گندم
۲۶
۵۲
آقــا

استرس و اضطراب بعد از ازدواج ؟

سلام دوساله ازدواج کردم با مادرشهر زندگي ميکنم و اصلا مفهوم زندگي رو نفهميدم همسر بسيار آگاه و فهميده اي دارم ،مادرشوهرم آدم بدي نيست ولي رفتارهاش ‌اينکه مدام بايد سوال جواب بشم و اخيرن در جمع بي احترامي بهم شده بسيار منو فرد استرسي کردن چند روزيست که باهاش همصحبت نشدم و نرفتم خونش حالم خيلي خوبه..اينم بگم که آخرين ناراحتي که داشتم متاسفانه شنيدم که پشت سر من صحبت ميکرد با دخترش راهکاري بديد که چطور بايد ادامه بدم 

1 پـاسـخ


  • ضمن سلام و عرض ادب،خيلي خرسندم که با دور شدن از محرک‌هاي آسيب‌زا،و محرک‌هايي که باعث تشديد ناراحتي شما شده‌اند حالتان بهتر شده،اما اين را بدانيد که محرک‌ها هميشه وجود خواهند داشت،مخصوصاً اگر از فاميل‌هاي نسبي همسر باشد،جدايي از آنها شايد بتوانيم بگوييم امکان‌پذير نباشد و خواه ناخواه تاثير خود را بگذارند،ما نمي‌توانيم ديگران را تغيير دهيم اما مي‌توانيم با تغيير رفتار خود روي ديگران تاثير گذاشته و محرکي براي تغيير رفتار آنها باشيم،کنترل هيجان و خود تنظيمي رفتار اگر در شما بزرگوار ايجاد شود مي‌توانيد اين مشکلات را حل کنيد،ابتدا بايد يشه‌هاي آسيب‌هايي که شدتي بالاتر از حد نرمال دارند پيدا کنيم،بايد به باورهاي بنيادين برسيم و اگر نابهنجار بودند باورهاي به هنجار ايجاد کنيم،و اين ند جلسه تراپي را مي‌طلبد،خوشحال مي‌شوم در اين مسير رشد مراهيتان کنم شما رشد يافته‌ايد تنها به يک ليدر نياز داريد،با دکتر ياب در خدمتتان هستم.

    پاسخ پزشک مناسب بود؟ (0)(0)
بازدید : 11 مرتبه
پـرسـش جــدیــد
مراکز روانشناس در تهران

تخصص های پربازدید

دکتر گوارش در تهران
متخصص زنان و زایمان
متخصص ارتوپد
متخصص پوست، مو و زیبایی

سوالات مشابه