دکتر بهزاد تریوه

دکتر بهزاد تریوه

متخصص روان درمانی و روانشناس بالینی در تهران

شماره نظام : 0
(342 رای)
پیشنهاد نـمی کنم

آدرس و تلفن دکتر بهزاد تریوه

66198841 - 09196868832
تهران
سعادت آباد،بلوار دریا، مطهری شمالی، انتهای کوچه گل آذین، پ 30
واحد 9
 
نمایش آدرس بر روی نقشه
09196868832-09126004025

خدمات مطب:

  • روان‌درمانی بیماری‌های روانشناختی (افسردگی، کمال‌گرایی، وسواس، اضطراب و ...)
  • روان‌درمانی اختلالات شخصیت (وابسته، خودشیفته، وسواسی، نمایشی و ...)
  • مشاوره خانواده (ارتباط با نوجوانان با رفتارهای پر خطر)
  • مشاوره پیش از ازدواج - پیش از طلاق

سوابق تحصیلی و حرفه‌ای:

  • لیسانس، فوق لیسانس و دکتری تخصصی روانشناسی بالینی
  • استاد دروس روانشناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی
  • مربی رسمی دوره‌های زوج درمانی سازمان بهزیستی کشور
  • سوپرویژن آموزش عملی روان‌درمانی و مشاوره فارغ‌التحصیلان روانشناسی و مشاوره

عضویت در انجمن‌ها:

  • عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
  • عضو انجمن روانشناسی بالینی ایران
  • عضو انجمن روانپزشکی بالینی کودک و نوجوان
 

نظرات و تجربیات در مورد دکتر بهزاد تریوه

میزان رضایت
captcha
نظرات در مورد دکتر بهزاد تریوه
71دیدگاه
پیام های جدید پیام های قدیمی
  1. کاربر شماره 56966
    20 اردیبهشت 1399 - 5:49

    سلام آقاي دکتر.من با همسرم مشکلات خيلي زيادي داريم.ميخوام بدونم شما همونطور که براي ازدواج همه چيز رو برسي ميکنيد و آخرش پيشنهاد رو بهشون ميديد که ازدواج کنيد ياازدواج نکنيد.در مورد طلاق هم همينطوره؟ يعني شما بعداز بررسي تمام مسائل زن و شوهر اگه شما با علم و حس کنيد به اين نتيجه برسيدکه ادامه ي زندگيشون به درد نميخوره مستقيما ميگيد که تصميمِ بهتر براشون طلاقه يا خير؟

  2. 8 آذر 1398 - 16:2

    عالييييي.... عشقه دکتر

  3. 15 خرداد 1398 - 17:43

    سلام آقاي دکتر
    وقتتون بخير

    آقاي دکتر بنظر شما اختلال وسواسي مجبور، کمي پارانوئيد و کمي خودشيفتگي در مردي حدود 40 ساله چقدر احتمال درمان دارد؟
    تاثير ژنتيکي روي فرزند چه مقدار است؟

    با تشکر

  4. 18 فروردین 1398 - 16:37

    سلام جناب دکتر
    من وهمسرم زندگي هاي پيش از ازدواج سختي رو پشت سر گذاشتيم
    از خودم مطمئن هستم که به ياد آمدن خاطرات تلخ قبل از ازدواجم الان خودشون رو دارن نشون ميدن.
    از رفتارهاي همسرم هم چون از قديم ميشناختمش، ميدونم که مشابه اين مشکل رو ايشون هم دارند و اين موضوع داره روي زندگي ما اثر خيلي بدي ميگذاره و ما رو روز به روز از هم دورتر ميکنه.
    علاوه بر اين، ما مشکلات بسيار ساده اما زيادي رو در زندگيمون تجربه مي کنيم.
    خواهش ميکنم راهنمايي بفرماييد که چه نوع مشاوري ميتونه بهتر مارو کمک کنه. منظورم شاخه تخصصي ايشون هست. مثل باليني، خانواده، سکس تراپي، زوج درماني و ...
    ممنون ميشم راهنمايي فرماييد.
    با سپاس

  5. 26 اسفند 1397 - 13:43

    سلام،آقاي دکتر نامزد من دچار مشکلات زيادي از لحاظ رواني هست که قبلا اون مشکلهارو نداشته انواع فوبياها،فوبياي اجتماعي و ترس از جاي بسته در حالي ک هنرمنده و هنرش نياز به ديده شدن داره ولي از درون مشکلات زيادي داره که نميتونه اونهارو بروز بده اينها بشدت افسرده و منزويش کرده اينکه کارايي که از درون دوست داره رو نميتونه انجام بده هميشه بشدت دلتنگ خودش در گذشتست و دوست داره تغيير کنه،قبلا به روانپزشک مراجعه کرده و جواب نگرفته براي همين جبهه گرفته در مقابل روانپزشک و روانشناس ولي ميدونم که شديدا نياز به کمک حرفه اي داره،لطفا بگيد چطور بايد کمک بشه بهشون؟آيا براي شما مقدور هست در کوتاهترين زمان ممکن بهمون وقت بديد؟چون شنيدم وقتتون خيلي پره

  6. 1 اسفند 1397 - 9:17

    آقاي دکتر من وقت اورژانسي ميخام ازتون زندگيم داره از0هم ميپاشه خواهشا تا قبل عيد بهم وقت بديد

  7. 23 دی 1397 - 19:1

    سلام خسته نباشيد...من يکم افسردگي دارم و اين تاثير گزاشته روي ارتباط برقرار کردنم...نميتونم اونجوري که ميخوام ارتباط برقرار کنم و گاها خيلي حرکات بچگانه ايي نشون ميدم

  8. 19 شهریور 1397 - 11:8

    سلام شما در بيمارستان ميلاد پذيرش نداريد ؟ از لحاظ روحي هم مشکلاتي دارم ولي پول دکتر روانشناس رو هم ندارم 😔😔😔

    دوست21 اسفند 1397 - 18:10
    سلام دوست عزيز منم دنبال يه روانشناس خوب ميگردم البته چند تايي پيدا کردم ولي متاسفانه هزينه هاشون بالاست خيلي بد هستش بيمار باشي پول هم نداشته باشي .... لعنت
  9. 27 خرداد 1397 - 12:55

    سلام من مدت 1 سال که مادرم رو از دست دادم از بعد اين قضيه حال خوبي ندارم از طرفي با خواهرانم ديگه مثل سابق نيستيم و همينطور مشکلات زيادي که با نامزدم دارم حال بد من و تشديد ميکنه.خيلي به کمکتون احتياج دارم.

  10. 27 خرداد 1397 - 11:26

    سلام جناب دکترتريوه عزيزمن وهمسرم اخيرا يکباربه طب حضرتعالي آمديم منتهي موفق به دريافت نوبت نشديم من وهمسرم چند وقت پيش به ديدن سالمندان ودلجويي آنها به کهريزک رفتيم با همه عيادت کرديم اما خانمم چند وقته که بشدت بفکر يکي ازمددجويان خانم شده که پارکينسون شديدو نابينايي ومشکل بلع دارد وهميشه در ذهن ويادش بفکر اون بنده خداست،بطوريکه حتي موقع گردش وخوردن هرغذا ونوشيدني بفکرشه، ميگه اون الان چي ميخوره گناه داره؟خيلي دل رحمه حتي عيد فطرهم بردمش کهريزک بهش آب ميوه داد والحمداله کمي آروم شد خواستم ببينم آيا صحيحه بازم بريم؟؟!! يا ازاون فضا دورش کتم بهتره يکجوري وابسته اش شده که نگرانشم هر دستوري بفرماييد من براي کمک کردنش جونمم ميدم و پايه ام ممنونم.

