دکتر زهره حسینی
متخصص روانپزشک (اعصاب و روان)
با سلام.چیزهایی که گفتید برای هر انسانی ممکنه گاهی پیش بیاد اما اگر در مورد شما تکرار آن زیاد شده و باعث ایجاد مشکل در روابط بین فردی شما لازم است از روانپزشک و روانشناس کمک بگیرید.
16 مرداد 1405 - 17:26
16 مرداد 1405 - 15:56
متخصص روانپزشک (اعصاب و روان)
با سلام.چیزهایی که گفتید برای هر انسانی ممکنه گاهی پیش بیاد اما اگر در مورد شما تکرار آن زیاد شده و باعث ایجاد مشکل در روابط بین فردی شما لازم است از روانپزشک و روانشناس کمک بگیرید.
16 مرداد 1405 - 17:26
کارشناس ارشد روانشناس باليني ،روان درمانگر (فردي و زوجي)
با سلام
نیاز به ارزیابی داشته میتواند وسواس و نشخوار فکری که منشا ان افکار اتوماتیک خود ایند منفی باشد و نشان میدهد خیلی حساس و زود رنج نیز هستید صلاح دراین است به روان پزشک و روان شناس مراجعه نمایید
16 مرداد 1405 - 20:44
کارشناس ارشد روانشناسي| درمانگر و متخصص در حيطه بزرگسال |مشاوره فردي و زوج درماني| اختلالات وسواس، اضطراب، افسردگي، تنظيم هيجان، مسائل زناشويي،...
سلام. چیزی که توضیح دادین میتونه نشون بده بعضی اتفاقات، زخمها و تجربههای قبلی رو دوباره فعال میکنن؛ در نتیجه احساس فعلی خیلی شدیدتر از خود اتفاق به نظر میرسه و فرد احساس میکنه در اون گیر افتاده. این به معنی ضعف شما نیست، بلکه یک الگوی قابل بررسی در تنظیم هیجان و تجربههای آسیبزاست.
نکته مهم اینه که هدف، سرکوب احساس نیست؛ بلکه یاد گرفتن اینه که احساس رو تحمل و مدیریت کنین بدون اینکه مجبور بشین براساسش عمل کنین. این مهارتها در رواندرمانی، بهخصوص CBT و درمانهای متمرکز بر تروما، قابل یادگیری هستن.
اگر این حالت چند روز ادامه پیدا میکنه یا باعث میشه تحت تأثیر احساسات رفتارهایی انجام بدین که بعداً پشیمون بشین، بهتره با یک روانشناس متخصص در تروما صحبت کنین تا ریشه این الگو دقیقتر بررسی بشه.
16 مرداد 1405 - 21:0
کارشناس ارشد متخصص روانشناسي باليني و زوج درمانگر/ مشاور خانواده،پيش از ازدواج، اضطراب، افسردگي
سلام دوست عزیز،
این حالت میتواند نتیجهی فعالشدن دوباره زخمهای هیجانی گذشته باشد؛ یعنی اتفاق جدید، احساسات و خاطرات قبلی را فعال میکند و مغز دوباره همان تهدید را تجربه میکند.
راهکار اولیه: وقتی احساس شدید شد، بهجای تصمیم یا واکنش فوری بگویید: «این احساس واقعی است، اما لازم نیست بر اساسش عمل کنم.» چند دقیقه مکث، تنفس آرام و نامگذاری احساس («الان خشم/ترس/رنج دارم») کمک میکند از واکنش فاصله بگیرید.
اگر این حالت چند روز ادامه پیدا میکند یا باعث رفتارهای تکانشی میشود، رواندرمانی متمرکز بر تروما و تنظیم هیجان میتواند بسیار کمککننده باشد.
16 مرداد 1405 - 22:48
کارشناس ارشد دانشجوي دکتري تخصصي روانشناسي
سلام ما حافظه همخوان با خلق داریم یعنی زمانی که حالمون بده تمایل داریم مواردی رو از حافظمون ب یاد بیاریم ک مطابق با اون خلق منفی هستن و این افکار زمانی ما رو آزار میدن ک بیش از حد بهشون بها بدیم. صفات شخصیتی شما، مهارتهای شما و سبک زندگی شما توی تکنیکی ک بهتون بدم اثر میزاره و بخاطر همین اینجا نمیشه خیلی تکنیک خاصی داد.
17 مرداد 1405 - 13:33
کاندیدای دکترای تخصصی روانشناس باليني و رواندرمانگر- مشاور
سلام و وقت بخیر دوست است. اولین مورد برای دریافت راهنمایی صحیح دلیل حال بدتان است که توضیح داده نشده است. همیشه قرار نیست ما توانایی عبور از هیجانات منفی را راحت داشته باشیم. با یک روانشناس مشورت بفرمایید.
17 مرداد 1405 - 13:49
دکترای تخصصی روانشناس | مدرس دانشگاه |روان درمانگر فردي( بزرگسال)| مشکلات زوجين|
سلام دوست عزیز
کاملاً درک میکنم که چقدر تجربه این وضعیت و احساس بیدفاعی در برابر هجوم ناگهانی این احساسات منفی برایتان فرسوده کننده و سخت است.
