی و به ویژه در افرادی که حساسیت‌های روحی یا افسردگی دارند، گاهی به عنوان مکانیزمی برای فرار از تنهایی یا جستجوی الگویی برای هویت‌یابی رخ می‌دهد. اینکه شما برای مسیر آینده‌تان اهداف شغلی مشخصی (بازیگری و روانشناسی) تعیین کرده‌اید، عالی است؛ اما نکته کلیدی اینجاست که این اهداف باید به عنوان «بخش‌های مستقل زندگی شما» تعریف شوند، نه به عنوان پل یا بهانه‌ای برای رسیدن به آن شخص. تمرکز روی خودتان و درمان افسردگی، نه تنها مانع عشق شما نیست، بلکه شما را به فردی توانمندتر تبدیل می‌کند که در آینده شانس واقعی‌تری برای حضور در جامعه هنری خواهد داشت. در مورد احساس گناه نسبت به خیال‌پردازی‌های گذشته، باید بدانید که ذهن ما در شرایط فشار روانی یا اضطراب، برای بقا به پناهگاه‌های خیالی متوسل می‌شود؛ این یک واکنش انسانی است و به معنای «کثیف شدن» حس شما نیست، بلکه نشان‌دهنده نیاز شما به امنیت عاطفی است. در مورد مسائل هورمونی و افسردگی، حتماً درمان جسمی و روانی را همزمان پیش ببرید؛ چون بدون تنظیم سوخت‌وساز بدن و تعادل شیمیایی مغز، داشتن انگیزه برای مطالعه بسیار دشوار است. واکنش افراد مشهور به ابراز احساسات طرفداران، غیرقابل پیش‌بینی است و اصرار بر برنامه‌ریزی برای ملاقات در آینده، ممکن است باعث فشار روانی بیشتر بر خودتان شود. پیشنهاد می‌شود انرژی‌تان را فعلاً صرف تقویت مهارت‌های فردی، بهبود سلامت روان و رسیدن به خودباوری کنید. برای بررسی دقیق‌تر وضعیت روحی و دریافت راهکارهای تخصصی برای مدیریت افسردگی و خیال‌پردازی، می‌توانید از مشاوران و روانشناسان متخصص در دکتریاب کمک بگیرید.

توجه: هوش مصنوعی کامل نیست و می‌تواند اشتباه کند. توصیه ما، توجه به راهنمایی پزشکان است.

نیاز به مشاوره فوری دارید؟

همین حالا با پزشکان متخصص روانشناس به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.

دریافت مشاوره تلفنی

سوالات مشابه