  11. 6 بهمن 1396 - 2:21

    سلام اقاي دکتر
    من چن هفتس استرس اضطراب شدييييد رم همش بهم الهام ميشه مرگم نزديکه خيلي زجر ميکشم ازاين حالم خيلي دل مردم 19سالمه هيچي دل خوشي ندارم خيييليييي حالم بده نميدونم چيکار کنم دوستام گفتن برو روانشناس حالت خوب ميشه ولي من هزينه ي اين کارو ندارم خانوادم قشر ضعيفه اقاي دکتر بگيد چيکار کنم 14سالگيمم حالم بد بود که انگار فک ميکردم دنيا ميخواد نابود بشه به اسمون نگاه ميکردم ميترسيدم دلم نميخواد اينطوري باشم چيکار کنم خواهش ميکنم جواب بدين دوس ندارم اين حالمو دلم ميخواد شبا راحت بخوابم بدون ترسو اضطراب همين شما بگين بدون اينکه هزينه ب درمان ندارم چيکار کنم خوب شم ممنون ميشم جواب بدين اولين دکتري هستين که حرفمو بهتون گفتم ...

  12. 1 دی 1396 - 19:54

    باعرض سلام وخسته نباشید خدمت آقای دکتر.سوال من اینه آیا میشه مغز را برنامه ریزی برای جذب درآمده بیشتروثروتمندشدن کردوباورهای منفی در موردپول که از بچگی در خانواده شکل گرفته را تغییرداد چون چندساله قبل با انرژی خیلی بالا شروع کردم به کارباعشق وقتی با ورشکستگی روبرو شدم انگیزه چند ساله پیش روندارم ایا باهیپنوتیزم میشه باورهای منفی رابرای ازبین برد ومغز روپروگرم برای حرکت ازنو با انرژی وجذب هرچه بیشتر ثروت کرد ممنون میشم جوابمو بدین.با تشکر

  13. 12 آذر 1396 - 22:51

    عرض سلام و خسته نباشید
    آقای دکتر من همیشه فرد مضطربی بودم و اضطراب و افسردگی جسم من رو هم درگیر کرده در حال حاضر هم بیرون از خانه که میرم دچار حملات پنیک میشم و به خاطر عوارض جانبی داروها اصلا دلم نمیخواد مصرفشون کنم خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید من رو که چه روشی برای درمان من مناسب تر هست

  14. 5 آذر 1396 - 9:47

    سلام من براي دوشنبه هفته پيش نوبت داشتم، که بدون اطلاع من کنسل شد، تماس گرفتم و با منشي صحبت کردم گفتن ما تماس گرفتيم ولي کسي جواب نداد که البته همچين کاري نکردن و من تماسي نداشتم،در هر صورت گفتن 4شنبه يا 5 شنبه تماس ميگيرن و نوبت ميدن که بازهم اين کارو نکردن و من دوباره 5 شنبه عصر تماس گرفتم ، باز هم خانم منشي گفتن تا شنبه تماس ميگيرن و نوبت ميدن که باز هم تماس نگرفتن.
    مشکلي داشتم براي همين پيگيري کردم، من از خیرش گذشتم.
    ولي پيشنهاد ميکنم کسي رو سرکار نذاريد ، مخصوصا اين که حداقل توقع از يک مرکز روانشناسي رعايت کردن اصول اوليه اخلاقي و ارزش گذاشتن برای وقت بقیه است.
    ایشالا خدا مشکل من و همه رو حل کنه.

  15. 29 آبان 1396 - 12:56

    سلام آقای دکتر.


    من اینترنتی یک نوبت از مطب شما گرفتم. 3 ماه پیش و به این وقت خیلی نیاز داشتم. متاسفانه قرار را کنسل کردند. گفته شده با گوشی من تماس گرفته شد ولی من در چند روز اخیر تماسی نداشتم. من 3 ماه منتظر این مشاوره بودم :(

  16. 21 شهریور 1396 - 14:46

    با سلام خدمت شما گرامی
    زندگی من تو بحران شدیدی هست . لطفا راهنماییم کنید . سپاسگزارم
    همسرم دایم گوشی ضبط صدا میزاره تو خونه و صدا ضبط میکنه
    کیف,مرا میگرده . گوشی و رم و سیم کارتم را چک میکنه .
    چون بچه و کسی در منزل نیست اکثر اوقات این صداهای ضبط شده چیزی جز صدای هوا نیست
    یکی از همون صداهای هوا را برای خودش ترجمه کرده که من با کسی بوده ام بعد یکی از فامیل دیده اومده دعوا کردند کلانتری اومده نفر اول را برده بعد با نفر دوم بودم و ....
    راستش از رفتارهاش هم خسته شدم هم ترسیدم
    از اون خونه رفتم و یکماه و نیمه جای دیگه زندگی میکنم ولی اونجا هم در امان نیستم
    آقای دکتر ترا خدا راهنماییم کنید
    ممنونم

  17. 29 تیر 1396 - 19:54

    سلام دکتر . من يه ايميل براتون فرستادم . خواهش ميکنم بخونيدش و کمکم کنيد.

  18. 14 تیر 1396 - 12:5

    سلام من خيلي حالم بده زندگي خوبي ندارم وقت ميخواستم ميگم شهريور لطفا زودتر بهم وقت بدين 

  19. 10 تیر 1396 - 2:5

    با سلام و خدا قوت
    من يه خانوم متاهل 27 ساله ، شاغل(پرستار) و متاهل هستم. قبل از ازدواجم با يه پسري بصورت مجازي آشنا شدم ولي به دليل اصرار خانواده م با يه شخص ديگري ازدواج کردم بعد از ازدواجم رابطه م با اون شخص ادامه داشت و يکي بار هم با هم قرار ملاقاتي بيرون گذاشتيم و دستش رو گرفتم ولي الان يک ماهي هستش که رابطه م رو با اون شخص به اتمام رسوندم چون به شوهر خودم خيلي علاقه مند شدم و خيلي دوستش دارم نميخام زندگيم نابود بشه ولي از طرفي دچار عذاب وجدان خيلي شديد و احساس گناه شدم طوري که اصن نميتونم خودم رو ببخشم موضوع رو به شوهرم گفتم و اون هم منو بخشيد و بهم گفت فراموشش کن ولي  نميتونستم غذا بخورم حدود يک هفته که حالت تهوع و استفراغ داشتم يک روز ظهر در حالت خواب ، از خونه بيرون رفتم و درون مسير غش کردم بعد که خانواده م پيدام کردن به خونه بردنم بعدش مطب دکتر رفتم که درون مطب هم دوباره غش کردم بعد منو پيش متخصص اعصاب و روان بردن با مصرف داروها حالم يه ذره خوب شد بعد از حدودا 10 روز گفتم خوب شده، رفتم سر کار ولي بعد از اينکه از سر کار برگشتم
    (اضطراب و استرس کاريم نسبت به قبلا خيلي خيلي زياد شده) خيلي اذيت بودم به دکترم مراجعه کردم و بازم دوباره غش کردم. توي اين مدت دچار اين موارد نيز شدم: فراموشي (اختلال حافظه کوتاه مدتم) ، بدبيني نسبت به اتفاقات اطرافم، خواب کم(علي رغم مصرف دارو) ، مشکل تکلم( لکنت زبان)
    طوري که زندگيم دچار مشکل شده و نميتونم ديگه سر کارم برم
    لطفا کمک ام کنيد نميخام زندگيم و کارم رو از دست بدم
    خيلي ممنون که وقتتون رو در اختيارم گذاشتيد

  20. 3 تیر 1396 - 14:40

    سلام اقاي دکتر خسته نباشين 
    من 7 سال ازدواج کردم از اول با شوهرم مشکل داشتم اما خيلي صبوري کردم تا 4 سال تمام تحقيراشو کتک زدناشو رفيق بازياشو اما بعد چهارسال اون بهتر شده اما من ديگه تعادل اعصاب ندارم زود عصبي ميشم حوصله هيچ کاريو ندارم دلم ميخواد تنها باشمدلم ميخواد هيچ صدايي نباشه دلم برا بچم ميسوزه اون داره تاوان عصبي بودن منو ميده شوهرم مخالف روانپزشک و مشاوره است من خيلي داغونم تو رو خدا کمکم کنين ديگه به پوچي رسيدم به ته خط رسيدم تو رو خدا جوابموبدين من چيکار کنم