علت علمی این اتفاق این است که ذهن و سیستم عصبی شما با شنیدن یک حرف یا نشانه کوچک، خاطرههای پردازشنشده و آسیبهای گذشته را دوباره فعال میکند و چون مغز در آن لحظه تفاوت “گذشته” و “حال” را تشخیص نمیدهد، شما را به همان وضعیت اضطراری و دفاعی سابق میبرد؛ این موضوع باعث میشود در احساسات منفی گیر کنید و حتی تکانشی عمل کنید.
برای رهایی از این چرخه، در قدم اول هرگاه احساس کردید این حالت شروع شده، با تمرکز روی تنفس عمیق شکمی یا لمس یک شیء فیزیکی در محیط تلاش کنید ذهن و بدنتان را به زمان “حال” برگردانید و با خود تکرار کنید که “آن اتفاق تمام شده و من اکنون در امانم”؛ در قدم بعدی پیشنهاد میکنم برای بازپردازش اصولی این گرههای قدیمی، حتماً از یک رواندرمانگر با رویکرد EMDR یا طرحوارهدرمانی کمک بگیرید تا این سیمکشیهای قدیمی مغز بازسازی شوند.
18 مرداد 1405 - 19:57
کارشناس ارشد تراپيست ،خانواده روانشناس باليني درمانگر و زوج درماني و کودک و نوجوان براساس طرحواره
درود بر شما
سلام. آنچه توصیف میکنید میتواند با دشواری در «تنظیم هیجان»، نشخوار فکری و واکنشپذیری هیجانی مرتبط باشد؛ یعنی پس از یک اتفاق، شدت هیجان منفی بالا میماند و ممکن است رفتار و تصمیمگیری نیز تحتتأثیر همان هیجان قرار گیرد. این الگو قابل درمان است. رواندرمانی با تمرکز بر شناسایی محرکها، اصلاح الگوهای فکری و آموزش مهارتهای تنظیم هیجان و کنترل تکانه میتواند کمککننده باشد.
19 مرداد 1405 - 2:19
کارشناس ارشد روانشناس کودک و نوجوان
اگر منظورتان مدیریت تروما و احساسات منفی است، بهتر است هدف «حذف احساس» نباشد؛ بلکه افزایش تحمل هیجان و بازسازی احساس امنیت باشد:
* شناسایی محرکهای مرتبط با تجربه آسیبزا و واکنشهای بدنی و هیجانی.
* نامگذاری احساسات بهجای سرکوب یا اجتناب از آنها.
* استفاده از تکنیکهای زمینگیرسازی (Grounding) هنگام فعالشدن خاطرات.
یخوابی، حملات اضطرابی یا اختلال جدی در عملکرد شده* ایجاد روتین خواب، فعالیت بدنی و ارتباطات حمایتی.
* کاهش اجتناب تدریجی و بازگشت مرحلهای به فعالیتهای روزمره.
* تقویت احساس کنترل و انتخابگری در زندگی روزانه.
اگر تروما باعث فلشبک، کابوس،
ب باشد، درمان تخصصی تروما مثل CBT متمرکز بر تروما یا روشهای معتبر دیگر توصیه میشود
در صورت تمایل با ما در ارتباط باشید
26 مرداد 1405 - 15:31
وضعیت شما احتمالاً ناشی از فعال شدن «حافظه هیجانی» و پاسخهای اجتنابی مغز به محرکهایی است که یادآور تروماها یا آسیبهای گذشته شما هستند. وقتی فرد در موقعیتی قرار میگیرد که خاطرات ناخوشایند قبلی را تداعی میکند، سیستم عصبی ممکن است در وضعیت «جنگ یا گریز» قفل شود؛ این باعث میشود شما به جای پردازش منطقی احساسات، در آنها غرق شوید و کنترلتان بر رفتارها کاهش یابد. برای مدیریت این حالت، تمرینات «ذهنآگاهی» (Mindfulness) و تکنیکهای «زمینگیر شدن» (Grounding) بسیار موثر هستند تا شما را از چرخه افکار منفی به زمان حال بازگردانند. همچنین، رویکردهایی مانند طرحوارهدرمانی یا درمان شناختی-رفتاری (CBT) میتواند به شما کمک کند تا الگوهای واکنشی خود را شناسایی کرده و با پردازش هیجانی، از گیر افتادن در این چرخهها جلوگیری کنید. برای دریافت راهنماییهای دقیقتر و درمان ریشهای این اختلال، میتوانید از متخصصان روانشناس و روانپزشک در وبسایت دکتریاب نوبت دریافت کنید.
همین حالا با پزشکان متخصص روانشناس به صورت تلفنی مشاوره بگیرید.
دریافت مشاوره تلفنیسلام و خسته نباشید خدمت همه شما روانشناسان عزیز. امیدوارم سوالم براتون خنده دار ...
بندہ اقا 42 سالہ و ھمسرم 48 سالہ از حدود 7 سال پیش روند سردی و بی میلی رابطہ و ب ...
پدرو مادر من با همسرم شوخی کردن و همسرم خیلی جدی و بی احترامی تلقی کرده و منو ا ...
سلام و عرض ادب خدمت همه دکترای عزیز و زحمتکش سایت🌸 سوال داشتم بدون اینکه وقتتون ...
پسرم 10 سالشه، خیلی وابسته به منی ک مادرشم هستش.و با این حال خیلی هم شیطونه و اذ ...