  21. 1 تیر 1396 - 0:50

    ويزيت اقاي دکتر تريوه چقدر هستش

  22. 30 خرداد 1396 - 13:20

    salam dr mn 4 sale pish ye rezhime sakht gereftam o dar modate kami be shedat vazn kam kardam va kheyli asibe jesmio rohi didam ba vojode in ke tahte nazare dr taghzie ham bodam ama tasiriroye ravande nadoroste taghziei ke pish gereftam nadasht va bimarie anaroxia gereftam bade hodode yeki dosal dochare bolomiya shodam bad az ounam tahte nazare ravanpezeshk bodam ama darohash khab avar bod o mnm be khatere konkor natonestam estefade konam o vel kardam dar hale hazeram ke moshkelat hanoz edame daran o mn jadidan ehsase ghalb dard o moshkel toye tanafos daram mitarsam kheyli moshkel saz she lotfan raahnamaei konid

  23. 15 خرداد 1396 - 18:32

    سلام دکتر تعريفتون رو زياد شنيدم اميدوارم موفق باشيد به همراه پيشرفت روز افزون ، راستش من يک سري مشگلات وسواسي و فکري و همچنين مشگلات اجتماعي فکري هستم که از بچگي من رو آزار ميده ميتونم بهتون مراجعه کنم ديگه اگه مزاحم نيستم ؟

    دکتر بهزاد تریوهسلام ممنونم از لطف شما.
    بله حتما درمورد اين موضوعات يک روانشناس باليني ميتواند کمک بسزايي کند.
  24. 15 خرداد 1396 - 17:1

    سلام اقاي دکتر خسته نباشين من 4سال ميشه ک با يکي هستم و قصدمونم ازدواج.ولي ي سري مشکلات داريم ميخوايم ببينيم با وجود اين مشکلات در اينده ازدواج موفقي داريم يا ن.شما ميتونين در اين مورد راهنمايي مون کنين

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    بله ميتونيد وقت تنظيم کنيد تا درموردش دقيق تر صحبت کنيم.
  25. 14 خرداد 1396 - 2:9

    سلام اقاي دکتر من چند اتفاق ناگوار برايم پيش افتاده ميخواهم ميتونم با هيپنوتيزم اين مشکل را به گونه اي برطرف کنم!؟ 

  26. 25 اردیبهشت 1396 - 10:49

    سلام آقاي دکتردختري 24 ساله هستم و 1 ساله عقد کردم تمام اين مدت با يه مشکلي روبرو بودم همسرم مدام از خانواده من گله داره و با خانواده خودش مقايسه مدام ميگه داره به من بي احترامي ميشه و همش با من جرو بحث و دعوا ميکنه منم با خانوادم دعوا ميکنم بااينکه حقشون نيست ديگه خسته شدم دست به خودکشي زدم ولي پيدام کردن و بردن بيمارستان فرداش دوخانواده باهم جمع شديم و حرف زديم هيچ نتيجه اي نداشت گفتم کاش مرده بودم وقتي مشکلم قراره حل نشه.

  27. 21 اردیبهشت 1396 - 1:28

    سلام اقاي دکتر 
    دچار مشکل با همسرم شدم که حد زياديش از مشکلات خودم منشأ ميگيره 
    کنترل اعصاب ندارم استرس زياد فکر ميکنم خشم انفجاري 
    من شهرستان هستم 
    أيا به صورت تلفني ميتونم با شما روانکاوي انجام بدم 
    به طور متوسط چند جلسه نياز است ممنون 

    دکتر بهزاد تریوهسلام وقت بخير
    شما اول ابتدا بايد معاينه باليني شويد تا مشخص شود مساله خشم شما از کجاست، بعد از آن عوامل محيطي تحريک کننده مشخص و تعديل شوند. متاسفانه براي اين موضوع بخصوص و اخذ نتيجه مطلوب،
    تلفني امکانپذير نيست.
  28. 19 اردیبهشت 1396 - 16:44

    سلام . من مشکلم اينه که شوهرم خيلي بد اخلاق و براي هر چيز کوچکي سريع از کوره در ميره و عصباني ميشه هميشه با من يا با دخترم در حال دعواست نميدونم ديگه واقعا با اين اخلاقش چه کار کنم  تو رو خدا راهنماييم کنين .

    دکتر بهزاد تریوهسلام بايد ديداين موضوع از چه زماني آغاز شده. اگر اخيرا ايجاد شده، بيشتر به عوامل پيراموني برمي گرده و بايد مشکل رو حل کنند. ولي اگر از کودکي يا نوجواني در ايشان بوده، به شکل عادتي درآمده و بايد توسط رواندرماني بهبود پيدا کند
  29. 8 اردیبهشت 1396 - 11:39

    سلام آقاي دکتر وقت بخير من ي دوست دارم مشکل حاد افسردگي داره که البته چندسالي ميشه و نياز داره که حضوري با ي روانشناس خوب صحبت کنه ومشکلاتش حل شه آدرس مطبتون رو ميخواستم

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    آدرس مطب در بالا ذکر شده
  30. 6 اردیبهشت 1396 - 16:46

    سلام 
    اقاي دکتر چکار بايد کرد که حساس بودن نسبت به اطرافيان بخصوص دوستانم از بين برود؟! اينکه  وقتي به من توجه نميکنن واقعا نسبت بهشون سرد ميشم و ساکت ميشم کم کم ازشون فاصله ميگيرم و واقعا عذاب ميکشم ??

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    احتمالا ريشه اين موضوع در دوران کودکي شما نهفته شده و طرحواره توجه طلبي در شما مساله داره. شما با خودميان بيني زياد، نحوه ارتباطتون با محيط تک بعدي شده. براي شناخت روش هاي مختلف ديگر احساس ارزشمندي و حرمت نفس با درمانگر خود مشورت کنيد.
  31. 14 فروردین 1396 - 21:19

    آقاي دکتر خواااااااهشا جواب بدين. من امسال کنکور دارم ولي وقتي ميرم سر درس فکرم ميره تو چيزاي شهوت انگيز که بعدش هم دست به يکار بد ديگه ميزنم... فقط 3 ماه دارم تا کنکور درسم عاليه ولي اين داره اذيت ميکنه

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    شما احتمالا يا به وسواس فکري اشتغال داريد يا مشکل در تمرکز و تداوم توجه داريد. حتما با متخصص وقت بگيريد تا مشکلتون با کمترين اذيت حل بشه.
  32. 11 فروردین 1396 - 17:3

    سلام جناب دکتر اميدوارم خوب باشيد من انواع و اقسام بيماريها رو دارم مطمنم چون هرکس کنار من يه دقيقه ميشينه سريع بهم ميگي چقدر انرمالي بيماريهايي که کاملا در من مشخصه وسواس فکري بينهايت شديد - دمدمي مزاج بودن خيلي شديد _برون گرايي خيلي زياد و خيلي چيزايي ديگه که هر ادمي سريعا در من متوجه ميشه ميخوام بيام مطبتون اين مسايل باعث شده خيلي تو زندگيم خراب کنم کارارو کممککککک

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    اين موضوعات قابل پيگيري و درمان هستند. امروزه علم روانشناسي، مشاوره و روانپزشکي پيشرفت مطلوبي داشته. با توکل به خدا و اعتماد به متخصص انشاءالله نتيجه ميگيريد.
  33. 6 فروردین 1396 - 21:24

    با سلام

    ، آقاي دکتر تريوه يکي از دوستانم بعد از چهار سال رابطه با يک پسر که با هم قول ازدواج گذاشته بودند متوجه يکسري مسائل که از سوي اون پسر انجام ميشده ميشه و حال روحي اون به شدت به هم ميريزه حتي با گذشته نزديک به چهار سال از اين ماجرا هنوز نتونسته به زندگي عادي برگرده و اوضاح خوبي از لحاظ روحي نداره و نسبت به خيلي چيزها بي تفاوت شده و نيز دل مرده و حاضر به برقراري رابطه عاطفي با هيچکس نيست و پرخاشگر و بي اعتماد شده با اين شرايط شما ميتونيد کمکي بهش کنيد و تحت مشاوره قرارش بديد يا کسي ديگه اي رو معرفي ميکنيد؟

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    دوست شما پرونده باز در ذهن داره و باورهاي تخريب شده نسبت به ايجاد رابطه داره و همچنين مشکل در اعتماد مجدد به جنس مخالف و احتمالا کمبود مهارت هاي مقابله با مشکلات و البته با چاشني وابستگي.
    لطفا با روانشناس ملاقات کنن. بله کلينيک تخصصي بهراز در خدمتتون هست.
  34. 5 فروردین 1396 - 12:17

    من مدتي است
    که تمايل زيادي به انجام کارام ندارم خيلي بي حوصله شدم خستگي زيادي سراغم اومده به طوري که بعد ازمدتي کار کردن بيش از حد احساس خستگي ميکنم


    .اين احساس خستگي واقعا اذيتم ميکند .به دکتر روانپزشک هم مراجعه کردم و برام فلوکستين تجويز کرده اما به خاطر عوارضش هنوز مصرف نکردم .نميدونم که اصلا بايد دارو استفاده کنم يا به روانشناس مراجعه کنم.
    احساس خود کم بيني دارم،کاملا بي انگيزه ام و با توجه به سنم خيلي کم تحرک و بي نشاطم .لطفا مرا راهنمايي کنيد تا بدانم اين مشکلات را با دکتر روانشناس در ميان بگذارم يا تجويز دکتر روانپزشک را استفاده نمايم

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    افسردگي در بافت آناتوميک خود با دارو درماني شروع ميشه و بايد بدونيد که اگر فقط به دارو دل خوش کنيد شانس درمان کامل و پيشگيري هاي بعدي رو از دست خواهيد داد. رواندرماني امروزه جزء لاينفک درمان هست. بصورت همزمان با روانشناس و روانپزشک پيش بريد.
  35. 4 فروردین 1396 - 1:25

    سلام ، من حدودا 20 سالمه و دانشجو هستم ، تقريبا از 5 سال پيش افسردگي گرفتم و با اينکه ميدونستم هيچوقت دنبال درمانش نرفتم چون علاقه اي به زندگي کردن ندارم ، نه تنها دنبال درمان روحم نبودم بلکه با جسمم همينطور بودم و اگرم به پزشکي مراجعه کردم براي درمان ظرف 2، 3 روز پشيمون شدم و ديگه دنباله ش رو نگرفتم ،ميدونم که خيلي باهوشم ولي هيچوقت نتونستم به خوبي از هوشم استفاده کنم و حتي بعضي وقتا ميگم کاش باهوش نبودم تا کمتر اذيت ميشدم .....
    اخيرا هم حدود 4 ماهه سيگار ميکشم البته نه در حد اعتياد و زياد اما احساس ميکنم بهم آسيب ميزنه و به اين خاطر ميکشمش ، و واقعا هم جديدا بعضي وقتا احساس تير کشيدن قلبم رو دارم اما ترجيح ميدم دکتر نرم تا بميرم .....
    و خيلي مشکلات ديگه که حوصله حرف زدن راجبشون رو ندارم !
    نميدونم اونجا اومدنم ميتونه مشکلي رو حل کنه يا نه ،با توجه به اينکه دمدمي مزاجم و يه روز تصميم ميگيرم خوب شم و يه روز ديگه ميرم رو پشت بوم تا خودم رو نابود کنم اما به هر دليلي عرضه ش رو ندارم !
    نميدونم چيکار کنم و ديگه چي بگم از خودم !

    دکتر بهزاد تریوهدوست خوبم
    شايد همين دمدمي مزاج بودن و استيصال از اين وضعيت باعث افسردگي شما شده. انسانها به دلايل مختلف دمدمي ميشن. گاهي براي جبران يه وهم نقص خيالي، گاهي هم اعتماد به نفس پايين و يا کمال گرايي...
    براي ريشه يابي و حل موضوع اصلي (نه لزوما افسردگي) به متخصص روانشناسي مراجعه کنيد.
  36. 16 اسفند 1395 - 0:17

    سلام جناب دکتر تريوه گرامي ' سوالي دارم . پسرم 16 سالش است و امسال قرار است ديپلم بگيره . متاسفانه مدتي است مدرسه نميره . مشکل اضطراب داره ولي نميدونم مشکل اصليش براي نرفتن مدرسه اين است يا موارد ديگري هم هست . لطفا مرا راهنمايي بفرماييد . با تشکر فراوان

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    نوجواني دوره طوفان و فشار هست. در اين سن مسائل عاطفي، جنسي، تحصيلي، هويتي و... شيوع بالايي دارند. لطفا کاملا دوستانه و مسالمت آميز با نوجوانتون برخورد کنيد و براي رسيدن به نتايج علمي با روانشناس خود وقت بگيريد.
  37. 10 اسفند 1395 - 17:20

    شماره مطب چنده اين دوشماره اي ک در سايت ثبت شده خاموش هستند چرا؟ميخواستم نوبت بگيرم براي ارديبهشت 96

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    09196868832
  38. 5 اسفند 1395 - 23:2

    با سلام خدمت شما
    اول از همه بايد تشکرکنيم بابت اينکه وقت گرانبهايتان را در اختيار ما ميگذاريد
    درمورد مشکلم اينکه من دختري خودساخته هستم پدر و مادرم را در زمان بچگي از دست دادم(( مادرم 6ساله بودم از دست دادم و پدرم 20سالم بود))و نزد خانواده پسرعمويم 8سال بودم و 5سالي هم با خواهر متاهلم زندگي ميکنم دختر عاقل و فهميده اي هستم متولد60هستم و شاغل ارگان دولتي معتبر تنها مشکلي که دارم چندسال پيش کسي را دوست داشتم که قسمت نشد ولي تاالان که 5سال از ان ميگذرد نتوانستم کسي را جايگزين کنم م شديدا ناراحت اين موضوع هستم از اينور سنم داره ميره بالااز طرف ديگه با خاهرم راحت هستم خواهرم 3سال از من کوچيکتره و جوان هستند خودم معذبم ولي کسي در زندگي ام نيامده و نميتوانم انتخاب کنم از نظر زيبايي متوسط هستم نه محسور کننده و نه خيلي پايين ميخواستم چند جلسه خدمت شما برسم و امواج منفي را ازخودم دورکنم خيليييي ناراحتم درونم افسردست شايد ب ظاهر جوان و خوب به نظر برسم ولي درونم چيز ديگه اي هست و اصلا نميتونم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم......
    پيشنهاد شمارو ميخواستم بايد چکارکنم

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    اولين اشتباه شما انتظار براي جايگزين کردن ارتباط هست.
    و اينکه درمورد چهره و سن فکر ميکنيد که نبايد اولويت نخست انسان براي زندگي و تشکيل خانواده باشد. روي اعتماد به نفس خود بيشتر کار کنيد و از مجردي نترسيد. ولي اينطور هم نباشد که مجرد بمانيد، چراکه زندگي متاهلي روي سلامت رواني و جسماني شما تاثير بسزايي دارد.
  39. 28 بهمن 1395 - 6:13

    سلام دکتر : به عنوان برادر بزرگتر تا حد حق دارم و در چه زمينه هايي ميتوانم در امور خواهر کوچکترم وارد شوم؟ او نوجوان است و نگران اسيب هاي جامعه هستم؟

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    اگر دخالت شما جنبه حمايتي داشته و طوري مي باشد که خواهرتون هم قبولتون كنن خيلي هم خوبه. ولي اگر کنترل گري شديد ميکنيد، پيشنهاد ميکنم از اعضاي ديگه خانواده کمک بخواهيد.
  40. 9 دی 1395 - 2:5

    سلام آقاي دکتر من 22 ساله و حدود 5 سال ميشه که بيماري وسواس فکري و فوبيا و کمي افسردگي گرفتم. 3 سال و نيم قرص فلووکسامين مصرف کردم و حالم بهتر بود ولي کل روزو ميخوابيدم و حافظه کوتاه مدتم رو به کلي از دست داده بودم والبته هيچ قرص ديگه اي بهم نميسازه سرترالين فلوکستين کلوميپرامين مصرف کردم و همشون حالمو بدتر کردن... الان هيچي نميخورم و شديدا عصبيم و فقط دوس دارم بميرم... نميدونم بايد چيکار کنم؟ بيشتر از همه وسواس فکريم اذيتم ميکنه و تازگيا دچار استري شديد شدم و لکنت زبان گرفتم و دستام ميلرزه... اگه راهي هست بهم نشون بدين خواهش ميکنم

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    دارو درماني به همراه رواندرماني قابل اجراست. اين دو جزء لاينفک درمان موثر مي باشند.
    البته ممکن است دارويي به بدن شما سازگار نباشد که حتما راهي براي تغيير آن وجود دارد. با همکاران روانپزشک ملاقات کنيد بعد با روانشناس باليني مجرب قرار ملاقات بگذاريد
  41. 6 دی 1395 - 13:59

    سلام آقاي دکتر،مردي هستم 56 ساله،دوران اعتياد و بيمارستانو پشت سر گذاشتم،درحال حاضر از عدم مسايل زناشويي رنج ميبرم،البته از لحاظ فکري درگير هستم،درمسايل زناشويي بعداز بيمارستان بسيار رنج ميبرم و هيچگونه اتفاقي دراين خصوص نمي افته،البته به دکتر متخصص و دکتر پزشکي سنتي مراجعه کردم،ولي تا الان نتيجه اي نگرفتم،خواهش مي کنم منو راهنمايي و حتي الامکان با وقت زودتر منو ويزيت کنيد.ازلطفي که ميفرماييد سپاسگزارم

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    مواد مخدر در ابتداي مصرف باعث افزايش اعتماد به نفس و ميل جنسي مي شود و متاسفانه همين امر باعث گرايش بعضي از افراد مي باشد. البته بعد از مدتي مصرف از مواد مخدر افيوني يا روان‌گردان، ميل جنسي به شدت کاهش مي يابد. اين به دليل تغييرات نوروشيميايي توسط مواد مخدر به سيستم طبيعي مغز مي باشد. حتما در ابتدا با همکاران روانپزشک ملاقات کنيد بعد از مشاوره هاي تکميلي روانشناسي استفاده کنيد. انشاءالله مشکلتون حل ميشه
  42. 1 آذر 1395 - 1:56

    نزديک به دوسال هست که خيلي پرخاشگري ميکنم و وحشتناک بي حوصله ام طوري که صداي خنده هاي خواهرم و يا صداي ويز ويز کسي رو ميشنوم دوست دارم دست به کاراي خطرناک بزنم گاهي اوقات ک از دست کسي خيلي عصباني ميشم به کشتن اون طرف فکر ميکنم مثلا ميگم اگه بياد طرفم يا باز رو اعصابم راه بره همين الان با چاقو يا قيچي ميزنمش يا گاهي اوقات سره خودم خالي ميکنم که بلايي سره ديگران نيارم آقاي دکتر تازگيا وقتي فشار عصبي روم زياده کل بدنم شروع ميکنه به لرزش امروز يه فريادي سره پدرم کشيدم که تو اين 18سال عمرم تا حالا صدامو اينطوري نشنيده بودم 

    دکتر بهزاد تریوهسلام خانم فيروزه عزيز
    از صحبت هاتون پيداست که فشار عصبي زيادي رو تجربه مي کنيد. اين موقعيت ها تقريبا براي همه ما انسانها پيش مياد که بشدت عصبي باشيم ولي گاهي مديريتش از اختيارمون خارج ميشه. که براي اين موضوع بايد از متخصص کمک حرفه اي بگيريم.
    حتما يه قرار ملاقات با روانشناس يا روانپزشک بگير.
  43. 24 آبان 1395 - 14:40

    سلام آقاي دکتر من 4ماه هست با يه آقايي نامزد کردم اما هميشه جرو بحث و دعوا داريم بعضي وقتا مدام درحال کلنجار رفتنيم يه وقتا فکرميکنم مناسب هم نيستيم نميدونم چيکارکنم ميخوام اگه مناسب هم نيستيم الان که نامزديم بهم بخوره ميشه راهنماييم کنين.

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    گاهي پيش مياد که در انتخابمون عجله کرديم و متوجه تفاوت هاي عميقي ميشيم.
    در اين شرايط متاسفانه بسياري از زوجين جوان بعلت مسائلي نظير آبروريزي يا فشار هاي فرهنگي به رابطه ادامه مي دهند و مشکلات را به بعد از ازدواج موکول مي کنند.
    براي كسب اطمينان از صحت انتخابتون حتما با مشاورين خانواده قرار ملاقات بگذاريد.
  44. 30 مهر 1395 - 2:16

    سلام آقاي دکتر
    من واقعا احساس مي کنم ديگه دارم ديوونه مي شم و به حد جنون رسيدم با زمين و زمان دعوا دارم موقع عصبانيت بدنم داغ مي شه دندونام رو به هم فشار مي دم و فقط دوست دارم به يجا بکوبم که چندبار با دست به شيشه و ديوار کوبيدم و حتي رو مادرم دست بلند کردم هيچ کنترلي ندارم...به شدت احساس افسردگي مي کنم و استرس دارم...حتي عصبس بودنم رو سيستم گوارشم اثر گذاشته به شدت لاغر شدم و موهام داره مي ريزه...تيک هاي عصبي شديد دارم...همش فکر مي کنم سرطان دارم يا اينکه دارم مي ميرم و از مردن مي ترسم  

    دکتر بهزاد تریوهنيماي عزيز
    مشکلات عصبي زيادي رو تجربه مي کنيد. و اين مشکلات پريشان حالي رو براتون ايجاد کرده. حتما با روانشناس باليني و روانپزشک صحبت کنيد.
  45. 3 مهر 1395 - 12:47

    با سلام
    جناب آقاي دکتر من يه دختر 27 ساله هستم و دانشجوي ارشد 3 سال هست که با يه آقا دوستم که 33 ساله هست خيلي دوستش دارم الان حدود يک سال و نيم هست که داره تلاش ميکنه رابطمون کمرنگ شه ميگه که من خودمو مسئول ميدونم در مقابل تو همش عذاب وجدان دارم همش فکرم مشغول هستش که چرا ديدمت که چرا اينجوري شد ميگه روحيه م خراب شده از اين فکرا نميونم مثل قبل باشم بهش ميگم دوستم داري يا نه ميگه نميدونم تشخيص بدم حسم بهت چي هست دلسوزيه يا دوست داشتن؟ ميگم تموم کنيم رابطه رو ميگه نميتونم ولت کنم اينم بگم که منم نميتونم رابطه رو قطع کنم من حسم بهش دوست داشتنشه نه وابستگي من همه چيزمو توي اين رابطه گذاشتم اولين کسي که باهاش رابطه داشتم اين آقا هست
    از اول حرفي از ازدواج نبود اما من گفتم شايد به مرور بشه که نشد منم در مقابلش خودمو مسئول ميدونم اين آقا توي خوانوادش مشکل داشته پدر و مادري که دعوا داشتن هميشه و چند سالي ميشه که جدا شدن الته مادر من هم فوت شدن و پدرم 2 ساله که ازدواج مجدد کرده،
    احساس ميکنم ميترسه از زندگي مشترک و فرار ميکنه لازم به ذکر هست که اين آقا قبل از من با يه دختر ديگه 8 سال رابطه داشته که الان خودشو مقصر ازدواج نکردن اون ميدونه و همين حس رو هم به من داره ميگه من مسئول زندگي تو هستم و مقصر ازدواج نکردن اون ميگه با هم باشيم ولي کمرنگ شه
    احساس ميکنم تکليفش با خودش معلوم نيست سردرگمه و احساسش رو نميدونه من نميخوام رابطمون خراب شه من نميتونم بدون اون زندگي کنم بهش پيشنهاد دادم بريم پيش يه روانشناس يا مشاوره قبول کرد آيا شما ميتونين کمکي به ما کنيد در اين زمينه اگر حضوري خدمت برسيم؟
    خواهش ميکنم کمک کنيد من بدون اون روحم مردست ميشم مرده متحرک بعد اون انتظار داره من ازدواج کنم من چه جوري ميتونم همچين کاري کنم وقتي قلبم و روحم پيش کسي ديگه ست؟ من اينو خيانت به يکي ديگه ميدونم که بخوام برم زندگيش من حتي نميتونم تصور کنم به جز اون دست کسي ديگه به من بخوره
    من حاضرم تمام شرايطش رو قبول کنم و در کنارش باشم اگه بخواد
    ولي مشکلش اينجاست که خودشم نميدونه چي ميخواد و چه حسي به من داره
    آيا اين مشکل با مراجه به شما قابل حل هست يا خير؟

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام
    با توضيحاتي که داديد فکر ميکنم جفتتون نياز به کمک دارين. شما وابستگي زيادي داريد و ايشون در انتخاب مردد هستن. البته همه اينها بعلت مسائل کودکي تان مي باشد.
    به روانشناس مراجعه کنيد و ببينيد آيا به جز موارد مطرح شده در شخصيتتان، همنوايي در شخصيت مشترک داريد يا خير!
  46. 31 شهریور 1395 - 10:44

    سلام آقاي دکتر خسته نباشين من 17 سالمه و تقريبا 3 ماهه که افسردگي شديد گرفتم و فقط به مرگ فکر ميکنم اصلا هم جرأتشو نميکنم ولي اقدام کردم و در ضمن رابطه اي با پسري داشتم بعد بارفتاراش منو از خودش زده کرد و جدا شديم اين موضوع هم بهم ضربه وارد کرد لطفا راه درستو نشون بدين

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    راه درست در پيدا کردن واقعيت زندگيتون هست. شما به نظر وابسته هستيد و زندگي رو در ارتباط با افراد عاطفي زندگيتون معنا ميکنيد که اين موضوع کاملا غلطه.
  47. 16 شهریور 1395 - 12:21

    سلام آقاي دکتر. من نوجوون هستم و واقعا فک ميکنم خيلي مشکل اخلاقي دارم . احساس ميکنم نميتونم مثل هم سن و سالام خوب رفتار کنم. و همه رفتارامو زير ذره بين ميزارم تا کار اشتباهي ازم سر نزنه ولي بازم بقيه بهم ميگن خيلي مشکل اخلاقي داري . واقعا خونم ب حوش اومده . الان 15 سالمه از 12 سالگي دارم سعي ميکنم خودمو درست کنم ولي نتيجه اي نميبينم

  48. 5 شهریور 1395 - 1:59

    سلام جناب دکتر خسته نباشيد
    7سال پيش اتفاقي توزندگيم افتاد ک الان هنوز توي ذهنمه. واذيتم ميکنه و فرصت يه زندگي عادي وسالم رو ازم گرفته. همش بهش فکرميکنم و تو تمام زواياي ذهنم نفوذ کرده حتي وقتي ک خوابم همش دربارش خواب ميبينم. نميتونم رو هيچ موضوعي تمرکزکنم و حافظم خيلي ضعيف شده . ميخوام بدونم با روانکاوي و هيپنوتيزم ميشه اون موضوع رواز ذهنم پاک کرد يا ي جورديگه القاکرد؟؟؟

  49. 2 شهریور 1395 - 18:16

    سلام اقاي دکتر الان ک دارم حرفمو مينويسم چشمام خيسه اشکه و سرم داره منفجر ميشه بخدا خسته شدم ...از 14 سالگي بعد فوت برادرم و رفتارايه بده پدرمادرم دچار وسواس فکري و اضطراب شديد شدم الان بيست سالمه هنوز درعذابم....تمرکزي برام نمونده علاوه بر همه ي اينها بشدتتت مشکوکم به همه چيز و بي نهايت اعتماد بنفسم پايينه...متاسفانه چون پدرو مادر باسوادي ندارم قدرته درکه مشکلمو ندارن يمدت خودم رفتم پيش..روانپزشک قرص مصرف کردم ولي تو دوماه معده دردم ديگه اجازه ي خوردنشونو نداد....فقط دنباله يراهي ام ک نجاتم بده خسته شدم خسته...تمام زندگيم تغير کرده کنکورمو بااينکه تلاش خ زياد کردم خراب کردم الان نميدونم چيکارکنم چون تو دامغان دانشجوام ماهي يکبارميام تورو خدا اگه ميتونيد بخاطر خدا کمکم کنيد بخودش قسم خسته شدم نامزدم بخاطر علاقه اي که بهم داره شکاکبودنمو تحمل ميکنه ولي زندگي اونم تلخ کردم

  50. 1 شهریور 1395 - 16:32

    سلام
    من ميخوام براي دوستم از شما کمک بگيرم
    دوست من با شخصي عقد کرده کهعمل تغيير جنسيت انجام داده
    قبلا در دوره دبيرستان هرسه همکلاسي بوديم
    توي دوره دانشگاه ايشون تغيير جنسيت ميده و در تموم اين لحظات دوست من کنارش بوده واين رابطه 7 سال طول ميکشه و باهم عال رغم مخالفت هر دو خانواده عقد ميکنن
    الان به مشکلات زيادي برخوردن
    دوست من نسبت به اخلاقاي همسرش معترضه که چرا بي فکره تلاش نميکنه و نميتونه از اون حمايت کنه
    اون اقا هم ميگهکه ايشون پرتوقع و بايد با تمام شرايط بسازه
    دوست من با اخلاق و رفتار ايشون مشکل داره اما اون اقا فکر ميکنه داره الکي بهونه مياره
    در ضمن اون اقا فکر ميکنه که از لحاظ اخلاقي بي نقصه
    اما بنظر من هر دوشون مشکل دارن
    ازشون خواستم برن مشاوره و قرار شده من براشون پيدا کنم
    خواهش ميکنم راهنمايي کنيد که چيکار کنيم
    وضعيت روحي هر دوشون افتضاحه تقريبا يه روز در ميون دعوا ميکنن
    لطفا جواب بديد
    با سپاس

  51. 31 مرداد 1395 - 10:43

    سلام آقاي دکتر تريوه..توي سايت خيلي تعريف ميکنند از شما.. تماس گرفتم مطبتون گفتن ويزيتتون 150 تومن هستش.. لطف کنيد همون اول بنويسيد ورود قشر ضعيف جامعه ممنوع..وقت مارو هم توي سايت نگيريد

  52. 29 مرداد 1395 - 19:28

    سلام
    روزهاي سختي در گذشته ي من وجود داشته که همچنان عذابم ميده، از رفتارهاي ديگران بيش از حد عصباني ميشم، حوصله مهمون رو ندارم و با رفتار هاي عجيبي که خودم هم ناراحت ميشم ديگران رو هم ناراحت مي کنم، افسردگي شديد رو درون خودم حس مي کنم، اما موقعيت دکتر رفتن رو ندارم، مي خوام کمي رها باشم و از همه دور، حتي انقدر دور که به مهاجرت فکر مي کنم..
    خسته ام و بسيار غمگين، سر و دست راستم مدت هاست درد مي کنه، حس ادم ها رو قبل از اينکه به زبون بيارن از رفتارشون مي فهمم و دچار قضاوت هايي مي شم که اکثرا درست هم هست، درست بودن قضاوت هام بيشتر عذابم ميده، اصلا به اينده نا اميد نيستم اما از امروزم نمي تونم با ارامش عبور کنم... تحمل ادم هايي که عزيزانم هستن اما بيش از توانم از من توقع دارن بسيار برام سخت شده، عزيزانم من رو در جريان کامل سختي هاشون ميذارن و مني که در کار خودم موندم رو مجبور به حل کردن مشکلاتشون مي کنن، قبلا با جسارت زياد و تمرکز مشکلات رو تا حدي براشون هموار مي کردم اما در حال حاضر "خسته ام"

  53. 28 مرداد 1395 - 16:29

    سلام آقاي دکتر، من يه دختر 20 ساله هستم! مدتيه که از اعصابم به شدت ضعيف شده و خيلي سريع با همه خصوصا خانواده ام دعوا ميکنم، و خيلي هم گوشه گير شدم، يعني حوصله هيچکس رو ندارم، دوست دارم تنها باشم و کسي رو نبينم و با کسي حرف نزنم، به محض اينکه يکي از اعضاي خانواده ام باهام حرف ميزنه (حتي وقتي سلام ميکنن بهم) بطور ناخودآگاه بهش پرخاش ميکنم که البته خودم هم به شدت از اين وضعيت ناراحتم! و مدتهاست که براي راحت تر بودن خودم شبها که بقيه ميخوابن من بيدار ميمونم و کارهامو انجام ميدم و روزها ميخوابم تا کمتر بقيه رو ببينم، بقيه اوقات روز رو هم تو اتاقم تنها هستم! قبلا در طول روز ساعت هاي زيادي رو با دوستام حرف ميزدم و باهاشون چت ميکردم اما مدتيه ک بعد از چند دقيقه از حرف زدن با اونها هم خسته و عصبي ميشم و ديگه صحبتمونو ادامه نميدم!
    خودم از اين وضعيت ديگه خسته شدم و نميدونم که بايد چه کاري انجام بدم تا خوب بشم، ميخواستم اگه ممکنه کمکم کنيد و راهنمايي کنيد که چه کاري بايد انجام بدم!
    ممنون

  54. 16 مرداد 1395 - 3:21

    سلام آقاي دکتر من 3 ماه هست عقد کردم،به طرز وحشتناکي عصباني ميشم و به خودم و نامزدم آسيب ميزنم همه چيرو ميشکونم ،در ماشين رو باز ميکنم که بپرم پايين
    خواهش ميکنم يه وقت بهم بديد چون نميخام طلاق بگيرم

    دکتر بهزاد تریوهسلام وقت بخير
    بنظر ميرسه شما در تنظيم و تعادل هيجان هاي خودتون در شرايط پرتنش مشکل داشته باشيد.
    براي درمان شروع کنيد.
  55. 6 مرداد 1395 - 16:23

    سلام
    من الان 7سال ازدواج کردم شوهرم 1سال همش بهم خيانت کرده احساس ندامت کرده واقعا ديگه نميدونم چيکار کنم همشم ميندازه تقصير من که من بد رفتاري کردم خداروشکر بچه اي هم نداريم کاراش داره بهم جنون ميده چند وقت پيش يکي از کاراشو فهميدم از جنون ميخواستم خودکشي کنم نميدونم چيکار کنم

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    خيانت موضوع ساده اي نيست که بخواهيد خيلي ساده باهاش کنار بيايد. فهم علت خيانت، شخصيت و نيت همسرتون و نوع ندامت و قصد براي جبرانش خيلي مهمه که بايد بررسي بشه. از متخصصين کمک بگيريد.
  56. 23 تیر 1395 - 19:20

    سلام اقاي دکتر
    من6 ساله که با يک نفرهستم بهد 6 سال ميخوايم باهم ازدواج کنيم ولي اون متاسفانه دچار تشويش خيلي بدي شده توروخدا کمکون کنيد اوضاعمون خيلي داغونه

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    ممکنه طرفتون آمادگي ازدواج رو نداشته باشه، يا از طرف خانواده مساله اي پيش اومده باشه و...
    هرچيزي که باشه به خاطر داشته باشيد::: هرگز با فردي که دچار تشويش هست ازدواج نکنيد! بگذاريد اگر تشويش و نگراني اش آرام گرفت تصميم بگيريد. چون تصميمات مهم زندگي مانند ازدواج را نبايد سراسيمه و هيجاني اتخاذ کرد.
    با ايشان به دفاتر متخصصان روانشناسي و مشاوره مراجعه کنيد.
  57. 12 تیر 1395 - 0:35

    سلام اقاي دکتر .من الان دوماهه که نامزد کردم.نامزدم دوتا مشکل داره نميدونم بايد چيکار کنم؟يکي اينکه ن روز اول بهش گفته بودم ک هربار به ديدن من مياي برام گل بگير ولي يکي در ميون خاسته ي منو انجام ميده.يکي ديگه هم اين که بيرون که ميريم درسته دست و دل بازه ولي يکي دوبار بدون شام منو اورده خونه.ميخاستم بدونم اينا مسايل جدي هستن ؟بايد چيکارکنم؟ميخام بدونم بعدا به مشکل برميخورم يانه؟

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    1- گل گرفتن آنهم هر دفعه نه تنها جالب نيست بلکه اجبارش براي نامزدتون ملال آور خواهد بود و بعد از مدتي ازتون سرد ميشن.
    2- اينکه يکي دوبار بدون شام رفتيد خونه، و اينکه ايشون هم آدم خسيسي نيستن مشکلي ايجاد نمي کنه. انسان ها قدرت ذهن خواني ندارند! اگر خواسته اي از ايشان داريد مستقيم و بدون تعارف درميان بگذاريد. هر موضوعي که لازم است بداند را الان (در دوران نامزدي) به وي بگوييد، وگرنه اگر به دوران زندگي مشترک پا بگذاريد اوضاع پيچيده مي شود.
  58. 29 خرداد 1395 - 10:5

    سلام اقاي دکتر من با اقايي قصد ازدواج دارم خانوادهاي هردومون در جريانند حتي دوبار خواستگاري هم اومدن و اشناييت خانوادگي داريم با هم اما مادر پدر من از سال پيش که اولين خواستگاري رو اومدن تا الان همش دارن بهانه هاي جورواجور ميارن اصلا حاضر نيستن باهامون کنار بيان و تکليفمونو مشخص کنن...
    با اين حال که تحقيق رفتن نتيجش خوب بوده و با اين حال که بابام دوبار با خوده پسره حرف زده اما بازم بهونهاي الکي ميارن..واسمون سخت شده اين بلاتکليفي دکتر...چيکارکنم؟

    دکتر بهزاد تریوهيا همراه والدين نزد مشاور و روانشناس تشريف ببريد و موضوع را با متخصص مطرح کنيد. چرا که هيچ پدر و مادري بد فرزندش را نمي خواهد، يا موضوعي هست که شما از آن بي اطلاع هستيد، يا والدين از موضوع خاصي درمورد ايشان هراس پيدا کرده اند.
    خوشحال باشيد که آنها به ازدواجتان حساس هستن.
    يا فرد معتمدي را واسطه کنيد تا موضوع را شفاف تر بررسي کند.
  59. 23 خرداد 1395 - 10:24

    سلام بر شما
    من دو تا مشکل دارم يکي و مهم ترين اش يادآوري افکار خشن در ذهن خود و بسط و گسترش آن و رنج کشيدن بيهوده است و هر روز از صبح که پا ميشم تا شب درگير اين هستم که آيا امروز مي توانم به آن فکر نکنم يا نه

    مشکل دوم تسلسل استدلالي در پايه ريزي نظام اخلاقي فلسفي و درک ناتواني در استدلال استنتاجي است که انگار نمي شود از تسلسل رهايي يافت

  60. 22 خرداد 1395 - 21:21

    اقاي دکتر خانواده من خيلي مطيع حرف مردم هستن و فقط براشون حرف مردم مهمه و از طرفي واقعا باعث عصبي شدن من شدند و کل فکر و ذهنم درگيره اينه که چه جوري خودمو بهشون ثابت کنم ... خسته شدم از اينهمه طعنه شنيدن و مث پرنده تو قفس بودن

  61. 20 خرداد 1395 - 9:20

    سلام اقاي دکتر !
    من يه دختر 16 سالم که چند وقته با خانوادم به مشکل خوردم.
    خانوادم فکر ميکنن که من هنوز بزرگ نشدم و بايد رو من کنترل داشته باشن و بنظرشون اينجوري ديگه روي من تسلط دارن ولي من فقط دارم عذاب ميکشم و بخاطر يه بيرون رفتن ساده مجبورم به هزار روش بپيچونمشون ... من چيکار بايد بکنم

  62. 1 خرداد 1395 - 15:40

    سلام وقتتون بخير دکتر، من هوش و توانايي بالايي دارم اما بخاطر ناراحتي گذشته روحيم يکم ضعيف شده وهوش و حواسم رو نميتونم جم کنم، خيلي سعي کردم تغيير کنم الان محيط کاري که هستم اجازه نميدن کار کنم چون حواسم جم نيست چکارکنم بنظرتون؟؟؟ وقتم تلف شده عصابم خيلي خرده، از اينکه به باور نميرسم ناراحتم

    دکتر بهزاد تریوهبا سلام و وقت بخير
    گمان مي کنم موضوعي که با آن درگير بوده ايد، پرونده اش هنوز در ذهنتان باز است و همچنان از شما انرژي مي گيرد. بايد موضوع را بازتعريف کنيد، موانع و چالش هاي موضوع را بررسي کرده و براي آينده برنامه ريزي کنيد.
    همين طور از تمرين هاي ذهن آگاهي نيز استفاده کنيد.
  63. 26 اردیبهشت 1395 - 10:40

    سلام.شوهرم اصن رفتار درستي تو زندگيم نداره وقتي مياد خونه ن حرفي ميزنه ن چيزي ميگه فقط تي وي ميوه شام خواب انگار ن انگار منو دخترم ک 6سالشه تو خونه وجود داريم.ازش ميپرسم ک دوسم داري يا ن دليل رفتارات چيه ميگه دوست دارم ولي من همينم.ي ادم چن سال ميتونه با اين جور ادمي زندگي کنه واقعا خسته شدم تو جمع ن باهام حرفي ميزنه ن چيزي همه درباره رفتارش نظر ميدن توروخدا راهنماييم کنين ميخام زندگيم درس شه راحت زندگي کن.ممنون از شما

  64. 22 اردیبهشت 1395 - 18:55

    سلام آقاي دکتر تريوه .من اصلا اعتمادبه نفس ندارم .ميخوام يه کاري رو شروع کنم همش فک ميکنم نميتوتم نميشه خسته شدم چيکار کنم

  65. 16 اردیبهشت 1395 - 19:17

    سلام دکتر تريوه

    من 3 ماهه که منتظر وقت ملاقات با شما هستم. چرا اينقدر وقت هاتون پره؟

    دکتر بهزاد تریوهسلام وقت بخير

    متاسفم از اينکه وقت گران بهاتون گرفته شده ولي در شرايط حاضر اولويت با مراجعيني هست که از لحاظ رواني در شرايط مناسبي نيستند و نياز به مراقبت و توجه بيشتري دارند. لطفا نام خود را در ليست انتظار مطب بگذاريد تا در نزديک ترين زمان ممکن با شما تماس گرفته شود و يا با همکاران روانشناس، مشاور و روانپزشک خوبم در ديگر کلينيک ها تماس بگيريد.

    باز هم پوزش ميطلبم، موفق و پيروز باشيد
  66. 8 اردیبهشت 1395 - 21:45

    بارها و بارها خواستم خودم حال خودمو خوب کنم....
    اما هربار شکست خوردم....هربار خودمو گول زدم که عب نداره اينبار حتما ميشه......
    يه بغض عجيبي شبا گلومو ميگيره.....
    يه آدمي بودم که فرکانس مثبت بودنم کيلومترها اطرافم رو پر مي کرد.... اما حالا فقط تنها ميشينم يه گوشه و بغض مي کنم.....
    از اينکه انقدر و بيشتر از سنم سختي کشيدم.....اشک ريختم و تنها بودم....... از اينکه هربار خدا رو صدا ردم اما سکوت ميکنه و چيزي نميگه.......
    از اينکه به خودکشي فکر ميکنم و جراتشو ندارم........
    تمام فرصتامو دارم از دست ميدم.....
    شدم يه آدمي که مرگشو زندگي ميکنه......
    حتي براي مراجعه به مشاورم تو شبهم.....نميدونم چيکار کنم.....
    دارم ديوونه ميشم......................

    دکتر بهزاد تریوهوقتي همه چيز روبراه است که اميدواري معنا ندارد ،
    اميد زماني ارزشمند است که همه چيز در بدترين شرايط است؛
    پس...
    هيچ وقت نا اميد نشو ،
    بويژه در اوج تاريکي و تنهايي و تلخي ...

    حتما با روانشناس خود تماس بگيريد و با وي ملاقات کنيد.

    خدا را فراموش نکنيد، همه ي ما روزگاري زمين خورده ايم و سخت ترين ها را چشيده ايم.
    موفق باشيد
  67. 19 فروردین 1395 - 1:53

    سلام آقاي دکتر شما به شخصي که بد ريخت پنداري حاد داره ميتونيد کمک کنيد؟

    دکتر بهزاد تریوهسلام وقت بخير
    بله رواندرماني لازمه.
    به قول حضرت مولانا: «صورت ظاهر چه جويي اي جوان/رو معاني را طلب اي پهلوان». افرادي که عزت نفس آنها از منابع مختلف مثل اخلاق، دانش، کمالات، هنر، درک و فهم، تحصيلات، بشردوستي منشا مي گيرد قطعا به ظاهر خود به عنوان بخشي از شخصيت و وجود خود مي نگرند، نه اينکه تنها دارايي آنان ظاهرشان باشد که روي آن وسواس پيدا کنند.
    موفق باشيد
  68. 1 اسفند 1394 - 1:51

    دو ساله که شديدا دچار عذاب روحي هستم
    در اين مدت 8 تا روانشناس عوض کردم ولي واقعا نتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم
    به خاطر يادآوري يه حادثه که مربوط به 25 سال پيش مي شد حالاحالم بده
    4 جلسه شوک گرفتم
    و انواع داروها رو به فواصل مختلف استفاده کردم
    2 بار رست به خودکشي زدم ولي حتي عرضه انجام درست اونها رو هم نداشتم
    تحمل جلسات روانکاوي رو نداشتم و هر دو جلسه شديدا حالم بد شد
    سعي مي کنم اوضاع تحت کنترلم باشه ولي ...
    دوباره دارم به خودکشي فکر مي کنم ولي از طرفي هم مي ترسم
    و البته از طرفي اين فکرها راحتم نمي زارن
    کلافه کلافه ام

    دکتر بهزاد تریوهسلام وقت بخير.
    ببينيد عوض کردن روانشناس بطور مکرر باعث ميشه درمان شما در سطحي ترين شکل ممکن عقيم بمونه. شما حتما بايد تحت درمان سريع قرار بگيرين و تحت نظر تيم متخصص روان قرار بگيرين. خاطرات قديمي که اينقدر حال شما رو خراب کردن ممکنه علايم يک اختلال اضطرابي بنام PTSD باشند که درمان خاص خودش رو ميطلبه. البته حتما بايد معاينه بشين.
  69. 27 بهمن 1394 - 13:11

    سلام آقاي دکتر
    من مدتي است که يکسري چيزها مثل بعضي کلمات، اسامي و حتي افکارم رو فراموش مي کنم ... براي رفع مشکلم ميتونم به شما مراجعه کنم

    دکتر بهزاد تریوهسلام وقت بخير. فراموشي علل متفاوتي دارد. بهتر است براي چکاپ کامل سلامت روان اقدام نماييد. کلينيک تخصصي رواندرماني ما، آماده انجام آزمايشات مختلف سلامت روان مي باشد.
  70. 6 آبان 1394 - 11:49

    با عرض سلام وخسته نباشيد
    من يه دختر 15ساله دارم خيلي وقته خيلي پرخاشگر شده باهاش من خيلي دوستانه برخورد ميكنم ولي مادرش نه. مدت يك ساله رفتارش خيلي عوض شده دوستاني انتخاب ميكنه كه همشون به يه نوعي داراي اخلاق وشئونات بدي هستن واز اونها سر مشق ميگيره تمام امكانات رفاهي ولوازم در اختيارشه .در اين شبكه هاي اجتمائي وارد ميشه ومخفيانه با پسر ها در ارتباطه بارها وبارها باهاش صحبت كردم ومسائل رو براش گفتم ولي بازم به طور مخفيانه ادامه ميده جديدا از رابطه با يه پسر شارژ تهيه كرده وتمام ساعاتهاشو بدور از منو مادرش با گوشي با اونه راهنمائيم كنيد تا بتونم اونو به خانواده برگردونم

    دکتر بهزاد تریوهسلام
    دختر شما در مرحله حساسي هست که روانشناسان به اين دوره سني دوره (طوفان و فشار) مي گويند. رفتارهاي ايشون پيش از موعد شکل گرفتن و شما رو نگران کردند.
    حتما از يه مشاور وقت بگيريد.
  71. 31 تیر 1394 - 18:19

    سلام آقاي دکتر من تصميم دارم خود کشي کنم خواهش ميکنم کمکم کنيد من 16 سالمه

    دکتر بهزاد تریوهدوست 16 ساله عزيز، حتما با يک مشاور خوب صحبت کن. خودکشي هيچ مساله اي رو درست نمي کنه

درخواست معرفی مطب

لطفا کمی لبخــند بزنیــد 😉

دکتریاب، درحال پردازش درخواست شما 😍 است